امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
کامبیز
کامبیز
محسن
محسن
احمدعلی
احمدعلی
زکریا
زکریا
منوچهر
منوچهر
جلال
جلال
حبیب‌الله
حبیب‌الله
محمدعلی
محمدعلی
مهران
مهران
صادق
صادق
فرشاد
فرشاد
غلامرضا (مظفر)
غلامرضا (مظفر)
سیدحمید
سیدحمید
عبدالرحیم (رحیم)
عبدالرحیم (رحیم)
سعید
سعید
۲۴۹۰۹
قربانی خشونت دولتی در امید
هر یک روزی به بی‌داد و نامردمی از زندگی محروم شده‌اند

یادبود امید

اقدام شما مؤثراست
با یاری به ما در ثبت تاریخ مشارکت کنید

زنان و مردانی که با سرگذشتشان در این صفحه آشنا می شوید امروز شهروندان شهری خاموش اند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافته اند.

این‌ جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت های گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعی شان قوام می بخشد. دلیل اشتراکشان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بی‌داد و نامردمی از حق حیات محروم شده اند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده می شد، زندگی خانواده ای متلاشی می گردید و دردی توصیف ناپذیر بر آنان تحمیل می شد، این همه را جهان دورادور نظاره می کرد.

کمال ملایی…

آقای ملایی مکانیک بود و پدرش را در کودکی از دست داده بود.

ادامه

صمد طاهری…

از باقی‌مانده وسایل کارگری‌ کاشی‌کاری ساختمان، آثار هنری خلق می‌کرد. سرزنده بود و دوستانش از او خاطرات خوشی به یاد دارند. اهل کوه‌نوردی دسته‌جمعی بود. صدای خوبی داشت و آوازهای ترکی و لری را خیلی قشنگ می‌خواند.

ادامه

اکبر غفاریان امید…

خیرخواه، ورزشکار، مهربان، خانواده‌دوست، فداکار و مقتدر بود. به اسب‌سواری، شنا و تنیس علاقه داشت و هر وقت به پادگان جدیدی منتقل می‌شد، اصطبل و مانژ را راه‌اندازی می‌کرد

ادامه