امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

راضی عبیات

درباره

سن: ۱۸
ملیت: ايران
مذهب: اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ اعدام: ۲۶ فروردین ۱۳۸۴
محل: استان خوزستان، ايران
نحوه کشته‌شدن: فراقضایی- سلاح گرم
اتهامات: اتهام نامعلوم

موارد نقض حقوق بشر در این مورد

اعدامهای فراقضایی


سازمان های ملی و بین الملل حقوق بشر به کرات مقامات جمهوری اسلامی ایران را، از بدو تأسیس تا کنون، در مورد اعدام های فرا قضایی مخالفین چه در داخل و چه در خارج ازکشور شماتت کرده اند. گرچه گزارشاتی در مورد قتل بیش از دویست نفر دردست می باشد اما تعداد دقیق قربانیان این قتل‌ها هنوز نامعلوم است.

اعدام های فرا قضائی در ایران به ندرت پی گیری شده. چند فقره ای که در شرائط استثنایی، تحت فشار افکار عمومی، پی گیری شده به کشف مسئولیت مقامات اطلاعاتی کشور منتهی گردیده است. درخارج از کشور در ممالکی چون فیلیپین، اندونزی، ژاپن، هند و پاکستان در آسیا، و دوبی، عراق، و ترکیه در خاور میانه تا قبرس، فرانسه، ایتالیا، اطریش، سوئیس، آلمان، نروژ، سوئد و انگلستان در اروپا، و ایالات متحده آمریکا در آنسوی اقیانوس آتلانتیک، مخالفین به طرق مختلف توسط مأمورین جمهوری اسلامی مورد سؤقصد قرار گرفته و کشته شده اند. در بیشتر موارد مظنونی شناسایی نشده ومقامات محلی حکم بازداشتی صادر نکرده اند. اما شواهد، مدارک و ردپا هایی که از تحقیقات پلیس و مقامات قضایی محلی به دست آمده همه فرضیه جنایت دولتی را تأئید می کند.

 نوع تشکیلات و اجرای این قتلها دال بر وجود الگوی واحدی است که بنا به گفته دادستان سوئیسی، رولان شاتلن، دارای  پارامترها مشترک و یک برنامه ریزی دقیق می باشد.از تشابهات بین این قتل ها در کشور های مختلف چنین استنباط شده که دولت ایران آمر اصلی این جنایات است. درتحقیقاتی که در باره  قتل شخصیت های شناخته شده در فرانسه، آلمان و سوئیس انجام شده مدارک و اسنادی به دست آمده دال بر مشارکت و مباشرت مقامات و مستخدمین دولت جمهوری اسلامی.

در فرانسه معاون وزارت پست و تلگراف جمهوری اسلامی غیاباً به جرم قتل دو تن از مخالفین ایرانی به حبس ابد محکوم شد. در آلمان (برلن) مأمورین اطلاعاتی جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان به جرم قتل چهار تن از مخالفین جمهوری اسلامی به حبس ابد محکوم شدند. در ارتباط با همین جنایت، مقامات قضایی آلمان یک قرار توقیف بین المللی برعلیه وزیر اطلاعات و امنیت وقت صادر کردند.  دادگاه جنایی برلن، که به این قتل رسیدگی می کرد، رسماً اعلام نمود که عالیترین مقامات دولت جمهوری اسلامی ایران دستور این قتل را صادر کرده اند. تصمیم این قتل در یک کمیته ای به نام "کمیته عملیات ویژه" اخذ شده که اعضای آن عبارتند از: رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و امنیت (وواک)، وزیر امور خارجه، نمایندگان دستگاه های امنیتی و سایر سازمان ها و سرانجام رهبر انقلاب.

مقامات رسمی جمهوری اسلامی مسئولیت شماری چند از این جنایات را به عهده گرفته، در حالیکه نقش نظام را در وقوع قتل ها دیگر مصرانه تکذیب نموده اند. در طول دهه هفتاد مسئولین هرگونه دخالت را در اعدام های فرا قضایی تکذیب کرده اند. اکثر اوقات رژیم این جنایات را به اعضای اپوزیسیون نسبت می دهد. معهذا این جنایات ازنظر آرمانی و حقوقی از بدو تشکیل نظام توسط مقاماتش توجیه شده.

