بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

ید‌الله آستانی

درباره

سن: ۴۹
ملیت: ايران
مذهب: بهائی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۳ تیر ۱۳۵۹
محل: تبريز، استان آذربايجان شرقی، ايران، زندان مرکزی تبریز
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: جرايم مذهبی

ملاحظات

اطلاعات در مورد اعدام آقای یدالله آستانی، فرزند احمد، و چهارده تن دیگر، به نقل از اطلاعیه دادگاه انقلاب اسلامی تبریز در روزنامه‌های کیهان (۲۳ و ۲۵ تیر ماه ۱۳۵۹)، جمهوری اسلامی (۲۴ تیر ماه ۱۳۵۹) ، اطلاعات (۲۴ تیر ماه ۱۳۵۹)،  صبح آزادگان (۲۴ تیر ماه ۱۳۵۹) و بامداد (۲۴ تیر ماه ۱۳۵۹) منتشر شد. اطلاعات تکمیلی در مورد زندگی وی از طریق اسناد منتشره در وب ‌سایت خانه‌ اسناد بهایی ستیزی در ایران، از جمله یک بیوگرافی کوتاه و نامه همسرش نیره آستانی به قاضی موسوی (۱۶ آبان ماه ۱۳۵۸) به دست آمده است.

آقای آستانی همچنین یکی از ٢٠۶ بهائی ایرانی است که نامش در گزارش سال ١٩٩۳ جامعه جهانی بهائی منتشر شده است. این گزارش ، آزار و اذیت اعضای جامعه بهائی در جمهوری اسلامی ایران را مستند نموده و فهرستی از بهائیانی که از سال ١٣۵٧ به بعد در ایران کشته شده ‌اند را شامل می‌ شود. اطلاعات تکمیلی در این خصوص از شماره‌های مختلف نشریه عالم بهائی به دست آمده است. برای مثال، رجوع شود به شماره ۲۹ ، ۱۹۸۶-۱۹۸۲، حیفا ، ۱۹۹۴.

آقای یدالله آستانی در سال ١٣١٠ در شهرستان مراغه واقع در استان آذربایجان شرقی در ایران به دنیا آمد. (وب ‌سایت خانه‌ اسناد بهایی ستیزی در ایران). وی پس از گرفتن مدرک دیپلم دبیرستان، در مراغه به تجارت پرداخت. سپس به تبریز رفته و کسب و کار خود را نیز به همان شهر منتقل کرد. (وب ‌سایت خانه‌ اسناد بهایی ستیزی در ایران). او در سال ۱۳۴۸ به عضویت محفل روحانی تبریز انتخاب شد. (وب ‌سایت خانه‌ اسناد بهایی ستیزی در ایران).

وضعیت بهائیان در جمهوری اسلامی 

جمهوری اسلامی جامعه بهائیان ایران را (که با حدود سیصد هزار عضو در سال ۱٣۵٧، [۱] یکی از پر‌شمارترین اقلیت‌های مذهبی کشور است) به صورت مداوم و سیستماتیک تحت آزار و سرکوب قرار داده و بهائیان را از اساسی‌ترین حقوق بشر محرومشان کرده است. قانون اساسی دین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد و مقامات کشور، این دین را الحادی تلقی می‌کنند. در نتیجه بهائیان از حقوق رسمی یک اقلیت مذهبی برخوردار نیستند. آنها نمی‌توانند مذهب‌شان را آشکار کنند و یا مراسم مذهبی خود را به جا آورند. آنان از هرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع شده‌ و حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی‌شان به طور مدام نقض می‌شود بهائیان از حق تحصیل و به ویژه تحصیلات عالی و حق اشتغال در ادارات دولتی یا وابسته به دولت محرومند. آنها حتی برای تصاحب و مدیریت مشاغل آزاد هم امنیت ندارند و در موارد بسیاری محل کسب و کار آنها یا مورد هجوم افراد و گروه‌های وابسته به دولت قرارمی‌گیرند یا اینکه به خاطر امتناع از کار در روزهای مقدس دینی از سوی دولت پلمپ می‌شوند. حکومت ایران بهائیان را به طور مداوم و به بهانه‌های واهی بازداشت می‌کنند. [۲] 

 بهائی‌ستیزی در ایران محدود به دوران حکومت جمهوری اسلامی نیست اما در دوران این حکومت شدت گرفت و نهادینه شد. در آستانه انقلاب نیز طرفداران آیت‌الله خمینی به منازل و محل‌های کسب و کار حمله می‌کردند و در برخی موارد به قتل  بهائیان دست زدند.

