بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

حمید حسین‌بیگ عراقی

درباره

سن: ۲۰
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
محل دفن مشخص است: بله
محل: خیابان انقلاب، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن
اتهامات: اتهام نامعلوم
سن در زمان ارتکاب جرم انتسابی: ۲۰

ملاحظات

۵ روز طول کشید تا خانواده‌اش پیکر او را پیدا کردند و در ازای پرداخت مبلغی آن را تحویل گرفتند. انقلاب، آخرین خیابانی بود که در آن گام گذاشته بود.

اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای حمید حسین‌بیگ عراقی فرزند فاطمه و مجید از مصاحبه پدر و مادر او با سایت‌های خبری جرس (۲۱ تیر ۱۳۸۹، ۲۸ شهریور ۱۳۸۹) و جوانان برای حقوق بشر به نقل از جرس (۲۶ شهریور ۱۳۹۰) به دست آمد. همچنین برای تکمیل یادبود امید از مطالب سایر منابع خبری مانند آژانس ایران خبر (۸ تیر ۱۳۸۸)، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (۲۶ مرداد ۱۳۸۸)، خبرگزاری فارس (۲۳ خرداد ۱۳۸۹)، (رادیو فردا، ۳۱ خرداد ۱۳۹۲) و سند گواهی پزشکی قانونی (موجود در آرشیو بنیاد برومند) بهره گرفته شد.

آقای حمید حسین‌بیگ عراقی، متولد ۱۳۶۷، فرزند بزرگ یک خانواده چهار نفره و ساکن منطقه ۱۵ تهران بود. (آژانس ایران خبر، ۸ تیر ۱۳۸۸، جرس، ۲۸ شهریور ۱۳۸۹) 

حمید جوانی ورزشکار و تحصیل‌کرده و از لحاظ اخلاقی آرام و متین بود. او بسیار خانواده‌دوست بود و برخلاف بسیاری از هم‌سن‌وسالانش «خیلی اهل رفیق نبود» ترجیح می‌داد اوقات فراغتش را با خانواده بگذراند. او به پدر و مادرش گفته بود: «اگر خدا فرصتی دهد، فکرهای خوبی برایتان در سر دارم كه بقیه زندگی‌مان لذت ببریم». (آژانس ایران خبر، ۸ تیر ۱۳۸۸، جرس، ۲۸ شهریور ۱۳۸۹) 

به گفته خانواده او، فرزندشان گرایش سیاسی خاصی نداشت اما «با جان و دل» در انتخابات ۱۳۸۸ شرکت کرده بود. (جرس، ۲۱ تیر ۱۳۸۹) 

 خلاصه رویدادهای ایران پس از انتخابات ۱۳۸۸

پس از اعلام پیروزی مجدد محمود احمدی‌نژاد با اکثریت ٦٣/٦٢ درصدی آرا در دهمین دوره انتخابات رییس جمهوری ایران، که در تاریخ جمعه ٢٢ خرداد ١٣٨٨ برگزار شد، اعتراضات سراسری مردم به نتیجه انتخابات شروع شد. سرویس پیامک تلفنهای همراه در ایران، از ساعت ١١ شب پنج‌شنبه (٢١ خرداد ١٣٨٨) قطع شد. این اختلال در سرویس پیامک در طول برگزاری انتخابات و تا دهم تیرماه ادامه داشت. در هنگام برگزاری انتخابات، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران اعلام کرد که تجمع هواداران نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور غیرقانونی است. عصر همان روز مانوری به نام مانور اقتدار در میدانهای مختلف شهر تهران و با هدف «برقراری نظم و امنیت در شعب و صندوق‌های اخذ رأی» در تهران انجام شد. در حالی که وزیر کشور ایران گفته بود اعلام تدریجی نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از اذان صبح (حدود ساعت چهار صبح) آغاز خواهد شد، رئیس ستاد انتخابات کشور کمی پس از نیمه شب اعلام نتایج را آغاز کرد.

پس از اعلام نتیجه، مردم با اعتقاد بر اینکه تقلب انجام گرفته است در روز ٢٣ خرداد به خیابانها آمدند و اعتراض خود را ابراز داشتند. موسوی، کروبی و رضایی، رقیبان احمدی نژاد در این انتخابات، اعلام کردند که تخلفات زیادی در انتخابات انجام گرفته است و به نتیجه اعتراض کردند. آنها شکایت خود را به شورای نگهبان ارایه کردند و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد شدند. در عین حال، ولی فقیه ایران، آیت الله خامنه‌ای قبل از بررسی نتیجه توسط شورای نگهبان، پیروزی محمود احمدی نژاد را تبریک گفت. تعداد زیادی از افرادی که در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی فعالیت داشتند بازداشت شدند.

