بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

ناصر امیرنژاد

درباره

سن: ۲۶
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۵ خرداد ۱۳۸۸
محل دفن مشخص است: بله
محل: کوچه صفا، میدان آزادی، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه

ملاحظات

اهل یاسوج و "الگو" و مورد تحسین دیگران بود. او دانشجوی ترم آخر رشته هوافضای، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران بود

اطلاعات در مورد اعدام خودسرانه و زندگی آقای ناصر (اَدی) امیرنژاد فرزند رشید، از طریق  فرم الکترونیکی ارسالی از سوی یکی از دوستانش به بنیاد عبدالرحمن برومند (۱۹ آذر ۱۴۰۳)، وبسایت‌های پرچم (۱۱ مهر ۱۳۸۸)، کمیته گزارشگران حقوق بشر (۳۱ خرداد ۱۳۸۸)، ایسنا (٢٠ مهر ١٣٨٨)، موج آزادی (٢٥ تیر١٣٨٨)، شبکه خبر دانشجو (١١ مرداد ١٣٨٨)، جنبش راه سبز (۳۱ خرداد ۱۳۸۹)، خبرنامه گویا (۱۹ خرداد ۱۳۸۸و ۱۳ مرداد ۱۳۹۰)، رادیو فردا (۱۳ آذر ۱۳۹۳)، خبرگزاری صدا و سیما کهگیلویه و بویراحمد (۸ دی ۱۳۹۵، ۱۸ دی ۱۳۹۷ و ۹ دی ۱۴۰۲)، وبلاگ دست نوشته (٣٠ خرداد ١٣٨٨) و وبلاگ نگین تاج- دل نوشته‌های یک دوست برای یک فرا دوست (خرداد ۱۳۸۹- خرداد ۱۳۹۰) بدست آمده است. 

نام آقای امیرنژاد در فهرست «اسامی و مشخصات دقیق ٧٢ شهید جنبش سبز» که به کوشش مشاور ارشد میرحسین موسوی (کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری) تهیه و در ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ در سایت نوروز انتشار یافت، نیز درج شده است. همچنین اطلاعات در مورد تیراندازی‌ از پایگاه بسیج عاشورا در روز ٢٥ خرداد ١٣٨٨ از طریق مصاحبه بنیاد برومند با یک شاهد عینی که در محل حضور داشت، استخراج شده است.

آقای ناصر امیرنژاد، متولد روستای محمودآباد از توابع یاسوج، ٢٦ ساله، مجرد و دانشجوی ترم آخر رشته هوافضای، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران بود. دوستانش او را به «نمونه بودن می شناختند.» (وبلاگ دست نوشته- ٣٠ خرداد ١٣٨٨)

آقای امیرنژاد، در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در انتخابات شرکت کرد و به گفته دوستش: «۲۲ خرداد ۱۳۸۸رسید و ناصر مثل خیلی دیگه از همکلاسی‌هاش رای سبزشو بدست کسانی سپرد تا بشمرنش کسانی که تا اون روز بهشون اعتماد داشت، اما چه اعتماد بی جایی.» و اینکه: «خوب یادمه که ناصر چقدر برای انتخابات شوق داشت. تو میتینگ‌ها شرکت می‌کرد و با تمام سادگیش وارد بازی سیاست شده بود. پسر خیلی ساده‌ای بود و فقط می‌خواست وطنش آباد‌تر باشه. نه از خط‌بندی‌های سیاسی خبر داشت و نه از سیاهی سیاست. (وبلاگ نگین تاج- خرداد ۱۳۸۹- خرداد ۱۳۹۰)

آقای امیرنژاد به همراه دوستانش در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ برای اعتراض به نتیجه رای انتخابات در راهپیمائی بزرگ تهران شرکت کرد.   

