بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

محمد (وحید) نوع‌پرور

درباره

سن: ۲۷
ملیت: ايران
مذهب: اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۱ مرداد ۱۳۶۷
محل: زندان رجایی شهر، کرج، استان البرز، ايران
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: طرفداری از گروه‌های چريکی مخالف نظام
سن در زمان ارتکاب جرم: ۲۱

ملاحظات

انسانی مهربان، متواضع و صادق!

خبر اعدام آقای محمد نوع‌پرور، از طریق مصاحبه بنیاد عبدالرحمن برومند با یکی از نزدیکان وی (٢٩ تیر ١٣٩٧)، ارسال فرم الکترونیکی توسط یکی از نزدیکان وی به بنیاد (١٣٩٧) و شرح زندگینامه، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی آقای نوع‌پرور توسط یکی از نزدیکان وی (١٣٩٧) به دست آمده است. اطلاعات تکمیلی در این باره از برگه ابلاغیه حکم از دادستانی انقلاب اسلامی مرکز  به سرپرست بند زندان (١ خرداد ١٣۶١)، دو نامه وی از زندان (٢ خرداد ١٣۶۶ و ١١ فروردین ١٣۶٧) و عکس‌هایی که توسط یکی از نزدیکان وی فرستاده شد، جمع‌آوری شده است.

آقای محمد (وحید) نوع‌پرور فرزند الله‌قلی و عظمت ، یکی از قربانیان کشتار جمعی زندانیان سیاسی ۱۳٦۷ است. اکثر زندانیان اعدام شده از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند. علاوه بر آن، گروه‌های مارکسیست لنینیستی مخالف جمهوری اسلامی مثل سازمان فدائیان خلق (اقلیت) و حزب پیکار، اعضا و هوادارن احزابی چون حزب توده و فدائیان خلق (اکثریت) که فعالیتی در مخالفت با جمهوری اسلامی نداشتند نیزازقربانیان این کشتار بودند. اطلاعات تکمیلی در مورد این کشتار به وسیله بنیاد برومند از خاطرات آیت الله منتظری، گزارشهای سازمانهای حقوق بشر، و مصاحبه با خانواده‌ها و خاطرات شهود جمع آوری شده است.

آقای نوع‌پرور، در ٨ مهر ١٣۴٠ در یک خانواده پر جمعیت در تهران متولد شد و ٢٧ ساله بود. او مجرد بود و تا کلاس دوازدهم به مدرسه رفته بود. فعالیت سیاسی و اجتماعی آقای نوع‌پرور از هفده سالگی در سال ١٣۵٧ شروع شد و در جریان انقلاب ١٣۵٧ در تهران فعال بود. او همکاری خود را با سازمان مجاهدین خلق ایران* بعد از انقلاب آغاز کرد. فعالیت‌های او فروش روزنامه و انتشارات سازمان بود.

به گفته یکی از نزدیکان آقای نوع‌پرور «وحید یکی از بهترین انسانهایی است که من شناخته‌ام. مهربان، متواضع و صادق! مهمتر از همه اینکه با خودش صداقت داشت. آرمانش دفاع و حمایت از مظلومین، اعتقادش به قدرت خلق و آرزویش پیروزی آنان بود. از پول شخصی‌اش با وجود سن کم به محتاجین کمک میکرد، بدون خود نمایی و در خفا». آقای نوع‌پرور به نقاشی علاقه مند بود و چند تابلو نیز از او به یادگار مانده است. (مصاحبه با یکی از نزدیکان)

