بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

ابراهیم دادخواه تیرانی

درباره

سن: ۵۴
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (شيعه)
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۹ مهر ۱۳۵۸
محل: نجف آباد، استان اصفهان، ايران
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: ضرب و شتم; مقاومت در مقابل انقلاب/ انسداد راه خدا; ضد انقلاب
سن در زمان ارتکاب جرم: ۵۴

ملاحظات

 کشاورز بود و در پرورش انگور که میوه مورد علاقه‌اش بود، مهارت داشت.

خبر اعدام آقای ابراهیم دادخواه تیرانی فرزند منوّر و ابوالقاسم، به همراه یک فرد دیگر در روزنامه‌ کیهان مورخ ۱۹ مهر ۱۳۵۸ منتشر شد. اطلاعات تکمیلی در این خصوص از مصاحبه‌های بنیاد عبدالرحمن برومند با یکی از نزدیکان آقای دادخواه تیرانی در تاریخ‌های ۱۲ آذر ۱۳۹۶ و ۱۰ فروردین ۱۳۹۷ (مصاحبه بنیاد)، گفتگوی بنیاد عبدالرحمن برومند با یکی از ساکنین نجف‌آباد، خبر مندرج در روزنامه اطلاعات، گزارش هیأتی از حقوقدانان* در خصوص وقایع نجف‌آباد (گزارش)، تحقیقات بنیاد برومند و مدارک و اسناد موجود در بنیاد برومند بدست آمده است.

آقای دادخواه تیرانی در تاریخ ۸ آبان ۱۳۰۷ در منطقه‌ تیران از شهرستان تیران و کرون (یا کروند) در استان اصفهان به دنیا آمد. آقای دادخواه تیرانی تحصیلات ابتدایی داشت، متاهل و دارای هفت فرزند (۳ دختر و ۴ پسر) بود. فعالیت اصلی او کشاورزی بود و به گفته‌ یکی از نزدیکانش، در باغداری و به خصوص پرورش انگور - که میوه‌‌ مورد علاقه‌اش بود - مهارت فراوانی داشت. به دلیل اعتبار و محبوبیت در منطقه‌ تیران، مقامات محلی در حل اختلافات ساکنین شهر از او به عنوان میانجی کمک می‌گرفتند. آقای دادخواه تیرانی در حزب رستاخیز ایران** عضویت فعال داشت. نزدیکانش از او به عنوان فردی بسیار وطن‌پرست یاد می‌کنند. (مصاحبه بنیاد)

پیش زمینه

شهرستان تیران و شهر نجف‌آباد از سالها پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بر سر مسایل سیاسی و حق بهره‌برداری از منابع آب اختلاف داشتند. آقای دادخواه تیرانی به عنوان یکی از افراد پرنفوذ در شهرستان تیران تلاش می‌کرد تیران را از کنترل فرمانداری نجف‌آباد خارج کند و به عنوان مرکز فرمانداری معرفی نماید. انتقال آب رودخانه‌ای که از میان شهر تیران می‌گذشت به شهر نجف‌آباد که با دخالت نماینده‌ مشترک شهرهای نجف‌آباد و تیران در مجلس شورای ملی پیش از انقلاب انجام شده بود، بر این اختلافات دامن زد. از آنجا که آقای دادخواه تیرانی به مدت ۲۵ سال از طرف استانداری اصفهان به عنوان میرآب رودخانه‌ مرغاب از حقوق مردم تیران در بهره‌برداری از منابع آب منطقه دفاع می‌کرد، در مرکز توجه این اختلافات محلی قرار داشت. (مصاحبه بنیاد)

شهروندان نجف‌آباد در مخالفت و مبارزه با نظام شاهنشاهی فعال بودند و برخی از سران و رهبران پرنفوذ انقلاب از این شهر برخاستند. در آذر ماه سال ۱۳۵۷ که مصادف با ماه محرم بود و در بحبوحه‌ حوادث پیش از وقوع انقلاب، وقایعی در شهر نجف‌آباد اتفاق افتاد که پس از چند ماه و با پیروزی انقلاب اسلامی، دستاویز دستگیری آقای دادخواه تیرانی به همراه رئیس ژاندارمری شهرستان تیران به اتهام دست داشتن در آن حوادث شد.