در بهار سال هزار و سیصد و پنجاه و هشت، اولین قاضی شرع دادگاه های انقلاب اسلامی تصمیم نظام را مبنی بر اجرای اعدام های فرا قضایی رسماً اعلام نمود و این تصمیم را چنین توجیح نمود :

 

"...این ها محکوم به اعدام شدند،  در نظر ملت ایران اگر کسی بخواهد در خارج، در هر کشوری، آن ها را ترور کند، هیچ دولتی حق ندارد او را به عنوان تروریست محاکمه کند؛ زیرا او عامل اجرای حکم دادگاه انقلابی اسلامی است. لذا آن ها مهدور الدم هستند و در هر جا باشند حکم در باره آن ها همین است. افراد را در کشورهای خارجی اعدام کند، عامل اجرای حکم دادگاه محسوب خواهد شد."


این سیاست نظام در طول تاریخش تداوم داشته چنانچه بیش از ده سال پس از این اظهارات، وزیر اطلاعات و امنیت نظام در حالیکه در مورد موفقیت های نیروهای امنیتی سخن می راند در مورد حذف مخالفین چنین اشاره کرد:

 

" بعلاوه ما موفق شدیم به بسیاری از این گروهک ها در خارج از کشور و در سر مرز ضرباتی وارد کنیم."

نقض حقوق بشر

بر اساس اطلاعات موجود، حقوق بشری که در زیر می‌آید در مورد این شخص نقض شده است:

 

حق محکوم نشدن برای انجام یا عدم انجام عملی که در زمان فعل یا ترک فعل، به موجب قوانین ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی‌شده است.

اعلامیه جهانی حقوق بشر،

ماده (٢)١١

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

ماده ۱٥، ماده (٢)٦

حق اجتماع آزادانه با دیگران از جمله حق تشکیل اتحادیه های صنفی و پیوستن به آن برای حمایت از منافع خود

اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ٢٠؛ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده (‍١)٢٢

 

حق برخورداری ازحداقل تضمینهای آیین دادرسی

 

حق متهم به اصل برائت تا زمانی که در یک دادگاه صالح، مستقل و بیطرف مقصر بودن او بر طبق قانون محرز شود

اعلامیه جهانی حقوق بشر،

ماده (۱)۱۱،

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

ماده (١)١٤

وماده (٢)١٤

 

حقوق مربوط به دوران بازداشت پیش از محاکمه

 

حق داشتن وکیل و ارتباط با وکیل منتخب خود به شکل محرمانه

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

ماده (٣)١٤ د

اصول اساسی نقش وکلا، ضمیمه،

ماده ١،

ماده ٢،

ماده ٥،

ماده ٦،

ماده ٨.

حق داشتن وقت و تسهیلات کافی برای تهیه دفاعیات خود

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

ماده (٣)١٤ ب

اصول اساسی نقش وکلا،

ماده ٨،

حق مصونیت در مقابل هر نوع خشونت، شکنجه و یا بی‌احترامی به حیثیت ذاتی شخص انسان

اعلامیه جهانی حقوق بشر،

ماده ٥،

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

ماده ٧؛

کنوانسیون ضد شکنجه، مجازاتهای بیرحمانه، غیرانسانی یا اهانت‌آمیز،

ماده ١،

ماده ٢

 

حقوق مربوط به محاکمه

 

حق برخورداری از یک محاکمه علنی و منصفانه در مدت زمان معقول

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

 ماده (٣)٩،

ماده (١)١٤

ماده ج (٣)١٤

حق سؤال از شهودی که علیه او شهادت می‌دهند و حق دعوت و سؤال از شهود برای دفاع در شرایطی برابر با شهود دادستان

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

 ماده (٣)١٤ ه

 حق بر خورداری از صدور علنی حکم دادگاه

 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

 ماده (١)١٤

 

حقوق مربوط به حکم

 

حق درخواست رسیدگی به جرم و محکومیت در یک دادگاه عالی‌تر

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

 ماده (٥)١٤

حق درخواست عفو یا تخفیف مجازات

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

 ماده (٤)٦

 

حکم اعدام

 

