بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

عزت‌الله فروهی

درباره

سن: ۴۷
ملیت: ايران
مذهب: بهائی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۶ دی ۱۳۶۰
محل: زندان اوين، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: نحوه اعدام نا‌مشخص
اتهامات: جرايم مذهبی

ملاحظات

رئیس دادگاه انقلاب اسلامی مرکز طی مصاحبه‌ای با روزنامه کیهان در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۶۰به اعدام آقای عزت‌الله فروهی که یک پزشک و رئیس پیشین بخش بیهوشی بیمارستان مادر تهران بود و هفت نفر دیگر از اعضای انجمن روحانی و ملی بهائیان ایران اشاره می‌کند. آقای فروهی یکی از ٢٠٦ نفری است که نامش در گزارش سال ١٩٩٩ جامعه جهانی بهائی منتشر شده است. به علاوه، گزارشی تحت عنوان "اذیت و آزار جامعه بهائی ایران"، که در جلد ۱۹ "دنیای بهائی" منتشر شده، لیستی از بهائیانی که از سال ١٣٥٧ کشته شده‌اند را در بر دارد. اطلاعات تکمیلی از منابع مختلفی نظیر جلدهای دیگر "دنیای بهائی"، "گرامیداشت مٶمنان" نوشته ماهمهر گلستانیه، "مسئله بهائی: طرح مخفیانه ایران برای نابودی یک جامعه مذهبی"، گزارش مصاحبه مطبوعاتی رئیس دادگاه انقلاب مرکز منتشر شده در کیهان شماره ۱۱۴۸۸ به تاریخ ۳۰ دی ۱۳۶۰، و سایر مدارک تهیه شده توسط جامعه جهانی بهائیان به دست آمده است.

آقای فروهی آموزگار، سخنران و رئیس کلاسهای بهائی و نشستهای‌شان بود. از جوانی او عضو کمیته‌های مختلف بهائیان نظیر کلاسهای تابستانی، آموزشی، تن درستی، اعلانات، جوانان، مطالعات بهائی، و بررسی نشریات بود. در نیمه دهه ۱۳۵۰ آقای فروهی مشاغلش را در بیمارستان فیروزآبادی، در دانشکده پزشکی تهران، و در سال ۱۳۵۸، در بیمارستان مادر به خاطر وابستگی مذهبی از دست داد (گلستانیه، صفحه ۹۷). او به عنوان آموزگار مذهب بهائی دوبار به آفریقا سفر کرد و در سال ۱۳۵۸ به عضویت هیئت مدیره کمکی حقوقدانان قاره‌ آسیا برگزیده شد. در اوایل سال ۱۳۵۹ او به عضویت انجمن روحانی محلی تهران انتخاب شد و پس از ناپدید شدن اعضای انجمن روحانی ملی، به عضویت این نهاد در شهریور همان سال درآمد.

بهائیان در جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی جامعه بهائیان ایران را (که با بیش از حدود سیصد هزار عضو، یکی از پر‌شمارترین اقلیت‌های مذهبی کشور است)، مدام تحت آزار و سرکوب قرار داده و از اساسی‌ترین حقوق بشری محرومشان کرده است. قانون اساسی دین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد ومقامات کشور این دین را الحادی تلقی می کنند. در نتیجه بهائیان از حقوق رسمی یک اقلیت مذهبی برخوردار نیستند. آن‌ها نمی‌توانند مذهب‌شان را آشکار کنند، مراسم خود را به جا آورند. آن‌ها ازهرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع شده اند و از حق اشتغال در ادارات دولتی یا وابسته به دولت محروم‌اند.*

دستگیری و بازداشت

آقای فروهی روز ۲۳ آذر ۱۳۶۰ بعد از نشست انجمن ملی دستگیر شد. این نشست در خانه یکی از اعضای جامعه بهائی برگزار شده بود. در پایان نشست، چنانکه در روزهای نخست بعد از انقلاب مرسوم بود، مهمانان برای اجتناب از جلب توجه بی سروصدا شروع به ترک محل کردند. چند دقیقه پس از آنکه نخستین زوج بیرون رفتند، توسط پاسداران که خانه را محاصره کرده بودند، دستگیر شدند. سپس پاسداران وارد خانه شده و علاوه برآقای فروهی، سایر اعضای انجمن ملی و میزبانان را نیز دستگیر کردند. آنها آقای فروهی و سایرین را کنار دیوار چشم بند زدند و با فریاد جویای نفر نهم انجمن شدند که در آن نشست غایب بود. بعد به آقای فروهی و سایرین دستور دادند تا داخل خودروهای معینی شوند. بنابر روایت شاهدان عینی، وقتی که از پاسداران پرسیده شد که کجا و به دستور چه کسی آنها را می‌برند، پاسخی ندادند. این گروه را به ساختمان باشگاه شرکت ملی نفت بردند که در آن زمان محل کمیته ۴ محله داوودیه بود.