از اخبار منتشر شده در خصوص حوادث روزهای دهم، یازدهم، دوازدهم و سیزدهم محرم (برابر با ۲۰، ۲۱، ۲۲ و ۲۳ آذرماه سال ۱۳۵۷)، گزارش میدانی هیأتی از حقوقدانان در این باره و مصاحبه‌ بنیاد برومند با یکی از مطلعین این حادثه چنین استنباط می‌شود که حوادث نجف‌آباد را می‌توان در سه بخش بررسی کرد:

۱) روز دهم محرم (برابر با ۲۰ آذر ۱۳۵۷): بنابر اطلاعات موجود، در این روز گروهی از جوانان شهر نجف‌آباد مجسمه‌ محمدرضا شاه پهلوی در میدان اصلی شهر را پایین کشیدند. (مصاحبه‌ بنیاد)

۲) روزهای یازدهم و دوازدهم محرم (برابر با ۲۱ و ۲۲ آذر ۱۳۵۷): در پی پایین کشیده شدن مجسمه شاه، تعدادی از مأموران شهربانی و ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) شهر نجف‌آباد با همکاری شماری از ساکنان شهرک یزدان‌شهر (از شهرهای اطراف نجف‌آباد که بیشتر ساکنان آن لُر بودند) در یک عملیات تنبیهی، ضمن شناسایی عوامل انقلابی شهر به منازل و مغازه‌های آنان حمله کرده، تعدادی از منازل و مغازه‌ها و همچنین بازار شهر را به آتش کشیدند، شیشه‌ بسیاری از مغازه‌ها را شکستند و اموال داخل مغازه را غارت کردند، عده‌ی زیادی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و موجب کشته شدن تعدادی از شهروندان نجف‌آباد شدند. (مصاحبه‌ بنیاد و گزارش)

در بحبوحه‌ حوادث پیش از وقوع انقلاب، وقایعی در شهر نجف‌آباد اتفاق افتاد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دستاویز دستگیری آقای دادخواه تیرانی به اتهام دست داشتن در آن حوادث شد.

۳) روز سیزدهم محرم (برابر با ۲۳ آذر ۱۳۵۷): در این روز تعداد زیادی از ساکنان دهات و شهرهای اطراف نجف‌آباد (از جمله شهرستان تیران) با تشویق و ساماندهی نیروهای حکومتی به قصد راهپیمایی به سمت اصفهان حرکت داده شدند. یکی از اهالی تیران که شاهد عینی این اتفاق است تعداد این افراد را چند هزار نفر تخمین می‌زند که در قالب کاروانی از خودروهای مختلف با در دست داشتن عکس‌های شاه و پرچم ایران و با شعار «جاوید شاه» به طرف اصفهان می‌رفتند و در ابتدا و انتهای این کاروان، خودروهای نظامی دیده می‌شد که وظیفه‌ حفاظت و همچنین هدایت کاروان را برعهده داشتند. کاروان خودروها با هدایت نیروهای نظامی وارد شهر نجف‌آباد شد و بدون هیچگونه درگیری با مردم نجف‌آباد به سمت اصفهان ادامه‌ مسیر داد. در مسیر خروجی شهر نجف‌آباد، تعدادی تانک و خودروی نظامی با مسدود کردن جاده، از ادامه حرکت کاروان به سمت اصفهان جلوگیری کردند و خودروها را وادار به بازگشت کردند. این شاهد عینی می‌افزاید در مسیر بازگشت تعدادی از اهالی نجف‌آباد با پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف به کاروان خودروها حمله کردند که این حمله با تیراندازی نیروهای نظامی پاسخ داده شد. (مصاحبه بنیاد)

