بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

منوچهر نجاتی

درباره

سن: ۱۷
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۳۵۹ — ۱۳۶۰
محل: کرمانشاه، استان کرمانشاه، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام فراقضایی
اتهامات: جرم نا‌مشخص
سن در زمان ارتکاب جرم: ۱۷

ملاحظات

اطلاعات در خصوص کشته شدن آقای منوچهر نجاتی فرزند ربابه و علی، از مصاحبه بنیاد عبدالرحمن برومند با یکی از نزدیکان وی (١٩ فروردین ١٣٩٧)، فرم الکترونیکی ارسال شده به بنیاد برومند (٢۵ اسفند ١٣٩۶) و هم چنین مدارک متعدد درباره شکایت مطرح شده توسط خانواده نجاتی از افرادی که در ربودن فرزندشان نقش داشتند، از جمله نامه‌ایی از سپاه پاسداران کرمانشاه (١١ شهریور ١٣۶٠) و شواهد مرگ وی به بنیاد برومند، بدست آمده است. اطلاعات در مورد گروه و افرادی که آقای نجاتی را دستگیر کرده‌اند، از سایت بیداران، خبرگزاری فارس (١ مهر ١٣٨٩) و روزنامه کیهان (١١ مهر ١٣٨٩) جمع آوری شده است.

آقای نجاتی، کوچکترین پسر خانواده و متولد ۱۳۴۲ در کرمانشاه بود. او مجرد و دانش‌آموز سوم دبیرستان در رشته ریاضی فیزیک بود. اعضا خانواده و دوستانش او را فردی مهربان، باهوش، درس‌خوان، سر به راه، روشن و عدالت‌جو توصیف می‌کنند که رابطه‌اش در خانه و با دیگران خوب بود و آزارش به کسی نمی‌رسید. آقای نجاتی به موسیقی و ریاضیات علاقه زیاد داشت. (مصاحبه بنیاد(

بر اساس اطلاعات موجود، آقای نجاتی در بخش دانش‌آموزی و دانشجویی سازمان پیکار (دال دال) فعالیت می‌کرد. فعالیت او در این سازمان نوشتن شعار، پخش اعلامیه، فروش نشریات سازمان و هم چنین تشکیل جلسات سیاسی بود. آقای نجاتی یک بار پیش از سال ١٣۶٠ برای چند روز دستگیر و پس از اخذ تعهد آزاد شده بود. او در زمان دستگیری آخر ١٧ ساله بود. (مصاحبه بنیاد(

قوانین بین‌المللی بطور اکید استفاده از مجازات اعدام را برای افرادی که در هنگام ارتکاب جرم زیر۱۸ سال سن بوده‌‌اند ممنوع کرده است. ایران به عنوان یکی از کشورهای عضو میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون حقوق کودک متعهد گشته است که افرادی را که در دوران کودکی مرتکب جرم شده‌‌اند اعدام نکند.

مرگ آقای نجاتی

بنا بر اطلاعات موجود، آقای نجاتی در صبح روز ٢٠ تیر ماه ١٣۶٠ توسط چهار نفر افراد شناخته شده از گروه شیت*، در کرمانشاه ربوده شد و به بیرون شهر کرمانشاه در منطقه تنگ کنشت بین کوهستان طاق بستان برده شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. پس از آن خبری از او نبود و مفقودالاثر شد.

