بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

حسن گوهری

درباره

سن: ۳۸
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۶ مرداد ۱۳۵۹
محل دفن مشخص است: بله
محل: زندان اوين، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام » تيرباران
اتهامات: مفسد فی‌الارض; جاسوسی يا فعاليت به نفع يک دولت بيگانه; توطئه برای براندازی جمهوری اسلامی; محاربه با خدا، رسول خدا و نايب امام زمان

ملاحظات

 او متولد همدان، متاهل و دارای یک فرزند بود. او فارغ‌التحصیل دانشکده افسری در دوران شاه و سرگرد لشکر یک مرکز پادگان لویزان بود.

خبر اعدام سرگرد حسن گوهری فرزند فاطمه (غیور) و امین‌الله، از طریق ارسال ۲ فرم الکترونیکی توسط یکی از نزدیکان وی (۱۳ خرداد ۱۳۹۲، ۱۰ خرداد ۱۴۰۲) کسب شده است. اطلاعات تکمیلی درباره این اعدام به همراه ۱۳ نفر دیگر، از اطلاعیه روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکزی در روزنامه‌های جمهوری اسلامی (۱۶ مرداد ۱۳۵۹)، کیهان (۱۴، ۱۵ و ۱۶ مرداد و ۲۹ تیر  ۱۳۵۹)، انقلاب اسلامی (۲۸ تیر ۱۳۵۹)، فتوای آیت‌الله خمینی در روزنامه کیهان (۲۹ تیر ۱۳۵۹) و وبسایت ایران پرس نیوز (۱۸ تیر ۱۳۹۱) جمع‌آوری شده است.

بر اساس اطلاعات موجود، سرگرد گوهری، ۳۸ ساله، متولد همدان، متاهل و دارای یک فرزند بود. او فارغ‌التحصیل دانشکده افسری در دوران شاه و سرگرد لشکر یک مرکز پادگان لویزان بود. (۲ فرم الکترونیکی)

آقای گوهری در شاخه نظامی قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹ یکی از فرماندهان بود و قرار بود با تیمی متشکل از ۲۰۰ تن از کماندوهای شاغل و منفصل از ارتش با آغاز عملیات مرکز تلویزیون ایران را به تصرف خود درآورند: «آنها قرار بود با استفاده از یونیفرم رسمی ارتش وانمود کنند که قصد دارند ایستگاه تلویزیون را در مقابل حمله کودتاگران حفاظت کنند.» (ایران پرس نیوز- ۱۸ تیر ۱۳۹۱) 

پرونده آقای گوهری به کودتای موسوم به کودتای نوژه در ۱۸ تیر ۱۳۵۹ ارتباط دارد.

«قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹» («موسوم به کودتای نوژه»)

طراحان «قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹» از اعضای نیروهای مسلح و سیاسی از جمله برخی اعضای حزب ایران (سوسیال دموکرات از احزاب تشکیل دهنده جبهه ملی) و اقوام ایران بودند که در سازمان زیرزمینی نجات قیام ایران بزرگ (نقاب) متشکل شده بودند. آنها که بنا به اولین بیانیه خود نگران از زمامداری روحانیت و معتقد به استقلال کشور و حاکمیت ملی در قالب یک دموکراسی، و جدایی دین از دولت بودند، با هدف براندازی حکومت مذهبی از طریق قیام مسلحانه  فعالیت خود را آغاز کردند. سازمان نقاب با صدور اعلامیه در اردیبهشت ۱۳۵۹، ضمن اعلام موجودیت تاکید کرد «ایران بزرگ ما، با چند هزار سال تمدن درخشانش در شرف اضمحلال است. آوارگی، بی‌خاکی و بی‌وطنی سی و شش میلیون مردم این آب و خاک را تهدید می‌کند.» این سازمان اهداف خود را «نابودی کامل و فنای قطعی حکومت آخوند و اوباش...- برقراری یک حکومت ملی اصیل ... متعهد به ایجاد نظام دموکراسی بی‌ هرج و مرج جهت فراهم ساختن محیطی آزاد به منظور عرضه ایدئولوژی‌های مختلف ... و گذراندن یک دوران کوتاه و سپردن زمام کشور به دست اکثریت ...» اعلام کرد. *

دستگیری و بازداشت

سرگرد گوهری  در ۲۰ تیر ۱۳۵۹ توسط نیروهای دادگاه انقلاب در تهران دستگیر شد و به گفته یکی از نزدیکان وی«رفتار ماموران بسیار بد و غیرمحترمانه بود. او به مدت ۲۸ روز در زندان اوین در بازداشت بود و خانواده وی «به سختی دوبار موفق به ملاقات ایشان شدند.» (۲ فرم الکترونیکی) 