اطلاعات بدست آمده از مطلعین و ساکنان دو شهر تیران و نجف‌آباد در خصوص حوادث اتفاق افتاده در شهر نجف‌آباد طی روزهای یادشده و میزان دخالت ساکنان تیران در این حوادث با هم در تناقض است. بنابر اظهار یکی از ساکنان شهر نجف‌آباد در روز ۱۳ام محرم (۲۳ آذر ۱۳۵۷) درگیری شدیدی بین اهالی تیران و نجف‌آباد درگرفت و بسیاری از اهالی تیران هدف ضرب و شتم ساکنان نجف‌آباد قرار گرفتند و به گفته‌ این شاهد عینی، تعدادی از اهالی تیران پس از مجروح و مصدوم شدن در این درگیری‌ها به منزل پدر ایشان پناه آورده بودند. این در حالی است که مصاحبه شونده‌ای از اهالی تیران که خود در روز ۱۳ام محرم به همراه کاروان وارد نجف‌آباد شده بود، کشته یا مجروح شدن تیرانی‌ها در حوادث نجف‌آباد را تکذیب نموده است. (مصاحبه بنیاد)

دستگیری و بازداشت

آقای دادخواه تیرانی در اسفند ۱۳۵۷ به منظور شناسایی یکی اعضای پیشین ارتش شاهنشاهی توسط ماموران کمیته‌ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر نجف‌آباد فراخوانده شد. او به همراه دو فرزندش به کمیته‌ نجف‌آباد مراجعه نمود و به بهانه‌ صحبت و درددل تا شب در کمیته نگه داشته شد. این نگهداری منجر به بازداشت چند هفته‌ای آقای دادخواه تیرانی در کمیته‌ نجف‌آباد شد، بدون اینکه حکم بازداشت به او یا خانواده‌اش ارائه شود. پس از چند هفته بازداشت، آقای دادخواه تیرانی به زندان دُرچه اصفهان منتقل و به مدت پنج ماه در آنجا نگهداری شد. در این مدت آقای دادخواه تیرانی به وکیل دسترسی نداشت، اما قادر بود با خانواده‌اش ملاقات داشته باشد. (مصاحبه بنیاد)

دادگاه

دادگاه انقلاب اسلامی شهر اصفهان در تاریخ پنجم تیرماه ۱۳۵۸ در یک جلسه به اتهامات آقای دادخواه تیرانی رسیدگی کرد. در این جلسه که در ساعت ۶ بعدازظهر شروع شد و تا ساعت ۸ شب ادامه داشت، آقای دادخواه تیرانی به همراه رئیس ژاندارمری تیران به صورت همزمان محاکمه شدند. با گذشت شش روز، حکم دادگاه انقلاب اسلامی شهر اصفهان علیه آقای دادخواه تیرانی صادر شد. (مصاحبه بنیاد)

با وجود محکومیت در دادگاه انقلاب اصفهان، آقای دادخواه تیرانی به شهر نجف‌آباد منتقل شد و دادگاه انقلاب اسلامی شهر نجف‌آباد بدون محاکمه جدید و با همان اتهامات پیشین، او را مجدداً محکوم کرد.

حدود ۵ ماه بعد و با وجود صدور حکم محکومیت آقای دادخواه تیرانی در دادگاه انقلاب اصفهان، او را از زندان اصفهان به شهر نجف‌آباد منتقل کردند و دادگاه انقلاب اسلامی شهر نجف‌آباد بدون محاکمه جدید و با همان اتهامات پیشین، وی را مجدداً محکوم کرد. (مصاحبه بنیاد)

آقای دادخواه تیرانی در جریان محاکمه‌اش به وکیل دسترسی نداشت و به شهودی که برای ادای شهادت به بی‌گناهی ایشان آمده بودند، اجازه شرکت در جلسه دادگاه داده نشد.