بر اساس اطلاعات موجود، آقای نجاتی ساعت ۶ صبح آن روز به همراه دوستش برای شعارنویسی از خانه‌اش در محله ششم بهمن شهرستان کرمانشاه خارج شد و در حوالی میدان سی‌متری، توسط چهار نفر از اعضای گروه شیت* مورد شناسایی قرار گرفت و با تهدید اسلحه متوقف و بازرسی شد. پس از بازرسی، افراد گروه شیت قصد دستگیری آقای نجاتی و دوستش را داشتند که هر دو فرار کردند. اما در کوچه‌ای بن‌بست به دام افتادند. چهار عضو گروه شیت آنها را سوار ٢ موتورسیکلت کرده و از شهر خارج کردند. در بین راه موتور حامل دوست آقای نجاتی خراب شد و آنها مجبور به توقف شدند، در حالی که موتور حامل آقای نجاتی به مسیر خود به سمت منطقه طاق بستان در خارج از شهر ادامه داد. هنگامی که دوست آقای نجاتی به محل رسید، مشاهده کرد که آقای نجاتی نیمه جان و خون آلوده است و افراد هم مشغول کتک زدن وی هستند. پس از آن دوست آقای نجاتی نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفت. اعضای گروه شیت سپس به دوست آقای نجاتی گفتند که آنها قصد کشتن آقای نجاتی را دارند و او می تواند برود و اگر ماجرا را به کسی بگوید او را نیز خواهند کشت. اما او قبول نکرد، رو به مهاجمان گفت تا منوچهر را نیز آزاد نکنند از آنجا نخواهد رفت. مهاجمان دو گلوله به سوی وی شلیک کردند و او ناچار از ترس جان فرار کرده و صبح همان روز با حالتی وحشت زده به خانه آقای نجاتی رفت و جریان را به خانواده وی اطلاع داد. (متن شکایت مادر آقای نجاتی از یکی از افراد گروه در تاریخ ٣٠ تیر ماه ١٣۶٠)

واکنش مسئولان

بنا به اظهار مقامات رسمی، فرد مورد شکایت، رابطه‌ای با سپاه ندارد و از پرنسل کمیته پاسداران نیز نبوده است منتها با کمیته همکارهایی داشته است و هم چنین با رهبری انصار حزب‌الله کرمانشاه نیز نزدیکی دارد. (نامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

واکنش خانواده

خانواده آقای نجاتی بعد از ناپدید شدن فرزند ١٧ سالهیشان با مراکز دولتی تماس گرفتند، اما هیچ مرجعی پاسخگو نبود. مادر آقای نجاتی از یکی از افرادی که پسر او را دستگیر کرده بود –این فرد در یک دبیرستان با آقای نجاتی تحصیل می‌کرد و با او اختلافاتی نیز داشت- به شعبه ۴ دادگستری کرمانشاه شکایت کرد و از دادگاه تقاضای دستگیری و انجام تحقیقات از این فرد را کرد. با اینکه این فرد دو بار به دادگاه فرا خوانده شد اما هیچ حکمی علیه او صادر نشد. این فرد بعدها یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و در سال ١٣٨٩ به اتفاق دخترش در یک تصادف اتوموبیل کشته شد. (مصاحبه) در یادبود او آمده است، مرحوم در دستگیری و راهنمایی جوانان شهر و دیارش در مسیر انقلاب اسلامی بسیار توانمند و کوشا بود. (روزنامه کیهان)

تأثیرات بر خانواده

بنا بر اطلاعات موجود، مفقودالاثر شدن آقای نجاتی برای خانواده وی بسیار سخت بود و هنوز هم هست. به گفته یکی از نزدیکان وی، «مورد آقای نجاتی، موردی است که از همه بدتره، ما نه جسدی از او داریم، نه قبری ازش داریم که تسلای برای دل آدم باشد. الان سی و خرده‌ای سال از این ماجرا می گذرد.» 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 *- گروه شورای یاوری تهیدستان (شیت): این گروه در سال ١٣۵۶ در کرمانشاه تشکیل شد. پس از انقلاب ١٣۵٧ اعضای این گروه به ربودن و دستگیری افراد شناخته شده و هواداران سازمان‌های موجود پرداختند. در آن زمان، تعدادی از اعضای گروه‌های مخالف به شکل مرموزی جان باختند که در افکار عمومی این قتل‌ها به گروه شیت نسبت داده می‌شد.این گروه در سرکوب نیروهای سیاسی بصورت فعال کار می کرد. کارشان به دام انداختن و شناسائی مخالفان بود. آنها افراد را دستگیر می کردند و تحویل زندان می دادند. اگر کسی از طرف آنها دستگیر می شد، آش و لاش به زندان می رسید. بچه ها در زندان می گفتند دستگیر شدن توسط دادستانی و سپاه کم دردتر است تا دستگیر شدن بوسیله این گروه شیت. برای اطلاع بیشتر در باره این گروه به مصاحبه بیداران با آقای محمدرضا اسکندری مراجعه شود.

تصحیح و یا تکمیل کنید