بنابر گزارشات دو نفر بازماندگان این واقعه، صبح روز بعد از دستگیری، مقامات آقای فروهی و نه نفر بهائی دستگیر شده دیگر را در اتاق بازجویی گردآوردند و به آنها دستور دادند تا پرسشنامه‌ای را پر کنند که در آن از اسامی اعضای انجمن، ارتباط بهائیان با اسرائیل، و مبلغ و محل سرمایه‌های بهائیان سئوال شده بود. آقای فروهی در دوران بازداشت چندین بار مورد بازجویی مقامات قرار گرفته بود.

دادگاه

مقامات هیچگونه اطلاعاتی درباره دادگاه آقای فروهی به خانواده وی ندادند و هیچ گزارشی از شهود عینی موجود نیست. اما یک سند رسمی از دادستانی کل انقلاب اسلامی مرکز به تاریخ ۷ دی ۱۳۶۰ اعلام می‌کند که آقای فروهی و هفت نفر دیگر از اعضای انجمن ملی توسط دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه شده‌اند.

اتهامات

مقامات هیچگونه اطلاعاتی درباره اتهامات آقای فروهی به خانواده وی ندادند. اما در بیانیه مذکور دادستانی کل مرکز اتهامات وی به این ترتیب ذکر شده است:

"۱ ـ توهین به مقدسات اسلام و علماء و مسئولین جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران را به مسخره گرفتن و شعار نه شرقی و نه غربی را شعار وحشیانه قملداد کردن.

۲ ـ ارتباط با اسرائیل به وسیله تلفن، نامه یا وسیله‌های گوناگون و فرستادن مدارک و خبرهای ایران را به اسرائیل جهت اقدامات.

۳ ـ ملاقات با شخصیتهای خارجی و مسئولین کشورها جهت به فشار گذاشتن دولت جمهوری اسلامی ایران.

۴ ـ تماس با رادیوهای بیگانه آمریکا و بی بی سی و آنها را تحریک کردن علیه جمهوری اسلامی و رابطه ... جهت ــــــ با ــــــ صدای آمریکا علیه ایران

۵ ـ خبرها را با اسامی رمز عموجان و ــــــ و با زبانهای مختلف ارسال داشتن و یا گرفتن از بیت العدل حیفا.

۶ ـ ارسال خبرهای زندانها و یا فتوای مراجع و حضرت امام و احکام صادره ازکفرخانه ها و غیره ـ حیفا، بیت العدل و غیره."

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای فروهی اطلاعی در دست نیست، اما بنا به اظهارات نمایندگان جامعه بهائی، معتقدات دینی سبب اصلی بازداشت و دادگاهی شدن آنها‌ست. اطلاعاتی که این نمایندگان در مورد هم‌کیشان خود کسب کرده‌اند حاکی از این است که معمولاً درخواست متهمان برای مطالعه پرونده رد می‌شود و اگرچه قانوناً مجازند که از وکیل مدافع استفاده کنند اما از اواسط دهه هفتاد وکلای دادگستری تحت فشار قرار گرفته‌اند تا موکل بهائی نپذیرند.

نمایندگان جامعه بهائیان اتهاماتی از قبیل فعالیت سیاسی ضد انقلابی یا جاسوسی را که همواره در دادگاه‌ها به بهائیان وارد می شود تکذیب کرده و یادآوری می‌کنند که اصول اساسی دین‌شان وفاداری به حکومت و فرمانبرداری از آن را تکلیف شمرده و آ‌‌ن‌ها را از هرگونه دخالت در امور سیاسی منع می نماید. این منابع اضافه می کنند که جاسوسی برای اسرائیل نیز اتهامی است بی‌اساس که مبنای آن استقرار مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل است. حال آن که این مرکز سال‌ها قبل از تأسیس دولت اسرائیل دراواخر قرن نوزدهم میلادی در آن‌جا دایر شده است.

حکم

مقامات هیچگونه اطلاعاتی درباره حکم آقای فروهی به خانواده وی ندادند و هیچ گزارشی از شهود عینی موجود نیست. اما یک سند رسمی از دادستانی کل انقلاب اسلامی مرکز به تاریخ ۷ دی ۱۳۶۰ اعلام می‌کند که جرم وی جاسوسی بوده است:

"جرم جاسوسی علیه جمهوری اسلامی و توطئه علیه ملت ایران ثابت و محرز است لذا از مصادیق ــــــ و ــــــ مفسد فی الارض و باغی علیه حکومت اسلامی ایران هستند و محکوم باعدام می‌گردند. و کلیه اموالشان مصادره به نفع بنیاد شهدا می‌گردد فقط هر کدام که خانواده در ایران دارند یک خانه برایشان ــــــ شود ـــــــــ در حد معمول متوسط."

