بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

آرمان استخریان

درباره

سن: ۱۷
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۰ تیر ۱۳۸۸
محل: استان فارس، ايران، شيراز
نحوه کشته‌شدن: اعدام خودسرانه
اتهامات: اتهام نامعلوم
سن در زمان ارتکاب جرم: ۱۷

ملاحظات

جوانی ۱۷ ساله، خجالتی، و می‌توان گفت گوشه‌گیر بود. در شیراز کلاس کاراته می‌رفت و به ورزش علاقه داشت. پوسترهای انتخاباتی به در و دیوار زده بود و در توزیع یک سی دی انتقادی درباره رئیس‌جمهور وقت هم کمک کرده بود.

خبر کشته شدن آقای آرمان استخریان در سایت "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" (هرانا) در تاریخ ۲۳ تیر و ۱۷ مرداد ۱۳۸۸ منتشر شد. اطلاعات در مورد آقای استخریان از مصاحبه بنیاد برومند با منابع آگاه بدست آمده است.

آقای آرمان استخریان، ١٧ ساله، دانش آموز بود. به گفته مصاحبه شونده، او بسیار خجالتی و مودب بود و به ورزش (کاراته) علاقه داشت. او پس از فوت پدرش به خاطر سختی‌هایی که کشید، منزوی و گوشه گیر شد و بیشتر وقت خود را به استفاده از اینترنت می‌گذرانده است. پیش از انتخابات ریاست جمهوری، آقای استخریان بسیار فعال شده بود.

بنا به گفته منبع آگاه، قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران فضای باز و آزادی در شیراز حکم فرما شده بود. در همین فضا مردم شروع به پخش خودجوش یک سی‌دی به نام «نود سیاسی» کردند. این سی‌دی به افشاگری در مورد رئیس جمهور وقت، محمود احمدی نژاد که دوباره کاندید ریاست جمهوری شده بود، می‌پرداخت. آقای استخریان در زمینه کپی و پخش این سی‌دی فعالیت زیادی می‌کرد. او هچنین پوسترهای انتخاباتی را به اتومبیل‌ها می‌چسپاند.

پس از اعلام پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، معترضان در شیراز به خیابان‌ها ریختند. بنا به گفتۀ کسانی که در جریان اعتراض‌های مردمی در شیراز حضور داشته‌اند، در روز ٢٣ خرداد مردم تجمع‌هایی برگزار کردند. در این روز با اینکه نیروهای امنیتی در خیابان‌ها حضور محسوس داشت و با پرتاب گاز اشک آور سعی در متفرق کردن تظاهرکنندگان داشتند، با این حال، از فردای آن روز، نیروهای بسیجی نیز برای سرکوب مردم به میدان آورده شدند و شدت درگیریها بیشتر شد. پلیس ضد شورش به سمت مردم تیراندازی می‌کرد، مردم را بشدت کتک می‌زد و فحش‌های رکیک به کار می‌برد. مردم نیز برای عقب راندن پلیس و دفاع از خود به سنگ پرانی می‌پرداختند. درگیری‌ها در خیابان ملاصدرا و اطراف دانشگاه شیراز شدت بیشتری داشت. شاهدان عینی از تیر خوردن حداقل ٢ نفر در روز ٢٥ خرداد خبر می‌دهند که یکی از آن‌ها ٢٦ یا ٢٧ ساله بوده است و تیر به پهلوی او خورده بود و دیگری جوان ٢٣ یا ٢٤ ساله بوده است که تیر به ران او اصابت کرده بود. از سرنوشت این دو تن خبری در دست نیست. همچنین، شاهدان اظهار می‌کنند که بر اساس شنیده‌های آن‌ها، در همانروز دو نفر ‌در نزدیکی «صدا و سیمای شیراز» کشته شده‌‌اند. این تجمع‌های اعتراضی تا مدت‌ها در خیابان ملاصدرا و به خصوص در اطراف دانشگاه شیراز ادامه داشت.

بنا بر اطلاعات موجود، آقای استخریان در روز سوم تیرماه ١٣٨٨، در یکی از تجمع‌های اعتراضی در خیابان ملا صدرا شرکت کرده بود. در جریان این اعتراض، نیروهای لباس شخصی و پلیس ضد شورش، خیابان را از دو طرف بستند و به مردم حمله کردند. در جریان این درگیری آقای استخریان مورد اصابت باتوم قرار گرفت. مردم او را به بیمارستان نمازی که در نزدیکی محل درگیری واقع بود، انتقال دادند. او بر اثر ضربه‌ای که به سرش خورده بود به کما رفت. او پس از ١٢ روز به بیمارستان «ام.آر.آی» شیراز انتقال داده شد و سر انجام در روز بیستم تیرماه پس از هفده روز کما، جان باخت. جسد او پس از ٣ روز به خانواده‌اش تحویل داده شد و خانواده‌اش او را در روز ٢٤ تیرماه در دارالرحمه شیراز به خاک سپردند.

