بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

کامران صمیمی

درباره

سن: ۵۶
ملیت: ايران
مذهب: بهائی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۶ دی ۱۳۶۰
محل: زندان اوين، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: نحوه اعدام نا‌مشخص
اتهامات: جرايم مذهبی; جاسوسی

ملاحظات

رئیس دادگاه انقلاب اسلامی مرکز طی مصاحبه‌ای با روزنامه کیهان در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۶۰ به اعدام آقای کامران صمیمی که یک زبان شناس بود و هفت نفر دیگر از اعضای انجمن روحانی و ملی بهائیان ایران اشاره می‌کند. آقای صمیمی یکی از ٢٠٦ نفری است که نامش در گزارش سال ١٩٩٩ جامعه جهانی بهائی منتشر شده است. بعلاوه، گزارشی تحت عنوان "اذیت و آزار جامعه بهائی ایران"، که در جلد ۱۹ "دنیای بهائی" منتشر شده، لیستی از بهائیانی که از سال ١٣٥٧ کشته شده‌اند را در بر دارد. اطلاعات تکمیلی از منابع مختلفی نظیر جلدهای دیگر "دنیای بهائی"، "گرامیداشت مٶمنان" نوشته ماهمهر گلستانیه، "مسئله بهائی: طرح مخفیانه ایران برای نابودی یک جامعه مذهبی"، و سایر مدارک تهیه شده توسط جامعه جهانی بهائیان به دست آمده است.

آقای صمیمی مٶسس مرکزی برای مطالعه زبانهای خارجی در تهران بود. در سال ۱۳۳۲ به اندونزی رفت تا با عضویت خود در انجمن منطقه‌ای جنوب شرقی آسیا به تقویت جامعه بهائی و نهادهایش یاری رساند. وی به محض بازگشتش به ایران در سال ۱۳۵۱، به عضویت انجمن روحانی و محلی تهران و بعدا به عضویت انجمن روحانی و ملی بهائیان ایران انتخاب شد.

دستگیری و بازداشت

آقای صمیمی روز ۲۳ آذر ۱۳۶۰ بعد از نشست انجمن ملی دستگیر شد. این نشست با میزبانی همسرش در خانه یکی از اعضای جامعه بهائی برگزار شده بود. در پایان نشست، چنانکه در روزهای نخست بعد از انقلاب مرسوم بود، مهمانان برای اجتناب از جلب توجه بی سروصدا شروع به ترک محل کردند. چند دقیقه پس از آنکه نخستین زوج بیرون رفتند، توسط پاسداران که خانه را محاصره کرده بودند، دستگیر شدند. سپس پاسداران وارد خانه شده و علاوه برآقای صمیمی و همسرش، سایر اعضای انجمن ملی و میزبانان را نیز دستگیر کردند. آنها آقای صمیمی و سایرین را کنار دیوار چشم بند زدند و با فریاد جویای نفر نهم انجمن شدند که در آن نشست غایب بود. بعد به آقای صمیمی و سایرین دستور دادند تا داخل خودروهای معینی شوند. بنابر روایت شاهدان عینی، وقتی که از پاسداران پرسیده شد که کجا و به دستور چه کسی آنها را می‌برند، پاسخی ندادند. این گروه را به ساختمان باشگاه شرکت ملی نفت بردند که در آن زمان محل کمیته ۴ محله داوودیه بود.

بنابر گزارشات دو نفر بازماندگان این واقعه، صبح روز بعد از دستگیری، مقامات آقای صمیمی و نه نفر بهائی دستگیر شده دیگر را در اتاق بازجویی گردآوردند و به آنها دستور دادند تا پرسشنامه‌ای را پر کنند که در آن از اسامی اعضای انجمن، ارتباط بهائیان با اسرائیل، و مبلغ و محل سرمایه‌های بهائیان سئوال شده بود. آقای صمیمی در دوران بازداشت چندین بار مورد بازجویی مقامات قرار گرفته بود.

دادگاه

مقامات هیچگونه اطلاعاتی درباره دادگاه آقای صمیمی به خانواده وی ندادند و هیچ گزارشی از شهود عینی موجود نیست. اما یک سند رسمی از دادستانی کل انقلاب اسلامی مرکز به تاریخ ۷ دی ۱۳۶۰ اعلام می‌کند که آقای صمیمی و هفت نفر دیگر از اعضای انجمن ملی توسط دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه شده‌اند.

اتهامات

مقامات هیچگونه اطلاعاتی درباره اتهامات آقای صمیمی به خانواده وی ندادند. اما در بیانیه مذکور دادستانی کل مرکز اتهامات وی به این ترتیب ذکر شده است:

"۱ ـ توهین بمقدسات اسلام و علماء و مسئولین جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران را بمسخره گرفتن و شعار نه شرقی و نه غربی را شعار وحشیانه قملداد کردن.

"۲ ـ ارتباط با اسرائیل بوسیله تلفن، نامه یا وسیله های گوناگون و فرستادن مدارک و خبرهای ایران را به اسرائیل جهت اقدامات.

