بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

عظمت الله فهندژ

درباره

ملیت: ايران
مذهب: بهائی
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۶ آذر ۱۳۵۸
محل: شيراز، استان فارس، ايران
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: قتل عام

ملاحظات

در جوانی در دانشکده افسری نشان لیاقت دوران پهلوی را دریافت کرده بود و به مفام معاون یک افسر نیروی هوایی رسیده بود.  

سرهنگ عظمت الله فهندژ، فرزند ضیاءالله و تابنده، یکی از ۲۰۶ نفری است که نامش در گزارش سال ١٩٩٩ جامعه جهانی بهایی منتشر شده است. این گزارش تحت عنوان "طرح مخفیانه ایران برای نابودی یک جامعه مذهبی"، در مورد آزار اعضای جامعه بهائیان ایران در جمهوری اسلامی است و لیستی از بهاییانی را که از سال ١٣۵٧ کشته شده‌اند در بر دارد. اطلاعات درباره او از کتاب خانم ماه‌مهر گلستانه، تحت عنوان "بیاد شهیدان بهایی ایران" اتخاذ شده است. خبر اعدام او در روزنامه کیهان (١٧ و ١٨ آذر ١٣۵٨) و روزنامه جمهوری اسلامی (١٨ آذر) منتشر گردید.

سرهنگ فهندژ روز ١۴ دی ۱۳۱۵ در روستای سعدی (یا قریه سعدیه) در استان فارس متولد شد. پس از تمام کردن دوره ابتدایی در آنجا، تحصیلات خود را در دبیرستان شاپور در شیراز ادامه داد. پس از آن به دبیرستان نظام رفت و برای ادامه تحصیلات در دانشکده افسری به تهران رفت. او تا درجه سرهنگ دوم ارتقا یافت و نشان لیاقت گرفت. آقای فهندژ در شهرهای مختلف خدمت کرد تا اینکه در معاون هوابرد شیراز شد. او متاهل بود و دو فرزند داشت.

شب ٢٢ آذر ١٣۵٧، چند نفر به منزل پسر عموی سرهنگ فهندژ در روستای سعدی هجوم بردند که به درگیری انجامید. در این درگیری چند تن از جمله صاحب خانه کشته و زخمی شدند. روز بعد، تعداد بسیاری از منازل بهاییان منطقه به آتش کشیده شد. سرهنگ فهندژ پس از این واقعه به تهران مهاجرت کرد و در آنجا مشغول به کار شد. پس از چند هفته، تعدادی افراد به آقای عظمت الله فهندژ اتهام مسئولیت طراحی آن واقعه را وارد کردند. خانه او در شیراز مورد حمله قرار گرفت و داراییش به غارت برده شد.

وضعیت بهائیان در جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی جامعه بهائیان ایران را (که با حدود سیصد هزار عضو در سال ۱٣۵٧*، یکی از پر‌شمارترین اقلیت‌های مذهبی کشور است) به صورت مداوم و سیستماتیک تحت آزار و سرکوب قرار داده و بهاییان را از اساسی‌ترین حقوق بشر محرومشان کرده است. قانون اساسی دین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد و مقامات کشور، این دین را الحادی تلقی می‌کنند. در نتیجه بهائیان از حقوق رسمی یک اقلیت مذهبی برخوردار نیستند. آنها نمی‌توانند مذهب‌شان را آشکار کنند و یا مراسم مذهبی خود را به جا آورند. آنان ازهرگونه فعالیت در عرصه‌ی عمومی منع شده‌اند و از حق تحصیل در دانشگاه‌ها و حق اشتغال در ادارات دولتی یا وابسته به دولت محرومند. **

دستگیری و بازداشت

سرهنگ فهندژ روز ٢۴ فروردین ١٣۵٨ در تهران دستگیر شد. طبق کتاب خانم گلستانه، او در کاخ جوانان شیراز بازجویی شد و از ٢٧ فروردین تا ۶ آذر ١٣۵٨ در زندان عادل آباد شیراز محبوس بود. در طی این مدت، هفته‌ای دو بار ملاقات داشت.

دادگاه

جلسه دادگاه انقلاب اسلامی فارس در تاریخ ۴ آذر ١٣۵٨ و بدون اطلاع قبلی تشکیل شد.

اتهامات

در روزنامه کیهان، از آقای فهندژ به عنوان "یکی از عاملان کشتار شهرک سعدی شیراز" یاد شده است. در گزارش کیهان آمده است که او "در رابطه با در گیری... منجر به کشته شدن دو نفر و مجروح شدن عده‌ای گردید."

در شرایطی که حداقل تضمین‌های دادرسی رعایت نمی‌شود و متهمین از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می‌شود مسلم و قطعی نیست.