دادگاه

شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مرکز (دادگاه ویژه انقلاب مستقر در زندان اوین)، در ساعت ۱۱ صبح روز ۱۴ مرداد ۱۳۵۹ محاکمه سرگرد گوهری و ۱۱ نفر از متهمین را شروع کرد و در روز ۱۵ مرداد پایان داد. (روزنامه کیهان- ۱۵ مرداد ۱۳۵۹) 

اتهامات

شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مرکز، اتهامات سرگرد گوهری و ۱۲ نفر دیگر را «باغیان بر امام عادل و جمهوری اسلامی ایران و همچنین داشتن پشتیبان تجهیز کننده نیرومندی چون آمریکا و اسرائیل» اعلام کرد. (روزنامه کیهان- ۱۶ مرداد ۱۳۵۹) 

در کیفرخواست مورخ ٢٧/٤/١٣٥٩ دادستان درباره برخی دیگر از شرکت کنندگان در طرح همین کودتا آمده است: «این وابستگان رژیم پلید نظام پوسیده و ارتجاعی شاهی و امپریالیسم خونخوار و جهان‌خوار آمریکا و دست نشاندگان آن می‌خواستند برای ملت ایران سوسیال دموکراسی آمریکایی را به ارمغان بیاورند و بعد از ۲ سال اختناق مطلق و حکومت نظامی، سلطنت را به رفراندوم بگذارند.» (روزنامه‌های جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی- ۲۸ تیر ۱۳۵۹)

همچنین در کیفرخواست تاکید شده است: «این توطئه یک واقعه مجرد نیست که از آن بتوان در سطور یک کیفرخواست سخن گفت و این توطئه گران را نمی‌توان متهمین عادی تلقی کرد، اینان مجرمینی هستند که حقیقت و شرافت و عزت بازیافته یک امت از بند رسته را به مسخره گرفته‌اند با توجه به مراتب فوق و با امعان نظر به آیات کریمه قرآن در مورد مجازات «باغی»** بر حکومت اسلامی صدور حکم شرعی مورد استدعاست.» (روزنامه‌های جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی- ۲۸ تیر ۱۳۵۹)

در شرایطی که حداقل تضمین های دادرسی رعایت نمی شود و متهمین از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه سرگرد گوهری نیست.

سازمانهای بین المللی حقوق بشر بارها دولت جمهوری اسلامی ایران را به خاطر اعمال سیستماتیک شکنجه‌های شدید و استفاده از سلولهای انفرادی جهت گرفتن اعتراف از زندانیان محکوم کرده‌اند و صحت اعترافاتی که تحت فشار از متهمان گرفته شده است را مورد پرسش قرار داده‌اند.

دفاعیات

سرگرد گوهری در دادگاه از خود دفاع کرد. (روزنامه جمهوری اسلامی- ۱۶ مرداد ۱۳۵۹) اما از دفاعیات وی اطلاعی در دست نیست. 

سرگرد گوهری وکیل نداشت.

حکم

شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مرکز، سرگرد حسن گوهری را «مفسد فی‌الارض و محارب با خدا و رسول او» تشخیص داد و او را به اعدام محکوم کرد. 

سرگرد گوهری به همراه ۱۱ نفر دیگر در روز ۱۶ مرداد ۱۳۵۹ در محوطه زندان اوین تیرباران شد.

پیکر سرگرد گوهری به دایی و شوهرعمه وی تحویل داده شد و در آرامستان بهشت زهرا «بخش ملعونین» به خاک سپرده شد. به خانواده اجازه برگزاری مراسم داده نشد و به گفته یکی از نزدیکان وی، سنگ قبر او بارها توسط افراد ناشناس شکسته شد.

آیت‌الله خمینی در رابطه با بازداشت شدگان در فتوایی در ۲۹ تیر ۱۳۵۹، قتل و نابودی تمام کودتاگران را صادر کرد: «کسانیکه خدای نخواسته یک انحرافاتی دارند اگر قابل أصلا هستند با موعظه، با نصیحت و با هدایت اینها را اصلاح کنید و اگر نیستند پاکسازی بکنند و آنهایی که در این مسائل و در این مسئله آخر (قیام نقاب) تمام اینها به حسب قرآن حکمشان قتل است، بلا استثناء یک استثناء در آن نیست، هیچکس حق ندارد که یک کسی را عفو بکند یا یک کسی را مسامحه باو بکند، اینها بحکم اسلام و بحکم قرآن فاسد و مفسد هستند و درباره اینها چهار حکم در قرآن هست که از همه کوچکتر کشتن است و امیدوارم انشاالله همه شما با سلامت و صحت و عافیت این راه را بروید و این راه مستقیم را انشاالله طی کنید، خداوند حفظتان بکند. انشاءالله.» (روزنامه جمهوری اسلامی- ۲۹ تیر ۱۳۵۹)