دستگیری و بازداشت

آقای نوع‌پرور در اواخر فروردین ماه ١٣۶١خود را به زندان اوین در تهران معرفی کرد. در اواسط سال ١٣۶٠ یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران که همسایه آقای نوع‌پرور نیز بود، دستگیر شده و پس از مدتی دست به همکاری با ماموران زد و در زمستان سال ١٣۶٠ به همراه چند پاسدار برای دستگیری او و برادرش به خانه آقای نوع‌پرور رفته بود که آنها در آن روز در خانه نبودند. آقای نوع‌پرور که از اواسط سال ١٣۶٠ فراری بود، پس از این ماجرا تا زمان معرفی خود دیگر به خانه بازنگشت. آقای نوع‌پرور با توجه به سطح فعالیتش در سازمان و عدم هواداری از سازمان پس از کشته شدن موسی خیابانی یکی از رهبران این سازمان، تصور می‌کرد، در صورت معرفی داوطلبانه خود تنها به چند سال زندان محکوم می‌شود و نهایتا آزاد خواهد شد. (مصاحبه بنیاد با یکی از نزدیکان)

آقای نوع‌پرور پس از بازجوئی و محاکمه در زندان اوین به زندان قزل حصار انتقال یافت. دو برادر وی نیز توسط همان شخص لو داده و  دستگیر شدند. در اواخر سال ١٣۶١ دو باره به اوین منتقل شد و به همراه دو برادر خود در زندان اوین مورد بازجوئی قرار گرفت. او در سال ١٣۶۴ به زندان گوهر دشت منتقل شد. آقای نوع‌پرور در سال ١٣۶٧ در بند ٣ زندان گوهردشت در کرج بود. (مصاحبه بنیاد با یکی از نزدیکان)

اولین ملاقات آقای نوع‌پرور با خانواده‌اش حدود ۳ ماه پس از معرفی و در زندان قزلحصار صورت گرفت. او بعد از اولین ملاقات، دو هفته یک بار ملاقات داشت. در ملاقات‌های بعدی که پس از بازجویی‌های سال ۱۳۶۴ صورت گرفت، پدر وی در گوهردشت متوجه شد که او قادر به سر پا ایستادن نیست چون کف پای او شلاق خورده و خیلی لاغر شده بود. یک بار نیز بعد از مرگ پدر آقای نوع‌پرور به اصرار و تقاضای خانواده در سال ۱۳۶۴، دو پاسدار او را به مدت دو ساعت برای ملاقات حضوری به خانه مادر وی بردند. او در این ملاقات نه چیزی گفت و نه چیزی خورد. آخرین ملاقات او با خانواده‌اش در تیر ماه ١٣۶٧ در زندان گوهردشت انجام شد. (مصاحبه با یکی از نزدیکان)

آقای نوع‌پرور در مدت شش سال و چهار ماه در زندان، مورد انواع و اقسام شکنجه‌های روحی و جسمی قرار گرفت. کمبود توالت، حمام، جا و غذا از مسائل معمول این زندان بود. «یک بار یکی از پاسداران در بند را با شدت باز کرد و به هم زد و گفت: "نوع‌پرور مادرت مرده"محمد تا ملاقات بعدی که مادرش را ببیند در غصه و اضطراب و نگرانی بود». در یکی از ملاقات‌ها او به خانواده‌اش گفت: «ما میگیم با ما طبق قانون رفتار کنید! نه اینکه به دلبخواه ورزش، هواخوری، تلویزیون یا روزنامه را قطع کنید! ولی اینجا قانون نداره و هر کار بخوان با ما می‌کنند» (متن نوشتاری یکی از نزدیکان)

او در نامه‌های خود با امیدواری به آینده به خانواده‌‌اش دلداری می‌داد «امیدوارم همانطور که در ملاقات مشخص بود که با روحیه قوی و محکم باشید، هر چند جای تبریک گفتن نیست (اشاره به خبر فوت پدر وی است) ولی مردن زمستانی دیگر و زنده شدن دو باره طبیعت حقیقتی است غیرقابل انکار...». (نامه از زندان- ٢ خرداد ١٣۶۶)

دادگاه

شعبه ١١ دادسرای انقلاب اسلامی مرکز آقای نوع‌پرور را در تاریخ  ٢٣ اردیبهشت ١٣۶١ در زندان اوین محاکمه کرد. (برگه دادستانی انقلاب اسلامی مرکز) او به پرونده خود دسترسی نداشت و از داشتن وکیل نیز محروم بود. (‌مصاحبه با یکی از نزدیکان)

