بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

اکبر محمدی

درباره

سن: ۳۷
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۸ مرداد ۱۳۸۵
محل: زندان اوين، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: مرگ در دوران بازداشت/زندان
اتهامات: اقدام علیه امنیت ملی از طریق راه‌اندازی سازمان‌های دانشجویی یا تقویت جامعه مدنی در دانشگاه; ۱۸ تیر
سن در زمان ارتکاب جرم: ۳۰

ملاحظات

در حالی که در مرخصی نامحدود پزشکی به سر‌ می‌برد، جلب و به زندان بازگردانده شد. در اعتراض به این اقدام، اعتصاب غذا کرد و ۹ روز بعد در زندان اوین جان باخت.

اطلاعات درباره‌ی مرگ در بازداشت آقای اکبر محمدی از سایت‌های ایسنا (۹ مرداد ، ۱۹و٢۶ شهریور۱۳۸۵)، ایرنا (۱۰ مرداد ۱۳۸۵)، ایلنا (۹ مرداد ۱۳۸۵)‌، پیک ایران (۱۷ مرداد، ۱۷، ۱۹، ۲۰ و ۲۳ شهریور ۱۳۸۵)، ادوار نیوز (۱۴ شهریور ۱۳۸۵)، جام جم (۱۲ مرداد ۱۳۸۵)، خبرگزاری آفتاب (۹ مرداد ۱۳۸۵)، ایران پرس نیوز (۹ و ۱۲ مرداد ۱۳۸۵)، خبرگزاری انتخاب (۲۱ مرداد ۱۳۸۵)، کمیته‌ی دانشجویی گزارشگران حقوق بشر (۹ مرداد ۱۳۸۵) و آژانس خبری کوروش (۱۳ خرداد ۱۳۸۴) تهیه شده است. اطلاعات تکمیلی در این خصوص از مصاحبه‌ی بنیاد عبدالرحمن برومند با آقای امید عباسقلی‌نژاد در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، گزارش سازمان عفو بین‌الملل (۱۷ تیر ۱۳۸۳) و نیز کتاب «اندیشه و تازیانه»: خاطرات اکبر محمدی از زندان (انتشارات شرکت کتاب - ۱۳۸۵) به دست آمده است.

آقای اکبر محمدی در سال ۱۳۴۸ در شهرستان آمل استان مازندران به دنیا آمد. او دانشجوی رشته‌ی مددکاری اجتماعی در دانشکده‌ی علوم بهزیستی و توانبخشی دانشگاه تهران و از اعضای انجمن ملی دانشجویان و دانش آموختگان بود. بنا به اظهار یکی از همبندان آقای محمدی در زندان اوین، ایشان بسیار خانواده دوست و مهربان، آرام و در عین حال مقاوم، وطن پرست و نیز بسیار دلسوز نسبت به زندانیان تازه وارد بود. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند)

انجمن ملی دانشجویان و دانش آموختگان که در سال ۱۳۷۶ تاسیس گردید، یک انجمن مستقل، متشکل از دانشجویان سکولار و ملی‌گرا بود. این انجمن بعدها به جبهه‌ی متحد دانشجویان، ائتلافی از گروه‌های دانشجویان و فارغ‌التحصیلان که در فضای نسبتا بازتر بوجود آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ شکل گرفته بود، ملحق شد. عمده فعالیت انجمن در زمینه‌ی ارتقاء دموکراسی و تسهیل فعالیت‌های دیگر انجمن‌های مستقل دانشجویی بود. انجمن ملی دانشجویان و دانش آموختگان همچنین نشست‌ها و تظاهراتی را به منظور بازگو کردن اعتراضات و خواسته‌های دانشجویان سازماندهی می‌کرد. در پی اعتراضات تیرماه ۱۳۷۸- اعتراضاتی که در ابتدا به صورت مسالمت‌آمیز در خوابگاه کوی دانشگاه تهران نسبت به توقیف روزنامه‌ی سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات شکل گرفت، لیکن با برخورد و حمله‌ی انصار حزب‌الله به دانشجویان و خوابگاه و اموال ایشان، به بزرگترین چالش جنبش دانشجویی در ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بدل گشت۱-  رهبران این انجمن دستگیر و به اعدام محکوم شدند. حکم اعدام آنها بعدها تخفیف یافت. این انجمن در سال ۱۳۸۳ به حکم دادگاه انقلاب اسلامی تهران، رسما منحل شد. 