حق زندگی، حق ذاتی انسان است و نباید فردی را خودسرانه از آن محروم کرد

اعلامیه جهانی حقوق بشر،

ماده ٣

؛ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

ماده (١)٦، ماده (١)٩؛

دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی برای الغای مجازات اعدام،

 ماده ١

حق مصونیت در مقابل مجازات بیرحمانه، غیرانسانی و اهانت‌آمیز

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،

 ماده ٧؛

کنوانسیون ضد شکنجه، مجازاتهای بیرحمانه، غیرانسانی یا اهانت‌آمیز،

 ماده ١،

ماده ٢

ملاحظات

به سن ۱۸سالگی، شاید برای اولین بار و بی تردید برای آخرین بار در اعتراضات خیابانی شرکت کرد.

اطلاعات در مورد آقای راضی عبیات برگرفته از مصاحبه با یکی از شاهدان عینی، فهرست اسامی کشته شدگان اعتراض‌های اهواز در وبسایت آژانس خبری اهواز و فهرست گزارش شده توسط سازمان حقوق بشر اروپایی اهواز است. اطلاعات تکمیلی در مورد این اعتراضات از مصاحبه بنیاد عبدالرحمن برومند (بنیاد) با چند تن از شاهدان عینی اعتراضات، گزارش میلان کوتاری گزارشگر سازمان ملل در امور مسکن مناسب،اطلاعیه ها و گزارش های سازمان عفو بین  الملل، دیده بان حقوق بشر، سازمان حقوق بشر اهواز، آژانس خبری اهواز، خبرگزاریهای ایسنا، ایرنا،‌ وبسایت خبری از جمله بی بی سی وگویا نیوزجمع آوری شده است.*

آقای عبیات جوانی هجده ساله و مجرد بود. بنا به اطلاعات موجود، او عضو هیچ حزب و گروه سیاسی نبود. آقای عبیات دراواخر شب جمعه ۲۶ فرودین ۱۳۸۴(۱۵ آوریل ۲۰۰۵) و در جریان اعتراضات در شهر حمیدیه و در محله حمیدیه سفلی از سوی ماموران امنیتی و لباس شخصی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. به گفته یکی از شاهدان عینی حوادث حمیدیه در مصاحبه با بیناد برومند، آقای عبیات شامگاه روز جمعه حوالی ساعت ۹ شب پس از آنکه پاسگاه انتظامی حمیدیه به تصرف مردم معترض در آمد، در نزدیکی پاسگاه از سوی نیروهای لباس شخصی مورد هدف قرار گرفته و بر زمین افتاد. دو نفر دیگر از معترضین که قصد کمک به او را داشتند نیز در اثر تیراندازی ماموران مجروح شدند. بنابر اطلاعات موجود، آقای عبیات اولین جان باخته اعتراضات مردم حمیدیه بود که با اصابت گلوله ماموران امنیتی کشته شد. 

