بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

امیر فخری

درباره

ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۷ مهر ۱۳۸۱
محل: استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: جرم نا‌مشخص; تجاوز; سرقت

ملاحظات

اطلاعات مربوط به اعدام آقای امیر فخری، معروف به مهدی، و چهار نفر دیگر از وبسایت روزنامه ایران (٦ شهریور، ٦ و ٨‌ مهر ١٣٨١)، سازمان عفو بین الملل (٣ مهر)، جمهوری اسلامی (٦ مهر)، و خبرگزاری ایسنا (٧ مهر) گرفته شده است. به نوشته روزنامه ایران، این پنج نفر "اقدام به ربودن زنان و دختران جوان واذیت و آزار آنان می‌کردند" و عضو ششم باند "شکارچیان بی‌نقاب" (یا "کرکسهای سیاه" به گزارش عفو بین الملل)، که تیر ماه ١٣٨٠ تشکیل شد، "باتوجه به عدم اثبات اتهام زنا به عنف، به خاطر آدم ربایی و شرب خمر" به شلاق و ٢٥ سال زندان محکوم شد. قاضی مجتمع قضایی جنایی تهران اظهار داشت که "مطابق قانون انتشار جزییات نوع فعالیت اعضا این باند امکان پذیر نیست... [وی] شایعه فاسد و یا خیابانی بودن قربانیان اعضا باند کرکسها را تکذیب کرد... [و افزود:] کمرنگ شدن ارزشهای معنوی و نوع آرایشها و ظاهر نامناسب برخی خانمها تحریک برخی جوانان و در نتیجه معضلاتی را به دنبال خواهد داشت... دستگاه قضایی و نیروی انتظامی قاطعانه در مقابل اشرار ایستاده و هیچ ملاحظه‌ای در برخورد با این افراد نخواهند داشت" (جمهوری اسلامی).

دستگیری و بازداشت

پس از شکایت زن جوانی در رابطه با ربوده شدن خواهرش و دوست وی، اعضای این باند روز ٩ دی ١٣٨٠ توسط ماموران دایره یک اداره آگاهی دستگیر شدند (روزنامه ایران). اطلاعی در مورد جزئیات دستگیری و بازداشت این متهم در دست نیست.

دادگاه

جز این که متهمین در شعبه ۱٦۱۰ مجتمع قضایی تهران محاکمه شده بودند (عفو بین الملل)، اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه در دست نیست.

اتهامات

اتهامات علیه آقای فخری، "زنا به عنف، آدم ربایی، سرقت، سرقت به عنف، و شرب خمر" گزارش شده است (روزنامه ایران).

در شرایطی که حداقل تضمینهای دادرسی رعایت نمی‌شود و متهمین از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می‌شود مسلم و قطعی نیست. سازمانهای بین المللی حقوق بشراشاره به گزارشهایی می‌کنند دال بر اینکه مقامات جمهوری اسلامی مخالفین سیاسی خود را به اتهام ارتکاب جرائم عمومی از قبیل جرائم جنسی، قاچاق مواد مخدر و غیره محکوم و همراه با محکومین غیر سیاسی دیگر اعدام می‌نمایند. شمار افرادی که بر اساس اینگونه اتهامات کاذب به اعدام محکوم شده اند معلوم نیست.

مدارک و شواهد

تعداد دقیق قربانیان این باند اعلام نشده است ولی ده مورد در پرونده ذکر شده‌اند (جمهوری اسلامی). قاضی مجتمع قضایی جنایی تهران گفت: "وقتی برخی از مطبوعات وارد عمل شدند در تماسهای مکرری که مردم با یکی از جراید کثیرالانتشار داشتند شکایتهای زیادی اعلام شد و پس از اختصاص شماره تلفنی به این امر، ١٧ کاست و نزدیک به ٣٠ ساعت از شکایتهای مردم ضبط شده است" (همان منبع). چهار تن از قربانیان در دادگاه بر علیه متهمین شهادت دادند. در گزارش روزنامه ایران اشاره شده است به "شناسایی... طعمه‌هایشان ازسوی پلیس و تماسهای دختران و زنان زیادی که به خاطر آبرویشان حاضر به مراجعه به مراکزانتظامی نبودند". همچنین آمده است که "٦ عضو شکارچیان بی‌نقاب پس از شنیدن ادعاهای طعمه‌هایشان با ابرازندامت و پشیمانی، به جرایم خود اعتراف کردند."

