بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

عباس رئیسی

درباره

سن: ۳۰
ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۹ شهریور ۱۳۶۷
محل: کرج، استان تهران، ايران، زندان گوهردشت
نحوه کشته‌شدن: نحوه اعدام نا‌مشخص
اتهامات: ارتداد; پندار و/يا گفتار ضدانقلابی

ملاحظات

آقای عباس رئیسی یکی از قربانیان کشتار جمعی زندانیان سیاسی ۱۳٦۷ است. اکثر زندانیان اعدام شده از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند. علاوه بر آن، گروه‌های مارکسیست لنینیستی مخالف جمهوری اسلامی مثل سازمان فدائیان خلق (اقلیت) و حزب پیکار، اعضا و هوادارن احزابی چون حزب توده و فدائیان خلق (اکثریت) که فعالیتی در مخالفت با جمهوری اسلامی نداشتند نیزازقربانیان این کشتار بودند. اطلاعات تکمیلی در مورد این کشتار به وسیله بنیاد برومند از خاطرات آیت الله منتظری، گزارشهای سازمانهای حقوق بشر، و مصاحبه با خانواده‌ها و خاطرات شهود جمع‌آوری شده است.

اطلاعات درباره اعدام آقای عباس رئیسی توسط فرم الکترونیکی ارسالی به بنیاد برومند و مصاحبه با یکی از نزدیکان وی در روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۵به دست آمده است. همچنین از کتاب "در سال ۱۳٦۷ بر ما چه گذشت" نوشته نیما پرورش که توسط "کمیته سازماندهی یادبود کشتار زندانیان سیاسی" در سال ۱۳۷۳در پاریس منتشر شده، استفاده شده است. آقای رئیسی در برازجان (استان بوشهر) به دنیا آمد و یکی از اعضای سازمان پیکار بود. او دانشجوی رشته حقوق دانشگاه ملی تهران بود. وی به ۳ یا ۴ سال حبس محکوم شده بود. اما در پایان محکومیتش، مقامات از آزاد کردن وی خودداری کردند چرا که حاضر نشده بود در یک اقرار تلویزیونی به رد باورهای سیاسی خود بپردازد. برادر وی که از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود، نیز در برازجان اعدام شد.

سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر در سال ۱۳۵۷ از اعضای مارکسیست ـ لنینیست منشعب از سازمان مجاهدین خلق تشکیل شد. نفی مشی چریکی و نفی مشی حزب توده از اصول این تشکیلات بود. سازمان پیکار شوروی را "سوسیال امپریالیست" و چین را منحرف از اصول مارکسیسم - لنینیسم می‌دانست و با تمامی جناحهای رژیم جمهوری اسلامی مخالف بود. این سازمان با پیوستن بخش بزرگی از گروههای دیگر موسوم به "خط سه" به بزرگترین تشکیلات این جریان مبدل گشت. در سال ۱۳۶۰ سازمان پیکار دچار انشعابات درونی شد که همزمان بود با موج سرکوب گروههای مخالف رژیم. ضربات ناشی از این سرکوبها و انشعابات منجر به تلاشی تشکیلات و پراکندگی هواداران آن گردید. بطوریکه دیگر نتوانست به حیات سیاسی خود ادامه دهد.

دستگیری و بازداشت

اطلاعی در مورد جزئیات دستگیری و بازداشت این متهم در دست نیست. آقای رئیسی در یک بعدازظهر ماه مهر ۱۳٦۰ در تهران دستگیر شد. محل نگهداری وی زندانهای قزل حصار، اوین، و گوهردشت بود. 

۴ تا ۵ ماه پس از دستگیریش، به او اجازه ملاقات با مادر و برادرش را داده و بسته‌های ارسالی آنها را به وی تحویل دادند. او اجازه داشت سالی یک کارت به مناسبت نوروز بفرستد و نامه‌هایی ارسال کند که تنها ۷ خط بیشتر نداشتند. در طی ملاقاتها، آقای رئیسی به خانواده‌اش گفته بود که او را آزاد نخواهند کرد مگر اینکه بپذیرد تا در یک اقرار تلویزیونی اظهاراتی در رد باورهای سیاسیش ادا کند. آقای رئیسی بخاطر رد این تقاضا در بند "ملی کشی" زندان (بندی که برای آن دسته از زندانیان که حاضر نبودند چنان اقرارهایی انجام دهند، اختصاص داشت)، جای گرفت و از ارتباط نامه‌ای با خانواده‌اش محروم شد. پیش از اعدام وی را به مدت ٦ سال در زندان نگه داشتند.

دادگاه

بنابرگزارش فرم الکترونیکی، آقای رئیسی برای بار دوم در شهریور ۱۳٦۷ محاکمه شد. از او در مورد باورهای مذهبیش پرسیده بودند که پاسخ داده بود "مارکسیست است و نه مسلمان." بنابر خاطرات هم بند وی، آقای رئیسی و هم سلولیهایش می‌دانستند که هر کس از ایدئولوژی خویش دفاع کند، اعدام خواهد شد. آنها می‌دانستند که زندانیان سیاسی بند کناریشان محاکمه شده و کسانی که توبه نکرده بودند، اعدام شده بودند. آقای رئیسی و هم بندانش در باره اینکه در صورت پرسش باورهای سیاسیشان، چه پاسخی مناسب خواهد بود، گفتگو کرده بودند و او تصمیم گرفته بود که از ایدئولوژی خود دفاع کند. او چنین استدلال کرده بود: "ایدئولوژی من هویت من است. اگر آنرا نفی کنم، خود را نفی کرده‌ام. اگر توبه کنم، شرمنده خواهم بود که به شهرم، جایی که برادرم کشته شده است، بازگردم."