اتهامات

اتهامات مطرح شده علیه آقای دادخواه تیرانی شامل بسیج چماق به دستان حمله کننده به نجف‌آباد در تاریخ ۱۲ محرم (۲۲ آذر ۱۳۵۷)، تخریب شیشه مغازه‌ها و غارت آنها و ایراد ضرب و جرح مردم بود. (دادنامه صادره از دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان در تاریخ ۱۱ تیرماه ۱۳۵۸)

روزنامه‌ کیهان در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۵۸ اتهامات مشترکی را برای آقای دادخواه تیرانی و رئیس ژاندارمری تیران که در یک جلسه به صورت همزمان محاکمه شده بودند، برشمرد. این اتهامات شامل «آزار خلق مستضعف، ضرب و شتم مردم، غصب اموال آنها در پناه قدرت طاغوتی، تجاوز به عنف، راه انداختن دسته چماق داران، شکنجه مجاهدین و شرکت در قتل های متعدد» است. (روزنامه کیهان) نکته‌ی قابل توجه این است که در این خبر، عناوین اتهامی آقای دادخواه تیرانی به صورت مشخص و جداگانه ذکر نشده است.

در شرایطی که حداقل تضمین‌های دادرسی رعایت نمی‌شود و متهمین از محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می‌شود مسلم و قطعی نیست.

مدارک و شواهد

از شهادت شهود و استشهادیه‌های محلی به عنوان مدارک و شواهد علیه آقای دادخواه تیرانی استفاده شد.

دفاعیات

آقای دادخواه تیرانی هیچ یک از اتهامات وارده شده علیه خود را نپذیرفت و همواره بر بی‌گناهی خود تأکید داشت.

از جزئیات دفاعیات ایشان اطلاعی در دست نیست. آنچه مسلم است این است که در هیچ یک از گزارشات موجود در خصوص حوادث نجف‌آباد، نامی از آقای دادخواه تیرانی و یا رئیس ژاندارمری تیران به عنوان عوامل تحریک و بسیج مردم تیران به چشم نمی‌خورد. بنا به اظهار یکی از نزدیکانش، آقای دادخواه تیرانی در روز سیزدهم محرم (۲۳ آذر ۱۳۵۷) با تعدادی از دوستانش در روستای حاجی‌آباد بود و در راه بازگشت به منزل، با کاروان خودروها بر خورد کرد و از آنجا که فردی شناخته شده‌ بود، از او خواسته شد تا به همراه کاروان به سمت اصفهان حرکت کند.

همچنین روزنامه کیهان در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۵۸ ضمن اشاره به محاکمه آقای دادخواه تیرانی و رئیس کلانتری شهرستان تیران در دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان و صدور حکم علیه نامبردگان، به محاکمه‌ مجدد آنها در دادگاه انقلاب اسلامی نجف‌آباد اشاره کرد و گزارش داد: «دادگاه انقلاب اسلامی نجف آباد روز گذشته (یک روز پیش از اجرای حکم) رسیدگی به پرونده دو تن از عمال رژیم سابق را پایان داد» و هر دو را مجددأ محکوم نمود. این در حالی است که یکی از نزدیکان آقای دادخواه تیرانی در مصاحبه‌ با بنیاد برومند ضمن رد ادعای محاکمه‌ مجدد آقای دادخواه تیرانی در دادگاه انقلاب نجف‌آباد اظهار داشت که خانواده‌ آقای دادخواه تیرانی هیچ اطلاعی از محاکمه‌ مجدد و صدور حکم اعدام برای ایشان نداشتند و حتی شخص آقای دادخواه تیرانی هم تا بعدازظهر روز پیش از اعدام، از صدور چنین حکمی مطلع نبود.

در هیچ یک از گزارشات موجود در خصوص حوادث نجف‌آباد، نامی از آقای دادخواه تیرانی به عنوان عامل تحریک و بسیج مردم تیران به چشم نمی‌خورد.

