امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
زکریا
زکریا
منوچهر
منوچهر
جلال
جلال
حبیب‌الله
حبیب‌الله
محمدعلی
محمدعلی
مهران
مهران
صادق
صادق
فرشاد
فرشاد
غلامرضا (مظفر)
غلامرضا (مظفر)
سیدحمید
سیدحمید
عبدالرحیم (رحیم)
عبدالرحیم (رحیم)
سعید
سعید
محمد
محمد
محمدجواد
محمدجواد
حسین
حسین
۲۴۸۶۵
قربانی خشونت دولتی در امید
هر یک روزی به بی‌داد و نامردمی از زندگی محروم شده‌اند

یادبود امید

اقدام شما مؤثراست
با یاری به ما در ثبت تاریخ مشارکت کنید

زنان و مردانی که با سرگذشتشان در این صفحه آشنا می شوید امروز شهروندان شهری خاموش اند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافته اند.

این‌ جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت های گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعی شان قوام می بخشد. دلیل اشتراکشان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بی‌داد و نامردمی از حق حیات محروم شده اند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده می شد، زندگی خانواده ای متلاشی می گردید و دردی توصیف ناپذیر بر آنان تحمیل می شد، این همه را جهان دورادور نظاره می کرد.

نادر جهانبانی…

در بین افسران نیروی هوایی بسیار محبوب بود و هیچ مدرکی بر علیه او وجود نداشت. آیا محبوبیت‌اش موجب صدور حکم اعدام برای او شد؟

ادامه

محمد جعفر پوینده…

از ۱۰ سالگی برای کمک به خانواده‌اش کار می‌کرد و همزمان درس می‌خواند. جامعه‌شناس و مترجم بود و متون مربوط به حقوق بشر را ترجمه می‌کرد تا برای ایرانیان قابل استفاده باشند. ورود آخرین ترجمه‌اش به بازار با نام درباره روز حقوق بشر، با قتل او همزمان شد.

ادامه

ریحانه جباری ملایری…

ریحانه جباری ۱۹ساله، مستقل، بلند پرواز و شجاع بود. او می توانست طراحی مشهورباشد.

ادامه