یکی از همبندان آقای محمدی در زندان اوین، او را فردی بسیار خانواده دوست و مهربان، آرام و در عین حال مقاوم، وطن پرست و نیز بسیار دلسوز نسبت به زندانیان تازه وارد معرفی می‌کند.

واقعه‌ی ١٨ تیر ١٣٧٨ 

در پی تجمع دانشجویان در ساعات اولیه‌ی بامداد روز ١٨ تیرماه، نیروهای گارد ضد شورش (مشهور به نوپو) و نیروهای لباس شخصی موسوم به انصار حزب‌الله به خوابگاه دانشجویان یورش بردند و در حالی که شماری از دانشجویان در خواب بودند، آن‌ها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و اتاق‌هایشان را تخریب کردند. این حمله در پاسخ به اعتراض دانشجویان به توقیف روزنامه‌ی اصلاح طلب "سلام" (چهارشنبه ١۶ تیر) و انتشار نامه‌ی سعید امامی (یکی از معاونین وزارت اطلاعات و متهم اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای ناراضیان سیاسی) درباره طرح کنترل مطبوعات و تصویب قانون جدید مطبوعات انجام گرفت.

در شامگاه روز ۱۷ تیر، در پی انتشار یک فراخوان گردهمایی در اعتراض به محدودیت و توقیف فعالیت مطبوعات بر روی تابلو اعلانات کوی دانشگاه، چند صد دانشجو مقابل کوی دانشگاه تجمع کرده و به سردادن شعارهایی در دفاع از آزادی و محکومیت استبداد پرداختند. دانشجویان راهپیمایی خود را در کوی آغاز کرده و سپس، به روال تجمعات قبلی، در خیابان کارگر شمالی (امیر آباد) ادامه داده و پس از مدتی به خوابگاه بازگشتند. گروهی از دانشجویان به علت حضور غیر عادی نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها در محل ماندند و پس از درگیری کوتاه با قوای انتظامی با وساطت رئیس خوابگاه دانشگاه برای خواب روانه اتاقهایشان شدند. 

پس از مدتی، به دستور فرمانده پلیس، نیروهای گارد ضد شورش، مسلحانه به محوطه‌ی درونی خوابگاه دانشجویان یورش بردند و به همراه نیروهای شبه نظامی موسوم به انصار حزب‌الله تا صبح در چندین ساختمان خوابگاه، دانشجویان را که بعضاً خوابیده بودند به طرز خشونت باری مورد ضرب و شتم قرار دادند و شماری از آن‌ها را به همراه رئیس دانشگاه بازداشت کردند. زخمی شدن عده‌ی زیادی از دانشجویان و تخریب خوابگاه و اموالشان باعث بهت و نهایتاً عصبانیت دانشجویان شد.

در اعتراض به یورش نظامیان به کوی دانشجویان، تجمعات گسترده و پر شمار دانشجویان تا روز سه شنبه ٢٢ تیرماه ادامه یافت. در این تظاهرات هزاران دانشجو از تشکل‌های مختلف دانشجویی شرکت داشتند. خبرنگار بخش فارسی بی بی سی شمار شرکت‌کنندگان در یکی از راهپیمایی‌های اعتراضی دانشجویان در عصر روز ١٩ تیرماه را ٢٠ هزار نفر ذکر کرد.