آیت‌اللّه خمینی در آستانه بازگشت از فرانسه به ایران  در پاسخ به پرسشی درباره‌ی آزادی سیاسی یا دینی بهائیان تحت حاکمیت دولت اسلامی چنین گفت: «آنها یک حزب سیاسی هستند؛ مضرّند. مقبول نخواهند بود». مصاحبه‌کننده سوال دیگری کرد: «آیا برای انجام شعائر دینی خود آزادی خواهند داشت؟» آیت‌اللّه جواب داد: «نه». خمینی پیشتر هم در سخنرانی‌های جداگانه‌ای از «خطر بهائیان برای رژیم شاه، اسلام، وحدت ملی، و امنیت ملی سخن می‌گفت.» (وبسایت آسو، ۱۴ مهر ۱۳۹۴)

محفل ملی بهائیان بعد از انقلاب اسلامی

 در ساختار جامعه بهائی، نهاد «محفل روحانی ملی» هیئتی متشکل از نه نفر است که سالانه با رأی بهائیان بزرگسال در هر کشور انتخاب می‌شود. این نهاد به امورات و مشکلات جامعۀ بهائی در سطح ملی رسیدگی می‌کند. «محفل روحانی ملی» مسئولیت هدایت، هماهنگی و تحرک بخشیدن به فعالیت‌های محفل‌های روحانی محلی هر کشور و ارتباط با بیت‌العدل اعظم (شورای بین‌المللی آیین بهائی)، عالی‌ترین مقام تصمیم‌گیری جامعه بهاییان جهان، را بر عهده دارد.

 در سال‌های ۵۹ و ۶۰ محافل اول، دوم و سوم ملی و محافل محلی بهائی از جمله در شهرهای تهران، یزد، همدان و تبریز، به شدت سرکوب و اکثریت اعضای آن‌ها اعدام شدند. محفل ملی سوم بهائیان در «آخرین پیام محفل روحانی ملی ایران به یاران آن سامان» به پیروی از اصل اطاعت از حکومت، تشکیلات بهائی را تعطیل اعلام کرد و همزمان با ارسال نامه‌ای سرگشاده که برای دو هزار نفر از افراد سرشناس و عالی رتبه‌ حکومت فرستاده شده بود درخواست کرد تا به دستگیری، زندان، شکنجه، اعدام و ظلم به بهائیان پایان دهند. (بی‌بی‌سی فارسی، ۱۹ مهر ۱۳۹۴) 

مقامات قضایی جمهوری اسلامی، اعدام‌ها و سرکوب اعضای محافل ملی را توجیه کرده‌اند. آیت‌الله خمینی طی یک سخنرانی در ٧ خرداد ١٣٦١ گفته است: «بهائی‌ها یک مذهب نیستند، یک حزب هستند، یک حزب که در سابق انگلستان پشتیبانی آنها را می‌کرد و حالا هم آمریکا دارد پشتیبانی می‌کند. اینها هم جاسوس هستند.» (صحیفه نور، جلد ۱۷، ۷ خرداد ۱۳۶۱)

بهائیان در برابر اتهام رابطه با کشورهایی مانند اسرائیل با تکیه بر «اصل مذهبی «ضرورت دوری از سیاست»، چنین اتهاماتی را رد می‌کنند. آنها می‌گویند روابط مذهبی حد و مرزی ندارد و «به هیچ وجه محفل بهائیان ایران علیه جمهوری اسلامی کاری و اقدامی نکرده است.» ( وبسایت آسو، ۱۸ مرداد ۱۳۹۴)

باید یادآوری کرد که بیت‌العدل اعظم زمانی در حیفا تاسیس شده که هنوز کشوری به نام اسرائیل تشکیل نشده است. پایه‌گذاران دیانت بهائی و به ویژه بهاءالله در اواخر قرن ۱۹ تحت فشار و سرکوب ناچار به ترک ایران و روی آوردن به ترکیه و عراق شدند.

بهاءالله در دوران اقامت در امپراتوری عثمانی هم از سرکوب در امان نماند. او مدتی در ترکیه کنونی زندانی بود و در سال ۱۹۰۸ میلادی از زندان آزاد شد. بهاءالله  در سال ۱۹۰۹ میلادی جسد سید علی محمد باب را که در سال ۱۸۵۰ میلادی در ایران اعدام شده بود، به بیت‌العدل منتقل کرد. بهاءالله به عنوان رهبر وقت بهائیان کمی قبل از جنگ جهانی اول در حیفا، شهری که بیت‌العدل در آن واقع شده، مستقر شد و به رسیدگی به مشکلات و امورات جامعه بهائی پرداخت. جامعه بهائی بعد از جنگ جهانی اول، زمانی که فلسطین تحت قیمومیت انگلستان بود،  در حیفا از سرکوب محفوظ ماند. (تحقیقات بنیاد برومند)

دستگیری و بازداشت

آقای آستانی در روز ٢٨ مهر ماه ۱۳۵۸ بازداشت شد. به گفته همسرش، وی به مدت حداقل «١٩ روز بدون مجوز شرقی و قانونی» در مکانی نامعلوم نگهداری شده، «و ممنوع‌الملاقات هم» بوده است. (نیره آستانی، وب ‌سایت خانه‌ اسناد بهایی ستیزی در ایران، ۱۶ آبان ماه ۱۳۵۸).

دادگاه 

اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه آقای آستانی در دست نیست.