_________________________________

*  « ۱. نابودی کامل و فنای قطعی حکومت آخوند و اوباش همراه با دلقک‌های پاسدار و کمیته بازش
الف- با احترام خالصانه نسبت به روحانیت آگاه کلیه ادیان
ب- با تکریم صادقانه از دلیران ملی ارتش، پلیس و ژاندارمری
۲- برقراری یک حکومت ملی اصیل:
الف- قائل به مقام و منزلت والا و برابر برای کلیه ایدئولوژی‌های اصیل و مردمی.
ب. معتقد به پایه گذاری سیستم اقتصاد پیشرو خلقی در جهت تعدیل ثروت
پ- متعهد به ایجاد نظام دموکراسی بی هرج و مرج جهت فراهم ساختن محیطی آزاد به منظور عرضه سالم ایدئولوژی‌های مختلف و پیشرفت طبیعی مناسب ترین آنها برای کشور
ت- گذراندن یک دوره کوتاه و سپردن زمام کشور به دست اکثریت طبیعی و آگاه»
به گفته برخی از اعضای سازمان نقاب و افراد مطلع، این سازمان برای رهبری ایران پس از براندازی به شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر حکومت پیشین که هیچگاه استعفا نکرده بود، رجوع کرد. نقاب که در اولین بیانیه خود از بختیار به عنوان «اصیل‌ترین فرزند خلف مصدق» نام برده است و با علم به اینکه مقامات انقلابی در حال پاکسازی ارتش بودند و امکان براندازی حکومت را در آینده از آنها خواهند گرفت، او را دعوت به شرکت در «قیام» کرد.
تعداد شرکت کنندگان در «قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹» قابل برآورد نیست، اما به شهادت برخی از افسرانی که این حرکت را فرماندهی می‌کردند، به غیر از نیروهای غیر نظامی که با آنها ارتباط مستقیم نداشتند، نیروهای مسلح در اقصی نقاط کشور، از جمله افسرهای کلیدی در لشکر زرهی ۷۷ خراسان، لشکر زرهی ۹۲ خوزستان، تیپ هوابرد شیراز، لشکر زرهی قزوین، تیپ زرهی خاش، پادگان مهرآباد، و نیروی ویژه نوهد و برخی عشایر که غالبا مسلح بودند و در حفظ امنیت مرزی و شهری با ارتش همکاری می‌کردند، در این طرح شرکت کردند. هدف اصلی این قیام مسلحانه، شهر تهران بود.
بر اساس طرح «قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹» که در مدت هفت ماه آماده شده بود، قرار بود در ساعت ۶ صبح خلبانان نیروی هوایی از پایگاه شاهرخی در همدان (که به دلیل فاصله‌ نزدیکش به  تهران و دیگر شهرهای بزرگ دیگر انتخاب شده بود) پرواز کنند و چند هدف استراتژیک را در تهران بمباران کنند. در همین حال قرار بود که هشت هواپیمای اف ۱۴ که در یک منطقه مرزی آماده پرواز بودند، از پرواز نیروهای حکومتی جلوگیری کنند. بمباران باندهای فرودگاه مهرآباد و ایستگاه قطار به منظور جلوگیری از جابه جایی  نیروهای کمکی نظامی حکومت به سوی تهران که مرکز عملیات بود، ساختمان مجلس شورای ملی، که مرکز مخابرات کمیته ها بود، کاخ نیاوران که مرکز آموزش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، منظریه که محل اسکان و آموزش نیروهای سوری و فلسطینی بود، پادگان ولی عصر و عشرت‌آباد و خانه آیت‌الله خمینی در جماران از جمله اهداف خلبانان این «قیام» بود. یک تیم دیگر مسئولیت گرفتن ساختمان رادیو و تلویزیون در تهران و انتشار خبر و توضیح دلایل «قیام» و درخواست از مردم برای پیوستن به آن را برعهده داشتند. سازمان نقاب تاکید کرده بود که نقشه و هدف نیروهای مسلح در دست گرفتن حکومت نیست، بلکه  آنها قصد داشتند بعد از گرفتن کنترل نقاط حساس کشور، مسئولیت اداره کشور را به شاخه سیاسی نقاب واگذار کنند و پس از ۴۸ ساعت یک عفو عمومی اعلام کنند.
