بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

شورش مهدی‌خانی

درباره

سن: ۲۶
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (سنی)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۸ مرداد ۱۳۸۸
محل: زندان مرکزی، سنندج، استان کردستان، ايران
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: عضویت در گروه چریکی مخالف نظام; افساد فی‌الارض
سن در زمان ارتکاب جرم: ۲۴

ملاحظات

او دیپلم داشت و شاگرد بنایی بود. 

خبر اعدام آقای شورش مهدی‌خانی از سوی وبسایت مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران- هرانا (۲۱ مرداد ۱۳۸۸) و انجمن زنان آذر مهر کردستان (۹ مرداد ۱۳۸۸) منتشر شد. اطلاعات تکمیلی درباره این اعدام از تحقیقات و مصاحبه بنیاد برومند با یکی از نزدیکان آقای مهدی‌خانی و وبسایت رسمی سازمان حقوق بشر کردستان- انسانیت (۲۸ بهمن ۱۳۸۷) به دست آمده است.

آقای شورش مهدی‌خانی فرزند سعید، ۲۶ ساله، کرد سنی، مجرد و ساکن محله نمکی در سنندج بود. او دیپلم داشت و با پدرش به عنوان شاگرد بنایی کار می‌کرد. به گفته یکی از نزدیکانش، آقای مهدی‌خانی فردی مذهبی و پایبند مذهب شافعی* بود، اما به هیچ گروه و سازمان خاصی وابستگی نداشت. او فردی آرام بود و با خانواده و دوستانش خوش‌برخورد بود. آقای مهدی‌خانی تفکرات مذهبی معمولی و  آرامی داشت و با هیچ کس در مورد عقیده‌اش بحث و جدل نمی‌کرد و تنها مردم را به خواندن قرآن و عقیده اهل سنت دعوت می‌کرد. (مصاحبه بنیاد برومند)

دستگیری و بازداشت

به گفته یک فرد آشنا، نیروی انتظامی در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۸۶ آقای مهدی‌خانی را بعد از منفجر شدن یک بمب صوتی که با موتور سیکلتش حمل می‌کرد در حالی که زخمی شده بود در کوچه بیمه ایران، جنب بانک سپه میدان آزادی سنندج دستگیر کرد. او بعد از دستگیری به مدت ۱۲ روز در بیمارستان بعثت سنندج بستری بود. آقای مهدی‌خانی در اثر آن حادثه انفجار یکی از کلیه‌هایش را از دست داد و در حالی که هنوز بهبود نیافته بود و در اثر درد ناله می‌کرد مدت ۹ ماه به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شد. او سه ماه بعد از دستگیری اجازه یافت برای نخستین بار یک تماس کوتاه با خانواده‌اش بگیرد. آقای مهدی‌خانی در دوران بازداشتش به ندرت با خانواده‌اش تماس تلفنی داشت و تنها چند بار خانواده‌اش را به مدت کمتر از ۳۰ دقیقه در حضور نیروهای اداره اطلاعات ملاقات کرد. به گفته یک فرد مطلع، او در دوران بازداشت خیلی ضعیف شده بود. (مصاحبه بنیاد برومند)

او بر اثر حادثه انفجار یکی از کلیه‌هایش را از دست داد

آقای مهدی‌خانی مرداد ماه ۱۳۸۷ سپس به زندان اوین تهران منتقل شد. او سپس در آبان ماه ۱۳۸۷ به زندان مرکزی سنندج منتقل شد و سپس موفق به گرفتن وکیل شد. (مصاحبه بنیاد برومند)

به گفته یکی از نزدیکان آقای مهدی‌خانی، نیروهای اداره اطلاعات سنندج در روز بازداشتش بدون اطلاع قبلی و بدون ارائه حکم بازرسی به منزلش رفتند و پس از به هم ریختن خانه، کتاب‌ها و سی‌دی‌های مذهبی آقای مهدی‌خانی را ضبط کردند. ماموران اطلاعات پس از بازرسی منزل ضمن بی‌احترامی به خانواده آقای مهدی‌خانی و کتک زدن پدرش، برادر کوچکتر و خواهرش را بدون داشتن حکم بازداشت دستگیر و به اداره اطلاعات سنندج منتقل کردند. برادر آقای مهدی‌خانی پس از ۲ ماه  و خواهرش بعد از ۱۵ روز بدون محاکمه و برگزاری دادگاه آزاد شدند. یکی دیگر از برادران آقای مهدی‌خانی نیز مدتی پس از دستگیری او به مدت ۴۵ روز بازداشت شد. (مصاحبه بنیاد برومند)

