بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

مصطفی غنیان

درباره

سن: ۲۵
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (شيعه)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۶ خرداد ۱۳۸۸
محل: تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام خودسرانه
اتهامات: اتهام نامعلوم

ملاحظات

مصطفی غنیان دانشجوی کشاورزی در کرج بود. او همواره با صمیمیت از دوستان شهرستانی‌اش پذیرایی می‌کرد و برایشان وقت می‌گذاشت. او علاوه بر تحصیل، داور فدراسیون اتومبیلرانی بود و با همه روابط خوبی داشت. 

اطلاعات دربارۀ کشته شدن آقای مصطفی غنیان از منابع گوناگونی برگرفته شده است: فرم الکترونیکی که یکی از نزدیکان وی به بنیاد برومند فرستاده است، فهرست «اسامی و مشخصات دقیق ٧٢ شهید جنبش سبز» به کوشش دکتر علیرضا بهشتی، منتشر شده در سایت نوروز در ١٣ شهریور ١٣٨٨؛ مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ٢٩ خرداد و ١٤ تیر ١٣٨٨؛ خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا، ١٠ تیر ١٣٨٨؛ خبرنامه امیرکبیر، ٢٠ مرداد ١٣٨٨؛ کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران (١٥ تیر ١٣٨٨) و سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) ٤ شهریور ١٣٨٨.

آقای مصطفی غنیان، فرزند محمدتقی، روز ٣ تیر ١٣٦٢ در مشهد متولد شد. وی مدرک کاردانی کشاورزی را از دانشگاه آزاد بیرجند گرفت. او دانشجوی کارشناسی کشاورزی دانشگاه آزاد واحد رودهن بود و در سعادت آباد تهران زندگی می‌کرد.

برای آقای غنیان، دوستانش از اهمیت بسیاری برخوردار بودند. هنگامی که دوستانش از شهرستان به تهران به خانۀ او می‌آمدند، درس و کارش را کنار می‌گذاشت و به کمک دوستانش می‌شتافت. فرستندۀ فرم به یاد می‌آورد: «برایش موقعیت اجتماعی دوستاش فرق نداشت. با همه می‌جوشید... اگر می‌دانست کسی از او ناراحت است، حتماً از دلش در می‌آورد... مصطفی خیلی خجالتی و تعارفی بود. دوست نداشت کسی به خاطرش به زحمت بیافتد... خاکی و افتاده بود... به موسیقی علاقه داشت؛ هم آهنگ‌های قدیمی مثل شماعی‌زاده و هایده و هم رپ‌های امروزی... مجله ماشین را هر ماه می‌گرفت و تا آخر می‌خواند. خودشم داور فدراسیون اتوموبیل‌رانی بود. آنقدر خوب بود که محال است من دیگر دوستی به خوبی او پیدا کنم.»

آقای غنیان بامداد ٢٦ خرداد ١٣٨٨ بر بام ساختمان محل سکونتش در حالی که با گفتن الله اکبر با معترضان به نتایج دهمین دوره انتخابات رئیس جمهور همراهی می‌کرد، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و درگذشت (فرم الکترونیکی؛ خبرنامه امیرکبیر؛ ادوار تحکیم وحدت؛ ایرنا).

خبرنامه امیرکبیر اعلام کرد: «خانواده این شهید پس از تحویل جسد به پزشكی قانونی و تنظیم شكایت از قاتلان وی با دادن تعهد مبنی بر عدم برگزاری مراسم ختم و یادبود و با وساطت دفتر واعظ طبسی [یک روحانی بانفوذ] كه از دوستان قدیمی پدر شهید غنیان میباشد، موفق به دریافت جنازه فرزند شهیدشان پس از چند روز میشوند.» فرستندۀ فرم به بنیاد برومند در این باره اظهار داشت که کسی که به آقای غنیان شلیک کرده زیر دستور فردی از ادارۀ اطلاعات بوده است. این فرد همچنین نوشته است پیکر آقای غنیان با نامه‌ای از آیت الله خامنه‌ای و با شرط اینکه خانواده در این باره اطلاع رسانی نکنند، به آن‌ها تحویل داده شد. طبق اطلاعات موجود، مراسم تشییع روز ٢٨ خرداد در مشهد در جو امنیتی سنگینی برگزار شد.

