بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

مهسا (ژینا) امینی

درباره

سن: ۲۲
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (سنی)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۵ شهریور ۱۴۰۱
محل دفن مشخص است: بله
محل: پلیس امنیت اخلاقی تهران، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام » مرگ در دوران بازداشت/زندان

ملاحظات

بازداشت مهسا(ژینا) امینی، دختر ۲۲ سالهٔ کُرد اهل سقز از سوی گشت ارشاد و مرگ او در بازداشتگاه پلیس، به نقطهٔ آغاز اعتراضات گسترده و جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران تبدیل شد.

اطلاعات در خصوص مرگ در بازداشتگاه خانم مهسا(ژینا) امینی فرزند امجد و مژگان از وبسایت‌های بی‌بی‌سی فارسی (۲۷ شهریور ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲)؛ گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل (مرداد و اسفند۱۴۰۲)؛ روزنامه شرق (۲۵ شهریور ۱۴۰۱)، روزنامه هم‌میهن (۲۷ و ۲۵ شهریور ۱۴۰۱)؛ ایران‌اینترنشنال (۲۵ و ۲۸ شهریور ۱۴۰۱)؛ ایران‌وایر (۲۳ شهریور ۱۴۰۱ و ۲۱ آذر ۱۴۰۲)؛ رادیو فردا (۲۳ و ۲۶ شهریور ۱۴۰۲)؛  بخش خبری ۲۰:۳۰ شبکه دو صداوسیما (۲۵ شهریور ۱۴۰۱)؛ صفحه اینستاگرام بیمارستان کسری (۲۲ شهریور ۱۴۰۱)؛ دویچه‌وله (۳۰ شهریور و ۳ آبان ۱۴۰۱) فارس (۲۸ شهریور ۱۴۰۱)؛ ایسنا (۲۴ شهریور ۱۴۰۱)؛ صدای آمریکا (۲۷ شهریور ۱۴۰۱) به دست آمد. همچنین برای تکمیل آن از منابع بی‌بی‌سی فارسی (۵ آبان ۱۴۰۱ و ۲۵ شهریور ۱۴۰۲)؛ ایسنا(۳۰ شهریور، ۱۸ مهر و ۴ آبان ۱۴۰۱)؛ ؛ یورونیوز (۴ مهر ۱۴۰۱)؛ روزنامه اعتماد (۱۶ مهر ۱۴۰۱)؛ وب‌سایت اختبار (۲۴ مهر ۱۴۰۱)؛ ایرنا (۳ آبان ۱۴۰۱)؛ رادیو فردا (۵ آبان ۱۴۰۱)؛ ؛ شبکه حقوق بشرکردستان (۹ مهر ۱۴۰۲)؛ وبسایت پارلمان اروپا (۲۱ آذر ۱۴۰۲)؛ لیبراسیون (۴ مهر ۱۴۰۱)؛ رویترز (۱۵ مهر و ۲۳ آذر ۱۴۰۱)؛ تاگس‌شپیگل (۲۲ آذر ۱۴۰۱)؛ شورای حقوق بشر سازمان ملل (۴ آذر ۱۴۰۱) استفاده شده است.

مهسا(ژینا) امینی در ۱۷ مهر ۱۳۷۹ در یک خانواده کُرد و اهل سنتِ شهر سقز در استان کردستان به دنیا آمد. به دلیل اینکه خانواده‌اش نمی‌خواستند او یک سال دیرتر به مدرسه برود، تاریخ تولدش را در شناسنامه ۲۵ شهریور ثبت کردند. خانواده و نزدیکانش همواره او را «ژینا» صدا می‌زدند، نامی کُردی به معنای «زندگی تازه». به گفته مادرش، به دلیل محدودیت‌های موجود برای انتخاب نام کردی و نگرانی از مشکلات ثبت‌نام در مدرسه و دانشگاه، نام او را در شناسنامه «مهسا» گذاشتند. خانم امینی تنها یک برادر داشت به نام اشکان که چهار سال از او کوچک‌تر بود و رابطه‌ بسیار نزدیکی میانشان برقرار بود. (بی‌بی‌سی فارسی، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱و ۲۷ شهریور ۱۴۰۲).

خانم امینی دوران ابتدایی را در «دبستان رسالت»، نزدیک خانه‌شان در سقز، گذراند. در دوران دبیرستان، رشته علوم تجربی را با هدف ورود به رشته‌های پزشکی و داروسازی انتخاب کرد. ژینا علاوه بر گذراندن دوره تکنسین داروخانه، در سال ۱۴۰۱ در رشته میکروبیولوژی دانشگاه ارومیه پذیرفته شد و قصد داشت برای ادامه تحصیل به این شهر نقل مکان کند. به گفته مادرش او «به قدری به پزشکی علاقه داشت که همه وسایل‌ پزشکی را خریده بود. [...] او همیشه می‌گفت تنها هدفم خدمت به انسان‌هاست، دوست دارم روح انسان‌ها را از خواب بیدار کنم.» (بی‌بی‌سی فارسی، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱؛ بی‌بی‌سی فارسی، ۲۷ شهریور ۱۴۰۲).