دادگاه

شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی سنندج، آقای مهدی‌خانی را در اواخر آذر ماه ۱۳۸۷ محاکمه کرد. دادگاه آقای مهدی‌خانی با حضور وکیلش تنها در ۱۵ دقیقه برگزار شد. (مصاحبه و تحقیقات بنیاد برومند)

او در ۱۵ دقیقه محاکمه شد

اتهامات

دادگاه، آقای مهدی‌خانی را به «محاربه و فساد فی‌الارض» متهم کرد. (تحقیقات بنیاد برومند)

بنابر گفته یکی از نزدیکانش، در اختیار داشتن مواد منفجره و تحصیل دروس دینی و دعوت مردم به عقیده اهل سنت از جمله اتهامات عنوان شده علیه آقای مهدی‌خانی بود. (مصاحبه بنیاد برومند)

در شرایطی که حداقل تضمین‌های دادرسی رعایت نمی شود و متهمان از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست. سازمان‌های بین المللی حقوق بشر به گزارش‌هایی اشاره می کنند مبنی بر این که مقامات جمهوری اسلامی ایران، در برخی موارد اتهامات کاذبی از قبیل قاچاق مواد مخدر یا ارتکاب جرائم عمومی و جنسی را به مخالفان خود (از جمله فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و یا اقلیت‌های قومی و مذهبی) نسبت داده و آنان را همراه با محکومان عادی دیگر اعدام می کنند. هر سال صدها نفر در دادگاه‌های ایران به اعدام محکوم می‌شوند اما شمار افرادی که بر اساس این گونه اتهامات کاذب به اعدام محکوم شده‌اند معلوم نیست.

مدارک و شواهد

به گفته یک فرد آشنا، درست کردن بمب صوتی توسط  آقای مهدی‌خانی که در حین حمل بر روی خود او منفجر شد از جمله مدارک ارائه شده علیه او بود. (مصاحبه بنیاد برومند) از جزئیات دیگر مدارک ارائه شده علیه او در دادگاه اطلاعاتی در دست نیست.

دفاعیات

بر اساس مدارک موجود، وکلای آقای مهدی‌خانی در مرحله تجدید نظرخواهی در دفاع از او به این موارد اشاره کردند:«او به علت جوانی دچار القائات غلط مذهبی قرار گرفته و قصد ترساندن غالب مردم جامعه را نداشته است پس محارب نیست، سوء نیت عام و خاص جهت ارتکاب جرم نداشته و فاقد عنصر معنوی می‌باشد، در اثر اقدامات متهم هیچ‌گونه ضرر و زیان مالی، روحی، و جسمی متوجه کسی نشده است و نارنجک‌های استفاده شده توسط ایشان صرفا صوتی بوده و قدرت تخریبی نداشته است، متهم هیچ‌گونه وابستگی به گروهک‌ها نداشته و رسیدگی به اتهام او قدری با تعجیل صوورت گرفته و عدالت و انصاف رعایت نشده است». (تحقیقات بنیاد برومند)

او را اعدام می‌کنیم تا درسی برای بقیه دوستانش باشد

بنا بر گفته یک فرد آشنا، آقای مهدی‌خانی بمب صوتی را برای مقابله با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) ساخته بود و قصد حمله یا انفجار آن درمراکز دولتی و نظامی را نداشت. (مصاحبه بنیاد برومند)

بنابر گفته یکی از نزدیکانش، نیروهای اطلاعات به خانواده آقای مهدی خانی گفته بودند که «او را اعدام می‌کنیم تا درسی برای بقیه دوستانش» باشد. (مصاحبه بنیاد برومند) از دفاعیات او در دادگاه اطلاعی در دست نیست.

