امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
زکریا
زکریا
منوچهر
منوچهر
جلال
جلال
حبیب‌الله
حبیب‌الله
محمدعلی
محمدعلی
مهران
مهران
صادق
صادق
فرشاد
فرشاد
غلامرضا (مظفر)
غلامرضا (مظفر)
سیدحمید
سیدحمید
عبدالرحیم (رحیم)
عبدالرحیم (رحیم)
سعید
سعید
محمد
محمد
محمدجواد
محمدجواد
حسین
حسین
۲۴۸۹۱
قربانی خشونت دولتی در امید
هر یک روزی به بی‌داد و نامردمی از زندگی محروم شده‌اند

یادبود امید

اقدام شما مؤثراست
با یاری به ما در ثبت تاریخ مشارکت کنید

زنان و مردانی که با سرگذشتشان در این صفحه آشنا می شوید امروز شهروندان شهری خاموش اند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافته اند.

این‌ جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت های گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعی شان قوام می بخشد. دلیل اشتراکشان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بی‌داد و نامردمی از حق حیات محروم شده اند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده می شد، زندگی خانواده ای متلاشی می گردید و دردی توصیف ناپذیر بر آنان تحمیل می شد، این همه را جهان دورادور نظاره می کرد.

حسین تکبعلی‌زاده…

آقای حسین تکبعلی‌زاده در کودکی پدرش را از دست داد. فقر و اعتیاد و محرومیت از محبت خانوادگی برای او و صدها تماشاچی فیلم گوزن در آبادان فاجعه ای تاریخی رقم زد.  

ادامه

محمد (مصطفی) شفاعت…

متولد سال ۱۳۴۰ در همدان بود. یکبار بیست ساله که بود پاسداران برای دستگیریش رفتند اما او در خانه نبود. 

ادامه

حسین عساکره…

آقای عساکره ‌متاهل و دارای ۲ فرزند بود. او ساکن شهر سربندر در نزدیکی ماهشهر درجنوب خوزستان بود و تحصیلات دانشگاهی داشت.

ادامه