بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
یادبود
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران

یادبود امید

اقدام شما مؤثراست
با یاری به ما در ثبت تاریخ مشارکت کنید

زنان و مردانی که با سرگذشتشان در این صفحه آشنا می شوید امروز شهروندان شهری خاموش اند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافته اند.

این‌ جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت های گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعی شان قوام می بخشد. دلیل اشتراکشان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بی‌داد و نامردمی از حق حیات محروم شده اند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده می شد، زندگی خانواده ای متلاشی می گردید و دردی توصیف ناپذیر بر آنان تحمیل می شد، این همه را جهان دورادور نظاره می کرد.

محمد باقر لطیفی مقدم تهرانی…

سرهنگ برای سربازان مسکن و سربازخانه می‌ساخت و سیستم‌های آبیاری طراحی می‌کرد.  به گفته دخترش، از انقلاب ترسی نداشت چون هیچ خطایی مرتکب نشده بود.

ادامه

اکبر غفاریان امید…

خیرخواه، ورزشکار، مهربان، خانواده‌دوست، فداکار و مقتدر بود. به اسب‌سواری، شنا و تنیس علاقه داشت و هر وقت به پادگان جدیدی منتقل می‌شد، اصطبل و مانژ را راه‌اندازی می‌کرد

ادامه

محسن شکاری…

«ما دوزخ را رد کردیم، الان برزخیم مطمئن باش به بهشت هم می‌رسیم و با خدای آزادی حرف می‌زنیم!» این جملات آخر محسن شکاری بود به یکی از مشتری‌های کافه، جوانی که نام دانته را کرده بود مخفف «دشمن انسان، نابودیت تنها هدفمه».

ادامه