بنا بر گزارش سال ٢٠٠٠ گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، در جریان تظاهرات دانشجویان در تهران نزدیک به ١۵٠٠ نفر بازداشت شدند. بنا بر اطلاعات موجود لااقل ۸ نفر در این تظاهرات (و در جریان حمله به خوابگاه) کشته شدند. مقامات رسمی تنها کشته شدن یک نفر از تظاهرکنندگان را بر اثر اصابت گلوله تأئید کردند. 

دادگاه کوی دانشگاه

با شکایت دانشجویان زخمی، روز ١۴ اسفند ١٣٧٨، دادگاه متهمان نیروی انتظامی در حادثه‌ی کوی دانشگاه در شعبه ٧ سازمان قضائی نیروهای مسلح برگزار شد. دادگاه، فرهاد نظری فرمانده نیروهای انتظامی حاضر در کوی دانشگاه و١٧ پرسنل نیروی انتظامی را تبرئه کرد و تنها یک سرباز وظیفه را به اتهام دزدیدن ریش تراش دانشجویان محکوم نمود. بنابر رای دادگاه به ٣۴ دانشجو که مورد ضرب و جرح قرار گرفته و استخوان دست و پا و صورت شان شکسته و یا بدن شان جراحت برداشته بود و در یک مورد از بابت تخلیه‌ی کامل چشم راست، دیه‌ی شرعی پرداخت شد.

دستگیری و بازداشت

آقای اکبر محمدی به همراه تعداد زیادی از دانشجویان، در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ دستگیر و بازداشت شد. آقای محمدی در طی دوران بازداشت به شدت مورد شکنجه، بد رفتاری و آزار جسمی قرار گرفت. این شکنجه‌ها به حدی بود که به صدمات جدی به دیسک کمر، ستون فقرات، دستگاه گوارش و کلیه‌های او منجر شد. (مصاحبه‌ بنیاد عبدالرحمن برومند با آقای امید عباسقلی‌نژاد، گزارش سازمان عفو بین‌الملل- ۱۷ تیر ۱۳۸۳، کتاب اندیشه و تازیانه: خاطرات اکبر محمدی از زندان و آژانس خبری کوروش - ۱۳ خرداد ۱۳۸۴)

او به همراه تعداد زیادی از دانشجویان، در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ دستگیر و بازداشت شد و در طی دوران بازداشت به شدت مورد شکنجه، بد رفتاری و آزار جسمی قرار گرفت.

آقای محمدی در کتاب خاطرات خود به تشریح انواع شکنجه‌های روحی و جسمی که در طول دوران بازداشت متحمل شده بود، پرداخت. او از موارد متعدد ضرب و شتم شدید در حین بازجویی‌ها، شلاق زدن بر کف پا بوسیله‌ی کابل برق، آویزان کردن از سقف به صورت قپانی، ممانعت از خواب، اعدام‌های ساختگی و نیز تهدید به اعدام به عنوان بخشی از شکنجه‌های دوران بازداشت خویش یاد کرد. (کتاب اندیشه و تازیانه)

سازمان عفو بین الملل در گزارشی که در سال ۱۳۸۳ منتشر نمود، به انواع شکنجه‌های اعمال شده بر آقای محمدی در دوران بازداشت از قبیل برگزاری مراسم اعدام ساختگی، ضرب و شتم، آویزان نمودن از دستبند و کابل زدن بر کف پا اشاره نمود و افزود که این شکنجه‌ها به صدمات جسمی شدید از جمله از دست دادن ۴۰٪ از شنوایی گوش چپ او منجر شده است. (گزارش سازمان عفو بین‌الملل- ۱۷ تیر ۱۳۸۳).

دادگاه

از آنجا که دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای اکبر محمدی به صورت غیرعلنی برگزار شد، از تاریخ جلسات و جزئیات دادگاه اطلاعی در دست نیست.