روز ۲٥ خرداد، راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در خیابانهای مرکزی تهران برگزار شد. به نقل از شهردار تهران، گفته می‌شود حدود سه میلیون نفر در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند. درهنگام پایان گرفتن راهپیمایی، عده‌ای از مردم توسط نیروهای شبه‌نظامی، کشته و زخمی شدند. دولت ایران برای جلوگیری از انتشار اخبار، خبرنگاران خارجی را اخراج کرد و خبرگزاریها را از فرستادن اخبار منع نمود. در سه روز بعد نیز، راهپیمایی‌های گسترده و آرام با شرکت معترضان در تهران برگزار شد. به دنبال اعلام حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در نماز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨ و هشدار وی به معترضان مبنی بر اینکه مسئولیت هرج و مرج و تبعات آن به عهده خودشان است، که سازمان عفو بین الملل آن را «مشروعیت بخشیدن به اعمال خشونت توسط نیروهای انتظامی» برای سرکوب معترضان خواند، سرکوبها صورت جدیدی به خود گرفت. در روز ۳۰ خرداد و پس از آن، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به سرکوب معترضان پرداختند. هر گونه تجمع مردمی غیر قانونی اعلام شد و توسط پلیس و لباس شخصیها به خشونت کشیده شد.

نیروهای شبه نظامی موسوم به لباس شخصی، گروه‌هایی هستند که در جریان تجمع‌ها و فعالیت‌های صنفی، دانشجویی، انتخاباتی واعتراضی برای سرکوب مردم استفاده می‌شوند. از اینکه این گروهها چگونه سازماندهی می‌شوند یا از چه کسانی دستور می‌گیرند، اطلاعات زیادی در دست نیست. این نیروها لباس معمولی بر تن می‌کنند و فاقد یونیفرم مشخص هستند. آنها گاه با چوب و چماق و گاه با زنجیر و چاقو یا با باتوم و اسلحه گرم تجهیز می‌شوند و زمانی که حکومت قصد سرکوب مردم را دارد ظاهر می‌شوند. آنچه روشن است، اینست که نیروهای انتظامی اگر با آنها همراهی نکنند، هیچ واکنشی برای مهار خشونت آنها نشان نمی‌دهند و لباس شخصی‌ها آزادانه در میان نیروهای انتظامی رفت و آمد می‌کنند و در برابر پلیس اقدام به ضرب و شتم وحشیانه معترضان می‌کنند. در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ماه ١٣٨٨، مردم با قرار دادن عکس این افراد در اینترنت، تعدادی از آنها را شناسایی کردند و مدارکی دال بر رابطه این افراد با بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی ارائه دادند. در بیست پنجم شهریور ماه ۱۳۸۸ جانشین فرمانده سپاه سیدالشهداء استان تهران شرکت فعال نیروی مقاومت بسیج و نقش تعیین کننده آنها را در سرکوب مردم تایید کرد و گفت: «بسيجی‌ها با حضور خود در حوادث اخير چشم فتنه‌گران را كور كردند و بايد از آن‌ها قدردانی شود... دشمنان اسلام با غبارآلود کردن فضا می‌خواستند در حوادث اخير سوء استفاده كنند اما به حمدالله با روشنگری مقام معظم رهبری در مقابل اين فتنه پیروز شدیم.» وی همچنین تاکید کرد که: «جوانان غيور و ولايت‌مدار بسيجی كه نسل دوم و سوم انقلاب بودند در اين صحنه موفق شدند و پيروز ميدان بودند.»

در جریان اعتراضات خسارت‌هایی به اموال شهروندان وارد شد. در آن زمان، مقامهای مسئول و رادیو و تلویزیون دولتی سعی کردند این تخریبها را به معترضان نسبت دهند و سرکوب را توجیه کنند. این در حالی بود که عکس‌های و فیلم‌هایی در اینترنت منتشر شد که نیروهای انتظامی را در حال تخریب، در خیابانهای فرعی و جاهای خلوت و دور از جریان اعتراض‌های مردمی نشان می‌دادند. همچنین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در تاریخ ٢٨ مهر ١٣٨٨ در همایش عمومی فرماندهان و مدیران فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، تخریب اموال شهروندان توسط نیروهای انتظامی را اذعان داشت و مسئولیت آن‌را پذیرفت.

