امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
کامبیز
کامبیز
محسن
محسن
احمدعلی
احمدعلی
زکریا
زکریا
منوچهر
منوچهر
جلال
جلال
حبیب‌الله
حبیب‌الله
محمدعلی
محمدعلی
مهران
مهران
صادق
صادق
فرشاد
فرشاد
غلامرضا (مظفر)
غلامرضا (مظفر)
سیدحمید
سیدحمید
عبدالرحیم (رحیم)
عبدالرحیم (رحیم)
سعید
سعید
۲۴۹۶۸
قربانی خشونت دولتی در امید
هر یک روزی به بی‌داد و نامردمی از زندگی محروم شده‌اند

یادبود امید

اقدام شما مؤثراست
با یاری به ما در ثبت تاریخ مشارکت کنید

زنان و مردانی که با سرگذشتشان در این صفحه آشنا می شوید امروز شهروندان شهری خاموش اند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافته اند.

این‌ جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت های گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعی شان قوام می بخشد. دلیل اشتراکشان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بی‌داد و نامردمی از حق حیات محروم شده اند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده می شد، زندگی خانواده ای متلاشی می گردید و دردی توصیف ناپذیر بر آنان تحمیل می شد، این همه را جهان دورادور نظاره می کرد.

عنایت الله اشراقی…

بازنشسته شرکت نفت و ساکن زادگاهش شیراز بود. از طریق نشریات و کتاب‌های بهایی توانست به محفل مقدس محلی بهائیان راه یابد.

ادامه

محسن نصیری…

ادامه

سید احمد حسینی آرانی…

در وصیت ‌نامه‌ای که لحظاتی پیش از اعدام نگاشته بود،‌ آورده است: «این سطور را در آخرین لحظات زندگی می‌نویسم و می‌توانم بگویم که کاملا آرام هستم... من زندگی خود را کرده‌ام و در پایان این زندگی، که شاید نمی‌توانست بلندتر از این باشد، آرام، شاد و آسوده هستم».

ادامه