 شرح مختصری از اعتراض‌های خوزستان در فرودین ۱۳۸۴ 

روز جمعه ٢٦ فروردین ١٣٨٤ و به دنبال انتشار نامه مورخه دوم مرداد ١٣٧٧ منسوب به محمد علی ابطحی، رئیس  دفتر رئیس جمهور وقت (خاتمی) که در آن به تغییر بافت جمعیتی اعراب خوزستان و تشویق کوچ غیربومیان به این منطقه و کاهش جمعیت عرب خوزستان به یک سوم کل جمعیت استان تاکید شده بود، تظاهراتی در اعتراض به این نامه نخست در شهر اهواز و سپس در شهرهای دیگری چون ماهشهر و حمیدیه آغاز شد و چندین روز ادامه یافت. اگرچه این نامه در روز شنبه ۲۷ فروردین رسما از سوی سخنگوی دولت تکذیب شد اما تظاهرات اعتراضی که به دعوت «کمیته هماهنگی برگزاری اعتراضات مردمی در اهواز» شروع شده بود، طی روزهای بعد به شکل گسترده ای ادامه پیدا کرد. در فراخوان برگزاری تظاهرات به عواملی چون « سیاست‌های دولت مرکزی در مصادره زمین‌های کشاورزان عرب به واسطه‌ طرح‌های مختلف نظیر توسعه نیشکر»، « افزایش حاشیه‌نشینی و همچنین نارضايی عميق در بين اعراب خوزسـتان از تلاش‌های حکومت برای محو هویت عربی» و «آوارگی اعراب خوزستان» اشاره شده بود. نيروهای امنيتی در مرحله اول به تظاهر کنندگان با گاز اشک آور حمله و متعاقباً بر روی تظاهر کنندگان آتش گشودند." خشونت ماموران امنیتی و انتظامی به کشته و مجروح شدن تعدادی از شهروندان انجامید. در پی کشته شدن معترضان به دست نیروهای امنیتی، بر شدت و دامنۀ اعتراض‌ها افزوده شد و معترضان در چندین شهر به بستن راه‌های ارتباطی، اشغال ادارات دولتی و پاسگاه‌های انتظامی پرداختند. با گسترش اعتراض‌ها به سایر شهرهای عرب نشین در روزهای بعد، نیروهای انتظامی، سپاه و لباس شخصی‌های بسیج به همراه نیروهای اعزامی از تهران و خرم آباد با شدت و خشونت بیشتری به مقابله و درگیری با معترضین پرداختند که به کشته و مجروح شدن دهها شهروند دیگر و بازداشت صدها تن انجامید. این اعتراض‌ها تا ۱۰ روز در بسیاری از مناطق عرب نشین خوزستان ادامه داشت. تظاهرکنندگان خواستار عذرخواهی دولت از اعراب منطقه بودند.

منابع دولتی تعداد کشته شدگان را به نقل از وزیر دفاع جمهوری اسلامی سه یا چهار نفر اعلام کردند.( ایسنا ۱۳۸۴/۱/۳۰) در حالیکه تعداد آن‌ها از سوی فعالان مدنی محلی بین ۵۰ الی ۶۰ نفر، سازمان عفو بین الملل  ۲۹ نفر و از سوی دیده بان حقوق بشر ۵۰ نفر اعلام شد. سازمان حقوق بشر اهواز نیز اسامی ۵۱ تن از جان باختگان این حوادث را منتشر کرد. در این خشونت‌ها صدها تن دیگر نیز زخمی شدند. دادستانی عمومی و انقلاب اهواز از بازداشت و تشکیل پرونده برای ۴۴۷ نفر خبر داد (ایرنا ۱۳۸۴/۲/۵)،  اما منابع محلی تعداد بازداشت شدگان را بیش از ۱۲۰۰ نفر اعلام کردند. تعدادی از روشنفکران و رهبران قومی نیز جزو دستگیرشدگان بودند.

واکنش مسئولان 

بنابر گفته یکی از شاهدان عینی در مصاحبه با بنیاد، پس از کشته شدن آقای راضی عبیات، برادر و پدر وی توسط اداره اطلاعات احضار شده و به آنها گفته شد که اجازه برگزاری مراسم سوگواری برای فرزندشان ندارند.

مقامات دولتی و قضایی ایران توضیحات روشنی درباره تعداد و یا اسامی کشته شدگان اعتراضات  خوزستان ندادند. برخی از مسئولان دولتی در اظهار نظر کلی کشته شدن تعدادی از شهروندان را تایید کردند اما اطلاعات بیشتری ارائه ندادند. علی شمخانی وزیر دفاع وقت که به نمایندگی از دولت در خوزستان حضور داشت تعداد کشته شدگان را ۳ یا چهار نفر اعلام کرد.(ایسنا ۳۰ فرودین ۱۳۸۴) ۱۸۰ تن از نمایندگان مجلس هفتم در ۳۱ فروردین ۱۳۸۴ طی نامه ای به رئیس جمهور وقت، سید محمد خاتمی، خواستار جبران خسارتهای وارده به مردم اهواز و آزادی دستگیرشدگان بیگناهی شدند که به گفته آنان، اغلب دانش آموز و افراد کم سن و سال بودند.

جاسم شدیدزاده دبیرکل حزب وفاق و نماینده مردم اهواز در مجلس ششم در نامه ای به محمد خاتمی رئیس جمهور وقت به تاریخ ۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۴، خواستار« تحويل هر چه سريعتر اجساد قربانيان اين حادثه به خانواده‌های آنها جهت تشيع جنازه و برگزاری مراسم معمول سوگواری» شد. مطابق گزارش فعالین محلی و نهادهای حقوق بشر نظیر عفو بین الملل، از سوی ماموران امنیتی خبر جان باختن تعدادی از دستگیرشدگان اعتراضات به خانواده های آنان اعلام شد.

