بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

حسین وحدت حق

درباره

سن: ۵۶
ملیت: ايران
مذهب: بهائی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۹ اسفند ۱۳۶۰
محل: تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: جرايم مذهبی

ملاحظات

آقای وحدت حق در کشورهای مختلفی درس خواند و مهندسی کارآمد در رشته برق بود. پس از انقلاب٬ بهائیان اخراج شده از کار را برای یافتن کار جدید یاری می کرد. آقای وحدت حق ریاست شرکت گاز "آسان گاز" را به عهده داشت.

نگاهی به وضعیت بهائیان در جمهوری اسلامی

بهایی‌ها یک مذهب نیستند، یک حزب هستند، یک حزب که در سابق انگلستان پشتیبانی آنها را می‌کرد و حالا هم آمریکا دارد پشتیبانی می‌کند. اینها هم جاسوس هستند...

آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران*

قرآن تنها اهل کتاب را به عنوان جوامع مذهبی می‌شناسد. بقیه کافرند. کافران باید از بین بروند.

دادستان کل، سید حسین موسوی تبریزی**

مرتد بر دو قسم است. مرتد فطری و مرتد ملی. مرتد فطری کسی است که تولدش همراه با اسلام بوده به این معنی که ابوینش یا یکی از آن دو در هنگام ولادتش مسلمان بوده‌اند، و مرتد ملی کسی است که ولادتش این چنین نباشد. کیفر مرتد فطری، قتل است و توبه وی پذیرفته نمی‌شود.

آیت الله محمدی گیلانی حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب اسلامی مرکز***

جمهوری اسلامی جامعه بهائیان ایران را (که با بیش از حدود سیصد هزار عضو در سال ۱٣٥٧****، یکی از پر‌شمارترین اقلیت‌های مذهبی کشور است،) مدام تحت آزار و سرکوب قرار داده و از اساسی‌ترین حقوق بشر محرومشان کرده است. قانون اساسی دین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد ومقامات کشور این دین را الحادی تلقی می‌کنند. در نتیجه بهائیان از حقوق رسمی یک اقلیت مذهبی برخوردار نیستند. آنها نمی‌توانند مذهب‌شان را آشکار کنند، یا مراسم دینی خود را به جا آورند. آنان ازهرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع شده‌اند و از حق اشتغال در ادارات دولتی یا وابسته به دولت محرومند.

در قوانین کیفری مملکت برای بهائیان هیچ حقی پیشبینی نشده است و آنان همواره در معرض سوء استفاده و اعمال خشونت قرار دارند. چنانچه قربانی آزار و حمله شوند و مورد سرکوب قرار‌گیرند یا به قتل برسند، دادگاهی برای آنها حق تظلم و دادخواهی قائل نیست. مقامات قضایی ایران با استناد به فتوا‌ی بعضی مراجع تقلید که به موازات مجلس از منابع قانون گذاری محسوب می‌شوند، بهائیان را در زمره‌ مرتدین که تحت حمایت قانون نیستند قرار می‌دهند. یکی از این مراجع، آیت الله روح الله خمینی است که برای جرم ارتداد حکم اعدام تعیین کرده است و اعلام کرده که یک مسلمان نباید به جرم کشتن مرتد اعدام شود. *

اطلاعات درباره آقای سید حسین وحدت حق از منابع زیر گرفته شده است: مصاحبه با همسر وی، خانم پریدخت وحدت حق، دادخواهی‌های او و همسرش از مقامات جمهوری اسلامی ایران، نامه او از زندان مورخ ١٥ بهمن ١٣٦٠ (در کتاب خانم ماه‌مهر گلستانه، تحت عنوان "بیاد شهیدان بهایی ایران")، دو حکم دادگاه و پاسخ مقامات به دادخواهی‌های همسر وی. آقای وحدت حق همچنین یکی از ٢٠٦ نفری است که نامش در گزارش سال ١٩٩٩ جامعه جهانی بهایی منتشر شده است. این گزارش، تحت عنوان "طرح مخفیانه ایران برای نابودی یک جامعه مذهبی" که به آزار اعضای جامعه بهایی ایران در جمهوری اسلامی می‌پردازد، لیست بهاییانی را که از سال ١٣٥٧ کشته شده‌اند در بر دارد.