 خلاصه رویدادهای ایران پس از انتخابات ۱۳۸۸

پس از اعلام پیروزی مجدد محمود احمدی‌نژاد با اکثریت ۶۳/۶۲ درصدی آرا در دهمین دوره انتخابات رییس جمهوری ایران، که در تاریخ جمعه ٢٢ خرداد ١٣٨٨ برگزار شد، اعتراض‌های سراسری مردم به نتیجه انتخابات شروع شد. سرویس پیامک تلفن‌های همراه در ایران، از ساعت ١١ شب پنج‌شنبه (٢١ خرداد ١٣٨٨) قطع شد. این اختلال در سرویس پیامک در طول برگزاری انتخابات و تا دهم تیرماه ادامه داشت. در هنگام برگزاری انتخابات، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران اعلام کرد که تجمع هواداران نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور غیرقانونی است. عصر همان روز مانوری به نام مانور اقتدار در میدان‌های مختلف شهر تهران و با هدف «برقراری نظم و امنیت در شعب و صندوق‌های اخذ رأی» در تهران انجام شد. در حالی‌که وزیر کشور ایران گفته بود اعلام تدریجی نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از اذان صبح (حدود ساعت چهار صبح) آغاز خواهد شد، رئیس ستاد انتخابات کشور کمی پس از نیمه شب اعلام نتایج را آغاز کرد.

پس از اعلام نتیجه، مردم با اعتقاد بر اینکه تقلب انجام گرفته است در روز ٢٣ خرداد به خیابان‌ها رفته و اعتراض خود را ابراز کردند. موسوی، کروبی و رضایی، رقیبان احمدی‌نژاد در این انتخابات، اعلام کردند که تخلفات زیادی در انتخابات انجام گرفته است و به نتیجه اعتراض کردند. آنها شکایت خود را به شورای نگهبان ارایه کردند و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد شدند. در عین حال، ولی فقیه ایران، آیت‌الله خامنه‌ای قبل از بررسی نتیجه توسط شورای نگهبان، پیروزی محمود احمدی‌نژاد را تبریک گفت. تعداد زیادی از افرادی که در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی فعالیت داشتند بازداشت شدند.

روز ۲۵ خرداد، راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در خیابان‌های مرکزی تهران برگزار شد. به نقل از شهردار تهران، گفته می‌شود حدود سه میلیون نفر در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند. در هنگام پایان گرفتن راهپیمایی، عده‌ای از مردم توسط  نیروهای شبه‌نظامی، کشته و زخمی شدند. دولت ایران برای جلوگیری از انتشار اخبار، خبرنگاران خارجی را اخراج و خبرگزاری‌ها را از فرستادن اخبار منع کرد. در سه روز بعد نیز، راهپیمایی‌های گسترده و آرام با شرکت معترضان در تهران برگزار شد. به دنبال اعلام حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در نماز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨ و هشدار وی به معترضان مبنی بر اینکه مسئولیت هرج و مرج و تبعات آن به عهده خودشان است، و سازمان عفو بین‌الملل که آن را «مشروعیت بخشیدن به اعمال خشونت توسط نیروهای انتظامی» برای سرکوب معترضان خواند، سرکوب‌ها صورت جدیدی به خود گرفت. در روز ۳۰ خرداد و پس از آن، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به سرکوب معترضان پرداختند. هر گونه تجمع مردمی غیرقانونی اعلام شد و توسط پلیس و لباس شخصی‌ها به خشونت کشیده شد.

نیروهای شبه‌نظامی موسوم به لباس شخصی، گروه‌هایی هستند که در جریان تجمع‌ها و فعالیت‌های صنفی، دانشجویی، انتخاباتی واعتراضی برای سرکوب مردم استفاده می‌شوند. از اینکه این گروه‌ها چگونه سازماندهی می‌شوند یا از چه کسانی دستور می‌گیرند، اطلاعات زیادی در دست نیست. این نیروها لباس معمولی بر تن می‌کنند و فاقد یونیفرم مشخص هستند. آنها گاه با چوب و چماق و گاه با زنجیر و چاقو یا با باتوم و اسلحه گرم تجهیز می‌شوند و زمانی که حکومت قصد سرکوب مردم را دارد ظاهر می‌شوند. آنچه روشن است، این است که نیروهای انتظامی اگر با آنها همراهی نکنند، هیچ واکنشی برای مهار خشونت آنها نشان نمی‌دهند و لباس شخصی‌ها آزادانه در میان نیروهای انتظامی رفت و آمد می‌کنند و در برابر پلیس اقدام به ضرب و شتم وحشیانه معترضان می‌کنند. در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ماه ١٣٨٨، مردم با قرار دادن عکس این افراد در اینترنت، تعدادی از آنها را شناسایی کردند و مدارکی دال بر رابطه این افراد با بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی ارائه دادند. در بیست پنجم شهریور ماه ۱۳۸۸ جانشین فرمانده سپاه سیدالشهداء استان تهران شرکت فعال نیروی مقاومت بسیج و نقش تعیین‌کننده آنها را در سرکوب مردم تایید کرد و گفت: «بسيجی‌ها با حضور خود در حوادث اخير چشم فتنه‌گران را كور كردند و بايد از آن‌ها قدردانی شود... دشمنان اسلام با غبارآلود کردن فضا می‌خواستند در حوادث اخير سوء استفاده كنند اما بحمدالله با روشنگری مقام معظم رهبری در مقابل اين فتنه پیروز شدیم.» وی همچنین تاکید کرد که: «جوانان غيور و ولايت‌مدار بسيجی كه نسل دوم و سوم انقلاب بودند در اين صحنه موفق شدند و پيروز ميدان بودند.»