واکنش مسئولان

هیچ‌یک از مقام‌های رسمی، مضروب شدن و فوت آقای استخریان توسط پلیس ضد شورش را تأیید یا تکذیب نکرده است.

خانواده

خانواده آقای استخریان در مورد کشته شدن او و ارتباط آن با اعتراض‌های ضد دولتی سکوت کرده‌اند. مصاحبه شونده علت این سکوت را نسبت فامیلی نزدیک آن‌ها با یکی از مقام‌های مسئول دولتی می داند که مرگ آقای استخریان را بر اثر جراحات ناشی از تصادف در خیابان ملا صدرای شیراز جلوه ‌داده بود. وی امکان کشته شدن آرمان در تصادف را رد کرده و یاد آور شده بود که در روز زخمی شدن وی، خیابانی که به گفته خانواده تصادف در آنجا رخ داده، به خاطر حرکت‌های اعتراضی بسته بوده و امکان تردد اتومبیل در آن وجود نداشته است. گفته می‌شود خانواده آقای استخریان پس از دفن او سریعاً از خانه خود که در یکی از محلات فقیرنشین شیراز واقع بود، نقل مکان کردند و به یکی از محلات اعیان‌نشین شیراز نقل مکان کردند.

همچنین بر اساس گفتۀ مصاحبه شونده، کارکنان بیمارستانی که آقای استخریان در آن بستری بود، خبر داده بودند که کسی در روز حادثه به خاطر تصادف ماشین بستری نشده و یکی از آن‌ها تایید کرده که او بر اثر ضربه باتوم به سرش به کما رفته است. همچنین فردی که در خیابان ملا صدرای شیراز کار می‌کند، مضروب شدن او را توسط پلیس ضد شورش مشاهده کرده بود.

خلاصه رویدادهای ایران پس از انتخابات

پس از اعلام پیروزی مجدد محمود احمدی‌نژاد با اکثریت ٦٣/٦٢ درصدی آرا در دهمین دوره انتخابات رییس جمهوری ایران، که در تاریخ جمعه ٢٢ خرداد ١٣٨٨ برگزار شد، اعتراضهای سراسری مردم به نتیجه انتخابات شروع شد. سرویس پیامک تلفنهای همراه در ایران، از ساعت ١١ شب پنج‌شنبه (٢١ خرداد ١٣٨٨) قطع شد. این اختلال در سرویس پیامک در طول برگزاری انتخابات و تا دهم تیرماه ادامه داشت. در هنگام برگزاری انتخابات، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران اعلام کرد که تجمع هوادارن نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور غیرقانونی است. عصر همان روز مانوری به نام مانور اقتدار در میدانهای مختلف شهر تهران و با هدف «برقراری نظم و امنیت در شعب و صندوق‌های اخذ رأی» در تهران انجام شد. در حالی که وزیر کشور ایران گفته بود اعلام تدریجی نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از اذان صبح (حدود ساعت چهار صبح) آغاز خواهد شد، رئیس ستاد انتخابات کشور کمی پس از نیمه شب اعلام نتایج را آغاز کرد.

پس از اعلام نتیجه، مردم با اعتقاد بر اینکه تقلب انجام گرفته است در روز ٢٣ خرداد به خیابانها آمدند و اعتراض خود را ابراز داشتند. موسوی، کروبی و رضایی، رقیبان احمدی نژاد در این انتخابات، اعلام کردند که تخلفات زیادی در انتخابات انجام گرفته است و به نتیجه اعتراض کردند. آنها شکایت خود را به شورای نگهبان ارایه کردند و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد شدند. در عین حال، ولی فقیه ایران، آیت الله خامنه‌ای قبل از بررسی نتیجه توسط شورای نگهبان، پیروزی محمود احمدی نژاد را تبریک گفت. تعداد زیادی از افرادی که در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی فعالیت داشتند بازداشت شدند.

روز ۲٥ خرداد، راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در خیابانهای مرکزی تهران برگزار شد. به نقل از شهردار تهران، گفته می‌شود حدود سه ملیون نفر در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند. درهنگام پایان گرفتن راهپیمایی، عده‌ای از مردم توسط نیروهای شبه‌نظامی، کشته و زخمی شدند. دولت ایران برای جلو گیری از انتشار اخبار، خبرنگاران خارجی را اخراج کرد و خبرگزاریها را از فرستادن اخبار منع نمود. در سه روز بعد نیز، راهپیمایی‌های گسترده و آرام با شرکت معترضان در تهران برگزار شد. به دنبال اعلام حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در نماز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨ و هشدار وی به معترضان مبنی بر اینکه مسئولیت هرج و مرج و تبعات آن به عهده خودشان است، که سازمان عفو بین الملل آن را «مشروعیت بخشیدن به اعمال خشونت توسط نیروهای انتظامی» برای سرکوب معترضان خواند، سرکوبها صورت جدیدی به خود گرفت. در روز ۳۰ خرداد و پس از آن، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به سرکوب معترضان پرداختند. هر گونه تجمع مردمی غیر قانونی اعلام شد و توسط پلیس و لباس شخصیها به خشونت کشیده شد.