خلاصه‌ای از ایراد‌های حقوقی دادرسی در پرونده آقای شورش مهدی‌خانی

با توجه به اطلاعات موجود همچون دادنامه آقای شورش مهدی‌خانی که در اختیار بنیاد برومند قرار گرفته است ایشان به اتهام محاربه و افساد فی الارض توسط دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شده است و دادگاه تجدید نظر استان کردستان رای دادگاه انقلاب را تایید کرد. بر اساس مفاد دادنامه ، آقای مهدی‌خانی اقدام به ساخت یک بمب صوتی نموده و این بمب را با خود حمل می‌کرده است. در حین حمل بمب منفجر شده و آقای مهدی‌خانی مجروح می‌شود. از شواهد و قرائن پیداست که اگر هم ایشان قصد انفجار بمب در مکان معینی را داشته است موفق نشده و این هدف وی تحقق نیافته است. بر اساس مقررات حقوقی مربوط به شروع جرم در زمان رسیدگی به این پرونده، شروع به جرم زمانی جرم است که اقدامات انجام گرفته جرم باشد. مضاف بر اینکه این قاعده در مورد جرایم حدی صادق نیست. در جرایم حدی از آنجا که دارای شرایط و مجازات مشخص در شرع است نمی‌توان از شروع به جرم سخن گفت. به عبارتی در جرایم حدی چنانچه قانونگذار مقرره‌ای در مورد شروع به جرم حدی ذکر نکرده باشد دیگر نمی‌توان در قالب حدود شروع به جرم حدی را مورد رسیدگی قرار داد. علاوه بر این در تبصره ۱ ماده ۱۸۳ قانون مجازات مقرر شده است که: «ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ روﯼ ﻣﺮدم ﺳﻼح ﺑﮑﺸﺪ وﻟﯽ در اﺛﺮ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ ﻣﻮﺟﺐ هراس هیچ ﻓﺮدﯼ ﻧﺸﻮد ﻣﺤﺎرب ﻧﻴﺴﺖ». این تبصره به طور واضح مشخص می‌سازد که عدم تحقق نتیجه در جرم محاربه یعنی هراس مردم باعث عدم تحقق آن جرم می‌شود. آقای مهدی‌خانی هر هدفی که داشته است به هر حال این هدف محقق نشده و انفجار بمب دست ساز به هیچ وجه موجب هراس عده‌ای از مردم نشده است. با این حال شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج بدون توجه به این موضوع جرم محاربه را محرز دانسته است که به نظر برخلاف موازین حقوقی بوده است.

بر اساس ماده ۲۳۳ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مرجع تجدید نظر آرایی که مجازات آن اعدام است دیوان عالی کشور می‌باشد. گرچه تا قبل از سال ۱۳۸۹ در مورد مرجع تجدید نظر احکام اعدام صادره از دادگاه انقلاب در مورد محاربه اختلاف نظر بود و برخی شعب معتقد بودند این احکام باید در دادگاه تجدید نظر مورد تجدید نظرخواهی قرار گیرد، اما رویه غالب این بود که دیوان عالی مرجع تجدید نظرخواهی از احکام است. همچنانکه بعدها در سال ۱۳۸۹ رای وحدت رویه مبنی بر صلاحیت دیوان عالی در مورد رسیدگی به تجدید نظرخواهی نسبت به احکام اعدام دادگاه انقلاب صادر شد. با این وجود مقامات قضایی کردستان برخلاف رویه غالب و متن ماده مذکور پرونده را برای تجدید نظرخواهی به دیوان عالی ارسال نکرده و در دادگاه تجدید نظر استان کردستان بررسی کرده‌اند. از طرف دیگر دادنامه شعبه دوم دادگاه انقلاب در ۳۰ آذرماه ۱۳۸۷ و تایید حکم در تاریخ ۳۰ دی همان سال بوده است. به عبارتی تمامی تشریفات مربوط به اعتراض به حکم و تجدید نظرخواهی در یک ماه صورت گرفته است. این اقدام کاملا برخلاف رویه و عرف قضایی است. اگر دقت شود که بیشتر از ۲۰ روز از این مدت صرف تشریفات اداری شده است متوجه خواهیم شد که رسیدگی در دادگاه تجدید نظر نسبت به این پرونده مهم و حجیم شتابزده و بدون دقت انجام شده است. عدم ارسال پرونده به دیوان عالی کشور و رسیدگی بسیار سریع به پرونده در دادگاه تجدید نظر این شائبه را به ذهن می‌رساند که مقامات قضایی سعی داشته‌اند هرچه زودتر این حکم را قطعی کنند.