در جریان اعتراضات خسارت‌هایی به اموال شهروندان وارد شد. در آن زمان، مقام‌های مسئول و رادیو و تلویزیون دولتی سعی کردند این تخریب‌ها را به معترضان نسبت دهند و سرکوب را توجیه کنند. این در حالی بود که عکس‌ها و فیلم‌هایی در اینترنت منتشر شد که نیروهای انتظامی را در حال تخریب، در خیابان‌های فرعی و جاهای خلوت و دور از جریان اعتراض‌های مردمی نشان می‌دادند. همچنین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در تاریخ ٢٨ مهر ١٣٨٨ در همایش عمومی فرماندهان و مدیران فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، تخریب اموال شهروندان توسط نیروهای انتظامی را اذعان داشت و مسئولیت آن‌را پذیرفت.

اطلاع دقیقی از تعداد کشته‌شدگان، زخمی‌ها و ناپدید‌شده‌ها در دست نیست. بنا بر گزارش‌های مختلف، تعداد قربانیان این راهپیمایی‌ها در سراسر ایران، صدها نفر است که نام بیش از ٧٠ نفر گزارش شده است. همچنین مقام‌های مسئول، خانواده برخی از قربانیان را تهدید کرده‌اند که سکوت اختیار کنند و با رسانه‌‌ها مصاحبه نکنند. گفته می‌شود که شرایط پس دادن جسد به خانواده‌ها، عوض کردن علت فوت در گواهی پزشکی قانونی به علل طبیعی مانند سکته قلبی و...، سلب حق شکایت از بستگان کشته شده‌ها و خودداری از برگزاری مراسم یادبود برای عزیزان‌شان بوده است. بر طبق اعلام منابع دولتی، پس از ۲۲ خرداد، بیش از ۴٠٠٠ نفر در سراسر کشور بازداشت شدند که تعداد زیادی از آنها در بازداشتگاه کهریزک بدون رعایت حقوق زندانیان و حداقل امکانات بهداشتی نگهداری شدند. گزارش‌های متعددی در مورد خشونت، شکنجه و تجاوز به بازداشت‌شدگان منتشر شده است. تعدادی از بازداشت‌شدگان در اثر ضرب و شتم در دوران بازداشت و شرایط سخت و طاقت‌فرسا و شکنجه‌هایی که در  زندان کهریزک متحمل شدند، جان سپردند.

اعدام خودسرانه آقای ناصر (اَدی) امیرنژاد

بنا بر اطلاعات موجود، آقای امیرنژاد در شامگاه ٢٥ خرداد ١٣٨٨، با تیراندازی ماموران بسیجی از پشت بام پایگاه گردان ١١٧ عاشورا، واقع در نزدیکی میدان آزادی تهران، در ابتدای خیابان محمدعلی جناح هدف اصابت گلوله قرار گرفت. گلوله‌ای از پشت به وی شليك شده و از قلب و ريه‌اش عبور کرد. مردم او را به بیمارستان پیامبران در تهران منتقل کردند. 

یکی از دوستان آقای اميرنژاد که روز ۲۵ خرداد همراه با او به میدان آزادی رفته بود، به «روز» [آنلاین] می‌گويد: "يک نفر گلوله خورد و همان جا تمام کرد، داشتيم او را جابجا می‌کرديم که ناصر پشت سر من گلوله خورد.» (خبرنامه گویا- ۱۳ مرداد ۱۳۹۰) دوستانش در روز تظاهرات او را گم کردند و ۳ روز از او بی خبر ماندند. صبح روز پنج‌شنبه ۲۸ خرداد از طریق تلفن از مرگ او با خبر شدند. (خبرنامه گویا- ۱۳ مرداد ۱۳۹۰)