برخی از شاهدان عینی اعتراضات در گفتگو با بنیاد تصریح داشتند که نیروهای امنیتی تا مدتها از تحویل اجساد کشته شدگان به خانواده هایشان ممانعت بعمل می آوردند و در مواردی نیز اقدام به احضار و تهدید خانواده های آنان کرده بودند.  بنابر گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر، در مواردی مسئولین برای تحویل اجساد کشته شدگان، مبلغ ۵۰ میلیون ریال خسارت وارد شده بر ساختمانهای دولتی را در جریان اعتراضات از خانواده های قربانیان مطالبه کرده بودند، اگر چه  این مبلغ به ۱۵ میلیون ریال  کاهش پیدا کرد اما حتی پس از پرداخت این مبلغ توسط خانواده ها،‌ ماموران حکومتی هر هفته فقط اجساد دو تن از قربانیان را به خانواده هایشان تحویل داده اند. (سازمان دیده بان حقوق بشر، ۱۰ می ۲۰۰۵)

 اظهارات خانواده 

از اظهارات و عکس العمل خانواده آقای عبیات اطلاعی در دست نیست. 

زمینه تاریخی  

اعراب ایران که بین دو تا سه میلیون نفر- حدود سه درصد** ­- از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، در استان‌های خوزستان، بوشهر، هرمزگان، فارس و خراسان ساکن اند. بیشترین تعداد اعراب در مناطق جنوبی و غربی خوزستان زندگی می‌کنند. خوزستان با وجود آنکه به دليل وجود ذخاير نفت ايران و کشتزارهای حاصلخیز در اين منطقه، بسيار ثروتمند است ولی بیشتر ساکنان بومی آن از فقر و محروميت رنج می برند. اعراب خوزستان غالبا در حاشیه قرار می‌گیرند و از منابع این استان بهرۀ چندانی نمی‌برند. آنها نارضایتی خود از دولت مرکزی را ناشی از این محرومیت‌ها و تبعیض‌های موجود می دانند.

سابقه اعتراض‌ها به سیاستهای حکومتی در خوزستان به دهه های شصت و هفتاد شمسی بازمی گردد. اعتراض مردم اهواز به توهین روزنامه اطلاعات به عرب‌های خوزستان در سال ۱۳۶۴، اعتراض به وضعیت آب آشامیدنی در شهرهای خرمشهر و آبادان در سال ۱۳۷۹ و اعتراض‌ به برخورد نیروهای انتظامی با محصولات فرهنگی در سال ۱۳۸۱ که به کشته و زخمی شدن عده ای انجامید، در همین دوران شکل گرفت. منابع محلی اسکان گروهی غیربومیان در زمین‌های اعراب بومی منطقه به بهانه طرح های توسعه نیشکر، واگذاری زمین های بومی به افراد وابسته به ارگان‌های نظامی،‌ مشکلات زیست محیطی ایجاد شده در نتیجه طرح توسعه نیشکر، کوچاندن و اقامت اجباری افراد غیر بومی در شهرک‌های تازه‌ساز و نیز اعمال تبعیض‌های قومی و فرهنگی دولت علیه اعراب منطقه را از عوامل ایجاد نارضایتی گسترده در میان اعراب خوزستان عنوان کرده اند. از نظر فعالان عرب طرح‌هایی چون طرح امیرکبیر، طرح دهخدا، طرح دانیال و شهرک رامین از جمله پروژه‌هایی هستند که در راستای سیاستهای دولت در منطقه پیاده شده اند. نمایندگان مجلس و فعالان و روزنامه نگاران محلی بارها به سیاستهای دولت در زمینه طرح‌هایی با هدف تضعیف هویت عربی و تغییر بافت جمعیت منطقه به زیان اعراب اعتراض کرده اند. جاسم شدیدزاده نماینده اهواز در مجلس ششم و دبیرکل حزب وفاق در نامه اش به رئیس جمهور وقت به «خریداری به ثمن بخس و در مواردی گرفته شدن زمین‌های اعراب منطقه» اعتراض کرده و از جمله به:« بيش از ١٢٠ هزار هكتار طرح توسعه نيشكر ، بيش از ٤٧ هزار هكتار طرح كشاورزی ايثارگران در منطقه جفير، بيش از ٢٥ هزار هكتار تحت عنوان شيلات، بيش از ٦ هزار هكتار طرح اسكان اهالی متدين شمال و شمال شرقی استان خوزستان در نوار مرزی شمال شهرستان شوش با استناد به مكاتبه و درخواست بزرگان يكی از نهادها با وزير كشاورزی وقت، طرح اسكان بيش از ٥٠ هزار نفر در شهرك «شيرين شهر» توسعه نيشكر.» اشاره می کند.