جزئیات بیشتری در مورد محاکمه آقای نوع‌پرور در دسترس نیست. اما بنابر شهادت برخی از زندانیان که در جریان اعدام های  سال ۶۷ دربرخی از زندان های کشور مورد محاکمه مجدد قرار گرفته اند، پس از چند هفته بی خبری به دلیل قطع ملاقاتها، هواخوری، و اخبار رادیو و تلویزیون، درمرداد و شهریور سال ۱۳۶۷  زندانیان  برای پاسخ به چند سوال در مقابل یک هیئت سه نفره ای شامل حجت الاسلام اشراقی دادستان، حجت الاسلام نیری حاکم شرع و حجت الاسلام پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات در اتاقی در زندانهای اوین و گوهردشت قرار می گرفتند.

هیئت سه نفره طی چند  دقیقه پرسشهایی درباره نظر زندانی درباره مجاهدین و سر موضع بودن و اینکه آیا زندانی آماده همکاری علیه مجاهدین هست یا نه، می پرسیدند  و بر اساس جوابهای زندانیان آنها را با اتهاماتی نظیر "ضد انقلاب، ضد دین، و ضد اسلام" و یا انتساب قربانیان "به عملیات نظامی سازمان مجاهدین در مرزهای کشور" به اعدام محکوم می کردند. مسئولان اطلاعی در مورد هدف هیئت از این سؤالات و عواقب جوابهایشان به زندانیان نداده بودند. به شهادت زندانیان، در طول تابستان ۱۳۶۷ در این دو زندان تعداد زیادی از زندانیان چپ و هواداران مجاهدین خلق که به نظر هیئت سه نفره بر سر مواضع خود بودند اعدام شدند.

خانواده‌های قربانیان کشتار سال ۱۳۶۷ به محاکمات غیرعادلانه و غیر قانونی که به اعدام هزارها زندانی در ظرف چند ماه منجر شد، به شدت اعتراض کرده اند. در نامه‌ای که در سال ۱۳۶۷ به وزیر دادگستری وقت، حسن حبیبی نوشتند، سیاست رسمی پنهان کاری در رابطه با این اعدام ها را به پرسش کشیده‌‌ و آن را دال بر غیر قانونی بودن اعدام ها شمرده‌اند. آن ها یاد آور شده اند که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان زندانیانی بودند که قبلاً در محاکم شرع به حبس محکوم شده بودند و در حال گذراندن دوران محکومیت خود و یا به پایان رساندن آن بودند. این زندانیان دوباره دادگاهی شده و به سرعت به مرگ محکوم شدند

اتهامات

از اتهامات آقای نوع‌پرور اطلاعی در دست نیست.

مقامات قضایی جمهوری اسلامی علناً اتهامی به قربانیان اعدامهای جمعی سال ١٣٦۷ وارد نکرده‌اند. بستگان قربانیان در نامه خود به وزیر دادگستری و در نامه دیگری که در سال ١٣٨١ به گزارشگر مخصوص سازمان ملل متحد، که به ایران سفر کرده بود، نوشته‌اند، به اتهاماتی نظیر "ضد انقلاب، ضد دین، و ضد اسلام" و یا انتساب قربانیان "به عملیات نظامی... در مرزهای کشور"، که گویا اساس محکومیت عزیزانشان بوده اشاره نموده‌اند.

حکمی ازآیت الله روح الله خمینی که در خاطرات حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبری در آن زمان، به چاپ رسیده است اظهارات خانواده‌های قربانیان را در رابطه با اتهامات وارده تأئید می‌کند. در این حکم آیت الله خمینی از اعضای سازمان مجاهدین خلق به عنوان "منافقانی" یاد نموده که به اسلام اعتقاد ندارند و نوشته است: "کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند محارب و محکوم به اعدام می‌باشند."