طبق اطلاعات موجود در مورد قربانیان سال ۱۳٦۷ دادگاهی رسمی با حضور وکیل و دادستان برای آنها تشکیل نشد. زندانیانی که در سال ٦۷ اعدام شدند برای پاسخ به چند سوال در مقابل یک هیئت ویژه ۳ نفری، که متشکل از یک قاضی شرع، نماینده‌ای از وزارت اطلاعات و دادستان تهران، برده شدند. این هیئت از زندانیان چپگرا سوالاتی در ارتباط با عقاید آنها و اعتقادشان به خدا و مذهب می‌کرد.

خانواده‌های قربانیان کشتار سال ۱۳٦۷ به محاکمات غیرعادلانه و غیر قانونی که به اعدام هزارها زندانی در ظرف چند ماه منجر شد، به شدت اعتراض کرده‌اند. در نامه‌ای که در سال ۱۳٦۷ به وزیر دادگستری وقت، حسن حبیبی نوشتند، سیاست رسمی پنهان کاری در رابطه با این اعدامها را به پرسش کشیده‌‌ و آن را دال بر غیر قانونی بودن اعدامها شمرده‌اند. آنها یاد‌آور شده‌اند که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان زندانیانی بودند که قبلاً در محاکم شرع به حبس محکوم شده بودند و در حال گذراندن دوران محکومیت خود و یا به پایان رساندن آن بودند. این زندانیان دوباره دادگاهی شده و به سرعت به مرگ محکوم شدند.

اتهامات

مقامات قضایی جمهوری اسلامی علناً اتهامی به قربانیان اعدام‌های جمعی سال ٦۷ وارد نکرده‌اند. بستگان قربانیان در نامه خود به وزیر دادگستری و در نامه دیگری که در سال هزار و سیصد و هشتاد و یک به گزارشگر مخصوص سازمان ملل متحد، که به ایران سفر کرده بود، نوشته‌اند، به اتهاماتی نظیر "ضد انقلاب، ضد دین، و ضد اسلام" و یا انتساب قربانیان "... به عملیات نظامی ...در مرزهای کشور"، که گویا اساس محکومیت عزیزان‌شان بوده اشاره نموده‌اند.

حکمی ازآیت الله روح الله خمینی که در خاطرات حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبری در آن زمان، به چاپ رسیده است اظهارات خانواده‌های قربانیان را در رابطه با اتهامات وارده تأئید می‌کند. در این حکم آیت الله خمینی از اعضای سازمان مجاهدین خلق به عنوان "منافقانی" یاد نموده که به اسلام اعتقاد ندارند و نوشته است: "کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنند محارب و محکوم به اعدام می باشند."

احتمال می‌رود که زندانیان وابسته به سازمانهایی غیر از مجاهدین خلق ایران، به اتهام "ضد مذهبی" بودن، تأکید بر عقایدشان و توبه نکردن، محکوم شده باشند.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست.

دفاعیات

از دفاعیات متهم اطلاعی در دست نیست. خویشان قربانیان درنامه خود یادآورمی‌شوند که به عزیزان‌شان در دادگاه فرصت دفاع داده نشده بود. در همین نامه، در پاسخ این اتهام که زندانیان (از داخل زندان) با اعضا مسلح سازمان مجاهدین خلق در حمله به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همکاری داشته‌اند چنین آمده که این ادعا‌ها: "با توجه به اوضاعی که در زندانها حاکم بوده، به طور کلی باطل است، چرا که فرزندان ما در سخت‌ترین شرایط به سر می‌بردند، ملاقاتهای پانزده روز یک بار آن هم به مدت ده دقیقه از پشت شیشه و به وسیله تلفن و محرومیت اینان از داشتن هرگونه وسیله ارتباط با خارج زندان، که ما آن را در هفت سال اخیر تجربه کرده‌ایم، حقانیت ادعای ما را به اثبات می‌رساند".

حکم

هیچ حکمی به طور علنی صادر نشده است. آقای رئیسی به اعدام در روز محاکمه‌اش محکوم شد. مقامات او را در زندان گوهردشت اعدام کرده و در گورستان خاوران دفن کردند. بنا به اطلاعات موجود زندانیان چپ که در سال ۱۳٦۷ اعدام شدند، مرتد شناخته شده بودند. مسئولان زندان خبر اعدام این زندانیان را به همراه وسائلشان بعد از ماهها به خانواده آنها دادند. مقامات به خانواده زندانیان هشدار دادند که برای عزیزانشان مراسم سوگواری برگزار نکنند.

تصحیح و یا تکمیل کنید