ژینا همچنین به گویندگی رادیو علاقه داشت و همواره در خانه تمرین می‌کرد. پدرش برای او یک مغازه لباس‌فروشی در سقز راه‌اندازی کرده بود، هرچند به گفته مادرش به این کار علاقه‌ای نداشت و بیشتر به کارهای علمی و علاقه‌مندی‌های خودش می‌پرداخت. به گفته مادرش، ژینا دوست و رفیق زیادی نداشت و تنها دوست نزدیک او  مادرش بود؛ آن‌ها بیشتر وقت‌شان را با هم می‌گذراندند.(بی‌بی‌سی فارسی، ۲۷ شهریور ۱۴۰۲)

به گفته خانواده و نزدیکانش، خانم امینی از کودکی «سالم و آرام» بود و «همواره لبخند بر لب داشت». پدرش او را «آدم آرام و سربه‌زیری» توصیف کرد که «کاری به هیچ چیزی نداشت» (دویچه‌وله، ۳۰ شهریور ۱۴۰۱). دختر دایی مهسا(ژینا) که رابطه نزدیکی با او داشت نیز درباره شخصیت او گفته بود «هیچ‌وقت پدر و مادرش حتی با صدای بلند با او حرف نمی‌زدند» و او محبوب همه اعضای فامیل بود. (هم‌میهن، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱) 

مهسا (ژینا) امینی به همراه خانواده در شهریور سال ۱۴۰۱، به سفر شمال رفتند و سپس راهی تهران شدند. او برای دیدار فامیل به خانه خاله‌اش رفت و در مسیر، توسط گشت ارشاد بازداشت شد. (بی‌بی‌سی فارسی، ۲۷ شهریور ۱۴۰۲؛ هم‌میهن، ۲۵ و ۲۷ شهریور ۱۴۰۱). 

بازداشت و قتل مهسا(ژینا) امینی

خانم مهسا(ژینا) امینی روز سه‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ در تهران توسط گشت ارشاد بازداشت و کمتر از دو ساعت بعد، با علائم مرگ مغزی به بیمارستان کسری منتقل و پس از سه روز در کما بودن، در روز ۲۵ شهریور، جان باخت. 

حوالی ساعت ۱۸:۳۰ روز ۲۲ شهریور، خانم امینی و برادرش هنگام خروج از ایستگاه مترو «شهید حقانی» واقع در بزرگراه حقانی تهران بودند که مأموران گشت ارشاد به دلیل نوع «پوشش» او را بازداشت کردند. برادر خانم امینی تلاش کرد مانع شود و به ماموران گفت که در این شهر غریب هستند، اما ماموران با پیچاندن دست او را عقب نگه داشتند. آنها  نهایتا خانم امینی را با خودرو ون جهت گذراندن «کلاس توجیهی و آموزشی» به بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی واقع در خیابان وزرای تهران منتقل کردند. (ایران‌وایر ۲۳ شهریور ۱۴۰۱؛ رادیو فردا ۲۳ شهریور ۱۴۰۲)

به  گفته برادر و پدر ژینا، برخی از دختران بازداشتی که در همان خودروی ون که خانم امینی را به بازداشتگاه منتقل کرد حضور داشتند، تایید کردند که در داخل ون با او «برخورد فیزیکی» صورت گرفته بود. (ایران‌وایر ۲۳ شهریور ۱۴۰۱؛ رادیو فردا ۲۳ شهریور ۱۴۰۲)

خانم امینی ۲۶ دقیقه پس از رسیدن به بازداشتگاه امنیت اخلاقی به زمین افتاد و ۳۰ دقیقه بعد در ساعت ۲۰:۲۲ به بیمارستان کسری منتقل شد.( گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل، اسفند ۱۴۰۲)

در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، بخش خبری شبکه دو صداوسیما ویدیویی یک‌دقیقه‌ای از دوربین‌های مداربسته پلیس امنیت اخلاقی پخش کرد. در این ویدیو، خانم امینی در سالن انتظاری که چند دختر دیگر نیز حضور دارند دیده می‌شود. او در حالی که به مانتوی خود اشاره می‌کند، با یک مامور زن در حال بحث است که ناگهان بدون آنکه اتفاق تهاجمی میان آن دو رخ دهد، از حال می‌رود و روی زمین می‌افتد و فیلم در همین‌جا قطع می‌شود. در این ویدیو ساعت دقیق رخدادها مشخص نیست. (ویدیوی منتشر شده در بخش خبری ۲۰:۳۰ شبکه دو صداوسیما، موجود در آرشیو بنیاد برومند).

