بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

حمیدرضا چیتگر

درباره

سن: ۳۸
ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۶
محل: وين، اتريش
نحوه کشته‌شدن: فراقضایی- سلاح گرم
اتهامات: اتهام نامعلوم

ملاحظات

عاشق غذای خوب بود. مهندسی پرکار بود و رابطة بسیار نزدیکی با پدرش داشت. اندکی پیش از انقلاب برای مقاصد سیاسی و غیرسیاسی‌اش یک دفتر نشر تأسیس کرد.

اطلاعات در باره آقای حمید رضا چیتگر بر مبنای مصاحبه با یکی ازنزدیکان ایشان تهیه شده است. وی متولد ۱۳۲۸ در بابل (استان مازندران) و دارای یک فرزند دختر بود. او مهندس بود و در دوران پیش از انقلاب در ذوب آهن اصفهان و پس از آن در شرکت خصوصی کار می‌کرد. بیش از یک سال قبل از انقلاب وی با بورسی از دولت فرانسه به سترازبورگ رفت و مشغول تحصیل برای گرفتن فوق لیسانس شد. یک ماه قبل از انقلاب به ایران بازگشت و مشغول کار چاپ شد. نزدیکان آقای چیتگر وی را برای عشقش به زندگی و غذای خوب و وابستگیش به خانواده، به خصوص پدرش به یاد می‌آورند. وی روحیه‌ای کنجکاو و کمی ماجراجو داشت و دنباله رو نبود. به زندگی مخفی اعتقاد نداشت و فعالیت سیاسی جدیش او را هیچگاه از خانواده دور نکرد.

آقای چیتگر عضو رهبری حزب کار (توفان) بود. قبل از انقلاب وی از مشی چریکی فاصله گرفت و به خط سه گروید. وی در اسفند ۱۳۶۰، در رابطه به نشریات چاپخانه‌اش، که نشریات حزب و نشریات غیر سیاسی چاپ می‌کرد، توسط پاسداران در ایران دستگیر شد و در اوین بازداشت شد. زمانی که پاسداران وی را به چاپخانه بردند تا برای فعالین سیاسی تله بگزارند، وی از فرصتی استفاده کرد و توانست ازدست آنان بگریزد. آقای چیتگر پس از شش ماه زندگی مخفی در ایران در سال ۱۳۶۲ از ایران خارج شد و به عنوان پناهنده سیاسی در استراسبورگ فرانسه مستقر شد. او نماینده حزب کار در شورای ملی مقاومت بود و تا چندی پیش از ترورش عضو آن شورا بود.

حزب کار ایران در سال ۱۳۵۶ در اثر انشعابی در سازمان توفان، که خود انشعابی از حزب توده بود، به وجود آمد. حزب کار ایران خود را کمونیست، مارکسیست- لنینست می‌نامند و طرفدار سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار دیکتاتوری پرولتاریا است. طبق اعتقادات این حزب، پس از مرگ استالین، که دیکتاتوری پرولتاریا را به بهترین نحو به مرحله اجرا در آورده بود، شوروی به کشور سوسیال امپریالیستی تبدیل شد. آدرس تماس حزب در کشور آلمان است. ارگان این حزب نشریه "توفان" نام دارد. این حزب عضوی از کنفرانس بین‌المللی احزاب و سازمانهای مارکسیست لنینیست (اتحاد و مبارزه) است.

به گفته مصاحبه شونده، از یکی دو سال قبل از ترور آقای چیتگر، فردی به نام مستعار علی آمیزطبع با این حزب از ایران از طریق نامه‌نگاری تماس گرفت و توانست با وی ارتباط بر قرار کند. او در نامه‌هایش از ایجاد گروهی در ایران به طرفداری حزب کار و از فعالیتهایشان می‌نوشت. تا این که خواستار تماس مستقیم با وی شد و قراری در وین پایتخت اتریش گذاشت. آقای چیتگر که هیچگاه تنها سفر نمی‌رفت و کمی به این قرار مشکوک بود تلاش کرد که کسی را در سفر با خود همراه کند. ولی به دلایل مختلف همراهی پیدا نکرد و در روز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۶ برابر با ۱۹ مه ۱۹۸۷ برای ملاقات با آن فرد به وین رفت.

به گفته مصاحبه شونده، همسر آقای چیتگر پس از چند روز بیخبری از وی بسیار نگران شده و پس از چند روز به جستجوی او اقدام کرد. او به دنبال یافتن وی با پلیس اتریش تماس گرفت. کوششها و پیگیریهای همسر و خانواده هیچ حاصلی نداشت تا این که پس از مراجعه همسایگان آپارتمانی که حمید در آن جا به قتل رسیده بود، به خاطر بوی تعفنی که از آن جا می‌آمد، پلیس اتریش جسد متلاشی شده او را، که از پشت سر دو گلوله به مغزش شلیک شده بود، در تاریخ ۱۷ ژوئیه برابر با ۲۶ تیر، یعنی پس از دو ماه کشف کرد. خانواده وی از طریق وکیل و دوستی در اتریش تلاش کردند که قتل وی را پیگیری کنند. این تلاش بی‌نتیجه ماند. تنها اطلاعاتی که از تحقیقات پلیس اتریش به آنها داده شد این بود که مامور جمهوری اسلامی با پاسپورت ترکی وارد اتریش شده و آپارتمان را برای سه ماه اجاره کرده و اجاره را از قبل پرداخته بود. مقامات اتریش اطلاع دیگری به خانواده ندادند.

پس از ترور آقای چیتگر، موج اعتراض گروه‌ها و سازمانهای سیاسی ایرانی و اروپایی به راه افتاد و گزارش تظاهراتهای بسیاری در شهرهای مختلف اروپا در اعتراض به تروریسم دولتی جمهوری اسلامی در مطبوعات ایرانی و اروپایی منتشر‌ شد. جسد آقای حمید رضا چیتگر در ۸ اوت ۱۹۸۷ برابر با ۱۷ مرداد ۱۳۶۶ در گورستان پرلاشز در حضور تعداد کثیری از پناهندگان سیاسی در پاریس دفن گردید.

تصحیح و یا تکمیل کنید