اتهامات

اتهامات اعلام شده علیه آقای اکبر محمدی اقدام علیه امنیت ملی، توهین، نشر اکاذیب و ارتباط با رسانه‌های بیگانه بود. (ایرنا – ۱۰ مرداد ۱۳۸۵)

در شرایطی که حداقل تضمین‌های دادرسی رعایت نمی‌شود و متهمان از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می‌شود، مسلم و قطعی نیست.

مدارک و شواهد

از مدارک و شواهد ارایه شده علیه آقای محمدی اطلاعی در دست نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای محمدی اطلاعی در دست نیست.

حکم

آقای اکبر محمدی به عنوان متهم ردیف دوم پرونده کوی دانشگاه، در شهریور ۱۳۷۸ به اعدام محکوم شد. این حکم در فروردین ۱۳۸۰ به ۱۵ سال حبس تقلیل یافت. (گزارش سازمان عفو بین‌الملل- ۱۷ تیر ۱۳۸۳، پیک ایران - ۲۳ شهریور ۱۳۸۵)

وقایع منجر به مرگ آقای اکبر محمدی

از آنجا که آقای اکبر محمدی به دلیل عوارض ناشی از شکنجه و شرایط بد زندان دچار آسیب شدید ستون فقرات و دیسک کمر و همچنین مشکلات حاد گوارشی شده بود و بنا به گواهی پزشکی قانونی و پزشک زندان از نظر فیزیکی قادر به تحمل حبس نبود، در آبان ماه سال ۱۳۸۳، ‍پنج سال پس از بازداشت، با استفاده از مرخصی نامحدود پزشکی  به منظور انجام مراحل درمانی از زندان خارج شد. ( ایرنا -۱۰ مرداد ۱۳۸۵)

بنا به اظهار پدر و مادر آقای محمدی، ایشان در زمان مرخصی چهار عمل جراحی انجام داد و قرار بود دو عمل جراحی اصلی به لحاظ حساسیت در خارج از کشور انجام شود که به دلیل عدم تمکن مالی و محدودیت‌های مرخصی استعلاجی و ممنوع‌الخروج بودن آقای محمدی، این امر هیچگاه محقق نشد. (آژانس خبری کوروش – ۱۳ خرداد ۱۳۸۴) همچنین  پدر و مادر آقای محمدی طی نامه‌ای به رئیس جمهور وقت، از سوءقصدی نافرجام به آقای محمدی در دوران مرخصی ایشان (در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۴) خبر دادند. خانواده‌ی محمدی این سوءقصد را به انتشار اعلامیه‌ی منوچهر محمدی از زندان مبنی بر دعوت از مردم مازندران به تحریم انتخابات ریاست جمهوری مرتبط می‌دانند. (منبع پیشین)

در خرداد ماه ۱۳۸۵ آقای  محمدی به بهانه‌ی عدم بازگشت به زندان، در شهر زادگاهش جلب و به زندان برگردانده شد. معاون وقت دادستان تهران دلیل بازداشت مجدد آقای محمدی را غیبت ایشان پس از پایان مرخصی اعطایی و عدم بازگشت به زندان به جهت اتمام دوره‌ی محکومیت عنوان کرد: «اکبر محمدی که محکومیت ۱۵ساله داشت در آبان ماه سال ۸۳ با استفاده از مرخصی از زندان خارج شد و به رغم چند بار تمدید مرخصی از بهمن ماه سال ۸۳ دیگر به زندان بازنگشت. با وجود اینکه چندین بار به اعضای خانواده‌ی محمدی اعلام شد که به دلیل پایان نیافتن محکومیت، باید به زندان بازگردد، بعد از گذشت ‪۶۰۰ روز از غیبت وی، از سوی قاضی ناظر زندان دستور جلب او صادر و در خرداد ماه امسال، در محل سکونتش در آمل، جلب و به زندان اوین منتقل شد». (ایرنا – ۱۰ مرداد ۱۳۸۵)  