اطلاع دقیقی از تعداد کشته‌شدگان، زخمی‌ها و ناپدید‌شده‌ها در دست نیست. بنا بر گزارش‌های مختلف، تعداد قربانیان این راهپیمایی‌ها در سراسر ایران، صدها نفر است که نام بیش از ٧٠ نفر گزارش شده است. همچنین مقا‌م‌های مسئول، خانواده برخی از قربانیان را تهدید کرده‌اند که سکوت اختیار کنند و با رسانه‌‌ها مصاحبه نکنند. گفته می‌شود که شرایط پس دادن جسد به خانواده‌ها، عوض کردن علت فوت در گواهی پزشکی قانونی به علل طبیعی مانند سکته قلبی و...، سلب حق شکایت از بستگان کشته‌شده‌ها و خودداری از برگزاری مراسم یادبود برای عزیزان‌شان بوده است. بر طبق اعلام منابع دولتی، پس از ۲۲ خرداد، بیش از ۴٠٠٠ نفر در سراسر کشور بازداشت شدند که تعداد کثیری در بازداشتگاه کهریزک بدون رعایت حقوق زندانیان و حداقل امکانات بهداشتی نگهداری شدند. گزارش‌های متعددی در مورد خشونت، شکنجه و تجاوز به بازداشت‌شدگان منتشر شده است. تعدادی از بازداشت‌شدگان در اثر ضرب و شتم در دوران بازداشت و شرایط سخت و طاقت‌فرسا و شکنجه‌هایی که در زندان کهریزک متحمل شدند، جان سپردند.

اعدام خودسرانه آقای حمید حسین‌بیگ عراقی

بنا بر اطلاعات موجود، آقای حمید حسین‌بیگ عراقی در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، حوالی خیابان انقلاب تهران، هدف گلوله نیروهای لباس‌شخصی قرار گرفت و در دم جان باخت. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۲۶ مرداد ۱۳۸۸)

در همان روز، احزاب سیاسی معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، از فرمانداری تهران درخواست برگزاری تظاهرات حد فاصل میدان انقلاب تا آزادی کرده بودند، اما به دلیل سخنرانی تهدیدآمیز روز قبل آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه نسبت به ادامه تظاهرات، بیشتر خیابان‌ها و میدان‌های مرکزی تهران در کنترل نیروهای انتظامی و نظامی و لباس‌شخصی‌ها قرار گرفته بود.

بر اساس روایت خانواده، آن شب آقای حمید حسین‌بیگ عراقی به قصد رفتن به منزل مادربزرگ خود که بیمار بود، از خانه خارج شد اما هرگز بازنگشت. خانواده، مفقودی فرزندشان را به نهادهای انتظامی اعلام کردند. آنها همچنین با این احتمال که شاید فرزندشان در میان بازداشت‌شدگان حوادث روزهای قبل باشد، به زندان اوین و بازداشتگاه‌های مختلف مراجعه کردند، اما هیچ‌جا ردی از او پیدا نکردند. (جرس، ۲۱ تیر ۱۳۸۹)

در نهایت، مادر و پدر آقای حمید حسین‌بیگ عراقی در پزشکی قانونی کهریزک، هنگام بررسی تصاویر اجساد مجهول‌الهویه، با جسد فرزندشان مواجه شدند. به گفته‌ی مادر حسین‌بیگ عراقی، در تصاویر مذکور صورت فرزندش کاملاً خون‌آلود، دندان‌های جلویی‌اش شکسته و یک طرف صورتش کبود بود. همچنین آثار اصابت گلوله به سینه‌اش دیده می‌شد. (جرس، ۲۱ تیر ۱۳۸۹)