ماموران پلیس ابتدا اطلاعات هویتی خانم امینی را به بیمارستان ندادند و او را به عنوان شخصی «بی‌نشان» به اورژانس بیمارستان کسری تحویل دادند اما پس از مصاحبه برادرش و انعکاس گسترده خبر مصدوم شدن یک دختر جوان از سوی گشت ارشاد، مرکز اطلاع‌رسانی پلیس تهران با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: «خانمی برای توجیه و آموزش به یکی از بخش‌های پلیس تهران بزرگ هدایت شده بود که ناگهان در جمع سایر افراد هدایت‌شده به طور ناگهانی دچار عارضه قلبی شد»، و آنچه به زعم او در«رسانه‌های معاند» منتشر شده بود را رد کرد. (صدای آمریکا ۲۷ شهریور ۱۴۰۱؛ ایسنا ۲۴ شهریور ۱۴۰۱)

برادر و پدر خانم امینی هر دو از رویت علایم ورم صورت، کبودی روی پاها و خون‌ریزی از گوش خبر دادند. پدر خانم امینی با استناد به اظهارات «برخی از افرادی که در ماشین [گشت ارشاد] بودند»، می‌گوید کبودی پاها به علت این است که در خودرو دخترش را «با چوب زده‌اند». او این موضوع را به رئیس بیمارستان کسری گزارش کرد تا پزشکی قانونی علت آن را بررسی کند اما پاسخی دریافت نکرد. (گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل، اسفند ۱۴۰۲، صدای آمریکا، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱)

بیمارستان کسری در ۲۲ شهریور طی بیانیه‌ای اعلام کرد که خانم امینی «با علائم مرگ مغزی به این بیمارستان منتقل و همان‌جا نیز احیای قلبی شد و دو روز در حالت کما با سطح هوشیاری ۳ درصد، در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود و روز ۲۵ شهریور، ساعت ۱۵:۴۰، دچار ایست قلبی شد و جان باخت». این بیانیه چهار روز بعد از صفحه اینستاگرام بیمارستان حذف شد. به عقیده پزشکان بیمارستان کسری احتمالا اگر ماموران ۱۰ دقیقه زودتر خانم امینی را به بیمارستان رسانده بودند، او زنده می‌ماند. پیکر او پس از مرگ بلافاصله به پزشکی قانونی منتقل شد. در گواهی رسمی فوت او، علت مرگ «نامعلوم» ثبت شده است. (هم‌میهن، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱؛ صفحه اینستاگرام بیمارستان کسری، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱؛ هم‌میهن، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱؛ گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل، اسفند ۱۴۰۲).

روز ۲۸ شهریور ۱۴۰۱، کانال تلویزیونی ایران‌اینترنشنال با انتشار تصاویری اختصاصی از سی‌تی‌اسکن خانم امینی که به گفته این رسانه از سوی یک گروه هکری به دستش رسیده بود، اعلام کرد به گفته پزشکان مورد مشاوره این رسانه، این تصاویر وجود شکستگی جمجمه در سمت راست سر و ترشحات در ریه را نشان می‌دهد و اضافه کرد که تجمع مایعات در ریه ناشی از ورود به کما در پی ضربه سنگین به سر بوده است (ایران‌اینترنشنال، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱). در همان روز، خبرگزاری فارس نیز ضمن تأیید اصالت این تصاویر، نتیجه‌گیری متفاوتی ارائه کرد. این رسانه پس از گفت‌وگو با چند پزشک مغز و اعصاب و رادیولوژیست، اعلام کرد در سی‌تی‌اسکن هیچ شواهدی از ضربه به سر و خون‌ریزی مشاهده نمی‌شود و تغییرات موجود ناشی از جراحی مغز در سال‌های گذشته است و له‌شدگی بافت ریه را ناشی از عملیات احیای قلبی-ریوی (CPR) دانستند(فارس، ۲۸ شهریور ۱۴۰۱).

انتشار خبر جان باختن خانم مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد به سرعت واکنش‌های زیادی را در رسانه‌ها و فضای مجازی برانگیخت. علاوه بر آن گروهی از مردم با وجود حضور گسترده نیروهای امنیتی در نزدیکی بیمارستان کسری شعار «گشت ارشاد، گشت کشتار» سر دادند. همچنین ویدیوهای منتشر شده نیز از بوق زدن مردم در خیابان‌ها و فریادهای اعتراضی مردم از پشت‌بام‌ها و سردادن شعار «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر دیکتاتور» حکایت داشتند. (ایران اینترنشنال، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱)

روز ۲۶ شهریور ۱۴۰۱، پیکر ژینا امینی برای خاکسپاری به زادگاهش سقز منتقل شد. حضور گسترده مردم در محل خاکسپاری تلاش ماموران برای دفن سریع و بی‌سر و صدا را ناکام گذاشت. (رادیو فردا، ۲۶ شهریور ۱۴۰۱؛ ایران‌اینترنشنال، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱). حاضرین در این مراسم شعارهای اعتراضی سر دادند. شعار «ژن ژيان ئازادی/زن، زندگی، آزادی» که بعدها به شعار اصلی اعتراضات ۱۴۰۱ تبدیل شد نیز برای اولین بار از سوی زنان همشهری خانم امینی در این مراسم خاکسپاری سر داده شد. این اعتراضات عصر همان روز به داخل شهر کشیده شد. (کانال یوتیوب سازمان حقوق بشری هنگاو، ۳۱ فروردین ۱۴۰۴)

پس از خاکسپاری خانم امینی نیز اعتراضات مردمی به مرگ او و همچنین گشت ارشاد ادامه یافت تا حدی که این حرکت به یک جنبش سراسری و بی‌سابقه علیه حکومت جمهوری اسلامی بدل شد. در آستانه چهلمین روز قتل خانم امینی، گروه‌های مختلف در داخل کشور از جمله گروه‌های زنان، احزاب کُرد و دانشگاه‌های متعدد در سراسر کشور بیانیه داده و مردم را به تجمع دعوت کردند.  