پدر وی در مراسم ختم او گفت: «...پروردگارا: تو خود شاهد باش از امانتی که به من سپرده بودی ٢٦ سال نگهداری کردم و تا جایی که در توانم بود در تربیتش کوشیدم... او پسری متدین، فروتن، متواضع، خوشرو و با اخلاق و به قول همه دوستانش با مرام بود...»

برخی روزنامه‌ها، سخنانی را به پدر مصطفی غنیان نسبت دادند که وی میرحسین موسوی را «مسئول خون پسر» خود اعلام کرده بود. ولی آقای حاج محمدتقی غنیان این گفته‌ها را تکذیب کرد (خبرنامه امیر کبیر؛ ایرنا). به نوشتۀ فرستندۀ فرم، خانواده به اطلاعات دربارۀ نوع گلوله‌ای که به مرگ آقای غنیان انجامید، دسترسی نداشت و بنابرین تحقیق دربارۀ اسلحه برای آنها مقدور نبود.

خلاصه رویدادهای ایران پس از انتخابات

پس از اعلام پیروزی مجدد محمود احمدی‌نژاد با اکثریت ٦٣/٦٢ درصدی آرا در دهمین دوره انتخابات رییس جمهوری ایران، که در تاریخ جمعه ٢٢ خرداد ١٣٨٨ برگزار شد، اعتراضهای سراسری مردم به نتیجه انتخابات شروع شد. سرویس پیامک تلفنهای همراه در ایران، از ساعت ١١ شب پنج‌شنبه (٢١ خرداد ١٣٨٨) قطع شد. این اختلال در سرویس پیامک در طول برگزاری انتخابات و تا دهم تیرماه ادامه داشت. در هنگام برگزاری انتخابات، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران اعلام کرد که تجمع هوادارن نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور غیرقانونی است. عصر همان روز مانوری به نام مانور اقتدار در میدانهای مختلف شهر تهران و با هدف «برقراری نظم و امنیت در شعب و صندوق‌های اخذ رأی» در تهران انجام شد. در حالی که وزیر کشور ایران گفته بود اعلام تدریجی نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از اذان صبح (حدود ساعت چهار صبح) آغاز خواهد شد، رئیس ستاد انتخابات کشور کمی پس از نیمه شب اعلام نتایج را آغاز کرد.

پس از اعلام نتیجه، مردم با اعتقاد بر اینکه تقلب انجام گرفته است در روز ٢٣ خرداد به خیابانها آمدند و اعتراض خود را ابراز داشتند. موسوی، کروبی و رضایی، رقیبان احمدی نژاد در این انتخابات، اعلام کردند که تخلفات زیادی در انتخابات انجام گرفته است و به نتیجه اعتراض کردند. آنها شکایت خود را به شورای نگهبان ارایه کردند و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد شدند. در عین حال، ولی فقیه ایران، آیت الله خامنه‌ای قبل از بررسی نتیجه توسط شورای نگهبان، پیروزی محمود احمدی نژاد را تبریک گفت. تعداد زیادی از افرادی که در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی فعالیت داشتند بازداشت شدند.

روز ۲٥ خرداد، راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در خیابانهای مرکزی تهران برگزار شد. به نقل از شهردار تهران، گفته می‌شود حدود سه ملیون نفر در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند. درهنگام پایان گرفتن راهپیمایی، عده‌ای از مردم توسط نیروهای شبه‌نظامی، کشته و زخمی شدند. دولت ایران برای جلو گیری از انتشار اخبار، خبرنگاران خارجی را اخراج کرد و خبرگزاریها را از فرستادن اخبار منع نمود. در سه روز بعد نیز، راهپیمایی‌های گسترده و آرام با شرکت معترضان در تهران برگزار شد. به دنبال اعلام حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در نماز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨ و هشدار وی به معترضان مبنی بر اینکه مسئولیت هرج و مرج و تبعات آن به عهده خودشان است، که سازمان عفو بین الملل آن را «مشروعیت بخشیدن به اعمال خشونت توسط نیروهای انتظامی» برای سرکوب معترضان خواند، سرکوبها صورت جدیدی به خود گرفت. در روز ۳۰ خرداد و پس از آن، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به سرکوب معترضان پرداختند. هر گونه تجمع مردمی غیر قانونی اعلام شد و توسط پلیس و لباس شخصیها به خشونت کشیده شد.

