یادبود امید
زنان و مردانی که با سرگذشتشان در این صفحه آشنا میشوید امروز شهروندان شهری خاموشند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافتهاند.
این جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعیشان قوام میبخشد. دلیل اشتراکشان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بیداد و نامردمی از حق حیات محروم شدهاند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده میشد، زندگی خانوادهای متلاشی میگردید و دردی توصیفناپذیر بر آنان تحمیل میشد، این همه را جهان دورادور نظاره میکرد.
احمد نجاتی کارگر…
بعد از یک هفته و نیم از کما خارج شد. از خدمه بیمارستان خواست که به خانهاش زنگ بزنند. هرآنچه که بلافاصله پیش و پس از دستگیریاش برسر او آمده رسماً "نامعلوم" است.
کریم زرگر…
پایهگذار مؤسسه «راه معرفت» بود که با اتهام «افساد فیالارض» از طریق «تبلیغ و ترویج جنبش نوظهور عرفانی اکنکار» به اعدام محکوم شد
حبیبالله تنهائیان…
آقای تنهاییان در دوران کودکی، به خاطر محرومیت روستای گلین و وجود درگیری بین احزاب اپوزیسیون کرد و نیروهای دولتی، از ادامه تحصیل محروم شد و تنها در حد ابتدایی سواد داشت