حکم

شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی سنندج ، آقای شورش مهدی‌خوانی را به اتهام «محاربه و فساد فی‌الارض» در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۸۷ به «اعدام در ملأ‌عام» محکوم کرد.  شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان حکم اعدام او را در تاریخ  ۳۰ دی ماه ۱۳۸۷ تایید کرد، اما از تایید اجرای حکم اعدام در ملأ‌عام اطلاعی در دست نیست. 

بر اساس اطلاعات موجود، وکلای آقای مهدی‌خانی درخواست اعاده دادرسی و اعمال ماده ۱۸ کردند، اما به درخواست آنها رسیدگی نشد. (انسانیت، ۲۸ بهمن ۱۳۸۷)

بنا بر گفته یک فرد مطلع، حکم اعدام آقای مهدی‌خانی قرار بود در روز ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ اجرا شود ، اما به دنبال تلاش خانواده‌اش اجرای حکم به تعویق افتاد. (مصاحبه بنیاد برومند)

بنا بر گفته یک فرد آشنا، آقای مهدی‌خانی ۲۴ ساعت قبل از اجرا حکمش در روز ۶ مرداد ۱۳۸۸ به وکیلش در مورد زمان اجرای حکم اطلاع داد. وکیل آقای مهدی‌خانی از خانواده‌اش خواست که جهت توقف اجرای حکم و برگزاری مجدد دادگاه نامه‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی بگیرند. اعضای شورای شهر سنندج درخواست خانواده آقای مهدی‌خانی جهت توقف حکم او را امضاء کردند، اما آقای مهدی‌خانی بنا بر درخواست دادستان سنندج در ساعت پنج صبح روز پنج‌شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۸ در زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شد. (مصاحبه بنیاد برومند)

به گفته یکی از نزدیکان آقای مهدی‌خانی، مقامات محلی قبل از اجرای حکم اعدام او، بیگناهی‌اش را تأیید کرده بودند ولی اطلاعات توجهی نکرد. (مصاحبه بنیاد برومند)

بر اساس مستندات موجود، به دنبال اعدام آقای مهدی‌خانی،خانواده‌اش آمبولانس حامل جنازه آقای مهدی‌خانی را دنبال کردند که جنازه او را در بهشت محمدی سنندج تحویل بگیرند. خانواده‌اش جسد آقای مهدی‌خانی را تحویل گرفتند، اما با دستور دادستان سنندج مبنی بر این که جنازه را تا ۲۴ ساعت بعد تحویل ندهند،  ماموران امنیتی جسد را از خانواده‌اش پس گرفتند و به سردخانه منتقل کردند. خانواده‌ آقای مهدی‌خانی روز بعد به دنبال تحویل جسد او رفتند و ۳۲ ساعت بعد جسدش را با حضور ماموران اطلاعات و نیروی انتظامی تحویل گرفتند. خانواده آقای مهدی‌خانی پس از تحویل جسد، او را با حضور اعضای خانواده‌اش و چند تن از دوستانش در قبرستان بهشت محمدی سنندج دفن کردند. به گفته یک فرد آشنا، مردم از  ترس نیروهای امنیتی و انتظامی در مراسم تدفینش شرکت نکردند. (مصاحبه بنیاد برومند)

به گفته یک فرد مطلع، پس از صدور حکم اعدام برای آقای مهدی‌خانی و ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان کردستان، مادر او جهت اعتراض به حکم پسرش به دادگاه سنندج رفت. مادر آقای مهدی‌خانی به خاطر توهین دادستان سنندج به او و خانواده‌اش با دادستان درگیر شد و برای همین به اتهام توهین به دادستان به ۸۰ ضربه شلاق و ۱۰ روز زندان محکوم شد. حکم شلاق مادر آقای مهدی‌خانی بعد از اعدام پسرش در اوخر پاییز سال ۱۳۸۸ در دادگستری سنندج اجرا شد و سپس به زندان مرکزی سنندج منتقل شد. (تحقیقات بنیاد برومند)

-------------------------------------------

* مذهب شافعی نام یکی از مذاهب فقهی سنی از دین اسلام است که پیرو ابوعبدالله محمد ادریس شافعی از ائمه چهار گانه سنت و جماعت است. مذهب شافعی ازنظر قدمت سومین مذهب فقهی اهل سنت است که از محمد، ابوبکر، عمر، عثمان و علی پیروی می کنند.

تصحیح و یا تکمیل کنید