احتمال می‌رود که زندانیان وابسته به سازمانهایی غیر از مجاهدین خلق ایران، به اتهام "ضد مذهبی" بودن، تأکید بر عقایدشان و توبه نکردن، محکوم شده باشند.

مدارک و شواهد

مدارک علیه آقای نوع‌پرور «شهادت همسایه او و اعترافات خود وی» عنوان شد. این مدارک در محاکمه اول وی مصداق دارند.

سازمانهای بین المللی حقوق بشر بارها دولت جمهوری اسلامی ایران را به خاطر اعمال سیستماتیک شکنجه‌های شدید و استفاده از سلولهای انفرادی جهت گرفتن اعتراف از زندانیان محکوم کرده‌اند و صحت اعترافاتی که تحت فشار از متهمان گرفته شده است را مورد پرسش قرار داده‌اند.

دفاعیات

از دفاعیات آقای نوع‌پرور اطلاعی در دست نیست.

خویشان قربانیان درنامه خود یادآورمی‌شوند که به عزیزان‌شان در دادگاه فرصت دفاع داده نشده بود. در همین نامه، در پاسخ این اتهام که زندانیان (از داخل زندان) با اعضا مسلح سازمان مجاهدین خلق در حمله به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همکاری داشته‌اند چنین آمده که این ادعا‌ها: "با توجه به اوضاعی که در زندانها حاکم بوده، به طور کلی باطل است، چرا که فرزندان ما در سخت‌ترین شرایط به سر می‌بردند، ملاقاتهای پانزده روز یک بار آن هم به مدت ده دقیقه از پشت شیشه و به وسیله تلفن و محرومیت اینان از داشتن هرگونه وسیله ارتباط با خارج زندان، که ما آن را در هفت سال اخیر تجربه کرده‌ایم، حقانیت ادعای ما را به اثبات می‌رساند".

خلاصه‌ای از ایرادات حقوقی دادرسی در پرونده آقای محمد نوعپرور

اعدام آقای محمد نوع‌پرور به همراه هزاران زندانی عقیدتی در سال ١٣۶٧ اتفاق افتاد. در این اعدام‌ها شاهد هستیم که رهبر جمهوری اسلامی زندانیان عقیدتی‌ای را که به عقیده خود پابرجا هستند را مستحق اعدام دانسته و به هیاتی دستور می‌دهد تا احکام آنها را صادر کند. مهمترین ایراد حقوقی به این اعدامها دخالت رهبر ایران در یک امر قضایی است. اختیارات رهبری در قانون اساسی ایران مشخصا تعیین شده و او اختیار صدور حکم و مرتد دانستن یا مفسد فی الارض قلمداد کردن کسی را ندارد. آقای خمینی با صدور دستوری که خارج از اختیارات وی بود زمینه اعدام افرادی همچون محمد نوع‌پرور را فراهم آورد. این نامه از آنجا که خارج از صلاحیت او بود از لحاظ حقوقی فاقد اعتبار است.

از دیگر ایرادات اساسی حقوقی در مورد پرونده آقای نوع‌پرور این است که ایشان سابقا در سال ١٣۶١ به ١۵ سال حبس محکوم شده و در حال گذراندن محکومیتش بود. بر اساس اصول حقوقی اگر پرونده‌ای منجر به صدور حکم قطعی شد اعتبار امر مختومه پیدا کرده و دیگر امکان بازگشایی پرونده و محاکمه مجدد محکوم علیه وجود ندارد. حکم دوم کاملا برخلاف اصل اعتبار امر مختومه صادر شده و وجاهت قانونی ندارد.