مدارک و شواهد

در گزارش کتاب خانم گلستانه به وجود شاهدان به نفع آقای فهندژ و شهادت چند تن علیه او اشاره شده است.

دفاعیات

طبق اطلاعات موجود در کتاب خانم گلستانه، سرهنگ فهندژ شب واقعه (٢٢ آذر ١٣۵٧) در محل درگیری حضور نداشت؛ بلکه او آن شب را در حضور همسرش، برادر و همسر برادرش و دو فرزند در منزل شخصیش در نزدیکی پارک آزادی شیراز به سر برد. آقای فهندژ در جلسه دادگاه فرصت دفاع از خود پیدا نکرد.

حکم

دادگاه انقلاب اسلامی فارس سرهنگ عظمت الله فهندژ را به مرگ محکوم کرد. او ساعت ٩ و نیم ١۶ آذر ١٣۵٨ در شیراز در ملاء عام تیرباران شد.

-------------------------------

* «مرگ تدریجی بهائیان ایران» نوشته‌ی ریچارد ن. اوستلینگ، مجله تایم به تاریخ ٢۰ فوریه ۱٩٨۴؛ و «تضییقات بهائیان ایران ۱۹٨۴־۱٨۴۴» نوشته‌ی داگلاس مارتین، پژوهش بهائی جلد ١٣/١۲ چاپ سال ۱۹٨۴، ص ۳. تعداد جمعیت فعلی بهائیان در ایران مشخص نیست.
** در قوانین کیفری ایران برای بهائیان هیچ حقی پیش‌بینی نشده است و آنان همواره در معرض سوءاستفاده و اعمال خشونت قرار دارند. چنانچه قربانی آزار و حمله شوند و مورد سرکوب قرار‌گیرند یا به قتل برسند، دادگاهی برای آنها حق تظلم و دادخواهی قائل نیست. مقامات قضایی ایران با استناد به فتوا‌ی بعضی مراجع تقلید که به موازات مجلس از منابع قانون گذاری محسوب می‌شوند، بهائیان را در زمره‌ی‌ مرتدین که تحت حمایت قانون نیستند قرار می‌دهند. یکی از این مراجع، آیت‌الله روح‌‌‌‌الله خمینی است که برای جرم ارتداد حکم اعدام تعیین کرده است و اعلام کرده که یک مسلمان نباید به جرم کشتن مرتد اعدام شود.
قوانینی که بهائیان را از شرکت در هرگونه فعالیت در عرصه‌ی عمومی منع می‌کند به زندگی حرفه‌ای، اجتماعی و اقتصادی آن‌ها صدمات سنگینی زده است. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، وزارت کار جمهوری اسلامی دستور داد که افراد وابسته به «فرق منحرف» و یا اعضاء سازمانهایی که به زعم مسلمین پیرو «مکاتب الحادی»اند و یا در اساسنامه‌ی خود وحی و ادیان توحیدی را نفی می‌کنند باید از همه‌ی مشاغل دولتی برکنار شوند. از طرف دیگر ضرورت اعلام مذهب، در درخواست‌نامه‌ها، فرمها و مدارک رسمی (که اخیراً در بعضی موارد، تحت فشار بین المللی حذف شده است)، آزادی بهائیان را به صورت جدی محدود کرده وآنها را از فرصت‌های موجود درهمه‌ی ابعاد زندگی خصوصی از جمله ازدواج، طلاق، ارث، راه‌یابی به دانشگاه وانجام سفر محروم می‌نماید.
در عمل از سال ١٣۵٨ تا کنون هزاران بهائی شغل، مقرری و حقوق بازنشستگی، اموال، کسب و کار و بالاخره امکان تحصیل را از دست داده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی با انحلال تشکیلات بهائیان، آنها را از حق گردهم‌آیی، انتخاب و اداره‌ی مؤسسات دینی خود در سطح منطقه‌ای و ملی محروم کرده‌اند.  پس از وقوع انقلاب اسلامی حد اقل دویست بهائی اعدام شده و تعداد زیادی از آنها زندانی و تحت شکنجه و فشار قرار گرفته اند تا شاید از دین خود بازگشته به اجبار به اسلام بگروند.
به سبب اعتراض‌های شدید بین‌المللی به آزار و سرکوب این اقلیت مذهبی غیر سیاسی و آرام، مقامات دولت ایران در بیشتر اوقات علت اصلی فشار و اعدام بهائیان را پنهان کرده و ادعا می‌کنند که اینان به اتهاماتی نظیر «فعالیتهای ضد انقلابی»، «حمایت از رژیم سابق»، «جاسوسی برای صهیونیسم» و «فحشا، زنا و فساد اخلاقی» محکوم و مجازات می‌شوند.

تصحیح و یا تکمیل کنید