نیروهای شبه نظامی موسوم به لباس شخصی، گروههایی هستند که در جریان تجمعها و فعالیتهای صنفی، دانشجویی، انتخاباتی واعتراضی برای سرکوب مردم استفاده می‌شوند. از اینکه این گروهها چگونه سازماندهی می‌شوند یا از چه کسانی دستور می‌گیرند، اطلاعات زیادی در دست نیست. این نیروها لباس معمولی بر تن می‌کنند و فاقد یونیفرم مشخص هستند. آنها گاه با چوب و چماق و گاه با زنجیر و چاقو یا با باتون و اسلحه گرم تجهیز می‌شوند و زمانی که حکومت قصد سرکوب مردم را دارد ظاهر می‌شوند. آنچه روشن است، اینست که نیروهای انتظامی اگر با آنها همراهی نکنند، هیچ واکنشی برای مهار خشونت آنها نشان نمی‌دهند و لباس شخصی‌ها آزادانه در میان نیروهای انتظامی رفت و آمد می‌کنند و در برابر پلیس اقدام به ضرب و شتم وحشیانه معترضان می‌کنند. در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ماه ١٣٨٨، مردم با قرار دادن عکس این افراد در اینترنت، تعدادی از آنها را شناسایی کردند و مدارکی دال بر رابطه این افراد با بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی ارایه دادند. در بیست پنجم شهریور ماه ۱۳۸۸ جانشین فرمانده سپاه سيدالشهداء استان تهران شرکت فعال نیروی مقاومت بسیج و نقش تعیین کننده آنها را در سرکوب مردم تایید کرد و گفت: «بسيجی‌ها با حضور خود در حوادث اخير چشم فتنه‌گران را كور كردند و بايد از آن‌ها قدردانی شود... دشمنان اسلام با غبارآلود كردن فضا می‌خواستند در حوادث اخير سوءاستفاده كنند اما به حمدالله با روشنگری مقام معظم رهبری در مقابل اين فتنه پيروز شدیم.» وی همچنین تأکید کرد که: «جوانان غيور و ولايت‌مدار بسيجی كه نسل دوم و سوم انقلاب بودند در اين صحنه موفق شدند و پيروز ميدان بودند.»

در جریان اعتراضات خسارتهایی به اموال شهروندان وارد شد. در آن زمان، مقامهای مسئول و رادیو و تلویزیون دولتی سعی کردند این تخریبها را به معترضان نسبت دهند و سرکوب را توجیه کنند. این در حالی بود که عکسهای و فیلمهایی در اینترنت منتشر شد که نیروهای انتظامی را در حال تخریب، در خیابانهای فرعی و جاهای خلوت و دور از جریان اعتراضهای مردمی نشان می‌دادند. همچنین فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی در تاریخ ٢٨ مهر ١٣٨٨ در همایش عمومی فرماندهان و مدیران فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، تخریب اموال شهروندان توسط نیروهای انتظامی را اذعان داشت و مسئولیت آنرا پذیرفت.

اطلاع دقیقی از تعداد کشته شدگان، زخمیها و ناپدید شده‌ها در دست نیست. بنا بر گزارشهای مختلف، تعداد قربانیان این راهپیماییها در سراسر ایران، صدها نفر است که نام بیش از ٧٠ نفر گزارش شده است. همچنین مقامهای مسئول، خانواده برخی از قربانیان را تهدید کرده‌اند که سکوت اختیار کنند و با رسانه‌‌ها مصاحبه نکنند. گفته می‌شود که شرایط پس دادن جسد به خانواده‌ها، عوض کردن علت فوت در گواهی پزشکی قانونی به علل طبیعی مانند سکته قلبی و...، سلب حق شکایت از بستگان کشته شده‌ها و خودداری از برگزاری مراسم یادبود برای عزیزانشان بوده است. بر طبق اعلام منابع دولتی، پس از ۲۲ خرداد، بیش از ٤٠٠٠ نفر در سراسر کشور بازداشت شدند که تعداد کثیری در بازداشتگاه کهریزک بدون رعایت حقوق زندانیان و حداقل امکانات بهداشتی نگهداری شدند. گزارشهای متعددی در مورد خشونت، شکنجه و تجاوز به بازداشت شدگان منتشر شده است. تعدادی از بازداشت شدگان در اثر ضرب و شتم در دوران بازداشت و شرایط سخت و طاقت فرسا و شکنجه‌هایی که در زندان کهریزک متحمل شدند، جان سپردند.

تصحیح و یا تکمیل کنید