بر اساس مقررات کیفری اندیشه به هیج وجه قابل جرم دانستن نیست. حتی اگر فردی یک اندیشه مجرمانه داشته باشد اما این اندیشه را به مرحله عمل نرسانیده یا مقدمات آن را تهیه نکرده باشد، مجرم نیست و نمی توان به صرف اندیشه مجرمانه او را محاکمه کرد. در این پرونده مشاهده می شود که اقای نوع‌پرور به دلیل داشتن اعتقاداتی محاکمه و محکوم به اعدام شده است. در قانون اساسی ایران تصریح شده است که انسانها ازادی عقیده دارند و کسی را نمی‌توان به خاطر داشتن عقیده خاصی مواخذه کرد. به عبارتی آقای نوع‌پرور بدون اینکه فعل مجرمانه‌ای انجام دهد به اعدام محکوم شده است.

نحوه محاکمه آقای نوع‌پرور سرشار از ایرادات شکلی و ماهوی است. بر اساس اطلاعات موجود، ایشان به وکیل دسترسی نداشته است. ادعای مسئولین مبنی بر ارتباط با عناصر مسلح در خارج از زندان به هیچ وجه به اثبات نرسیده و مبنای منطقی نداشته است. قضات انتخاب شده به دستور رهبر ایران تعیین شده بودند. دادگاه در یک شرایط ناعادلانه و تهدید آمیز و به صورت غیرعلنی برگزار شده است و امکان تجدیدنظرخواهی از حکم به مراجع قضایی داده نشده است. 

حکم

آقای نوع‌پرور، پس از شش سال و چهار ماه در ١۵ یا ٢١ مرداد ١٣۶٧ در زندان گوهر دشت به دار آویخته شد. روی سنگ قبر آقای نوع‌پرور تاریخ ٢١ مرداد درج شده است.

آقای نوع‌پرور در حالی اعدام شد که دادسرای انقلاب اسلامی مرکز او را به ۱۵ سال حبس قطعی محکوم کرده و تاریخ آزادی وی را از زندان ۳۰ فروردین ۱۳۷۶ مشخص کرده بود.

١٢ آبان ١٣۶٧ به خانه آقای نوع‌پرور تلفنی اطلاع می‌دهند که برای گرفتن وسایل وی به زندان بروند. مقامات به خانواده وی اجازه سوگواری برای عزیزشان ندادند.

آقای نوع‌پرور در قطعه ١٠٨‌ گورستان بهشت زهرا در تهران به خاک سپرده شد. بعد از پیگیری‌های مداوم از طرف خانواده، مسئولین زندان پس از مدتی محل قبر را به آنها گفتند. در نزدیکی قبر وی تعدادی دیگری از قربانیان کشتار ۶٧ دفن شده‌اند. آنچه این قبرها را از بقیه قبرها متمایز می‌کند، سال تولد، زمان فوت و اختلاف تاریخ دفن آنها با قبرهای دیگر است.   

_________________________

* سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ١٣۴۴ پایه گذاری شد که از نظر ایده‌ئولوژی، تشکیلاتی مذهبی و معتقد به اصول و مبانی اسلام بود. این سازمان، با تفسیری انقلابی از اسلام به مبارزه مسلحانه علیه رژیم محمدرضا شاه پهلوی (١٢٩٨- ١٣۵٩) اعتقاد داشت و مارکسیسم را به عنوان روشی علمی برای تحلیل اقتصادی و اجتماعی از جامعۀ ایران می‌پذیرفت و در عین حال، اسلام را سرچشمه الهام فرهنگ و ایده‌ئولوژی خود می‌دانست. در دهه ١٣۵٠، زندانی شدن و اعدام بسیاری از کادرها باعث تضعیف سازمان مجاهدین شد. در سال ١٣۵۴ این سازمان با یک بحران ایده‌ئولوژیک عمیق مواجه شد که در طی آن تعداد زیادی از کادرهای سازمان به نقد و نفی اسلام پرداختند و، پس از حذف فیزیکی چند تن از کادرها و تصفیه اعضای مسلمان، مارکسیسم را به عنوان ایده‌ئولوژی خود برگزیدند. این اقدام در سال ١٣۵۶ منجر به انشعاب و ایجاد بخش مارکسیست لنینیست سازمان مجاهدین خلق شد. در بهمن ماه سال ١٣۵٧، رهبران زندانی سازمان مجاهدین که هنوز معتقد به ایده‌ئولوژی اسلامی بودند، همراه با دیگر زندانیان سیاسی، آزاد شدند و به بازسازی سازمان و عضوگیری پرداختند. پس از استقرار جمهوری اسلامی، مجاهدین که رهبری آیت الله خمینی را پذیرفته، و به دفاع از انقلاب اسلامی برخاسته بودند، حضور در ارگانهای حکومتی و شرکت فعال در حیات سیاسی جامعه را در دستور کار خود قرار دادند. در دو سال اول انقلاب، آن‌ها هواداران بسیاری، به ویژه در مدارس و دانشگاه‌ها، یافتند ولی تلاششان برای کسب قدرت سیاسی، چه از طریق انتصاب توسط مقامات و چه از طریق انتخاب توسط مردم با مخالفت شدید رهبران جمهوری اسلامی روبه رو شد.

