بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

عسگر قاسمی

درباره

سن: ۳۹
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۴ خرداد ۱۳۸۵
محل دفن مشخص است: بله
محل: نقده، شهرستان نقده، استان آذربايجان غربی، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح پر‌شده از گلوله‌های فلزی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن
سن در زمان ارتکاب جرم انتسابی: ۳۹

ملاحظات

عسگر قاسمی، سی‌ و نه ساله و پدر دو فرزند بود که در تظاهرات خرداد ۱۳۸۵ نقده به ضرب گلوله کشته شد. 

اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای عسگر قاسمی فرزند قربان از وبسایت‌های وبلاگ شهیدلر (۵ مرداد ۱۳۸۶، ۵ اسفند ۱۳۸۶، ۵ شهریور ۱۳۸۷)، اتحادیه دموکراتیک آذربایجان جنوبی (۱ خرداد ۱۳۹۷)، گوناز تی‌وی (۲۸ مهر ۱۴۰۰)، صدای آمریکا (۲۶ دی ۱۳۸۶، ۴ خرداد ۱۳۸۷)  به دست آمد. همچنین برای تکمیل اطلاعات آن از سایت‌های بی‌بی‌سی فارسی (۷ خرداد ۱۳۸۵)، رادیو فردا (۱۰ خرداد ۱۳۸۵، ۱ تیر ۱۳۸۵، ۸ خرداد ۱۳۹۰)، ، عصر نو (۱۴ شهریور ۱۳۸۷) بهره گرفته شد.

از جزییات زندگی آقای عسگر قاسمی اطلاعات زیادی در دست نیست، جز آنکه او متاهل بود و دو فرزند داشت.

عسگر قاسمی در اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ نقده شرکت داشت.

 پیش‌زمینهٔ اعتراضات سال ۱۳۸۵ آذربایجان

روزنامهٔ دولتی «ایران» در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ در ویژه‌نامهٔ جمعهٔ خود کاریکاتوری منتشر کرد که در آن، یک سوسک در پاسخ به کودکی که با او صحبت می‌کرد، به زبان ترکی آذربایجانی گفت: «نمنه؟» [به معنی «چی؟»]. بسیاری از مخاطبان آذری این کاریکاتور را به‌عنوان تشبیه قوم ترک به سوسک تلقی کرده و آن را توهینی آشکار به جامعهٔ آذربایجانی ایران دانستند.

رویکردهای حاکمیت در ممانعت از آموزش به زبان مادری در مدارس، از پیش سبب ایجاد تنش‌هایی میان آذری‌ها شده بود. خبر انتشار این کاریکاتور و عدم واکنش مسئولان به اعتراضات اولیه ــ که عمدتاً از دانشگاه‌ها آغاز شده بود ــ منجر به شروع موج تظاهرات خیابانی از ابتدای خرداد ۱۳۸۵ شد. بسیاری از معترضان در شهرهای تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، مرند، مراغه، اهر، خلخال، خوی، میانه و سولدوز (نقده) شعارهایی از جمله «هارای هارای، من تورکم» [فریاد فریاد، من ترک هستم] سر دادند و خواستار توقیف روزنامهٔ «ایران» و عذرخواهی رسمی مقامات عالی‌رتبه شدند.

با بالا گرفتن اعتراضات، در ۲ خرداد ۱۳۸۵ هیئت دولت رسماً انتشار این کاریکاتور را تقبیح کرد و آن را «توهین به ملت ایران» خواند. دستگاه قضایی نیز دستور توقیف روزنامهٔ «ایران» و بازداشت سردبیر ویژه‌نامه و کاریکاتوریست را صادر کرد و حتی طرح استیضاح وزیر فرهنگ و ارشاد در مجلس مطرح شد. این اقدامات اگرچه با هدف فروکش‌کردن اعتراضات انجام گرفت، اما نتوانست خشم عمومی را فرو بنشاند.