دوست آقای امیرنژاد درباره پیدا کردن جسد او در بهشت زهرا می‌نویسد: «خودمونو به بهشت زهرا رسوندیم. پدر ناصر که از شهر دیگه‌ای اومده بود رو دیدیم. تمام غم‌های دنیا تو چشماش و تمام بغض‌های دنیا تو گلوش بود. تحمل سنگینی نگاه شو نداشتیم. خودمونو سرزنش می‌کردیم. ما باید بیشتر مواظبش می‌بودیم.» (وبلاگ نگین تاج- خرداد ۱۳۸۹- خرداد ۱۳۹۰)

در روز ۲٥ خرداد، راهپیمایی اعتراضی به نتیجه انتخابات رییس جمهوری، در تهران برگزار شد. در هنگام پایان گرفتن راهپیمایی بین ساعت ۸ و ۹ شب ، هنگامی که مردم به تدریج متفرق می‌شدند، عده‌ای از آنها توسط نیروهای شبه‌نظامی بسیج، کشته و زخمی شدند. در ابتدای بزرگراه محمد علی جناح و در ضلع شمالی میدان آزادی، نیروهای بسیجی پایگاه گردان ١١٧ عاشورا از پشت بام و پنجره‌های ساختمان به روی مردم آتش گشودند. فیلم‌های این تیراندازی‌ها که در یوتیوب قرار داده شده است، نشان دهندۀ حضور ده‌ها تن از معترضان در جلوی پایگاه بسیج است که شعار می‌دهند. در این فیلم‌ها درگیری مستقیم نیروهای بسیجی با مردم دیده نمی‌شود اما نیروهای بسیج از پنجره‌‌ها و پشت بام ساختمان مذکور به مردم شلیک می‌کنند و صدای تیر به وضوح شنیده می‌شود و مردم در حال انتقال زخمی‌ها دیده می‌شوند. شاهد عینی در مصاحبه با بنیاد برومند تأکید می کند که مردم اطراف پایگاه مسلح نبودند. از تعداد تلفات این حادثه اطلاع دقیقی در دست نیست اما آقای داوود صدری، آقای سهراب اعرابی، آقای ناصر امیرنژاد، خانم سرور برومند و خانم فاطمه رجب‌پور که در ساختمان مهد کودک روبروی پایگاه بودند، در جریان این تیراندازی‌ها مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

پیکر آقای امیرنژاد در روز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨ ساعت ۱۰ صبح در روستای محمودآباد از توابع یاسوج به خاک سپرده شد. (خبرنامه گویا- ۱۹ خرداد ۱۳۸۸).

دوستان او سالروز مرگ آقای امیرنژاد در ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ در سالن اجتماعات مسجد الرسول در میدان کاج تهران، با حضور دانشجویان، دوستان و ماموران امنیتی برگزار کردند. (جنبش راه سبز-۳۱ خرداد ۱۳۸۹)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است: « هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد.»

واکنش مسئولان

مسئولان بعد از مرگ آقای امیرنژاد، برای او پرونده قتل تشکیل دادند و از پدر او خواستند که از [موسوی و کروبی کاندیداهای ریاست جمهوری ۱۳۸۸] شکایت کنند تا روال اداری برای تحویل جسد طی شود. (خبرنامه گویا- ۱۳ مرداد ۱۳۹۰)

فرماندۀ بسیج تهران در «مراسم تودیع و معارفه رئیسان قدیم و جدید بسیج دانش‌آموزی و فرهنگیان استان تهران»، تیراندازی بسیجیان به مردم را در برابر پایگاه گردان ١١٧ عاشورا تایید کرد: «بر اساس دستورالعمل‌های نیروهای مسلح و سازمان قضايی نيروهای مسلح، كسي كه به مركز نظامی حمله كند بايد با تير بزنندش؛ در حالی كه سه ساعت و نيم اينها با كوكتل مولوتف و تير به مقابله با افراد داخل حوزه پرداختند. ما از افراد اين حوزه تير خورده داريم و به خاطر جلوگیری از ورود به اسلحه‌خانه مجبور شديم مقابل آنها دفاع كنيم.» او در ادامه می‌گوید: «كاليبرهايی در درگيری‌های اخير استفاده شده است نه در سپاه، نه در نیروی انتظامی و نه در وزارت اطلاعات نيست.» (ایسنا) 

بعد از مرگ آقای امیرنژاد مقامات و رسانه‌های وابسته، او را یک بسیجی معرفی کردند. 