نیروهای شبه نظامی موسوم به لباس شخصی، گروههایی هستند که در جریان تجمعها و فعالیتهای صنفی، دانشجویی، انتخاباتی واعتراضی برای سرکوب مردم استفاده می‌شوند. از اینکه این گروهها چگونه سازماندهی می‌شوند یا از چه کسانی دستور می‌گیرند، اطلاعات زیادی در دست نیست. این نیروها لباس معمولی بر تن می‌کنند و فاقد یونیفرم مشخص هستند. آنها گاه با چوب و چماق و گاه با زنجیر و چاقو یا با باتون و اسلحه گرم تجهیز می‌شوند و زمانی که حکومت قصد سرکوب مردم را دارد ظاهر می‌شوند. آنچه روشن است، اینست که نیروهای انتظامی اگر با آنها همراهی نکنند، هیچ واکنشی برای مهار خشونت آنها نشان نمی‌دهند و لباس شخصی‌ها آزادانه در میان نیروهای انتظامی رفت و آمد می‌کنند و در برابر پلیس اقدام به ضرب و شتم وحشیانه معترضان می‌کنند. در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ماه ١٣٨٨، مردم با قرار دادن عکس این افراد در اینترنت، تعدادی از آنها را شناسایی کردند و مدارکی دال بر رابطه این افراد با بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی ارایه دادند. در بیست پنجم شهریور ماه ۱۳۸۸ جانشین فرمانده سپاه سيدالشهداء استان تهران شرکت فعال نیروی مقاومت بسیج و نقش تعیین کننده آنها را در سرکوب مردم تایید کرد و گفت: «بسيجی‌ها با حضور خود در حوادث اخير چشم فتنه‌گران را كور كردند و بايد از آن‌ها قدردانی شود... دشمنان اسلام با غبارآلود كردن فضا می‌خواستند در حوادث اخير سوءاستفاده كنند اما به حمدالله با روشنگری مقام معظم رهبری در مقابل اين فتنه پيروز شدیم.» وی همچنین تأکید کرد که: «جوانان غيور و ولايت‌مدار بسيجی كه نسل دوم و سوم انقلاب بودند در اين صحنه موفق شدند و پيروز ميدان بودند.»

در جریان اعتراضات خسارتهایی به اموال شهروندان وارد شد. در آن زمان، مقامهای مسئول و رادیو و تلویزیون دولتی سعی کردند این تخریبها را به معترضان نسبت دهند و سرکوب را توجیه کنند. این در حالی بود که عکسهای و فیلمهایی در اینترنت منتشر شد که نیروهای انتظامی را در حال تخریب، در خیابانهای فرعی و جاهای خلوت و دور از جریان اعتراضهای مردمی نشان می‌دادند. همچنین فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی در تاریخ ٢٨ مهر ١٣٨٨ در همایش عمومی فرماندهان و مدیران فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، تخریب اموال شهروندان توسط نیروهای انتظامی را اذعان داشت و مسئولیت آنرا پذیرفت.

اطلاع دقیقی از تعداد کشته شدگان، زخمیها و ناپدید شده‌ها در دست نیست. بنا بر گزارشهای مختلف، تعداد قربانیان این راهپیماییها در سراسر ایران، صدها نفر است که نام بیش از ٧٠ نفر گزارش شده است. همچنین مقامهای مسئول، خانواده برخی از قربانیان را تهدید کرده‌اند که سکوت اختیار کنند و با رسانه‌‌ها مصاحبه نکنند. گفته می‌شود که شرایط پس دادن جسد به خانواده‌ها، عوض کردن علت فوت در گواهی پزشکی قانونی به علل طبیعی مانند سکته قلبی و...، سلب حق شکایت از بستگان کشته شده‌ها و خودداری از برگزاری مراسم یادبود برای عزیزانشان بوده است. بر طبق اعلام منابع دولتی، پس از ۲۲ خرداد، بیش از ٤٠٠٠ نفر در سراسر کشور بازداشت شدند که تعداد کثیری در بازداشتگاه کهریزک بدون رعایت حقوق زندانیان و حداقل امکانات بهداشتی نگهداری شدند. گزارشهای متعددی در مورد خشونت، شکنجه و تجاوز به بازداشت شدگان منتشر شده است. تعدادی از بازداشت شدگان در اثر ضرب و شتم در دوران بازداشت و شرایط سخت و طاقت فرسا و شکنجه‌هایی که در زندان کهریزک متحمل شدند، جان سپردند.

تصحیح و یا تکمیل کنید