در ۳ خرداد، با شدت‌گرفتن تظاهرات در تبریز، محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت ایران، آمریکا را به «توطئه برای ایجاد تفرقهٔ قومی» متهم کرد. دادگستری و نیروی انتظامی آذربایجان شرقی بیش از ۵۰ نفر را در ارتباط با تظاهرات بازداشت کردند. مقام‌های ایرانی ادامهٔ این حرکت‌های اعتراضی را به دخالت عوامل خارجی نسبت دادند و هشدار دادند که با تجمع‌های اعتراضی در آذربایجان به‌شدت برخورد خواهد شد.

در ۴ خرداد ۱۳۸۵، در شهر نقده (واقع در استان آذربایجان غربی)، نیروهای انتظامی و بسیج مستقیماً به‌سوی معترضانی که قصد حرکت به‌سوی ساختمان فرمانداری داشتند تیراندازی کردند. در واکنش به این سرکوب، روز بعد هزاران نفر در تبریز به ساختمان‌های دولتی و بانک‌ها سنگ‌پرانی کردند. نیروهای ضد شورش پلیس در شهرهای مختلف با پرتاب گاز اشک‌آور، باتوم و در مواردی شلیک گلولهٔ جنگی با مردم مقابله کردند.

بنا به گفتهٔ فعالان آذری و سازمان عفو بین‌الملل، این اعتراضات دست‌کم ۲۰ کشته و ده‌ها مجروح برجای گذاشت. در حالی که فرمانده وقت نیروی انتظامی آذربایجان غربی، سرتیپ حسن کرمی، از کشته‌شدن ۴ نفر و زخمی‌شدن ۴۳ نفر خبر داد.

در ۷ خرداد، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با استفاده از واژهٔ «دشمن» معترضان را مرتبط با بیگانگان دانست و گفت: «دشمنان آذربایجان را نمی‌شناسند؛ آذربایجان صاحب انقلاب است.» این موضع در روزهای بعد از سوی دیگر مقامات حکومتی تکرار شد. در ۸ خرداد، وزیر کشور نیز آمریکا را به برانگیختن ناآرامی‌ها متهم کرد. سخنگوی وقت دولت عامل این اعتراضات را تحریک برخی افراد و گروه‌ها از طریق کانال‌های ماهواره‌ای دانست. رئیس قوهٔ قضاییهٔ آذربایجان شرقی نیز از دستگیری ۳۳۰ نفر در ارتباط با این اعتراضات خبر داد و برخی از بازداشت‌شدگان را به «اقلیت مذهبی بهایی»، «حزب توده» و حتی «ارتباط با اسرائیل» متهم کرد. بسیاری از بازداشتی‌ها طی ماه‌های بعد با اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ تجزیه‌طلبی» و «تحریک قومیتی» محاکمه شدند.

از سوی دیگر، دادسرای نظامی ارومیه پس از گذشت نزدیک به دو سال از شکایت خانواده‌های جان‌باختگان نقده علیه ماموران نیروی انتظامی و بسیج، در شهریور ۱۳۸۷ با صدور قرار منع تعقیب، به‌کارگیری سلاح توسط ماموران را «مطابق قانون» تشخیص داد و تنها دولت را مسئول پرداخت دیه معرفی کرد. همچنین شکایت جداگانهٔ خانواده‌ها علیه فرماندار وقت نقده در دادسرای کارکنان دولت تهران رد و فرماندار تبرئه شد. هرچند فشار بر خانواده‌ها و محدودیت در برگزاری جمعیِ مراسم یادبود قربانیان تا سال‌ها ادامه یافت.

