بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

حمید منتظری

درباره

سن: ۳۶
ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: تیر ۱۳۶۷ — مرداد ۱۳۶۷
محل: تهران، استان تهران، ايران، زندان اوين
نحوه کشته‌شدن: نحوه اعدام نا مشخص
اتهامات: ارتداد; پندار و/يا گفتار ضدانقلابی

ملاحظات

اطلاعات در باره دستگیری و اعدام آقای حمید منتظری از طریق فرم الکترونیکی ارسالی به بنیاد برومند، در گفتگو با دخترش، شکوفه منتظری به دست آمده است. نام حمید منتظری در لیست شهدای سازمان فدائیان خلق (اکثریت) منتشر شده در تاریخ فروردین ١٣٨١ و همچنین در کتابچه «آنان که گفتند نه»،  شامل اسامی اعدامیان سال ١٣۶٧ که توسط انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران (پاریس) گردآوری شده، آمده است. وی یکی از قربانیان کشتار جمعی زندانیان سیاسی ۱۳۶۷ است. اطلاعات تکمیلی در مورد این کشتار به وسیله بنیاد برومند از خاطرات آیت الله منتظری، گزارشهای سازمانهای حقوق بشر، و مصاحبه با خانواده‌ها٬ خاطرات شهود و سایت بیداران جمع‌آوری شده است.  

اکثر زندانیان اعدام شده در سال ۱۳۶۷ از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند. علاوه بر آن، گروه‌های مارکسیست لنینیستی مخالف جمهوری اسلامی مثل سازمان فدائیان خلق (اقلیت) و حزب پیکار، اعضا و هوادارن احزابی چون حزب توده و فدائیان خلق (اکثریت) که فعالیتی در مخالفت با جمهوری اسلامی نداشتند نیزازقربانیان این کشتار بودند. 

آقای حمید منتظری فرزند عبدالرسول، متولد ۷ مرداد ۱۳۳۱ در بم، متاهل و دارای دو فرزند به نامهای شکوفه و امید بود. پسرش امید، زمانی بدنیا آمد که پدرش در زندان بود. آقای حمید منتظری تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر بم گذراند و سپس در رشته حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل مشغول شد. چون بچه ماجرادوست و شلوغی بود، درمدرسه به او لقب "رابین هود" داده بودند. در رژیم سابق زمانی که دانشجو بود دستگیر شد وتا سال ۱۳۵۷ در زندان بود. پس از انقلاب درسازمان راه کارگر فعالیت داشت و در اواخر سال ۱۳۵۹ به سازمان فداییان خلق اکثریت پیوست و عضو کمیته ایالتی تهران شد و در اولین کنگره این سازمان که در تاشکند تشکیل شد حضور داشت. در زمان دستگیری عضو مشاور کمیته مرکزی این سازمان بود. 

در سال ۱۳۴۹ "سازمان چریکهای فدائی خلق ایران"، متأثر از انقلاب کوبا و جنبش چریکی آمریکای لاتین، با ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم و با اعتقاد به مبارزه مسلحانه شهری، از ادغام دو گروه چریکی مخالف رژیم شاه به وجود آمد. این سازمان بلافاصله پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به نفی مشی چریکی پرداخت و بر سر حمایت یا عدم حمایت از جمهوری اسلامی و شوروی، منشعب شد. سازمان فدائیان خلق (اکثریت) جمهوری اسلامی را انقلابی و ضد امپریالیست دانسته و تا اوایل سال ۱۳۶۲ از آن حمایت می‌کرد،  از این تاریخ به بعد اعضای این حزب صرفاً به دلیل اعتقادات سیاسیشان هدف حملات و سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفتند.

دستگیری و بازداشت

آقای حمید منتظری در مرداد ماه سال ۱۳۶۵ بعد از خروج از منزل خواهرش در تهران به همراه همسر باردارش دستگیر شد. آنطور که بعدها معلوم گردید، وی از مدتها پیش تحت تعقیب وزارت اطلاعات بود. آن دو را بدون ارائه حکم بازداشت کردند و به زندان کمیته مشترک بردند. * 

بعد از انتقال آقای حمید منتظری به اوین، او توانست با خانواده اش دو بار درماه و از پشت شیشه ملاقات داشته باشد. در ملاقات هایی که همسرش با او داشت، متوجه گردید که بشدت شکنجه شده است. نمی توانست به درستی راه برود، دستها و آرنجش صدمه دیده بود. بسیار تکیده به نظر می رسید و موهایش یکباره سفید شده بود. شکوفه، دختر آقای منتظری در مورد اولین ملاقات با پدرش می گوید: "اولین ملاقات به احتمال زیاد در فروردین ۱۳۶۶ بود. مادرم در این زمان آزاد شده بود. او مرا هم با خود به ملاقات برد".

دادگاه

در مورد جزییات اعدام آقای حمید منتظری اطلاع دقیقی در دست نیست. اما بنابر شهادت برخی از زندانیان چپ که در جریان اعدام های سال ۱۳۶۷ در زندانهای اوین و گوهردشت مورد محاکمه مجدد قرار گرفته اند، پس از چند هفته بی خبری به دلیل قطع ملاقاتها، هواخوری، و اخبار رادیو و تلویزیون، در اوایل شهریور ماه  ۱۳۶۷، هیئت سه نفره ای شامل حجت الاسلام اشراقی دادستان، حجت الاسلام نیری حاکم شرع و حجت الاسلام پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات در اتاقی در زندانهای اوین و گوهردشت در چند دقیقه پرسشهایی درباره مسلمان یا مارکسیست بودن و نمازخواندن زندانیان سیاسی و همچنین مسلمان بودن خانواده می پرسیدند و براساس جوابهای زندانیان آنها را به اعدام و یا خوردن شلاق برای نماز خواندن محکوم می کردند. مسئولان اطلاعی در مورد هدف هیئت از این سؤالات و عواقب جوابهایشان به زندانیان نداده بودند. به شهادت زندانیان اوین و گوهردشت، در طول تابستان ۱۳۶۷ در این دو زندان تعداد زیادی از زندانیان چپ و هواداران مجاهدین خلق که به نظر هیئت سه نفره بر سر مواضع خود بودند اعدام شدند. 