میلان کوتاری، گزارشگر ویژه سازمان ملل درامور مسکن مناسب، پس از بازدید از مناطق مختلف خوزستان در تابستان  ۱۳۸۴ در گزارش رسمی خود به تصاحب زمین‌های اعراب خوزستان با قیمت ناچیز و جابجایی های اجباری مردم بومی منطقه به بهانۀ طرح‌هایی چون طرح توسعه نیشکر دهخدا اشاره می کند. آقای کوتاری در مصاحبه مطبوعاتی در تهران به جابجایی اجباری بین دویست و پنجاه تا سیصد هزار تن از اعراب حاشیه رود کارون از سرزمین‌های اجدادی‌شان اشاره کرده و از ساختن شهرهای جدید و اسکان شهروندان غیربومی در آن‌ها ابراز نگرانی می‌کند. او به عنوان مثال به شهرک شیرین شهر و انتقال و اسکان شهروندان استان یزد به آن اشاره کرده و می‌پرسد اگر این افراد برای کار به این منطقه منتقل شده اند پس چرا از خیل افراد بی‌کار منطقه در این طرح استفاده نمی‌شود.( ایرین،‌ ۱۸ مرداد ۱۳۸۴) 

اعتراض‌ها

تظاهرات اعتراضی روز جمعه  ۲۶ فروردین ۱۳۸۶ از شلنگ آباد (دائره)، یکی از محله های فقیر نشین اهواز، شروع شد و به سرعت به سایر محله‌های اهواز و شهرهای ماهشهر و حمیدیه گسترش یافت. اطلاعیه سازمان حقوق بشر اهواز مورخ ٢٦ فروردین به نقل از سازمان خبری اهواز نیوز و شاهدان عینی، شروع اعتراض‌ها را چنین گزارش کرد: "حدود سه هزار نفر از مردم عرب اهواز در خيابان و دايره کردوانی و هزاران نفر ديگر در مناطق شلنگ آباد، ملاشيه، عامری، کوت عبداله و چند منطقه ديگر شهر تجمع کرده و شروع به تظاهرات گسترده ولی مسالمت آميزی ميکنند. نيروهای امنيتی در مرحله اول به تظاهر کنندگان با گاز اشک آور حمله و متعاقباً بر روی تظاهر کنندگان در منطقه دائره و نيز در منطقه ملاشيه آتش مي گشايند." خشونت ماموران امنیتی و انتظامی به کشته و مجروح شدن تعدادی از شهروندان انجامید. در پی کشته شدن معترضان به دست نیروهای امنیتی، بر شدت و دامنۀ اعتراض‌ها افزوده شد و معترضان در چندین شهر به بستن راه‌های ارتباطی، اشغال ادارات دولتی و پاسگاه‌های انتظامی پرداختند. با گسترش اعتراض‌ها به سایر شهرهای عرب نشین در روزهای بعد، نیروهای انتظامی، سپاه و لباس شخصی‌های بسیج به همراه نیروهای اعزامی از تهران و خرم آباد با شدت و خشونت بیشتری به مقابله و درگیری با معترضین پرداختند که به کشته و مجروح شدن دهها شهروند دیگر و بازداشت صدها تن انجامید. این اعتراض‌ها تا ۱۰ روز در بسیاری از مناطق عرب نشین خوزستان ادامه داشت. تظاهرکنندگان خواستار عذرخواهی دولت از اعراب منطقه بودند.