اعدام خودسرانه آقای عسگر قاسمی

آقای عسگر قاسمی با شرکت در تظاهرات ۴ خرداد ۱۳۸۵ شهر نقده، در حیاط ساختمان فرمانداری، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

بر اساس اطلاعات موجود، آقای قاسمی برای نجات جان کودک سیزده ساله در برابر شلیک ماموران مستقر در فرمانداری به داخل حیاط فرمانداری رفت ولی موفق به نجات جان او نشده و هر دو در حیاط فرمانداری در اثر رگبار گلوله‌ها جان سپردند. (اتحادیه دموکراتیک آذربایجان جنوبی، ۱ خرداد ۱۳۹۷) 

 پیکر آقای عسگر قاسمی  تحت تدابیر امنیتی و حضور پرشمار نیروی مسلح که تعداد آنها دو هزار نفر گزارش شده، در گورستان شهر محمدیار در نزدیکی نقده به خاک سپرده شد. نیروهای امنیتی تنها به بستگان درجه اول خانواده قربانیان اجازه حضور در مراسم خاکسپاری را دادند.(وبلاگ شهیدلر به نقل از اورمونيوز، ۵ مرداد ۱۳۸۶)

او برای نجات یک کودک سیزده ساله در برابر رگبار گلوله به حیاط فرمانداری رفت، اما هر دو بر اثر شلیک ماموران نظامی کشته شدند.

 فردای روز خاکسپاری، با وجود ممانعت ماموران گارد ویژه، عده‌ای از اهالی نقده با حضور در حسینیه علی‌اصغر نقده عزاداری کردند و شعارهای «آذربایجان باشین سا‌غ اولسون» [آذربایجان، سرت سلامت باشد] و «آذربایجان شهیدلرین موبارک» [آذربایجان، شهادت شهیدانت مبارک باد] سر دادند. (گوناز تی‌وی، ۲۸ مهر ۱۴۰۰)

در مراسم چهلمین روز درگذشت عسگر قاسمی و سایر جان‌باختگان نقده، جمع زیادی از اهالی نقده به یاد آن‌ها تظاهراتی برپا کردند. (اتحادیه دموکراتیک آذربایجان جنوبی، ۱ خرداد ۱۳۹۷)

عسگر قاسمی  در زمان مرگ ۳۹ سال داشت.

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی ایران اختصاصاً در مورد اعتراضات نقده و قتل عسگر قاسمی واکنشی نشان ندادند، اما در مورد موج اعتراضی صورت‌گرفته در خرداد ۱۳۸۵ آذربایجان، رهبر، رئیس‌جمهور و رئیس قوه قضاییه در اظهارات جداگانه این اعتراضات را «توطئه خارجی» دانسته و آن را مرتبط با کشورهای آمریکا و اسرائیل معرفی کردند (بی‌بی‌سی فارسی، ۷ خرداد ۱۳۸۵؛ رادیو فردا، ۱۰ خرداد و ۱ تیر ۱۳۸۵).

منابع و مقامات رسمی آمار متناقضی از تعداد کشته‌های اعتراضات نقده اعلام کردند. تلویزیون دولتی ایران در شب چهار خرداد ۱۳۸۵ شمار کشته‌شدگان را شش نفر اعلام کرد، ولی در گزارش‌های بعدی این آمار را به چهار نفر کاهش داد. اکبر اعلمی، نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی، از کشته‌شدن در مجموع پنج نفر خبر داد. حسن کرمی، فرمانده نیروی انتظامی آذربایجان غربی، در ۷ خرداد ۱۳۸۵ تعداد کشته‌شدگان را چهار نفر اعلام کرد. این در حالی است که فعالان آذربایجان معتقدند تعداد کشته‌شدگان اعتراضات به ۲۰ نفر رسیده است. (وبلاگ شهیدلر به نقل از اوروزم، مرداد ۱۳۸۶؛ بی‌بی‌سی فارسی، ۷ خرداد ۱۳۸۵؛ رادیو فردا، ۱۰ خرداد ۱۳۸۵)

ماموران امنیتی به خانواده‌های جانباختگان در مورد برگزاری مراسم‌های یادبود تاکید کردند که نباید مراسم عمومی بر سر مزار برگزار کنند و صرفاً اعضای درجه اول خانواده اجازه حضور بر سر مزار را دارند. (وبلاگ شهیدلر، ۵ مرداد ۱۳۸۶، ۵ اسفند ۱۳۸۶؛ صدای آمریکا، ۲۶ دی ۱۳۸۶)

