بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

عبدالمجید‌ (عبدالحمید) ریگی

درباره

سن: ۳۶
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۱ خرداد ۱۳۹۰
محل: زندان اوين، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: محاربه با خدا، رسول خدا و نايب امام زمان; قاچاق مواد مخدر; قتل
سن در زمان ارتکاب جرم: ۳۱

ملاحظات

خبر اعدام آقای عبدالمجید (عبدالحمید) ریگی در روزنامه ایران (۱۲ خرداد ۱۳۹۰) و سایت فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران (۱۱ خرداد ۱۳۹۰) منتشر شد. اطلاعات تکمیلی درباره این پرونده از روزنامه جوان (۲۸ فروردین و ۲۴ خرداد ۱۳۸۵)، خبرگزاری ایسنا (۲۱ شهریور ۱۳۸۸) و سایر منابع* به دست آمده است.

آقای عبدالمجید ریگی، ۳۶ ساله و اهل زابل و ساکن زاهدان در استان سیستان و بلوچستان بود.

این پرونده با کشته شدن یک افسر نیروی انتظامی و یک شهروند در جریان تعقیب و گریز پلیس با دو مظنون مرتبط است.

بعدازظهر روز بیست و ششم فروردین ۱۳۸۵ ماموران پلیس در خیابان خلیج فارس واقع در بزرگراه آزادگان تهران به دو سرنشین یک ماشین زانتیای سیاه‌رنگ با شیشه دودی مشکوک شدند. مظنونان بدون توجه به فرمان ایست پلیس، سرعت خودرو را افزایش دادند و فرار کردند. تعقیب پلیس به درگیری ماموران و مظنونان در حوالی محله نعمت‌آباد در جنوب تهران منجر شد که طی تیراندازی‌های دو طرف، افرادی از جمله یک افسر پلیس، چند شهروند، و هر دو مظنون زخمی شدند. افسر پلیس و یکی از شهروندان پیش از رسیدن به بیمارستان جان باختند.

دستگیری و بازداشت

آقای عبدالمجید ریگی به همراه متهم دیگر این پرونده بعد از ظهر روز شنبه، ۲۶ فروردین ۱۳۸۵ در جریان درگیری با پلیس در حالی که گلوله به پایش اصابت کرده بود دستگیر و به آگاهی شاپور انتقال داده شد. او مدت پنج ماه در آگاهی شاپور بازداشت بود؛ پس از آن با تشکیل دو پرونده مجزا، او به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد. آقای ریگی تا خرداد ۱۳۹۰ به مدت پنج سال در بند یک این زندان به سر برد. آقای ریگی در هشت ماه آخر دوران زندان از ملاقات با خانواده محروم بود.

دادگاه

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در اواخر بهمن ۱۳۸۶ به پرونده نخست آقای عبدالمجید ریگی با حضور وکیل او رسیدگی کرد. دیگر پرونده آقای ریگی در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۸ در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد.

اتهامات

آقای عبدالمجید ریگی به «حمل و قاچاق ۳۸۰ کیلوگرم تریاک، افساد فی‌الارض، محاربه، قتل عمد، درگیری با نیروی انتظامی و ایجاد ناامنی در جامعه» متهم شد.

مدارک و شواهد

بنا بر اطلاعات موجود، اعترافات آقای ریگی و متهم دیگر این پرونده در دوران بازجویی و همچنین کشف ۲ قبضه کلاشینکف از ماشین متهم به همراه ۱۷ خشاب و ۵۳۷ تیر جنگی به عنوان مدرک علیه آقای ریگی استفاده شد. شهادت شاهدان عینی درباره کشته شدن یک افسر پلیس و یک عابر پیاده نیز به عنوان مدرک در این پرونده مطرح شد.