آقای وحدت حق روز ١٥ مرداد ماه ١٣٠٤ در شیراز متولد شد. پس از پایان تحصیل در مدرسه نظام، در مهر ماه ١٣٢٦ به درجه ستوان دومی دست یافت. در اردیبهشت سال ١٣٢٩ با خانم پریدخت ازدواج کرد و به تهران منتقل شد. آقای وحدت حق مدتی در تهران به تحصیل پرداخت و سپس برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک به آلمان (دانشگاه اشتوتگارت) رفت. او در سال ١٣٣٨، به عنوان فوق لیسانس مهندسی الکتروتکنیک به ایران بازگشت. چندین بار برای دوره‌های آموزشی و تخصصی به کشورهای آلمان و دانمارک رفت و یک سال و نیم هم در پاریس دوره دید.

پیش از انقلاب، در سال ١٣٥٧ مقام ارشد آقای وحدت حق به او پیشنهاد ترفیع داد، ولی به گفته همسرش، دین او مانع آن شد. بلافاصله پس از انقلاب، آقای وحدت حق از ارتش اخراج گردید، بدون اینکه حقوق بازنشستگی به او تعلق بگیرد. او در اعتراض به این مسئله به مقامات مختلف جمهوری اسلامی، از جمله آیت الله خمینی و شورای انقلاب، نامه می‌نوشت. آقای وحدت حق در نامه‌هایش، دربارۀ دیانت بهایی و حقوق بهاییان به آیات قرآن و گفته‌های آیت الله خمینی استناد و استدلال می‌کرد.

پس از اینکه بهاییان بسیاری به خاطر مذهبشان از کار اخراج شدند، محفل ملی برای آموزش بیکاران لجنه‌ای به نام حرفه و فن تاسیس کرد. آقای وحدت حق به عنوان يكى از پنج عضو این لجنه، زبان عربی تدریس می‌کرد و در زمینۀ تعلیم و تربیت جوانان فعالیت می‌کرد. آقای وحدت حق پس از اخراج از ارتش، به عنوان مدیر عامل شرکت "آسان گاز" که متعلق به چهار بهایی دیگر بود، مشغول به کار شد. او فعالیت سیاسی نداشت.

طبق گفتۀ خانم وحدت حق، روز ١٩ فروردین ١٣٥٨ فرد ناشناسی آقای وحدت حق را از طریق تلفن به دادگاه انقلاب اسلامی احضار کرد؛ پس از مراجعه به دادگاه معلوم شد که احضار به دادگاه، تهدید شخصی بوده است. یک هفته پیش از بازداشت آقای وحدت حق، همسرش متوجه شد که چند نفر با لباس شخصی خانه آنها را تحت نظر دارند.

مشقتهای خانواده وحدت حق با بازداشت و اعدام آقای وحدت حق پایان نیافت. خانه متعلق به او، همسرش و فرزندانش مصادره شد و در سال ١٣٦٣ همسر او دستگیر و سه ماه محبوس شد.

دستگیری و بازداشت

آقای وحدت حق ساعت یک و نیم بعد از ظهر ٨ مهر ماه ١٣٦٠ در دفتر کارش در شرکت آسان گاز توسط دو مامور دادستانی انقلاب بازداشت و به زندان دایره مبارزه با منکرات برده شد. همان روز، پاسداران به خانه او رفتند، آنجا را تفتیش کردند و درِ چند اتاق را مهر و موم کردند و وسایل آنها را با خود بردند، از قبیل جواهرات، فرش، تلویزیون، رادیو و ویولن دخترش به عنوان یکی از "ادوات ممنوعه." اتوموبیل خانواده، دی ماه همان سال مصادره شد. در مرداد ماه ١٣٦١ ماموران مهر اتاقها را باز کردند.

دو روز پس از بازداشت، در اولین ملاقات با همسرش رنگ پریده به نظر می‌رسید و اظهار می‌داشت که ماموران زندان به او غذا ندادهاند. برخی از زندانیان زرتشتی سهم نانشان را با او قسمت کرده بودند. در این ملاقات او به همسرش گفت که روی زمین نمناک و لجن‌آلود در حوضخانه زیرزمین زندان می‌خوابیده است. در طول این ملاقات دو مامور مسلح مراقب رفتار آنها بوده‌اند. پس از چند ساعت، خانم وحدت حق مقداری خوراک برای او ‌آورد که ماموران زندان روز بعد، پس از اینکه غذا فاسد شده بود، به آقای وحدت حق داده بودند. در ملاقات‌های بعدی خانم وحدت حق مشاهده می‌کرد که او رنگ پریده‌تر و لاغرتر شده بود.