مسئولان در سال ۱۳۹۵ در مراسم ۹ دی* در یاسوج از آقای امیرنژاد یاد کردند و در سال ۱۳۹۷‌ نیز «یادواره شهید ناصر امیرنژاد شهید فتنه ۸۸ در حسینیه امام علی» در یاسوج برگزار کردند و همچنین در سال ۱۴۰۲ نماینده ولی فقیه در استان با خانواده کهگیلویه و بویراحمد از خانواده او دیدار کرد. در هر سه مراسم او را بسیجی شهید معرفی کردند و مرگ او را به معترضین ۱۳۸۸ نسبت دادند. (خبرگزاری صدا و سیما مرکز کهگیلویه و بویراحمد)

واکنش خانواده

پدر آقای امیرنژاد، سال‌ها بعنوان بسیجی در جبهه‌های جنگ ایران و عراق جنگید و پسرانش را نیز از بچگی عضو بسیج کرد. او در این رابطه گفت: «من ۸ سال تمام در جبهه‌های جنگ با دشمن جنگيدم که فرزندم و فرزندان ما در آزادی و آسایش زندگی کنند. از همان بچگی، بچه‌هايم را عضو بسيج کردم و افتخار می‌کردم به بسیجی بودن بچه‌هايم. بسیجی که ما می‌شناختيم حرمتی داشت و پشت و پناه مردم بود.» (خبرنامه گویا- ۱۳ مرداد ۱۳۹۰) 

آقای رشید امیرنژاد پدر آقای امیرنژاد، در ۱۱ مرداد ۱۳۸۸ در مصاحبه‌ای که نزدیکان معتقدند برای گرفتن پیکر فرزندش است، مسئول کشته شدن فرزندش را براندازهای نظام و عوامل خارجی می‌داند و پسرش را بسیجی معرفی می‌کند و می‌گوید که از کروبی و موسوی شکایت کرده است و آنها  را مسئول کشته شدن فرزندش می‌داند. (شبکه خبر دانشجو)

اما ۲ سال بعد او در مصاحبه‌ای دیگر جریان را طور دیگری تعریف می‌کند: «وقتی رسيدم تهران گفتند بايد پرونده قتل تشکيل شود و روال اداری برای تحویل جسد طی شود. پرونده قتل تشکيل شد و پسرم را گرفتم اما دیگر شکایتی نکردم. از چه کسی بايد شکايت مي‌کردم؟ از کسانی که بچه مرا کشتند؟ من که با بچه‌ام نبودم نمی‌دانم چه کسی شليک کرد که از او شکايت کنم؛ اصلا نمی‌دانم از چه کسی بايد شکايت می‌کردم.» و در مورد مصاحبه‌های قبلی خود در روزنامه‌های وابسته به جمهوری اسلامی در ادامه می‌گوید: «من از هيچ کسی شکايت نکردم و اين دروغ است از خودشان نوشته‌اند. قاتل بچه من، قاتل همه بچه‌هايی است که اين مدت کشته شدند و کسی که این کار را کرده مطمئنا دلش برای اين مملکت نمی‌تپد و دلش نمی‌سوزد برای اين مملکت.» (خبرنامه گویا- ۱۳مرداد ۱۳۹۰)

به گفته دوستان آقای امیرنژاد، خانواده وی توسط مسئولان تحت فشار قرار داشتند. (وبلاگ نگین تاج- خرداد ۱۳۸۹- خرداد ۱۳۹۰)

خانواده آقای امیرنژاد ۹ سال پس از مرگ فرزندشان با مسئولین هم صدا شدند و پدرش گفت که پسرش در «راه نظام و ولایت فقیه شهید شده» است.

تأثیر بر خانواده

پدر آقای امیرنژاد پس از کشته شدن او بیمار شد و خودش در این باره می‌گوید: «من خیلی ناراحت و بيمارم، حضور ذهن خاصی ندارم اين مدت خيلی سخت گذشت و مشکل روحی دارم، گاهی حتی يادم مي‌رود چه بر ما گذشته و حرف دگری هم برای گفتن ندارم. فقط مي‌دانم روزی قاتلان همه بچه‌های ما مجبور خواهند بود پاسخ دهند.» (خبرنامه گویا- ۱۳ مرداد ۱۳۹۰)

-----------------------

*- راهپیمایی ۹ دی که در رسانه‌های حکومتی به حماسهٔ ۹ دی معروف است، فراخوان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در واکنش به اعتراضات تاسوعا و عاشورای ۱۳۸۸ انجام شد که به روز بصیرت و میثاق با ولایت معروف است.

تصحیح و یا تکمیل کنید