"۳ ـ ملاقات با شخصیتهای خارجی و مسئولین کشورها جهت به فشار گذاشتن دولت جمهوری اسلامی ایران.

"۴ ـ تماس با رادیوهای بیگانه آمریکا و بی بی سی و آنها را تحریک کردن علیه جمهوری اسلامی و رابطه ... جهت ــــــ با ــــــ صدای آمریکا علیه ایران

"۵ ـ خبرها را با اسامی رمز عموجان و ــــــ و با زبانهای مختلف ارسال داشتن و یا گرفتن از بیت العدل حیفا.

"۶ ـ ارسال خبرهای زندانها و یا فتوای مراجع و حضرت امام و احکام صادره ازکفرخانه ها و غیره ـ حیفا، بیت العدل و غیره."

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست.

دفاعیات

از دفاعیات متهم اطلاعی در دست نیست، اما بنا به اظهارات نمایندگان جامعه بهائی، معتقدات دینی سبب اصلی بازداشت و دادگاهی شدن آنها‌ست. اطلاعاتی که این نمایندگان در مورد هم‌کیشان خود کسب کرده‌اند حاکی از این است که معمولاً درخواست متهمان برای مطالعه پرونده رد می‌شود و اگرچه قانوناً مجازند که از وکیل مدافع استفاده کنند اما از اواسط دهه هفتاد وکلای دادگستری تحت فشار قرار گرفته اند تا موکّل بهائی نپذیرند.

نمایندگان جامعه بهائیان اتهاماتی از قبیل فعالیت سیاسی ضد انقلابی یا جاسوسی را که همواره در دادگاه‌ها به بهائیان وارد می شود تکذیب کرده و یادآوری می‌کنند که اصول اساسی دین‌شان وفاداری به حکومت و فرمانبرداری از آن را تکلیف شمرده و آ‌‌نها را از هرگونه دخالت در امور سیاسی منع می‌نماید. این منابع اضافه می‌کنند که جاسوسی برای اسرائیل نیز اتهامی است بی‌اساس که مبنای آن استقرار مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل است. حال آن که این مرکز سالها قبل از تأسیس دولت اسرائیل دراواخر قرن نوزدهم میلادی در آن‌جا دایر شده است.

حکم

مقامات هیچگونه اطلاعاتی درباره حکم آقای صمیمی به خانواده وی ندادند و هیچ گزارشی از شهود عینی موجود نیست. اما یک سند رسمی از دادستانی کل انقلاب اسلامی مرکز به تاریخ ۷ دی ۱۳۶۰ اعلام می‌کند که جرم وی جاسوسی بوده است:

"جرم جاسوسی علیه جمهوری اسلامی و توطئه علیه ملت ایران ثابت و محرز است لذا از مصادیق ــــــ و ــــــ مفسد فی الارض و باغی علیه حکومت اسلامی ایران هستند و محکوم باعدام می‌گردند. و کلیه اموالشان مصادره به نفع بنیاد شهدا می‌گردد فقط هر کدام که خانواده در ایران دارند یک خانه برایشان ــــــ شود ـــــــــ در حد معمول متوسط."

بعلاوه، رئیس دادگاه انقلاب اسلامی مرکز طی یک مصاحبه مطبوعاتی محکومیت آقای صمیمی و سایر متهمان را به جرم جاسوسی تایید می‌کند: "روشن شده است که این گروه یا دسته برای سازمان‌های استعماری جاسوسی می‌کرده‌اند. خدا می‌داند که چه لطمه‌هایی این دسته مخرب و ولگرد به کشور ما وارد کرده‌اند! الله اکبر! این حامیان استعمار و به ویژه جاسوسان صهیونیست سالها علیه قانون اسلامی شریعت در کشور ما جنگیده‌اند. بعد از انقلاب آنها به جنگ علیه انقلاب اسلامی ادامه داده‌اند. این به عهده حاکمان شرع و دادگاههاست که آنها را به سزای اعمالشان برسانند. این واضح است که اعضای این دسته ولگرد به جاسوسی سیاسی دست زنده‌اند چرا که بعد از خاندان منفور و فاسد پهلوی، آنها بزرگترین گروهی بودند که ثروت این کشور را غارت کردند... بعضی از اعضای این دسته از ضعف روحی رنج می‌برند و دادگاه به آنها رحم کرده و با هشدار آنها را به زندگی بازگردانده است. چرا که گمراهند و درکی از پدیده جاسوسی ندارند." (شماره ۱۱۴۸۸کیهان، چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۶۰، صفحه ۱۵)

آقای صمیمی روز ۶ دی ۱۳۶۰ اعدام شد ولی مقامات خانواده‌اش را مطلع نکردند. یکی از مسئولان زندان اوین به طور غیررسمی خانواده وی را تلفنی با خبر کرد و بازماندگانش با مراجعه به گورستان بهشت زهرا نام وی را در میان لیست افرادی یافتند که توسط مقامات کشته شده و در محل گمنام مخصوصی که آنرا "کفرآباد" می‌نامند، دفن شده بود.

تصحیح و یا تکمیل کنید