روز ٢١ آذر ١٣٦٠ آقای وحدت حق به زندان قصر منتقل ‌شد. او در نامه‌ای به تاریخ ١٥ بهمن ١٣٦٠ از وضعیت زندان چنین نوشته است: "با سارقین و قاتلین... هم بند و هم اتاقم. هوای زندان آلوده و افراد غالباً بیمار و بی بند و بار و سیستم نظافت بطور کلی کثیف، ناجور و غیربهداشتی است... به علت دو بار سکته قلبی، بیمار دائم هستم، در اینجا نیز بخواست خداوند غالباً مبتلا به گریپ و سرماخوردگی و سینه درد و سرفه هستم... راستی چقدر محیط زندان دردناک و رفتار مسئولین زندان تحقیرآمیز است..."

دادگاه

آقای وحدت حق در دادگاه مبارزه با منکرات جمهوری اسلامی ایران در سه جلسه به تاریخ ٣، ٤ و ٥ آذر ١٣٦٠ در تهران محاکمه شد.

اتهامات

در حکم دادگاه مبارزه با منکرات، اتهامات آقای وحدت حق چنین اعلام شده است: "نظر به اعتقاد راسخ به مسلک بهائیت و اقدام مجدانه در جهت تبلیغ فرقه ضاله و اینکه متهم... با مدیریت شرکتی بنام آسان گاز کلیه فعالیت و تبلیغ بهائیت را تحت پوشش شرکت بانجام میرسانده و با بهره گیری از امکانات شرکت دست به تعلیم و تعلّم افراد و اعزام آنها به شهرستانها و نیز تهیه مقالاتی که بقول خودش تظلمنامه به مقامات و در واقع توهین به مقامات و حکومت جمهوری اسلامی بوده است..."

قاضی شرع به طور شفاهی به خانم وحدت حق گفت که آقای وحدت حق، به دلیل تغییر مذهب از اسلام به بهایی، مرتد است.

مدارک و شواهد

به گفته خانم وحدت حق در هنگام بازداشت، ماموران پس از جستجوی دفتر کار آقای وحدت حق، نامه او به آیت الله خمینی و نامه شکایت او دربارۀ اخراج از ارتش و قطع مستمری بازنشستگی و همچنین کتاب مناجاتی را در دفترش پیدا کرده‌اند.

دفاعیات

آقای وحدت حق در نامه‌ای به آیت الله خمینی نوشت که "دارای سی و سه سال خدمت صادقانه بودن کوچکترین خدشه و بدون دارا بودن کوچکترین نقطه تاریکی در سوابق خدمتی" بوده است. وی در نامه‌ای از زندان نوشت: "همیشه مطیع حکومت و دولت بوده و هستیم". او از حق داشتن وکیل مدافع محروم بود.

بر اساس گفته‌های خانم وحدت حق، قاضی شرع در رابطه با مصادره خانه ایشان به او گفت: "زندان خرج دارد" و نیز اظهار داشت: "بهاییها همه خوبند ولی دینشان بد است." وی همچنین به خانم وحدت حق اظهار داشت که طبق گفته‌های بازجو آقای وحدت حق تبلیغ دیانت بهایی می‌کرده است و اگر انکار کند آزاد خواهد شد.

خانم وحدت حق دربارۀ اتهام ارتداد همسرش، به قاضی اظهار داشت که پدر آقای وحدت حق بهایی بوده و در نتیجه آقای وحدت حق بهایی زاده است. قاضی در جواب گفت که آقای وحدت حق خودش تحصیل دین بهایی کرده است و از آیات قرآنی که عنوان می‌کند مشخص است که با اسلام آشنایی دارد؛ و در نتیجه مرتد است.

حکم

دادگاه مبارزه با منکرات جمهوری اسلامی ایران، آقای حسین وحدت حق را از "مصادیق بارز مفسد فی الارض" نامید و او را به اعدام محکوم کرد. خانواده آقای وحدت حق از وجود این حکم بی‌خبر بودند و مقامات زندان به همسر او گفته بودند که آقای وحدت حق، محکوم به حبس و به زندان اوین منتقل شده است. طبق اظهارت خانم وحدت حق، شورای عالی قضایی این حکم را تایید کرد و اعلام نمود که آقای وحدت حق در صورت عدم انکار بهائیت محکوم به اعدام است.

آقای حسین وحدت حق روز ۹ اسفند ۱۳٦۰ در تهران تیرباران شد. همسرش پس از تظلم‌های بسیار پس از پنج سال موفق شد وصیتنامه او را به دست بیاورد.