مراسم چهلم خانم امینی در حالی انجام شد که خانواده او در حبس خانگی بودند و اجازه حضور بر مزار او را نیافتند. به گزارش خبرگزاری‌های دولتی نزدیک به ۱۰ هزار نفر از نقاط مختلف ایران  در آرامستان آیچی حضور یافتند. برخی از حاضرین در این مراسم شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» سردادند. این مراسم به یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های عمومی علیه جمهوری اسلامی بدل شد. (رادیو فردا، ۲۳ شهریور ۱۴۰۲؛ بی‌بی‌سی فارسی، ۵ آبان ۱۴۰۱؛ ایسنا ۴ آبان ۱۴۰۱)

در روز سالگرد خانم امینی، بار دیگر فضای شدید امنیتی بر سقز حاکم شد؛ مسیرهای منتهی به گورستان آیچی مسدود گردید و خانواده او تحت محاصره مأموران امنیتی از خروج از منزل و حضور بر مزار دخترشان منع شدند.(رادیو فردا، ۲۵ شهریور ۱۴۰۲)

 مهسا(ژینا) امینی در هنگام مرگ ۲۲ سال داشت. بر سنگ مزار او جمله‌ای به زبان کُردی نوشته شد: «ژینا جان، تو نمی‌میری؛ نامت رمز می‌شود». (برگرفته از ویدیوهای آرشیوی یا آرشیو تصویری بنیاد برومند)  

واکنش رسمی

ستاد فرماندهی پلیس تهران بزرگ در روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ پس از مرگ  خانم امینی اطلاعیه‌ای رسمی اعلام کرد که وی در روز سه‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ به همراه تعدادی دیگر از افراد به دلیل «پوشش نامناسب» توسط ماموران پلیس امنیت اخلاقی به یکی از مقرهای پلیس منتقل شده بود. بر اساس این اطلاعیه، او در سالن اجتماعات و در میان سایر مراجعه‌کنندگان به‌طور ناگهانی بیهوش شد و بلافاصله با همکاری پلیس و اورژانس به نزدیک‌ترین بیمارستان منتقل گردید، اما اقدامات درمانی نتیجه‌بخش نبود. پلیس همچنین اعلام کرد تصاویر ضبط‌شده دوربین‌های مداربسته از لحظه ورود او به مقر انتظامی تا زمان انتقال توسط اورژانس، به رؤیت خانواده رسیده است (روزنامه شرق، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱).

در روزهای بستری خانم امینی در بیمارستان کسری، اطراف ساختمان تحت نظر ماموران پلیس بود و به گفته برادرش به او اجازه تصویربرداری از پیکر خواهرش را ندادند و او و خانواده‌اش تحت کنترل نیروهای امنیتی قرار داشتند. همچنین پس از اعلام خبر مرگ خانم امینی، نیروهای امنیتی شماری از افرادی که در مقابل بیمارستان تجمع کرده بودند را بازداشت کردند. (هم‌میهن، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱؛ ایران‌وایر، ۲۳ شهریور ۱۴۰۱؛ ایران اینترنشنال، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱).

بلافاصله پس از انتشار خبر مرگ خانم امینی، اختلال گسترده‌ای در دسترسی به اینترنت گزارش شد. سازمان نت‌بلاکس (سازمان جهانی رصد و پایش اینترنت در جهان) در گزارشی اعلام کرد که در تهران، توان اتصال به اینترنت به حدود ۶۷ درصد میزان عادی کاهش یافته است. هرچند مقامات مسئول به شکل رسمی مسئولیت اختلال در اینترنت را نپذیرفتند. (ایران‌اینترنشنال، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱)

به گفته پسرخاله‌اش، عرفان مرتضایی، مقامات حکومت ایران پدر، مادر و برادر خانم امینی را برای مصاحبه با تلویزیون دولتی و سکوت در مقابل رسانه‌های خارجی تحت فشار قرار دادند. آنها تلاش داشتند که او را مخفیانه و بدون اطلاع دیگران دفن کند، اما همشهریانش در سقز از این اقدام آگاه و مانع آن شدند. در همین رابطه پدر خانم امینی در مصاحبه‌ای اعلام کرد که  فرماندار و نماینده سقز در مجلس شورای اسلامی در مسیر انتقال پیکر به سقز اصرار داشتند که خاکسپاری شبانه انجام شود. (یورونیوز، ۴ مهر ۱۴۰۱، صدای آمریکا، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱)

ماموران امنیتی الهه محمدی، نیلوفر حامدی و نازیلا معروفیان سه تن از خبرنگارانی که با خانواده مهسا امینی مصاحبه و مطالبی را در روزنامه منعکس کرده بودند را به ترتیب در تاریخ ۲۹ شهریور، ۳۰ شهریور و  ۸ آبان بازداشت و اتهام‌هایی از قبیل فعالیت علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به آنها وارد کردند. (گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل، اسفند ۱۴۰۲)