در پی شکایت خانواده قاسمی و دیگر جان‌باختگان و مجروحان اعتراضات نقده از شلیک نیروهای انتظامی و بسیج، دادگاه نظامی ارومیه طی چند جلسه به این پرونده رسیدگی کرد و آخرین جلسه آن در ۴ اسفند ۱۳۸۶ برگزار شد. در این پرونده بیش از ۲۰ نفر از نیروهای انتظامی به‌عنوان متهم معرفی شدند که در میان آنان سرهنگ محبی‌نیا و سرگرد برجعلی زیبایی در ردیف نخست قرار داشتند. سرانجام، دادسرای نظامی ارومیه در ۵ شهریور ۱۳۸۷ حکم نهایی خود را صادر کرد؛ حکمی که با وجود احراز تیراندازی ماموران و مرگ چهار نفر، اقدامات آنان را «منطبق با قانون به‌کارگیری سلاح» دانست و قرار منع پیگرد صادر کرد. قاضی پرونده با استناد به ماده ۳۳۲ و مواد ۲۹۴ و ۲۹۷ قانون مجازات اسلامی، حکم به پرداخت دیه مقتولان از بیت‌المال داد (وبلاگ شهیدلر، ۵ اسفند ۱۳۸۶؛ ۵ شهریور ۱۳۸۷). 

دادسرای کارکنان دولت در تهران نیز در واکنش به شکایت دیگری که خانواده جان‌باختگان از امینی‌فر، فرماندار وقت نقده، ثبت کرده بودند، حکم به تبرئه او داد. (وبلاگ شهیدلر، ۵ اسفند ۱۳۸۶)

وزارت اطلاعات در پی شکایت خانواده قاسمی دلیل از ماموران حکومتی، به روش‌های مختلف از جمله پیشنهاد دیه تلاش کردند آنها را از ادامه پیگیری شکایت منصرف کنند. آنها را تهدید کرده و تحت فشار قرار داد. این فشارها تا جایی پیش رفت که به گفته خانواده‌ها، هیچ وکیلی حاضر به پیگیری پرونده شکایت‌شان نبود. (اتحادیه دموکراتیک آذربایجان جنوبی، ۱ خرداد ۱۳۹۷؛ گوناز تی‌وی، ۲۸ مهر ۱۴۰۰) 

 نهاد امنیتی تا سالها به اعمال محدودیت‌ در برگزاری مراسم‌های سالانه یادبود جانباختگان ادامه داد به طوری که هر سال در آن ایام در شهر فضای پلیسی حاکم بود. در پنجمین سالگرد این اعتراضات در سال ۱۳۹۰، نیروهای امنیتی ده‌ها فعال مدنی آذربایجانی را که در مراسم یادبود جان‌باختگان نقده شرکت کرده بودند، بازداشت کردند. (صدای آمریکا، ۴ خرداد ۱۳۸۷؛ رادیو فردا، ۸ خرداد ۱۳۹۰)

واکنش خانواده

خانواده پدر عسگر قاسمی از همان روزهای پس از قتل، طی دو پرونده مجزا از فرماندار نقده و نیروهای نظامی حاضر در سرکوب، شامل نیروهای بسیج و نیروی انتظامی، شکایت کردند. به عقیده خانواده‌ها با وجود دو سال از پیگیری، این شکایت‌ها به هیچ پاسخ قانع‌کننده‌ای منجر نشد. (اتحادیه دموکراتیک آذربایجان جنوبی، ۱ خرداد ۱۳۹۷؛ وبلاگ شهیدلر، ۶ مرداد ۱۳۸۶)

تأثیر بر خانواده

از تاثیر این مرگ بر خانواده اسم زاده  اطلاعات چندان دست نیست جز آنکه پدر آقای قاسم عسگری، یک سال پس از مرگ فرزندش در حالی که هنوز پیگیر نتیجه شکایت قضایی برای رسیدگی به مرگ فرزندش بود در یک تصادف رانندگی درگذشت. (اتحادیه دموکراتیک آذربایجان جنوبی، ۱ خرداد ۱۳۹۷) 

تصحیح و یا تکمیل کنید