كنار گذاشتن كامل مجاهدین از نهادهای دولتی و بستن نشریات و دفاترشان از طرفی، و تناقض بین تفسیر مجاهدین و تفسیر حكومت از اسلام از طرف دیگر، اختلافات بین آن دو را تشدید كرد به طوری که رهبران جمهوری اسلامی مجاهدین را «منافق» می‌نامیدند و طرفداران حزب اللهی رژیم، هواداران این سازمان را در هنگام تظاهرات و پخش نشریاتشان آماج حمله خویش قرار دادند و حتی باعث کشته شدن تنی چند از آنها شدند. روز ٣٠ خرداد ١٣۶٠ مجاهدین برای اعتراض به برخورد رژیم با آنها و عزل بنی صدر، رئیس جمهور وقت، تظاهراتی را سازمان دادند که هزاران تن به خیابانها آمدند و برخی از آنان به مقابله با تهاجم پاسداران و افراد حزب اللهی پرداختند. تعداد تلفات آن روز روشن نیست اما تعداد زیادی از تظاهركنندگان دستگیر و در روزها و هفته‌های بعد اعدام شدند. جمهوری اسلامی پس از آن روز سركوب و كشتاری را آغاز کرد كه در تاریخ معاصر ایران بی‌نظیر بوده است و در طی آن هزاران نفر از طرفداران مجاهدین زندانی یا اعدام شدند. سازمان مجاهدین از ٣١ خرداد قیام مسلحانه علیه رژیم را اعلام كرد و پس از آن تعدادی از مسئولان بلندپایه و طرفداران جمهوری اسلامی را ترور کرد.

در تابستان ۶٠، رهبر سازمان مجاهدین و رئیس جمهور مخلوع (ابوالحسن بنی صدر) از کشور گریختند و در فرانسه مستقر شدند و «شورای ملی مقاومت» را تشکیل دادند. این سازمان پس از اخراج رهبران و تعداد زیادی از هوادارانش از فرانسه، در خرداد سال ١٣۶۶ ارتش رهایی بخش ایران را در عراق پایه گذاری کرد که چندین بار وارد خاک ایران شد. آخرین حمله آن تحت عنوان «عملیات فروغ جاویدان» در مرداد ١٣۶٧ شکست خورد. چند روز پس از شکست این عملیات هزاران نفر از هواداران سازمان که در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می‌بردند در کشتار دسته جمعی سال ۶٧ اعدام شدند. از تابستان ١٣۶٠ به بعد فعالیت های علنی سازمان مجاهدین خلق ایران در خارج از کشور ادامه یافته است. از دامنۀ فعالیت ها و تعداد اعضا و هواداران کنونی سازمان در داخل کشور اطلاع دقیقی در دست نیست.

به رغم اعلام مبارزۀ مسلحانه از سوی سازمان مجاهدین خلق در فردای ٣٠ خرداد ١٣۶٠، بسیاری از هواداران این سازمان، تعلیمات نظامی ندیده بودند، مسلح نبودند و در عملیات نظامی شرکت نداشته‌اند.

تصحیح و یا تکمیل کنید