حسین کرم‌پور، رئیس شورای هماهنگی نظام پزشکی استان هرمزگان، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱، در نامه‌ای به رئیس کل سازمان نظام پزشکی، با اشاره به تصاویر منتشرشده از  مهسا(ژینا) امینی در بیمارستان که «خون‌ریزی از گوش و کبودی زیر چشم» را نشان می‌داد، اعلام کرد این علائم با دلایل ارائه‌شده از سوی برخی نهادها مبنی بر «سکته قلبی» همخوانی ندارد و بیشتر با نشانه‌های مرتبط با «ضربه به سر و خون‌ریزی ناشی از آن» مطابقت دارد. او از رئیس کل سازمان خواست «در کمال صداقت و شجاعت» برای شفاف‌سازی و نمایان کردن حقیقت گام بردارد و تأکید کرد که «مردم زمانی ما را از خود خواهند دانست که در حد توان‌مان در کنارشان بایستیم». (تصویر نامه حسین کرم‌پور موجود در آرشیو بنیاد برومند، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱). در مقابل، دکتر مهدی فروزش، مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، ، در گفت‌وگویی با رسانه‌ها اعلام کرد که «هیچ‌گونه آثاری از ضرب‌وجرح در ناحیه سر و صورت و آثار کبودی در اطراف چشم‌ها و شکستگی در قاعده جمجمه» مشاهده نشده است و شایعات مطرح‌شده درباره خونریزی گوش‌ها، شکستگی جمجمه و صدمه به اعضای داخلی را رد کرد و گفت علت قطعی مرگ به زودی در قالب گزارش رسمی به مرجع قضایی ارائه خواهد شد (ایسنا، ۳۰ شهریور ۱۴۰۱).

پس از شکایت خانواده امینی، به گفته وکیل پرونده مسئولان قضایی اجازه دسترسی پرونده پزشکی خانم امینی شامل ۳۵۰ صفحه گزارشی که بیمارستان کسری به دادگاه تحویل داده بود را ندادند. (ایران‌وایر، ۲۱ آذر ۱۴۰۲) 

روز شنبه هشتم مهر ۱۴۰۱ با دعوت مسئولان قضایی جلسه کمیسیون بررسی پزشکی با حضور پدر  خانم امینی و وکیل خانواده در حالی برگزار شد که به هیچ‌یک از پزشکان مورد اعتماد خانواده اجازه حضور در جلسه مذکور را ندادند. پس از اعتراض خانواده نسبت به این موضوع، معاون دادستان و رئیس دادسرای ویژه قتل وعده داد که در جلسه بعدی این موضوع جبران خواهد شد، اما حدود یک هفته بعد، بدون توجه به این خواسته، نظریه پزشکی قانونی به‌طور رسمی از تلویزیون پخش شد. (ایران‌وایر، ۲۱ آذر ۱۴۰۲؛ شبکه شرق، ۲۶ مهر ۱۴۰۲) 

سازمان پزشکی قانونی در گزارش رسمی خود در ۱۵ مهر ۱۴۰۱ علت مرگ خانم امینی را پیامد جراحی تومور مغزی در زمان کودکی (در سال ۱۳۸۶) و اختلال غددی ناشی از آن اعلام کرد. در این گزارش آمده بود که بدن او توان تحمل شوک وارده را نداشته و این امر به بی‌نظمی قلب، افت فشار خون، کاهش هوشیاری و در نهایت هیپوکسی شدید مغزی انجامید. در این گزارش تاکید شد که مرگ ناشی از ضربه نبوده و شواهدی از آسیب خارجی وجود ندارد و مرگ را ناشی از بیماری زمینه‌ای تلقی کرد. (ایسنا، ۱۵ مهر ۱۴۰۱، روزنامه اعتماد، ۱۶ مهر ۱۴۰۱)

در پی دستور رئیس‌جمهور و وزیر کشور هیئتی حقیقت‌یاب به سرپرستی سید مجید میراحمدی، معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور برای رسیدگی به این موضوع تشکیل شد. میراحمدی در نشست خبری ۱۸ مهر ۱۴۰۱ با اعلام کرد گزارش نهایی هیات حقیقت‌یاب دولت «مؤید نظر پزشکی قانونی است» و ادعای ضرب‌وشتم و مسمومیت عمدی را رد کرد و اعتراضات پس از مرگ خانم امینی را ناشی از «سوءاستفاده رسانه‌های معاند» دانست. (ایسنا، ۱۸ مهر ۱۴۰۱).

