امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
منوچهر
منوچهر
وحید
وحید
فرهاد
فرهاد
عبدالرضا
عبدالرضا
مرتضی
مرتضی
عباس
عباس
مسعود
مسعود
سیلوانا
سیلوانا
خورهه
خورهه
مویسس گابریل
مویسس گابریل
کارلوس
کارلوس
یانینا
یانینا
نائوم
نائوم
سباستیان
سباستیان
هوگو نوربرتو
هوگو نوربرتو
۲۱۶۱۴
قربانی خشونت دولتی در امید
هر یک روزی به بی‌داد و نامردمی از زندگی محروم شده‌اند

یادبود امید

اقدام شما مؤثراست
با یاری به ما در ثبت تاریخ مشارکت کنید

زنان و مردانی که با سرگذشتشان در این صفحه آشنا می شوید امروز شهروندان شهری خاموش اند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافته اند.

این‌ جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت های گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعی شان قوام می بخشد. دلیل اشتراکشان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بی‌داد و نامردمی از حق حیات محروم شده اند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده می شد، زندگی خانواده ای متلاشی می گردید و دردی توصیف ناپذیر بر آنان تحمیل می شد، این همه را جهان دورادور نظاره می کرد.

طاهره ارجمندی سیاوشی…

با خانواده‌اش در شیراز زندگی می‌کرد.  پرستار بود و مساعد هیئت معاونین بهائیان.  ٣٠ ساله بود که اعدام شد.

ادامه

ساسان آل کنعان…

در اوایل دهه ۱۳۸۰ اوضاع در کردستان ایران چندان آرام نبود. بعضی از دوستان آقای آل‌کنعان مخالف رژیم بودند. مادرش هرآنچه در توان داشت برای حفظ امنیت او انجام داد.

ادامه

هادی راشدی…

چهل سال داشت، دبیر شیمی بود و دانش آموزان بی بضاعت را به رایگان آموزش می داد

ادامه