مقامات ایران از جمله وزیر اطلاعات و وزیر کشور منشا اصلی این اعتراض‌ها را به گروه‌های ضد انقلاب خارج از کشور، وبسایت ها و تلویزیون های برانداز نسبت دادند که به تحریک قومیت ها می پردازند. دبيرشوراى عالى امنيت ملى نیز به نقش عوامل خارجى دراين حوادث اشاره كرده و شبكه «الجزيره» را ازجمله محركان اين اغتشاش‌ها معرفی کرد.(گویانیوز۱ اردیبهشت ۱۳۸۴) در همین رابطه خبرگزاری رسمی ایلنا در۲۹ فروردین خبر داد که فعالیت تلویزیون الجزیره به دلیل عدم رعایت اخلاق حرفه ای به حالت تعلیق درآمد و دفتر آن در تهران بسته شد. این شبکه از کانال‌های ماهواره ای پربیننده در میان اعراب خوزستان است. به نوشته سایت بی بی سی فعالان مدنی عرب معتقد بودند که صرفنظر از تایید یا تکذیب نامه منتسب به ابطحی، مجموعه اقدامات نهادهای دولتی و حکومتی در طی سال‌های پس از جنگ در خوزستان، در جهت سیاست‌های تغییر بافت جمعیت عرب منطقه  بوده است که در آن نامه ذکر شده بود.

اعتراض‌ها اگر چه پس از ۱۰ روز فروکش کرد اما سلسله ای از حوادث مانند دستگیری‌های گسترده، چندین بمب گذاری، اعدام ها ی زنجیره ای و تکرار اعتراض‌های مردمی در مناسبت‌های مختلف از جمله در سالگرد حوادث را در پی داشت.

________________________

*منابع: مصاحبه بنیاد با چند تن از فعالان مدنی عرب و زندانیان سیاسی در اهواز و شاهدان عینی، گزارش گزارشگر سازمان ملل در امور مسکن مناسب (E/CN.4/2006/41/Add.2, 21 March 2006) و مصاحبه مطبوعاتی در تهران (تهران، ایرین، ۱۸ مرداد ۱۳۸۴(، اطلاعیه سازمان عفو بین الملل (۳۱ فروردین ۱۳۸۴، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۵)، سازمان دیده بان حقوق بشر (۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۴، ۲۶ بهمن ۱۳۸۵)، سازمان حقوق بشر اهواز، سازمان حقوق بشر اروپایی اهواز، جنبش ملی دمکراتیک عرب  اهواز، آٓژانس خبری اهواز نیوز، اطلاعیه شماره ۶ حزب همبستگی دموکراتیک اهواز، سایت‌های ایرنا،‌ ایسنا، بی بی سی، گویا نیوز، بروسکه، روزنامه های ایران و جمهوری اسلامی

**«کمیته هماهنگی برگزاری اعتراضات مردمی در اهواز» متشکل از گروه‌های سیاسی مختلف از جمله «جنبش ملی دمکراتیک عرب اهواز» و «حزب وفاق» و مؤسسات و نهادهای مدنی و فرهنگی  چون «مؤسسه امجاد» و «الشروق» و فعالان مدنی عرب بود. اولین بیانیه اعتراضی از سوی «جنبش ملی دمکراتیک عرب اهواز» در تاریخ ۲۰ فرودین ۱۳۸۴ صادر شد.

***در مورد جمعیت عرب‌های ایران آمار دقیق و رسمی  در دست نیست. جمهوری اسلامی به عمد آماری از تنوع قومیتی و مذهبی در ایران منتشر نمی کند. کتابخانه کنگره آمریکا جمعیت اعراب ایران را دو درصد و بنیاد آمریکای نوین ۲.۷ درصد تخمین زده است. فعالان محلی جمعیت اعراب ایران را بسیار بیشتر و حدود ۵ الی ۷ درصد جمعیت کل کشور می‌دانند. همچنین آمار دقیق و رسمی از تعداد اعراب خوزستان و نسبت آن به کل جمعیت استان در دسترس نیست. عرب‌های خوزستان اکثراً شیعه و گروهی نیز سنی مذهب اند. 

تصحیح و یا تکمیل کنید