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها را مامور بررسی این حادثه کرد. بر مبنای گزارش نهایی این کمیسیون که در روز ۲۴ مهر ۱۴۰۱ در صحن علنی مجلس قرائت شد «هیچ‌گونه ضرب‌وجرح یا برخورد فیزیکی» در روند بازداشت و استقرار خانم امینی صورت نگرفته و فوت او بر اثر ضربه یا اصابت جسم سخت نبوده است. کمیسیون با اشاره به دو تأخیر صورت گرفته شامل حدود ۷ دقیقه و ۱۰ ثانیه از زمان بی‌هوش شدن خانم امینی تا حضور اولین تکنسین اورژانس، و حدود ۶ دقیقه و ۴۴ ثانیه تاخیر در حرکت آمبولانس به دلیل ازدحام جمعیت مقابل مقر پلیس تاکید کرد که هرچند این تاخیر‌ها علت اصلی مرگ نبوده اما ممکن است در سرنوشت بیمار بی‌تأثیر نبوده باشند. (وب سایت اختبار،  ۲۴ مهر ۱۴۰۱)

یک روز قبل از مراسم چهلم  خانم امینی در ۳ آبان ۱۴۰۱، خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) بیانیه‌ای را به نقل از خانواده  او منتشر کرد مبنی بر اینکه «با توجه به شرایط و جهت پیشگیری از هر گونه مسائل ناگوار، در روز چهلم ژینای عزیزمان مراسمی نخواهیم داشت.». همان روز وب‌سایت حقوق بشری «هه‌نگاو» گزارش داد که این بیانیه در پی فشار شدید نهادهای امنیتی صادر شده و تهدید خانواده نسبت به بازداشت پسرشان نوشته شده است. دو روز بعد پسرخاله خانم امینی اعلام کرد که پدر، مادر و برادر  ژینا امینی در روز چهلم در حبس خانگی بودند و بیانیه‌ای که به نام آنها منتشر شده، توسط فرماندار سقز نوشته شده بود. ( ایرنا، ۳ آبان ۱۴۰۱؛ توییتر هه‌نگاو ۳ آبان ۱۴۰۱؛ رادیو فردا ۵ آبان ۱۴۰۱)

در روز مراسم چهلم مجددا رسانه‌های دولتی نیز از قطعی اینترنت در شهر سقز به علت «ملاحظات امنیتی» خبر دادند. (ایسنا ۴ آبان ۱۴۰۱)

دولت در روز ۴ آبان ۱۴۰۱، مصادف با چهلم خانم امینی مدارس و دانشگاه‌های استان کردستان را به علت «شیوع آنفلوآنزا» تعطیل اعلام کرد و تلاش کرد با مسدود کردن مسیرهای منتهی به گورستان از برگزاری مراسم چهلم  جلوگیری کند. علاوه بر این پلیس ضد شورش به سمت مردم تیراندازی و ده‌ها نفر را بازداشت کرد.(بی‌بی‌سی فارسی، ۵ آبان ۱۴۰۱، دوچه‌وله، ۳ آبان ۱۴۰۱)

به گفته پسرخاله  مهسا(ژینا) امینی پس از اعلام نظرات اولیه پزشکی قانونی، ماموران امنیتی  خانواده او را مجددا تحت فشار قرار دادند تا سکوت کرده و نظریه پزشکی قانونی را بپذیرند. (رادیو فردا،  ۵ آبان ۱۴۰۱) 

به گفته صالح نیکبخت، وکیل خانواده  مهسا(ژینا) امینی، مسئولان امنیتی چندین بار او را احضار و خواسته بودند از گفت‌وگو با رسانه‌های خارجی خودداری کند. با وجود اینکه این وکیل دادگستری دیگر با رسانه‌های خارجی مصاحبه نکرد، باز هم با شکایت وزارت اطلاعات، پرونده اتهامی علیه او گشوده شد و شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی عموزاد پس از دو جلسه دادرسی، در اواخر مهرماه ۱۴۰۲، او را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» از طریق «مصاحبه با رسانه‌های داخلی و خارجی» و «اعتراض به نظریه کارشناسی کمیسیون پزشکی قانونی» محاکمه و به یک سال حبس تعزیری و مجازات تکمیلی محکوم کرد. به گفته‌ی صالح نیکبخت دادگاه استفاده او از واژه «قتل» در مصاحبه با روزنامه اعتماد را مصداق «فعالیت تبلیغی علیه نظام» دانسته است در حالی‌ که استفاده او از این کلمه در مورد پرونده‌ای که در دادگاه جنایی در حال بررسی است، جنبه حقوقی داشته است. (شبکه حقوق بشرکردستان، ۹ مهر ۱۴۰۲؛ شبکه شرق، ۲۶ مهر ۱۴۰۲، روزنامه اعتماد، ۱۳ مهر ۱۴۰۲).

در نخستین سالگرد مرگ خانم امینی، ماموران امنیتی با باز کردن دریچه سد چراغ‌ویس و ایجاد آبگرفتگی، مسیرهای فرعی منتهی به آرامستان آیچی را بستند و مسیرهای اصلی را نیز با استقرار خودروهای زرهی مسدود و شماری از بستگان و خانواده‌های دادخواه را در سراسر کشور بازداشت کردند. آن‌ها همچنین خانه خانواده امینی در سقز را محاصره کردند، پدر مهسا را هنگام خروج از منزل بازداشت کرده و پس از بازجویی به خانه بازگرداندند و مانع حضور او و خانواده‌اش در مراسم سالگرد شدند. (رادیو فردا، ۲۵ شهریور ۱۴۰۲؛ بی‌بی‌سی فارسی، ۲۵ شهریور ۱۴۰۲)