پس از اعدام، مقامات به آزار و اذیت خانم وحدت حق ادامه دادند. در زمستان سال ١٣٦٠ او را دو بار از خانه‌اش بیرون کردند چرا که ساختمان پنج آپارتمانی آنها را تصرف کرده بودند. پس از چندی خانم وحدت حق توانست به خانه‌اش بازگردد گرچه تا مدتها بعضی از اتاقها به روی او قفل شده بودند. او از دریافت کرایه آپارتمانهایی که اجاره شده بودند محروم بود اما در عین حال وی مرتب قبض مالیات و وام دریافت می‌کرد. با وجود تظلمهای بسیار و مراجعه به مقامات مختلف و همچنین حکمی برای بازگرداندن خانه به او، خانم وحدت حق نامه‌های اداری دریافت می‌کرد که یا باید برای خانه خودش اجاره بپردازد یا اینکه خانه‌اش را از دولت خریداری نماید. ده سال پس از اعدام آقای وحدت حق، در تاریخ ٦ خرداد ١٣٧٠، دادگاه انقلاب اسلامی تهران واقع در زندان اوین حکم مصادره املاک او و فرزندانش را صادر کرد. آپارتمانهای فرزندانش به فروش گذاشته شدند و در تاریخ ٢١ آذر ١٣٧٨ خانم وحدت حق مجبور به ترک منزل خود شد.

 

* قوانینی که بهائیان را از شرکت در هرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع می‌کند به زندگی حرفه‌ای، اجتماعی و اقتصادی آن‌ها صدمات سنگینی زده است. بلا فاصله پس از پیروزی انقلاب، وزارت کار جمهوری اسلامی دستور داد که افراد وابسته به "فرق منحرف" و یا اعضای سازمانهایی که به زعم مسلمین پیرو "مکاتب الحادی" هستند و یا در اساسنامه خود وحی و ادیان توحیدی را نفی می‌کنند باید از همه مشاغل دولتی برکنار شوند. از طرف دیگر ضرورت اعلام مذهب، در درخواستنامه‌ها، فرمها و مدارک رسمی (که اخیراً در بعضی موارد، تحت فشار بین المللی، حذف شده است)، آزادی بهائیان را جداً محدود کرده وآنها را از فرصت‌های موجود درهمه ابعاد زندگی خصوصی از جمله ازدواج، طلاق، ارث، راه‌یابی به دانشگاه و انجام سفر محروم می‌نماید.

در عمل از سال هزارو سیصد و پنجاه و هشت تا کنون هزاران بهائی شغل، مقرری و حقوق بازنشستگی، اموال، کسب و کار و بالاخره امکان تحصیل را از دست داده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی با انحلال تشکیلات بهائیان، آنها را از حق گردهم‌آیی، انتخاب و اداره مؤسسات دینی خود در سطح منطقه‌ای و ملی محروم کرده‌اند. پس از وقوع انقلاب اسلامی حد اقل دویست بهائی اعدام شده و تعداد زیادی از آنها زندانی و تحت شکنجه و فشار قرار گرفته‌اند تا شاید از دین خود بازگشته به اجبار به اسلام بگروند.

به سبب اعتراض‌های شدید بین‌المللی به آزار و سرکوب این اقلیت مذهبی غیر سیاسی و آرام، مقامات دولت ایران در بیشتر اوقات علت اصلی فشار و اعدام بهائیان را پنهان کرده و ادعا می‌کنند که اینان به اتهاماتی نظیر "فعالیتهای ضد انقلابی"، "حمایت از رژیم سابق"، "جاسوسی برای صهیونیسم" و "فحشا، زنا و فساد اخلاقی" محکوم و مجازات می‌شوند.

*از سخنرانی ٧ خرداد ١٣٦١ در صحیفه نور، جلد ١٧

** بیانیه "ایران: طرح مخفیانه ایران برای نابودی یک جامعه مذهبی" ص ۲٧؛ و روزنامه ساندی تایمز (۲۰ سپتامبر ۱۹۸۱) در "تضییقات بهائیان ایران ۱۹٨٤־۱٨٤٤" نوشته داگلاس مارتین، پژوهش بهائی جلد ١٣/١۲ چاپ سال ۱۹٨٤، ص ٥٤

*** روزنامه کیهان ۲۷ مهر ماه ١٣٦٠

**** "مرگ تدریجی بهائیان ایران" نوشته ریچارد ن. اوستلینگ، مجله تایم به تاریخ ٢۰ فوریه ۱٩٨٤ و "تضییقات بهائیان ایران ۱۹٨٤־۱٨٤٤" نوشته داگلاس مارتین، پژوهش بهائی جلد ١٣/١۲ چاپ سال ۱۹٨٤، ص ۳. تعداد جمعیت فعلی بهائیان در ایران مشخص نیست.

تصحیح و یا تکمیل کنید