بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
یادبود
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران

یادبود امید

اقدام شما مؤثراست
با یاری به ما در ثبت تاریخ مشارکت کنید

زنان و مردانی که با سرگذشت‌شان در این صفحه آشنا می‌شوید امروز شهروندان شهری خاموش‌ند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافته‌اند.

این‌ جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت‌ گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعی‌شان قوام می‌بخشد. دلیل اشتراک‌شان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بی‌داد و نامردمی از حق حیات محروم شده‌اند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده می‌شد، زندگی خانواده‌ای متلاشی می‌گردید و دردی توصیف‌ناپذیر بر آنان تحمیل می‌شد، این همه را جهان دورادور نظاره می‌کرد.

شهریار شفیق…

ناخدا شفیق، خواهرزاده پادشاه ایران بود، اما تصمیم گرفت به جای زندگی مرفه در دربار، نزدیک به سربازانش بماند و در شرایط مشابه آنها زندگی کند. سربازانش «هم از او حساب می‌بردند و هم او را دوست داشتند.»

ادامه

بهرام احمدی…

او هنگام بازداشت هفده سال بیش نداشت. عمده فعالیتهای بهرام پخش جزوه‌ و سی‌دی‌هایی بود که برای مثال توجه مردم را به توهین مقامات مذهبی شیعه به باورهای اهل سنت جلب می کرد.

ادامه

حمید حاجی زاده (پورحاجی زاده)…

که در جوانی از استعداد های ادبی کشور بود پس از انقلاب فرهنگی از انجمن های ادبی روی گردان شد و انزوا گزید. امّا در خلوت به شعر گفتن ادامه داد و حتی خیال داشت...

ادامه