ماموران امنیتی فرودگاه در ۱۷ آذر ۱۴۰۲ زمانی خانواده امینی قصد داشتند برای دریافت جایزه ساخاروف قصد خروج از کشور داشتند، گذرنامه‌هایشان ضبط و آنها را ممنوع‌الخروج کردند. (وبسایت پارلمان اروپا، ۲۱ آذر ۱۴۰۲)

واکنش خانواده

پدر ژینا امینی در اولین واکنش به ادعای مرگ دخترشان به علت بیماری قلبی یا زمینه‌ای و انتشار فیلم‌های دوربین مداربسته گفت «ژینا هیچ بیماری‌ای نداشت و کسانی که می‌گویند او صرع یا بیماری قلبی داشته، دروغ می‌گویند. بیشترین بیماری‌ای که داشته سرماخوردگی بوده. همه این‌ها را از خودشان درآورده‌اند. این فیلمی هم که از بازداشتگاه نشان دادند، تقطیع شده بود. چرا آن موقع که دخترم را از ون پیاده کردند، نشان ندادند؟ چرا نشان ندادند در راهروهای بازداشتگاه چه اتفاقی افتاده؟ از نظر روانی به او استرس وارد کردند و این فاجعه را رقم زدند» (هم‌میهن، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱)

«ژینا جان، تو نمی‌میری؛ نامت رمز می‌شود.» (سنگ مزار مهسا امینی در آرامستان آیچی)

خانواده امینی در اوایل مهر ۱۴۰۱، با وکالت صالح نیکبخت و علی رضایی از عاملان دستگیری دخترشان از زمان رسیدن او به پلیس امنیت اخلاقی و سپس جریان تحقیقات و صحبت کردن با او، در دادسرای جنایی تهران شکایت کردند. خانواده و وکلای پرونده طی جلسه‌ای با رییس مجتمع قضایی ویژه قول مساعد گرفتند که همه فیلم‌ها و عکس‌های لحظه بازداشت تا انتقال به بیمارستان در اختیارشان قرار گیرد و همچنین خواستار شدند در جریان تحقیقات پزشکی هیأتی از پزشکان مورد اعتماد خانواده نیز در کنار کارشناسان  پزشکی قانونی در تحقیقات حضور یابند. (ایسنا ۶ مهر ۱۴۰۱، ایران‌وایر ۲۱ آذر ۱۴۰۲)

از آنجا که در کمیسیون پزشکی بررسی علت مرگ خانم امینی هیچ‌یک از پزشکان مورد اعتماد خانواده دعوت نشده بودند، خانواده به استناد دادگاه به این گزارش اعتراض کرده و خواستار تشکیل کمیسیون جدیدی شدند که پزشکان مورد تایید آنها نیز در آن حضور داشته باشند. به گفته وکیل خانواده امینی «به جز اعتراض به نظریه پزشکی قانونی با عنوان کارشناس هیچ اعتراض دیگری نداشتیم اما متاسفانه این اظهارات را نپذیرفته و پرونده در فضایی معلق باقی ماند». (شبکه شرق، ۲۶ مهر ۱۴۰۲)

به گفته پدر خانم امینی، مادر دو تا از دخترانی که در هنگام بازداشت دخترش داخل ون گشت ارشاد بودند با حضور در مراسم خاکسپاری او با ترس از گفتن جزئیات خودداری کرده و تنها با بغض گفته: «یکی را از دست دادیم، نمی‌خواهیم باز هم از دست بدهیم. ما دختر و پسر جوان داریم.» (هم‌میهن، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱)

خانواده امینی در برابر فشارهای نهاد امنیتی نسبت به دخترشان پیش از زمان اعلام شده و بدون حضور خانواده و بستگان مقاومت کردند. پدر خانم امینی در مسیر سقز در پاسخ به اصرارهای فرماندار و نماینده مجلس سقز نسبت به خاکسپاری شبانه گفت «وقتی به زور و اصرار می‌خواهید، خودتان دفن کنید، ولی من شکایت می‌کنم و به دنیا می‌گویم که جنازه مرا فرماندار دزدیده است.». (صدای آمریکا، ۲۷ شهریور ۱۴۰۱)

مادر مهسا امینی، مژگان افتخاری، در مراسم اهدای جایزه ساخاروف پیام را ارسال کرد که توسط وکیل آنها خوانده شد: «اندوه ژینا برای من ابدی است و او برای مردم سراسر جهان جاودانه خواهد ماند. باور دارم که نام او، در کنار ژاندارک، به‌عنوان نماد آزادی باقی خواهد ماند. از زادگاه ژینای جاودان، قدردانی بی‌پایان خود و خانواده‌ام را به شما ابراز می‌کنم و امیدوارم که در تصمیم خود استوار بمانید. باشد که هیچ صدایی از بیان آزادی نترسد.»(وبسایت پارلمان اروپا، ۲۱ آذر ۱۴۰۲)