در مدتی که آقای دادخواه تیرانی در بازداشت به سر می‌برد (حدود ۵ تا ۶ ماه)، افرادی با بلندگو در شهرها و دهات اطراف می‌چرخیدند و مردم را به طرح شکایت علیه آقای دادخواه تیرانی دعوت می‌‌کردند که نهایتا منجر به طرح حداقل ۲ شکایت‌ علیه ایشان شد. از جمله این شاکیان، فردی از اهالی تیران بود که ادعا می‌کرد پدرش توسط آقای دادخواه تیرانی کشته شده، به این صورت که آقای دادخواه تیرانی به پدرش که بیماری پوستی داشته گفته که شما تا زمان بهبودی به حمام عمومی نروید و پدرش از شدت ناراحتی دق کرده و مرده است. فرد دیگری به این دلیل که در بین مردم رایج شده که آقای دادخواه تیرانی رهبری افرادی که به نفع شاه در نجف‌آباد تظاهرات کردند را برعهده داشته، آقای دادخواه تیرانی را مسئول جبران خسارت وارده به مغازه‌اش می‌دانست. (مصاحبه بنیاد)

در منابع به دست آمده که به شرح اتهامات انتسابی به آقای دادخواه تیرانی پرداخته‌اند، نه تنها هیچ مدرک و سندی در اثبات اتهام ایشان ارائه نشده، بلکه کوچکترین اشاره‌ای به ارتباط ایشان در کشته شدن حتی یک نفر در حوادث نجف‌آباد نشده است و هیچ شکایتی نیز در این زمینه علیه ایشان به ثبت نرسیده است.

حکم

دادگاه انقلاب اسلامی شهر نجف‌آباد، آقای دادخواه تیرانی را به اعدام محکوم کرد. این در حالی است که پیش از انتقال پرونده به نجف‌آباد، آقای دادخواه تیرانی در دادگاه انقلاب اسلامی شهر اصفهان محاکمه و به ۲ سال حبس محکوم شده بود.

بنابر اظهار یکی از نزدیکان آقای دادخواه تیرانی، تمام اموال او (شامل گله‌ی گوسفندان و وسایل منزل ایشان، حتی وجه نقد داخل کیف پول همسرشان) نیز بدون هیچ حکم قضایی مصادره شد.

انتقال آقای دادخواه تیرانی از اصفهان به نجف‌آباد و صدور حکم اعدام ایشان توسط دادگاه انقلاب اسلامی شهر نجف‌آباد در حالی انجام شد که سخنگوی دادگاه انقلاب اصفهان در خصوص رأی صادره از سوی این دادگاه در مورد آقای دادخواه تیرانی و رئیس کلانتری تیران اعلام کرده بود: «در صورت دریافت شکایات تازه‌ای در مورد این دو متهم، دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان تجدید محاکمه و دادرسی خواهد کرد. اگر شکایت دیگری علیه [نامبردگان] وجود دارد، لازم است مردم شکایت خود را به دادگاه ارجاع کنند. تجدید محاکمه این دو نفر در صورت رسیدن شکایات تازه تنها در مورد اتهامات تازه‌ این دو نفر خواهد بود و در مورد جرایم گذشته آنها رأی دادگاه همانست که صادر شده و تجدید نخواهد شد». (مدارک موجود در بنیاد)

پس از انتقال آقای دادخواه تیرانی به نجف‌آباد و با پیگیریهای خانواده‌ آقای دادخواه تیرانی، دفتر آیت‌الله خمینی در تاریخ دوم مهرماه ۱۳۵۸ طی نامه‌ای از دادستان کل انقلاب اسلامی خواسته بود که نسبت به بازگرداندن آقای دادخواه تیرانی به اصفهان و اجرای حکم ۲ سال حبس صادرشده علیه ایشان اقدام کند. در این نامه اشاره شده که «... مردم نجف‌آباد بر روی احساسات بر علیه رأی دادگاه اصفهان تظاهرات کردند… و مسلم است که اگر نامبرده در دادگاه نجف‌آباد محاکمه شود ممکن است دور از احساسات حکم نشود...».