این در حالی است که وکیل خانواده‌ی محمدی اظهارات معاون دادستان در امور زندانها در این خصوص را تکذیب نمود و اعلام داشت که اکبر محمدی علیرغم اینکه در مرخصی استعلاجی نامحدود به سر می‌بُرد، به زندان برگردانده شد. وکیل خانواده‌ی محمدی همچنین اضافه نمود: «به استناد ماده‌ی ۲۷ آيين‌نامه‌ی‌ سازمان زندان‌ها، حفاظت و حراست از جان زندانی بر عهده‌ی‌ سازمان زندان‌ها است و برابر ماده‌ی ۱۰۸ همين آيين‌نامه، سازمان زندان‌ها بايد نسبت به کسانی که به مرخصی استعلاجی می‌روند و بيمار نيز هستند و بهداری زندان بيماری آنها را صعب‌العلاج تشخيص داده، درخواست عفو يا آزادی مشروط کند و بازگرداندن زندانی به زندان مشروط به سالم بودن وی است». (خبرگزاری انتخاب – ۲۱ مرداد ۱۳۸۵) وی دلیل بازداشت مجدد آقای محمدی را انتشار کتاب خاطرات ایشان عنوان نمود. (ایران پرس نیوز – ۹ مرداد ۱۳۸۵)

آقای اکبر محمدی به عنوان متهم ردیف دوم پرونده کوی دانشگاه، در شهریور ۱۳۷۸ به اعدام محکوم شد. این حکم در فروردین ۱۳۸۰ به ۱۵ سال حبس تقلیل یافت.

آقای محمدی پس از دستگیری مجدد، با نگارش نامه‌ای به ریاست زندان اوین ضمن اعتراض به بازداشت دوباره‌اش، خواهان آزادی خود شد و اعلام کرد که در صورت عدم توجه به خواسته‌هایش، دست به اعتصاب غذا خواهد زد. اما مسئولان زندان با بی‌توجهی به وضعیت وی، ایشان را تهدید نمودند که در صورت عملی کردن وعده‌ی اعتصاب غذا، به سلول انفرادی منتقل خواهد شد. در نتیجه آقای محمدی از روز یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۵ دست به اعتصاب غذا زد. (ایرنا- ۱۰ مرداد ۱۳۸۵، ایسنا- ۹ مرداد ۱۳۸۵، ایران پرس نیوز- ۹ مرداد  ۱۳۸۵ و پیک ایران- ۱۷ مرداد، ۱۳۸۵)

اعتصاب غذای آقای محمدی با بازدید هیئتی از نمایندگان مجلس از زندان اوین مصادف شد. به دستور ریاست زندان، آقای محمدی در بهداری با دهان بسته و با دستبند و زنجیر به تخت بسته شد تا اعتراضات او به گوش نمایندگان نرسد، در حالی که گفته می‌شود وی شب گذشته دچار سکته‌ی خفیف قلبی شده بود. پس از خاتمه‌ی بازدید نمایندگان و در شرایطی که آقای محمدی از ناحیه‌ی قلب به شدت احساس ناراحتی می‌کرد، به بند ۳۵۰ بازگردانده شد. به گفته‌ی سایر زندانیان، آثار ضرب و شتم بر بدن وی کاملا مشهود بود. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند ، کمیته‌ی دانشجویی گزارشگران حقوق بشر- ۹ مرداد ۱۳۸۵، ایران پرس نیوز – ۹ مرداد  ۱۳۸۵)