سازمانهای بین المللی حقوق بشر بارها دولت جمهوری اسلامی ایران را به خاطر اعمال سیستماتیک شکنجه‌های شدید و استفاده از سلولهای انفرادی جهت گرفتن اعتراف از زندانیان محکوم کرده‌اند و صحت اعترافاتی که تحت فشار از متهمان گرفته شده است را مورد پرسش قرار داده‌اند. این اعترافات در مورد زندانیان سیاسی گاه از تلویزیون پخش شده‌اند. تلویزیون ملی اقدام به پخش اعترافاتی کرده است که طی آنها زندانیان به جرم‌های مبهم و غیرواقعی اعتراف کرده، باورهای سیاسی خویش را نفی کرده و به خاطر آنها توبه کرده‌اند، و یا حتی پای دیگران رابه میان کشیده‌اند. سازمانهای حقوق بشر همچنین به روند نفی و بازپس گیری اعترافات و توبه زندانیانی که آزاد شده‌اند اشاره کرده‌اند.

دفاعیات

از دفاعیات متهمین در دادگاه اطلاعی در دست نیست. قبل از اعدام سه تن از متهمین با خبرنگاران صحبت کردند. یکی از آنها، با نام مجید قاسمی، گفت: "ما مستحق اعدام نبودیم، آنانی که علیه ما شکایت کرده‌اند در برابر خواسته‌های ما اصلاً مقاومتی نکردند." یکی دیگر از متهمین، امیر کربلایی حیدر، اظهار داشت: "من هیچ احساسی ندارم، زیرا بی‌گناه اعدام می‌شوم طعمه‌هایمان زنان خیابانی بودند و نمی‌دانم چرا در دادگاه علیه ما شکایت کردند." نفر سوم، پیام امینی، در پاسخ به این که "چرا با وجود اینکه دانشجو و از قشر تحصیلکرده جامعه بوده به این کارها دست می‌زده" گفت: "من می‌پذیرم که مرتکب تخلف از قانون شده‌ام و آماده‌ام مجازات شوم ولی جرم ما در حدی نبود که مجازاتش اعدام باشد. من از روی مردم شرمنده‌ام و دوست نداشتم کار به اینجا کشیده شود."

حکم

دادگاه متهمین را به مرگ محکوم کرد و این حکم در شعبه ۳۲ دیوانعالی کشور تائید شد. بر اساس خبرنگاری ایسنا، قبل از اعدام هر کدام از این متهمین، متحمل ٧٤ ضربه شلاق حد و ٨٠ ضربه تعزیری شدند. به گزارش روزنامه ایران، پس از انتقال به محل اعدام، "چون هیچ یک از اعضای خانواده مجرمان در محل اعدام حاضر نشده بودند، با اجازه قاضی اجرای حکم دو اعدامی دقایقی تلفنی با خانواده‌های خود صحبت کرده و از آنان حلالیت طلبیدند. دوتن از پزشکان قانونی قبل از انتقال مجرمان به محل اجرای حکم، آنان را تحت معاینات تخصصی قرار دادند. تعداد زیادی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی با لباسهای مخصوص خود برای تأمین امنیت اجرای حکم در محل حضور داشتند." آقای امیر فخری به همراه فرهاد آق لریان در میدان آزادی تهران ساعت ٦ صبح روز ٧ مهر ١٣٨١ در حضور ٣ هزار نفر به دار آویخته شد (روزنامه ایران).

تصحیح و یا تکمیل کنید