طرح «قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹» چند ساعت قبل از رسیدن به مرحله اجرا لو رفت. در همان روز،  مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند که یک شبکه متشکل از افراد نظامی و غیرنظامی که قصد براندازی جمهوری اسلامی از طریق کودتا را داشتند، کشف و خنثی شده است. در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۵۹، رسانه‌ها  فتوای آیت الله خمینی مبنی بر «اعدام همراهان کودتا» را منتشر کردند. بنا به داده‌های بنیاد برومند، در دو ماه پس از شکست طرح «قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹»، حداقل ۹۶ نفر نظامی و غیرنظامی در شهرهای مختلف ایران به جوخه‌های اعدام سپرده شدند. اکثر این افراد از نظامیانی بودند که هنوز مشمول پاکسازی پس از سقوط نظام شاهنشاهی نشده و در ارتش مشغول خدمت بودند. این اعدام‌ها در ماه‌ها و سال‌های  بعد ادامه داشت و تعداد آنها بنا بر روایت‌های مختلف از جمله خاطرات سرهنگ بنی عامری یکی از مسئولان تشکیلات نظامی نقاب که تعداد اعدامها را ۱۴۲ نفر برآورد کرده، تغییر می‌کند. به تاریخ این نوشته، بنیاد برومند اعدام حداقل ۱۲۳ نفر ( که ۸۸ نفر آنها متعلق به نیروهای مسلح بودند) در رابطه با این واقعه مستند کرده است.  به گفته یکی از اعضای مرکزی نقاب، به دلیل نوع سازماندهی نقاب، هر عضو با تعداد بسیار محدودی از اعضا ارتباط داشت و شرکت کنندگان دیگر را نمی‌شناخت. به همین دلیل، تعداد بیشماری از اعضای نقاب شناخته و کشته نشدند.
 پس از کشف طرح «قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹»، مقامات جمهوری اسلامی در رسانه‌ها و احکام بازداشت شدگان، اعضای نقاب را متهم به ارتباط با دول «غیر اسلامی آمریکا و اسرائیل»  و هدف تشکیل یک «حکومت سوسیال دموکرات آمریکایی» کردند و سازمان سیا را از طراحان «کودتای نوژه» معرفی کردند. در ۱۸ شهریور ۱۳۵۹، سازمان نقاب طی اطلاعیه‌ای مسئولیت طرح ۱۸ تیر ۱۳۵۹ را پذیرفت. این سازمان تاکید نمود که «علی رغم یاوه سرایی‌های دستگاه، قیام پیشتازانه ۱۸ تیرماه یک جنبش وسیع ملی بدون هیچ گونه وابستگی خارجی و نتیجه تلاش مردان و زنان ایران‌دوست، و غالبا برخاسته از خانواده‌های زحمتکش و رنج دیده ملت بوده است که با استفاده از امکانات محدود و دشوار داخل کشور سلاح‌ها و وسایل خود را منحصرا با کمک هموطنان تشنه آزادی تهیه کرده‌اند. تعدد انواع و عدم یکنواختی ۸۱ قبضه اسلحه که در یکی از جایگاه‌های سازمان در تهران در کنار ۲ هزار پرچم سه رنگ ایران کشف و در جراید منعکس گردید، شاهد گویا و صادقی بر این معناست». سازمان نقاب همچنین متذکر شد «از جمع تیرباران شدگان به اتهام شرکت در قیام، تا این تاریخ تنها ۶۷ نفر از افراد این جنبش بوده است و خمینی این فرصت را برای معدوم ساختن آزادی خواهان و مخالفان عقیدتی خود مغتنم شمرده است.» این بیانیه محاکمات غیر علنی دستگیرشدگان را نشان بیم حکومت از «آگاه شدن مردم از ماهیت قیام و محرک واقعی این جانبازان وطن» می‌داند. 
در سال‌های پس از قیام، تعدادی از نظامیان و غیرنظامیان سازمان نقاب از کشور خارج شده و به مخالفان حکومت از جمله نهضت مقاومت ملی به رهبری شاپور بختیار و درفش کاویانی ملحق شدند و فعالیت‌هایشان را در خارج از کشور ادامه دادند. تعدادی از آنها در دو دهه بعد از قیام قربانی اعدام‌های فراقضایی در خارج از کشور شدند.
**- بغی و باغی: صرف قیام مسلحانه در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران منجر به جرم بغی میشود. چه از سلاح استفاده کرده باشند یا استفاده نکرده باشند. منظور از اساس نظام یعنی بود یا نبود نظام است.
این جرم صرفا گروهی تحقق پیدا میکند و اگر از سلاح استفاده کرده باشند. بطور حتم جمیعا اعدام خواهند شد و اگر از سلاح استفاده نکرده باشند و سازمان باقی باشد. تمام اعضا به مجازات حبس بیش از ۱۰ سال تا ۱۵سال محکوم میشوند. و اگر سازمان از بین رفته باشد. حبس تعزیری درجه‌ی ۵ محکوم خواهند شد.

تصحیح و یا تکمیل کنید