جسد آقای حمید حسین‌بیگ عراقی در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۸، یک روز پس از فوت، در مرکز پزشکی قانونی تهران و در حضور کارشناس اسلحه مورد معاینه و کالبدشکافی قرار گرفت. جسد بدون لباس، در حالی که بدن او کاملاً خون‌آلود بود، به عنوان «مرد ناشناس» به پزشکی قانونی تحویل داده شده بود. در گواهی صادر شده توسط پزشکی قانونی، در بخش توضیحات مرتبط با نهاد ارجاع‌کننده پیکر به پزشکی قانونی به شکل مبهمی نوشته شده «ب. حضرت رسول» که به نظر می‌رسد مرتبط با یک نهاد نظامی باشد. در معاینه ظاهری، علاوه بر «آثار ساییدگی و ضرب‌دیدگی متعدد، در نقاط مختلف صورت او شامل پیشانی، پل بینی، دو سمت بینی، لب فوقانی، لب تحتانی، چانه و گونه چپ و شکستگی دو دندان وسط فک بالا»، وجود یک سوراخ بیضوی به قطر ۸ در ۹ میلی‌متر همراه با آثار سوختگی حاشیه‌ای بر روی جناغ سینه (محل ورود گلوله) و یک سوراخ مدور به قطر ۸ میلی‌متر در سمت راست پشت تنه (محل خروج گلوله) گزارش شده بود. در نهایت، علت مرگ آقای حمید حسین‌بیگ عراقی، اصابت گلوله به قفسه سینه اعلام شد و اظهارنظر درباره فاصله و زاویه شلیک به نظر کارشناسان اسلحه واگذار شد. (سند گواهی پزشکی قانونی، آرشیو بنیاد)

بر اساس گزارش کارشناسی مرکز تشخیص هویت پلیس آگاهی، ضایعات ناشی از محل ورود و خروج گلوله، با سلاح جنگی نظیر کلاشینکف مطابقت داشته و شلیک از فاصله کمتر از ۱۵ متر انجام شده بود. (جرس، ۲۸ شهریور ۱۳۸۹، ۲۶ شهریور ۱۳۹۰) 

پیکر آقای حمید حسین‌بیگ عراقی در ۴ تیر ۱۳۸۸ طی مراسمی در بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۲۶ مرداد ۱۳۸۸)

او در زمان مرگ ۲۰ سال داشت.

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

 واکنش مسئولان

ماموران پلیس امنیت، در قبال تحویل جسد آقای حمید حسین‌بیگ عراقی، از خانواده مبلغ ۱۲ میلیون تومان به عنوان هزینه گلوله شلیک‌شده درخواست کرد. در نهایت، در ازای دریافت ۵ میلیون تومان پیکر متوفی را در تاریخ ۴ تیرماه به خانواده تحویل داد. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۲۶ مرداد ۱۳۸۸، آژانس ایران خبر، ۸ تیر ۱۳۸۸)

در روز سوم پس از کشته شدن آقای حمید حسین‌بیگ عراقی، نمایندگانی از وزارت کشور به منزل خانواده او رفتند و با آنها دیدار کردند. علاوه بر آن، افرادی از هلال احمر، نیروی انتظامی و نهادهای امنیتی نیز به نحوی با خانواده تماس داشتند. (جرس، ۲۱ تیر ۱۳۸۹)

خبرگزاری فارس در گزارشی در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۹، حمید حسین‌بیگ عراقی را با عنوان «بسیجی شهید» یاد کرد. به نقل از مادر آقای حمید حسین‌بیگ عراقی، کاندیداهای معترض انتخابات از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی را مسئول مستقیم کشته شدن فرزندش معرفی کرد و از زبان او خواستار محاکمه آنان شد. این روایت بعدها نیز در خبرگزاری‌های دیگر مانند کیهان هم بازتاب یافت. (جرس، ۲۱ تیر ۱۳۸۹، خبرگزاری فارس؛ ۲۳ خرداد ۱۳۸۹؛ جرس، ۲۸ شهریور ۱۳۸۹)

سپاه پاسداران از خانواده حمید حسین‌بیگ عراقی به عنوان «شهید» برای حضور در مراسم راهپیمایی حکومتی موسوم به ۹ دی (علیه معترضان به نتیجه انتخابات ۱۳۸۸) دعوت کرد. (جرس، ۲۶ شهریور ۱۳۹۰)

سپاه پاسداران تا سال‌ها پس از کشته شدن حمید حسین‌بیگ عراقی با مراجعه به خانواده، پرسش‌هایی پیرامون جزئیات محل دقیق کشته شدن فرزندشان مطرح می‌کرد. (جرس، ۲۶ شهریور ۱۳۹۰)