دفاعیات

آقای عبدالمجید ریگی در حالی که به ضرب گلوله زخمی شده بود به مدت پنج ماه در آگاهی شاپور تحت شکنجه و بازجویی بود. بر اساس اطلاعات موجود، بازجویان برای اعتراف گرفتن از او چوب در زخم او فرو می‌کردند. (سایت فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ۱۰ خرداد ۱۳۹۰)

آقای ریگی و متهم دیگر پرونده در زمان دستگیری هیچ مواد مخدری همراه نداشتند. درباره مواد مخدری که قاچاق آن به آقای ریگی و متهم ردیف دوم پرونده نسبت داده شد در گزارش‌ها تناقض وجود دارد و میزان آن ۲۸۰ کیلوگرم و ۴۰۰ کیلوگرم نیز ذکر شده است. (روزنامه جوان، ۵ مهر ۱۳۹۱ و ایسنا، ۲۱ شهریور ۱۳۸۸)

افزون بر این، با وجود این که تحت فشار بازجویی از آقای ریگی و دیگر متهم این پرونده اعتراف گرفته بودند که آنها برای یک معامله مواد مخدر به تهران مراجعه کرده‌اند، اما در روند تحقیقات قضایی، با وجود کشف صندلی خودرو در منزل یکی از آشنایان متهمان، هیچ مواد مخدری کشف نشد. (روزنامه همشهری، ۲۱ تیر ۱۳۸۵)

قتل یک شهروند که به آقای عبدالمجید ریگی و هم‌پرونده او نسبت داده شده بود، بنا بر تحقیقات قضایی ثابت نشد و روشن شد که عابر کشته شده و زخمی‌شدگان توسط گلوله‌های نیروی انتظامی مورد اصابت قرار گرفته‌اند. (سایت فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ۱۰ خرداد ۱۳۹۰)

حکم

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران آقای عبدالمجید ریگی را به ۲ بار اعدام برای اتهام حمل و قاچاق مواد مخدر، محاربه و افساد فی‌الارض محکوم کرد. دیوان عالی کشور این حکم را تایید کرد. همچنین شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران آقای ریگی را به درخواست اولیای دم افسر پلیس به یک بار اعدام (قصاص نفس) محکوم کرد و این حکم به تایید شعبه ۱۶ دیوان عالی کشور رسید.

یک روز پیش از اجرای حکم، ماموران آقای ریگی و خواهرزاده او را که متهم ردیف دوم پرونده بود، از سلول ۲۴ سالن یک بند یک زندان رجایی‌شهر به سلول‌های انفرادی انتقال دادند، اما اجرای حکم متهم ردیف دوم پرونده به تعویق افتاد.

آقای عبدالمجید ریگی سحرگاه ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ در محوطه زندان اوین به دار آویخته شد. اعدام این متهم در حالی صورت گرفت که خانواده و وکیل او از اجرای حکم بی‌اطلاع بودند. آقای ریگی از آخرین دیدار با خانواده‌اش محروم شد و آنها وقتی خود را از زاهدان به تهران رساندند، حکم اجرا شده بود و ماموران قصد داشتند جسد این زندانی را در بهشت زهرا دفن کنند. با پافشاری خانواده که خواستار خاک‌سپاری پیکر آقای ریگی در محل سکونت خود در زاهدان بودند، در نهایت جسد او به خانواده‌اش تحویل داده شد. صبح روز اعدام همبندیان آقای ریگی مراسمی برای گرامی‌داشت او در بند یک زندان گوهردشت برگزار کردند که با حمله گارد زندان به هم خورد. (سایت فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ۱۰ خرداد ۱۳۹۰)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*سایر منابع: روزنامه ایران (۲۸ بهمن ۱۳۸۶ و ۳ آبان ۱۳۸۹)، وب‌سایت ایسکانیوز (۲۱ شهریور ۱۳۸۸)، سیرنا (۲۵ فروردین ۱۳۸۸)، روزنامه همشهری (۲۱ تیر ۱۳۸۵) و سایت فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران (۱۰ خرداد ۱۳۹۰) 

تصحیح و یا تکمیل کنید