سه روز پس از شروع اعتصاب غذا، حال فیزیکی آقای محمدی رو به وخامت گذاشت. در روز پنج شنبه آقای محمدی توسط همبندان خود به بهداری منتقل و در آنجا بستری شد. آقای بینا داراب زند فعال سیاسی و از همبندان اکبر محمدی در زندان اوین در این باره چنین اظهار نمود: «یکشنبه که وارد اعتصاب غذا شد، پنجشنبه سه بار حالش به هم خورد در بند و ما او را به بهداری منتقل کردیم تا بار سوم ایشان را بستری کردند و یکشنبه که برگرداندنش، خودش گفت شنبه شب یک آنفکتوس داشته در بهداری و رئیس بهداری به مدیریت زندان هشدار داده بود ایشان اگر به شرایط ایشان پاسخ ندهید، خواه ناخواه با یک جنازه روبرو خواهیم بود که مدیریت دستور می‌دهد به بند برگردانیدش و بگذارید همانجا بمیرد». (پیک ایران – ۱۷ مرداد ۱۳۸۵)

آقای محمدی در روز نهم از اعتصاب غذا، در حالی که از دو روز پیش دست به اعتصاب غذای خشک زده بود، در حمام زندان اوین دچار ایست قلبی شد و تلاش پزشکان زندان برای احیای وی بی‌نتیجه ماند و ایشان در ۸ مرداد ۱۳۸۵ در پی ۹ روز اعتصاب غذا در زندان اوین درگذشت. (ایران پرس نیوز – ۹ مرداد  ۱۳۸۵)

آقای اکبر محمدی در زمان فوت ۳۷ سال داشت. پیکر وی در روستای چنگ میان شهرستان آمل به خاک سپرده شد.

وقایع پس از مرگ آقای اکبر محمدی

پدر و مادر آقای اکبر محمدی با انتشار نامه‌ای اعلام کردند که آثار جراحت، کبودی و کاهش وزن شدید در جسد آقای محمدی به وضوح قابل مشاهده بود. آنها همچنین اظهار داشتند که نیروهای امنیتی در زمان تحویل جنازه تهدید کردند که در صورت برگزاری مراسم تشییع و ایجاد هرگونه تنش، جنازه‌ی اکبر را به تهران برخواهند گرداند و به صورت پنهانی دفن خواهند کرد و حتی آدرس محل دفن را نیز نخواهند داد. (ایران پرس نیوز – ۱۲ مرداد ۱۳۸۵)

این در حالی است که سرپرست دادسرای جنایی تهران با اعلام اینکه پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی شخصا به اتفاق بازپرس به محل مراجعه نموده و به همراه متخصصان پزشکی قانونی، جسد آقای محمدی را به طور کامل معاینه کرده، مدعی شد که کوچکترین آثار و علائم کبودی در بدن وی وجود نداشت. (جام جم – ۱۲ مرداد ۱۳۸۵)

وکیل مدافع آقای محمدی از اعلام جرم خود علیه مسئولان زندان و بهداری زندان اوین و نیز مسئولان بازداشتگاه توحید که آقای محمدی در سال ۷۸ در آنجا بازداشت بود و تحت شکنجه قرار گرفته بود، خبر داد.

مدیرکل زندان‌های استان تهران در خصوص خبر درگذشت آقای محمدی در زندان اظهار داشت که از تاریخ ‌٣ مرداد و با شروع اعتصاب غذا توسط آقای محمدی، ایشان تحت مراقبت بهداری و پزشک زندان بود و مطابق آخرین معاینه‌ی پزشکی نیز وضعیتی نرمال داشت و بنا به درخواست خودش به بند منتقل شد. بنابه گفته‌ی ایشان وضعیت جسمی آقای محمدی پس از انتقال به بند و در حال دوش گرفتن با مشکل مواجه شد و ایشان در مسیر انتقال به بهداری فوت نمود. این در حالی است که این مقام در اظهارنظر قبلی خود، اعتصاب غذای آقای محمدی را تکذیب نموده بود. (ایسنا – ۹ مرداد ۱۳۸۵)