به گفته مادر حمید حسین‌بیگ عراقی، برخی مسئولان دولتی قتل فرزند او را به «منافقین» (نامی که جمهوری اسلامی به گروه اپوزیسیون سازمان مجاهدین خلق اطلاق می‌کند) نسبت دادند. (جرس، ۲۶ شهریور ۱۳۹۰)

سازمان بسیج مستضعفان مراسمی را در سال ۱۳۸۸ تحت عنوان «گرامیداشت یاد شهدای بسیجی پس از انتخابات» در مسجد مهدیه تهران برگزار کرد که برگزارکنندگان این مراسم از خانواده حمید حسین‌بیگ نیز برای شرکت در آن دعوت کردند. همچنین در آستانه انتخابات سال ۱۳۹۲ نیز برنامه‌ای که در رادیو فرهنگ صدای جمهوری اسلامی پخش شد، از حمید حسین بیک عراقی و چند نفر دیگر مجددا تحت عنوان شهید بسیجی نام برده شد. (رادیو فردا، ۳۱ خرداد ۱۳۹۲) 

واکنش خانواده

خانواده‌ی آقای حمید حسین‌بیگ عراقی از همان روزهای ابتدایی پس از کشته‌شدن او، شکایتی را در دایره‌ی جنایی دادسرای تهران ثبت کردند. بعد از دو سال، خانواده‌ی حسین‌بیگ عراقی با بیان اینکه هنوز «نه محل دقیق شلیک به او مشخص شده و نه شاهدی درباره‌ی نحوه‌ی کشته‌شدنش معرفی شده»، می‌خواهند بدانند چرا دندان‌های فرزندشان شکسته بود و چرا او را به‌عنوان «ناشناس» به پزشکی قانونی منتقل کرده بودند؛ در حالی‌که در شبِ واقعه، فرزندشان مدارک شناسایی و موتورِ سیکلتش را همراه داشت. (جرس، ۲۱ تیر ۱۳۸۹؛ جوانان برای حقوق بشر به نقل از جرس، ۲۶ شهریور ۱۳۹۰)

در واکنش به عنوانِ به‌کاررفته در خبرگزاری فارس در معرفی حمید حسین‌بیگ عراقی به‌عنوان «شهید بسیجی» و ادعای این خبرگزاری دولتی مبنی بر درخواست مادر او برای «محاکمه‌ی سرانِ فتنه» (کاندیداهای معترض به نتیجه‌ی انتخابات)، مادر وی ضمنِ تکذیب مصاحبه با جرس اعلام کرد فرزند او هیچ‌گاه عضوِ بسیج نبود و از شخصِ خاصی  هم برای درخواست محاکمه نام نبرده است. علاوه بر این، تلاش‌هایش برای تکذیبِ این ادعا از سوی  خبرگزاری فارس بی‌نتیجه ماند. (جرس، ۲۸ شهریور ۱۳۸۹؛ ۲۱ تیر ۱۳۸۹)

مادر در واکنش به افرادی که از سوی سپاه پاسداران به منزلِ آنها آمده بودند و این قتل را به گروهِ «منافقین» نسبت می‌دادند، می‌پرسد چرا سایر راهپیمایی‌هایی که دولت برگزار می‌کند، منافقین حضور ندارند و به کسی آسیب نمی‌زنند و فقط آن روز که بچه‌های ما رفته بودند، منافقین در بین بچه‌های ما بودند؟ «این برای من یک معماست و من از این پاسخ‌ها قانع نشدم.» (جوانان برای حقوق بشر به نقل از جرس، ۲۶ شهریور ۱۳۹۰)

تأثیر بر خانواده

مرگ آقای حمید حسین‌بیگ عراقی تأثیرِ عمیق و ماندگاری بر خانواده‌ی او بر جای گذاشت. مادر او روایت می‌کند که حتی پس از گذشت دو سال، هنوز سر سفره، هنگام صرف غذا، با یاد حمید اشک می‌ریزد و اندوه از دست‌دادنِ فرزندش هیچ‌گاه او را رها نکرده است. پدر آقای حسین‌بیگ عراقی نیز در مواجهه با صحنه‌های تیر خوردن انسان‌ها در فیلم‌ها و تصاویر، به‌شدت منقلب می‌شود و اشک می‌ریزد. (جوانان برای حقوق بشر به نقل از جرس، ۲۶ شهریور ۱۳۹۰

تصحیح و یا تکمیل کنید