اتهامات

روزنامه کیهان به نقل از دادگاه انقلاب اسلامی تبریز، اتهامات علیه اقای آستانی را «همکاری مؤثر با رژیم منحط پهلوی و ساواک منحله جهت سرکوبی مسلمانان مبارز و اشاعه فحشاء و منکر و همکاری مستقیم با دولت غاصب اسرائیل و صهیونیسم بین‌الملل جهت سرکوبی مسلمانان آزاده و مظلوم و ارسال گزارشات دقیق خبری و اطلاعات فرهنگی و سیاسی، جغرافیائی و نظامی و جمع‌آوری و ارسال پول و کمک مالی به اسرائیل و قیام علیه اسلام و مسلمین همچنین تردد زیاد به اسرائیل جهت اجرای نقشه‌های شوم صهیونیسم» اعلام کرد. (کیهان، ۲۵ تیر ماه ۱۳۵۹).

از آنجا که جامعه بین‌المللی همواره آزار و سرکوب پیروان بهائیت، این اقلیت مذهبی غیر‌سیاسی (آرام) را بالاجماع محکوم می‌کند، مقامات ایران کمتر اذعان می‌کنند به این که بهائیان رابه لحاظ اعتقاداتشان مجازات می‌نمایند. مقامات قضایی عمدتاً اتهاماتی نظیر «فعالیت‌های ضدانقلابی» ، «پشتیبانی از رژیم سابق» ، «جاسوسی برای صهیونیسم» و یا «فعالیت در ارتباط با فحشا، زنا، و فساد اخلاقی» به بهائیان وارد می‌کنند.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه آقای آستانی نیست.

دفاعیات

در نامه‌ای خطاب به قاضی موسوی، نیره آستانی، همسر آقای آستانی، اظهار داشت شوهرش «از هر جهت بی‌گناه [است] و ایام زندگانی خود را در نهایت تقوی و پرهیزگاری گذرانیده». (وب ‌سایت خانه‌ اسناد بهایی ستیزی در ایران، ۱۶ آبان ماه ۱۳۵۸).

نمایندگان جامعه بهائی تاکید می‌کنند اعضای آن تنها به خاطر اعتقاداتشان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. این نمایندگان، اتهاماتی از قبیل فعالیت سیاسی ضد انقلابی یا جاسوسی که همواره در دادگاه‌های ایران به بهائیان وارد می‌‌شود را تکذیب کرده و یادآوری می‌کنند که اصول اساسی دینشان، وفاداری به حکومت و فرمانبرداری از آن را تکلیف شمرده و آ‌‌نها را از هرگونه دخالت در امور سیاسی منع می‌‌نماید. این منابع اضافه می‌کنند که جاسوسی برای اسرائیل نیز اتهامی بی‌اساس است  که مبنای آن صرفاً استقرار مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل است و خاطرنشان می‌سازند که این مرکز دراواخر قرن نوزدهم میلادی، یعنی سال‌ها قبل از تأسیس کشور اسرائیل در کوه کرمل دایر شده است.

حکم

دادگاه انقلاب اسلامی تبریز آقای یدالله آستانی را «محارب با خدا و رسول خدا و مفسد فی‌الارض شناخته» و او را به اعدام محکوم کرد. (کیهان، ۲۵ تیر ماه ۱۳۵۹). وی همچنین به عنوان «رئیس محفل بهائیان تبریز» شناخته شد. آقای آستانی به همراه یک دوست نزدیک دیگر، سحرگاه روز ۲۳ تیر ماه ۱۳۵۹ تیرباران شد. پیکر وی با حضور جمعیت بزرگی با آداب بهائی دفن شد. (وب ‌سایت خانه‌ اسناد بهایی ستیزی در ایران، بیوگرافی).

-----------------------

۱) «مرگ تدریجی بهائیان ایران» نوشته‌ی ریچارد ن. اوستلینگ، مجله تایم به تاریخ ٢۰ فوریه ۱٩٨۴؛ و «تضییقات بهائیان ایران ۱۹٨۴־۱٨۴۴» نوشته‌ی داگلاس مارتین، پژوهش بهائی جلد ١٣/١۲ چاپ سال ۱۹٨۴، ص ۳. تعداد جمعیت فعلی بهائیان در ایران مشخص نیست.
۲) در قوانین کیفری ایران برای بهائیان هیچ حقی پیش‌بینی نشده است و آنان همواره در معرض سوءاستفاده و اعمال خشونت قرار دارند. چنانچه قربانی آزار و حمله شوند و مورد سرکوب قرار‌گیرند یا به قتل برسند، دادگاهی برای آنها حق تظلم و دادخواهی قائل نیست. مقامات قضایی ایران با استناد به فتوا‌ی بعضی مراجع تقلید که به موازات مجلس از منابع قانون گذاری محسوب می‌شوند، بهائیان را در زمره‌ مرتدین که تحت حمایت قانون نیستند قرار می‌دهند. یکی از این مراجع، آیت‌الله روح‌‌‌‌الله خمینی است که برای جرم ارتداد حکم اعدام تعیین کرده است و اعلام کرده که یک مسلمان نباید به جرم کشتن مرتد اعدام شود. 

تصحیح و یا تکمیل کنید