واکنش‌های بین‌المللی

مرگ خانم امینی واکنش‌های گسترده و کم‌سابقه‌ای در سطح بین‌المللی برانگیخت. نهادهای حقوق بشری مانند عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر و رهبران سیاسی متعددی از جمله جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا، و مسعود قره‌خانی، رئیس پارلمان نروژ، به صراحت حکومت ایران را مسئول این قتل دانستند. در عرصه عمومی و فرهنگی نیز موجی از همبستگی شکل گرفت: روزنامه‌ها و رسانه‌های جهانی هفته‌ها این خبر را در صدر خود قرار دادند و شعار «زن، زندگی، آزادی» از صفحات اول روزنامه‌هایی چون لیبراسیون تا بناهای نمادینی همچون دروازه براندنبورگ برلین دیده شد. هم‌زمان، شماری از زنان سیاستمدار و هنرمندان سرشناس خارجی با بریدن موی خود حمایتشان را از زنان ایرانی نشان دادند. (یورونیوز، ۲۳ مهر ۱۴۰۱، رویترز، ۱۵ مهر ۱۴۰۱، لیبراسیون، ۴ مهر ۱۴۰۱، تاگس‌شپیگل، ۲۲ آذر ۱۴۰۱، اینترنشنال، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱).

شورای حقوق بشر سازمان ملل، در جلسه ویژه روز ۳ آذر ۱۴۰۱، با تصویب یک قطعنامه، ماموریت تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب مستقل مرکب از سه وکیل متخصص بین‌المللی را بر عهده نهاد حقوق بشر این شورا گذاشت. ماموریت این کمیته بررسی و مستندسازی تخلفات حقوق بشری ایران در زمان مرگ مهسا(ژینا) امینی و اعتراضات پس از آن بود. در ادامه، شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد (ECOSOC) در ۲۳ آذر ۱۴۰۱، با اکثریت آرا و به پیشنهاد ایالات متحده، در واکنش به سیاست‌های تبعیض‌آمیز ایران و سرکوب اعتراضات زنانه، جمهوری اسلامی ایران را از کمیسیون مقام زن اخراج کرد. (شورای حقوق بشر سازمان ملل، ۴ آذر ۱۴۰۱؛ رویترز  ۲۳ آذر ۱۴۰۱)

 کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل در اولین گزارش خود در اسفند ۱۴۰۲ تاکید کرد که دستگیری خانم امینی بر اساس قوانین و سیاست‌های حجاب اجباری، ماهیتی خودسرانه داشته و اساساً تبعیض‌آمیز و مغایر با حقوق بین‌الملل است. به باور کمیته، مرگ او در بازداشت نقض آشکار حق آزادی‌های فردی بوده و با توجه به شواهد موجود، ادعاهای مربوط به بیماری‌های پیشین نمی‌تواند علت مستقیم مرگ باشد. این کمیته بر مبنای شواهد معقول و آثار تروما بر بدن خانم امینی ناشی از خشونت فیزیکی ماموران گشت ارشاد، حکومت را مسئول مرگ غیرقانونی او دانست و اعلام کرد «دولت ایران به وظیفه خود برای انجام تحقیقاتی سریع، مستقل و شفاف عمل نکرده و در عوض حقیقت را پنهان ساخته» و به ارعاب و فشار بر خانواده امینی، بازداشت خودسرانه برخی اعضای خانواده و همچنین تعقیب کیفری و محکومیت به زندان برای وکیل پرونده، صالح نیکبخت، و سه خبرنگار پیگیر این ماجرا دست زده است. افزون بر این، کمیته با انتشار گزارش مفصل دیگری در مرداد ۱۴۰۲ اعلام کرد: «هیئت به این نتیجه رسیده که خانم امینی در دوران بازداشت تحت خشونت فیزیکی قرار گرفته و این خشونت به مرگ او انجامیده است. بنابراین، گشت ارشاد مسئول مرگ غیرقانونی اوست». (گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل، اسفند و مرداد ۱۴۰۲)  

پارلمان اروپا جایزه ساخاروف ۲۰۲۳ برای آزادی اندیشه را به مهسا(ژینا) امینی و جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران اهدا کرد. صالح نیکبخت و همچنین افسون نجفی و مرسده شاهین‌کار [از معترضان جنبش زن، زندگی، آزادی که در جریان تظاهرات با شلیک ماموران سرکوب چشمانشان را از دست دادند و ناگزیر به ترک ایران شدند] به نمایندگی این جایزه را دریافت کردند. خانواده امینی در این مراسم حضور نداشتند. رئیس وقت پارلمان اروپا ضبط پاسپورت خانواده امینی توسط ماموران امنیتی و ممانعت از حضور آنها در مراسم اهدا جایزه ساخاروف را محکوم و خواستار لغو فوری این تصمیم شده بود.(وبسایت پارلمان اروپا، ۲۱ آذر ۱۴۰۲)

تاثیر بر خانواده

مرگ ناگهانی ژینا امینی تاثیر زیادی بر خانواده او گذاشت. به گفته پدر ژینا «جای او هیچ وقت برای من پر نمی‌شه. من پدرشم. مردم هم ناراحت هستن ولی هیچ کس مثل من ناراحت نیست. هیچکس جای اونو نمیگیره. با من رفیق بود. همیشه پیش من بود. جاش خیلی خالیه». (دوچه‌وله، ۳۰ شهریور ۱۴۰۱)

تصحیح و یا تکمیل کنید