سخنگوی قوه‌‌ی قضائیه و نیز معاون دادستان تهران در امور زندانها، با تأئید مرگ آقای محمدی در زندان اوین اظهار نمودند پزشکان زندان علت مرگ ایشان را ایست قلبی اعلام کرده‌اند.  (ایسنا – ۹ مرداد ۱۳۸۵ و ایرنا – ۱۰ مرداد ۱۳۸۵)

وکیل مدافع اکبر محمدی ضمن اعتراض به بازگرداندن موکلش به زندان علیرغم شرایط نامساعد جسمی و بیماری‌های ایشان اعلام نمود که پس از اطلاع از اعتصاب غذای موکلم در اعتراض به دستگیری و بازداشت مجدد، درخواست ملاقات با او را دادم که او را از این کار منصرف نمایم، اما متأسفانه مسئولان زندان بر خلاف کنوانسیون‌های بین‌المللی و قوانین داخلی مانع انجام این دیدار شدند. (ایلنا – ۹ مرداد ۱۳۸۵) سخنگوی قوه‌ی‌ قضائیه در واکنش به این ادعا اعلام نمود که من چنین مطلبی نشنیدم، ولی شنیدم آقای محمدی در اعتصاب غذایش با برادرش ملاقات داشته و پزشک بهداری هم به او سرم وصل کرده است. (خبرگزاری آفتاب – ۹ مرداد ۱۳۸۵)

وکیل مدافع آقای محمدی پس از اظهار نظر در خصوص مرگ پر شائبه‌ی موکل‌اش، به اتهام افترا به مقامات زندان اوین و مسئولان قضائی به شعبه‌ی دوم دادسرای کارکنان دولت فراخوانده شد. ایشان در خصوص این شکایت اذعان داشت: «اظهارات معاون دادستان تهران در امور زندان‌ها و مدیر کل زندان‌های استان تهران درباره‌ی‌ مرگ اکبر محمدی دارای تناقض بوده و اظهارات من تنها بازگو کردن صحبت‌های این دو مسئول بوده است». ( ایسنا - ٢۶ شهریور ١٣٨٥ و  پیک ایران - ۲۰ شهریور ۱۳۸۵)

وکیل مدافع آقای محمدی همچنین از اعلام جرم خود علیه مسئولان زندان و نیز بهداری زندان اوین به دلیل تقصیرشان در مرگ آقای محمدی و نیز مسئولان بازداشتگاه توحید که آقای محمدی در سال ۷۸ در آنجا بازداشت بود و تحت شکنجه قرار گرفته بود، خبر داد. پیش از این مدافع خانواده‌ی آقای محمدی نیز از ثبت شکایت علیه سازمان زندان‌ها، مسئولان بندی که اکبر محمدی در آن به سر می‌برده، بهداری زندان و کسانی ‌که بدون در نظر گرفتن وضعیت جسمی آقای محمدی دستور اعزام مجدد او به زندان را صادر نمودند و زمینه‌ساز مرگ وی شدند، در دادسرای جنایی تهران خبر داده بود. (ایسنا - ۱۹ شهریور ١٣٨٥ و  پیک ایران - ۲۰ شهریور ۱۳۸۵)

مراسم هفتمین و چهلمین روز درگذشت آقای اکبر محمدی به شدت از سوی مقام‌های امنیتی و مأموران لباس شخصی‌ تحت مراقبت و کنترل بود. نیروهای امنیتی با حضور چشمگیر در مسیرهای منتهی به مزار اکبر محمدی در روستای چنگ میان، با متوقف کردن خودروی افرادی که قصد شرکت در مراسم را داشتند، آنها را مورد بازجویی قرار دادند و کارت شناسایی آنها را ضبط کردند و بسیاری را مجبور به بازگشت کردند. (پیک ایران – ۱۷ و ۱۹ شهریور ۱۳۸۵)

آقای اکبر محمدی در زمان فوت ۳۷ سال داشت. پیکر وی در روستای چنگ میان شهرستان آمل به خاک سپرده شد.

تصحیح و یا تکمیل کنید