دادستان کل انقلاب اسلامی در گزارش مورخ هشتم مهرماه ۱۳۵۸ به دادسرای انقلاب اسلامی اصفهان و در پاسخ به نامه ارسالی دادسرای اصفهان در تاریخ هفتم مهرماه ۱۳۵۸ آورده بود: «... چنین مقرر شد که متهم ابراهیم دادخواه تیرانی در اصفهان باقی بماند و به نجف‌آباد اعزام نشود و فعلا حکم دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان نسبت به متهم فوق‌الذکر نافذ می‌باشد». با این وجود دادگاه انقلاب اسلامی شهر نجف‌آباد بدون توجه به رأی صادر شده توسط دادگاه انقلاب اصفهان، حکم اعدام آقای دادخواه تیرانی را بدون انتساب اتهام جدید به ایشان صادر کرد.

خصومت سیاسی و اختلافات محلی بین دو شهر تیران و نجف‌آباد در پیش از انقلاب در صدور حکم اعدام علیه آقای دادخواه تیرانی تأثیرگذار بوده است.

اتهامات ارائه شده علیه آقای دادخواه تیرانی منجر به صدور حکم ۲ سال حبس برای ایشان شده بود و از اتهاماتی که منجر به صدور حکم اعدام علیه ایشان شد، اطلاعی در دست نیست. به نظر می‌آید خصومت سیاسی و اختلافات محلی بین دو شهر تیران و نجف‌آباد در پیش از انقلاب در صدور حکم اعدام علیه آقای دادخواه تیرانی تأثیرگذار بوده است.

آقای ابراهیم دادخواه تیرانی در تاریخ ۱۹ مهرماه ۱۳۵۸ در زندان نجف‌آباد تیرباران شد.

در وصیت‌نامه‌ی آقای دادخواه تیرانی که در زندان به قلم یکی از همبندانش نوشته‌ شده است، ایشان ضمن تأکید بر بی‌گناهی خود به صراحت بیان نموده: «من گناهی نداشتم و مستحق اعدام نبودم. خود شما، مردم، فامیل و همه‌ دوستان می‌دانند که من ۲۱۶ روز به ناحق در زندان بودم. من بمیرم و نامم نماند به ننگ... ننگ، ماندن با شماست». (وصیت‌نامه‌ی آقای ابراهیم دادخواه تیرانی – ۱۸ مهرماه ۱۳۵۸)

------------------------------------------

* گزارش جمعی از حقوقدانان در خصوص وقایع نجف‌آباد - وبسایت تاریخ ایران: در تاریخ ۲۵ آذرماه سال ۱۳۵۷ هیأتی از حقوقدانان تهران شامل (۱) دکتر محمدتقی دامغانی- وکیل دادگستری و عضو هیأت مدیره کانون وکلا، (۲) احمد صدر حاج سیدجوادی- وکیل دادگستری، (۳) میرشمس شهشهانی- معاون یک دادسرای استان مرکز و (۴) کاظم کاشف- معاون اداره بازرسی کل کشور، مامور مخصوص وزارت دادگستری و نماینده کانون وکلای دادگستری، در سفری چند ساعته به شهر نجف‌آباد نتایج مشاهدات و گفتگوهای خود را با مسئولان و اهالی شهر نجف‌آباد در قالب یک گزارش به ثبت رساندند: http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/3203

** حزب رستاخیز ملت ایران که به حزب رستاخیز مشهور بود، به دستور محمدرضا شاه پهلوی در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳  تشکیل شد و همه حزب‌ها و سندیکاهای مجاز ایران همچون حزب ایران نوین، حزب مردم، حزب پان‌ایرانیست و حزب ایرانیان در آن ادغام شدند. ساختار و تشکیلات این حزب بر پایه‌ی سه اصل «نظام شاهنشاهی، قانون اساسی و انقلاب شاه و ملت (انقلاب سفید)» ایجاد شده بود. 

تصحیح و یا تکمیل کنید