به علاوه، رئیس دادگاه انقلاب اسلامی مرکز طی یک مصاحبه مطبوعاتی محکومیت خانم محمودی و سایر متهمان را به جرم جاسوسی تایید می‌کند: "روشن شده است که این گروه یا فرقه برای سازمان‌های استعماری جاسوسی می‌کنند و خساراتی که این فرقه ضاله مضره به این مملکت وارد آوردند، الله اکبر! این ایادی و جاسوسان استعمار عموما و صهیونیسم خصوصا، سالها در مملکت ما با نظام شریعت اسلام جنگیده‌اند و پس از انقلاب هم بر ضد انقلاب اسلامی می‌جنگند. بر دادگاه‌ها و حکام شرع واجب است که این افراد را به کیفرشان برسانند. البته افراد این فرقه ضاله نه تنها در مسائل سیاسی جاسوسی می‌کردند، بلکه پس از خانواده منفور و آلوده پهلوی بزرگترین گروهی بودند که اموال این ملت را چپاول کرده و به غارت بردند. ... دسته‌ای از افراد این فرقه هم هستند که استضعاف فکری دارند و دادگاهها به آنها عنایت می‌کنند و آنها را توجیه کرده و به زندگی بازمی‌گردانند. زیرا آنها جاهلی هستند که درک مساله جاسوسی را نکرده‌اند." بنابر اظهارات رئیس دادگاه انقلاب، آقای فروهی به جرم جاسوسی برای اسرائیل و حامیانش محکوم شد (شماره ۱۱۴۸۸کیهان، چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۶۰، صفحه ۱۵).

آقای فروهی روز ۶ دی ۱۳۶۰ اعدام شد ولی مقامات خانواده‌اش را مطلع نکردند. یکی از مسئولان زندان اوین به طور غیررسمی خانواده وی را تلفنی با خبر می‌کند و بازماندگانش با مراجعه به گورستان بهشت زهرا نام وی را در میان لیست افرادی می‌یابند که توسط مقامات کشته شده و در محل گمنام مخصوصی که آنرا "کفرآباد" می‌نامند، دفن کرده‌اند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در قوانین کیفری مملکت برای بهائیان هیچ حقی پیشبینی نشده است. و آن ها همواره در معرض سوء استفاده و اعمال خشونت قرار دارند. و اگر چنانچه قربانی آزار و حمله شوند و مورد سرکوب قرار‌گیرند یا به قتل برسند، دادگاهی برای آن‌ها حق تظلم و دادخواهی قائل نیست. مقامات قضایی ایران با استناد به فتوا‌ی بعضی مراجع تقلید که به موازات مجلس از منابع قانون گذاری محسوب می شوند، بهائیان را در زمره‌ی مرتدین که تحت حمایت قانون نیستند قرار میدهند. یکی از این مراجع، آیت الله روح الله خمینی است که برای جرم ارتداد حکم اعدام تعیین کرده است و اعلام کرده که یک مسلمان نباید به جرم کشتن مرتد اعدام شود.
قوانینی که بهائیان را از شرکت در هرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع می کند به زندگی حرفه ای، اجتماعی و اقتصادی آن‌ها صدمات سنگینی زده است. بلا فاصله پس از پیروزی انقلاب، وزارت کار جمهوری اسلامی دستور داد که افراد وابسته به "فرق منحرف" و یا اعضاء سازمان‌هایی که به زعم مسلمین پیرو "مکاتب الحادی" اند و یا در اساسنامه خود وحی و ادیان توحیدی را نفی می کنند باید از همه مشاغل دولتی برکنار شوند. از طرف دیگر ضرورت اعلام مذهب، در درخواستنامه‌ها، فرم ها و مدارک رسمی (که اخیراً در بعضی موارد، تحت فشار بین المللی، حذف شده است)، آزادی بهائیان را جداً محدود کرده وآن‌ها را از فرصت‌های موجود درهمه‌ی ابعاد زندگی خصوصی از جمله ازدواج، طلاق، ارث، راه‌یابی به دانشگاه وانجام سفر محروم می نماید.
در عمل از سال هزارو سیصد و پنجاه و هشت تا کنون هزاران بهائی شغل، مقرری و حقوق بازنشستگی، اموال، کسب و کار و بالاخره امکان تحصیل را از دست داده اند. مقامات جمهوری اسلامی با انحلال تشکیلات بهائیان، آن‌ها را از حق گردهمآیی، انتخاب و اداره مؤسسات دینی خود در سطح منطقه‌ای و ملی محروم کرده اند. پس از وقوع انقلاب اسلامی حد اقل دویست بهائی اعدام شده و تعداد زیادی از آنها زندانی و تحت شکنجه و فشار قرار گرفته اند تا شاید از دین خود بازگشته به اجبار به اسلام بگروند.
به سبب اعتراض‌های شدید بین‌المللی به آزار و سرکوب این اقلیت مذهبی غیر سیاسی و آرام، مقامات دولت ایران در بیشتر اوقات علت اصلی فشار و اعدام بهائیان را پنهان کرده و ادعا می کنند که اینان به اتهاماتی نظیر "فعالیت های ضد انقلابی"، "حمایت از رژیم سابق"، "جاسوسی برای صهیونیسم" و "فحشا، زنا و فساد اخلاقی" محکوم و مجازات می شوند.

تصحیح و یا تکمیل کنید