خانواده‌های قربانیان کشتار سال ۱۳۶۷ به محاکمات غیرعادلانه و غیر قانونی که به اعدام هزاران زندانی  در سراسر ایران در ظرف چند ماه منجر شد، به شدت اعتراض کرده اند. در نامه‌ای که در سال ۱۳۶۷ به وزیر دادگستری وقت، حسن حبیبی نوشتند، سیاست رسمی پنهان کاری در رابطه با این اعدام ها را به پرسش کشیده‌‌ و آن را دال بر غیر قانونی بودن اعدام ها شمرده‌اند. آن ها یاد آور شده اند که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان زندانیانی بودند که قبلاً در محاکم شرع به حبس محکوم شده بودند و در حال گذراندن دوران محکومیت خود و یا به پایان رساندن آن بودند. این زندانیان دوباره دادگاهی شده و به سرعت به مرگ محکوم شدند.

اتهامات 

مقامات قضایی جمهوری اسلامی علناً اتهامی به قربانیان اعدام‌های جمعی سال ۶۷ وارد نکرده‌اند. بر اساس شهادت زندانیانی که در تابستان ۱۳۶۷ در زندانهای ایران بودند، سوالات هیئت سه نفره از زندانیان وابسته به سازمان های چپ در مورد عقایدشان بوده و آنها ، به اتهام " ضد مذهبی" بودن، تأکید بر عقایدشان و توبه نکردن، محکوم شدند. بستگان قربانیان در نامه خود به وزیر دادگستری و در نامه دیگری در سال ۱۳۸۱ به گزارشگر مخصوص سازمان ملل متحد که به ایران سفر کرده بود به اتهاماتی نظیر "ضد انقلاب، ضد دین، و ضد اسلام" و یا انتساب قربانیان "... به عملیات نظامی ...در مرزهای کشور"، که گویا اساس محکومیت عزیزان‌شان بوده اشاره نموده‌اند. 

حکمی ازآیت الله روح الله خمینی که در خاطرات حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبری در آن زمان، به چاپ رسیده است اظهارات خانواده‌های قربانیان را در رابطه با اتهامات وارده تأئید می‌کند. در این حکم آیت الله خمینی از اعضای سازمان مجاهدین خلق به عنوان "منافقانی" یاد نموده که به اسلام اعتقاد ندارند و نوشته است: "کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنند محارب و محکوم به اعدام می باشند."

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه آقای حمید منتظری نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای حمید منتظری در مقابل  هیئت سه نفره اطلاعی در دست نیست.

حکم

آقای حمید منتظری در سال ۱۳۶۷ در کشتار زندانیان سیاسی در زندان اوین اعدام شد. خانواده وی بر اساس روایت یکی از همبندی‌های او حدس می‌زنند که او احتمالا در مرداد ماه اعدام شده است.  بر اساس این روایت حمید را چند روز بعد از عملیات فروغ جاودان** در اوائل مرداد ۶۷ بردند و دیگر کسی او را در زندان ندید. 

یک روز از طرف زندان به خانواده او تلفنی خبر دادند که به کمیته محل ( کمیته طرشت در غرب تهران) بروند. در آنجا مامورین به آنها وسایل آقای منتظری را تحویل دادند، از جمله یک حوله نمناک و ساعتی که همسرش برایش خریده بود.

خانواده آقای حمید منتظری بلافاصله به خاوران رفتند. خانواده هائی که زودتر به آنجارفته بودند، زمین را کنده و جسد تعدادی را دیده بودند. آنها مشخصات صورت و لباس مردی را می دادند که بنا به حدس همسر آقای حمید منتظری باید مربوط به وی باشد.

بنا برتحقیقات بنیاد برومند، زندانیان چپ که در سال ۱۳۶۷ اعدام شدند، مرتد شناخته شده بودند. مسئولان زندان خبر اعدام این زندانیان را به همراه وسائلشان بعد از ماهها به خانواده آنها دادند ولی اجسادشان را به آنها تحویل ندادند. زندانیان در گورهای جمعی به خاک سپرده شده‌ ومقامات به خانواده زندانیان هشدار دادند که برای عزیزانشان مراسم سوگواری برگزار نکنند.

 -----------------------------

* زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری در زمان شاه تاسیس شد و یکی از مراکز بازجوئی و شکنجه بود. بعدها در دهه ۶٠ دوباره همان نقش را یافت ولی به زندان توحید تغییر نام داده شد. نام دیگر این زندان  در اوائل دهه ۶٠ بند ٣٠٠٠ بود. این زندان، که عمدتا از سلولهای انفرادی تشکیل یافته، محل شکنجه و بازجوئیها بود. از دهه ٧٠ شمسی این زندان به موزه عبرت تبدیل شده است.

** آخرین حمله مجاهدین خلق که تحت عنوان «عملیات فروغ جاویدان» در مرداد ١٣۶٧ شکست خورد. چند روز پس از شکست این عملیات هزاران نفر از هواداران سازمان که در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می‌بردند در کشتار دسته جمعی سال ۶٧ اعدام شدند.  

تصحیح و یا تکمیل کنید