بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
ترویج مدارا و عدالت به کمک دانش و تفاهم
شلاق

شلاق اجرا شده، شمس‌الملوک حمیدی - ایرج قادری - ناشناس، قزوین، ققنوس٬ ۱۸ آذر ۱۳۸۶ (۱۳۶۱)

ققنوس
۱۸ آذر ۱۳۸۶
مقاله از تارنما

ققنوس

۱۸ آذر ۱۳۸۶

۹ دسامبر ۲۰۰۷

گزارش

ماجرای شلاق خوردن سوسن در قزوين

مدتی است یک حس غریب و نوستالژیک مرا به بازخوانی دفتر خاطراتم در سال های دهه‌ي شصت کشانده است. حکایت وقایع، اتفاقات و رویدادهایی در حوزه سیاست که بسیاری از آنها هنوز هم شاید قابلیت انتشار نداشته باشند. دیشب که داشتم وقایع سال ۱۳۶۱ را مرور می کردم به ماجرای شلاق خوردن «سوسن» خواننده معروف قبل از انقلاب در قزوین برخوردم. حکایتی که شرحش شنیدنی (و البته خواندني) است...

شمس الملوک حمیدی معروف به «سوسن» از خوانندگان معروف كافه‌هاي لاله زار تهران كه در چند فيلمفارسي قبل از انقلاب نيز ايفاي نقش كرد، پس از پيروزي انقلاب در ایران ماند. او هنگامي كه در سال ۱۳۶۱ قصد داشت به همراه دو تن از دوستانش از جمله؛ عباس قادری (برادر ایرج قادری/بازیگر و کارگردان معروف سینما) برای یک مسافرت چند روزه عازم شمال کشور شود در جاده قزوین - رشت توسط پاسداران کمیته مستقر در آقابابا بازداشت شد.

ماموران کمیته که در بازرسی از خودروی «بی ام و» حامل «سوسن» یکی دو بطری مشروب الکلی و مقداری موادمخدر یافته بودند سه سرنشین خودرو را به همراه پرونده ای به دادگاه انقلاب قزوین ارجاع دادند و سرانجام دادگاه در رسیدگی به پرونده «سوسن» و دوستانش، آنان را به اتهام رابطه نامشروع و حمل مشروبات الکلی و موادمخدر به تحمل شلاق در ملاء عام محکوم کرد.

در حالی که ظاهراْ بنا نبود این خبر انتشار علنی یابد، نمی‌دانم از کجا خبر اجرای حکم تعزیر «سوسن» در قزوین پیچید و از ساعت ۱۰ صبح روز جمعه‌اي كه قرار بود اين حكم در مقابل مسجد النبي (محل برگزاري نماز جمعه) اجرا شود نزديك به سه‌هزار نفر از مردم كه عموماً جوان هم بودند، در خيابان امام و مقابل بازار تجمع كردند. هر چند مسوولان وقت كوشيدند يا اين افراد را با توسل به شايعه‌ي ديگري متفرق كنند يا آنان را به داخل مسجد هدايت كنند، اثري نبخشيد.

ساعت ۱۲ و نيم ظهر با انتقال كفه تريلي به مقابل بازار، جمعيت يقين كرد كه خبر اجراي حكم شلاق درست بوده و هجوم اين جمعيت مشتاق!! كار را بر ماموران كميته سخت كرد. سرانجام با پايان يافتن مراسم نماز جمعه، يك اتومبيل كميته توانست با بازكردن راه، سوسن و دو محكوم ديگر را از سمت چهارراه مولوي (بازار) به مقابل كفه تريلي كه در برابر مسجد آقا سيدعلي استقرار يافته بود، منتقل كند و بدین ترتیب حكم شلاق آنان در برابر ديدگان جمعيت انبوه به اجرا درآمد.

«سوسن» در حالی که خودش را در چادر سیاهی پوشانده بود بلافاصله پس از اجرای حکم شلاق از محل به مقر کمیته مرکزی منتقل شد و ساعتی بعد هم آزاد گردید و به تهران بازگشت. او سال ۱۳۶۲ ایران را ترک کرد و چند سال بعد با ابتلا به يك بيماري، در لوس‌آنجلس آمريكا فوت كرد.

تذکر بنیاد برومند

ماهیت احکام مجرمیت در نظام قضائی جمهوری اسلامی ایران

در نظام دادرسی کیفری در جمهوری اسلامی ایران ضوابط پذیرفته شدۀ دادرسی، از جمله بی طرفی، انصاف و سرعت در کار قضا، مدام شکسته می شوند. زندانیان اغلب از هر نوع ارتباط با دنیای خارج محروم اند و از دلائل بازداشت خویش بی خبر و پیش از آغاز دادرسی نیز به بررسی مدارک و شواهد مورد استناد دادستان مجاز نیستند. در مواردی وکلای متهم از حضور در دادگاه محروم می شوند. افزون بر این، اقرار ناشی از عنف و شکنجه به عنوان سند مثبِتۀ جرم متهم تلقی می شود. از آن جا که دادگاه های جمهوری اسلامی ایران اغلب خود را ملزم به رعایت موازین و ضوابط ضروری برای انجام یک دادرسی منصفانه نمی دانند، در اعتبار قانونی احکام مجرمیتی که از سوی این گونه دادگاه ها صادر می شود تردید رواست.

کیفر بدنی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران

در قانون کیفری جمهوری اسلامی برای طیفی گسترده از جرائم کیفر بدنی مقرّر شده است از آن جمله: مصرف نوشابه های الکلی، سرقت، زنا، رفتار منافی با عفّت عمومی، آمیزش زن و مرد در علن. تعیین کیفر بدنی بر محکوم به اعدام با قاضی دادگاه است. در چنین مواردی، قبل از اجرای حکم اعدام کیفر شلّاق به قصد تشدید درد مجرم جاری می شود. افزون بر کیفر شلّاق، نظام حقوقی جمهوری اسلامی قطع دست یا پای مرتکب به سرقت را نیز مجاز می داند. در چنین مواردی، دست یا پای محکوم پس از انتقال وی به بیمارستان و بی حس کردنش بریده می شود. پس از اجرای این کیفر، راه رفتن محکوم حتی به کمک عصا یا چوب بغل نیز دشوار خواهد بود.

تخطّی مستمرّ جمهوری اسلامی از تعهدات ناشی از حقوق بین الملل

استفاده از کیفرهای بدنی نه تنها منافی با اصول حقوق بین الملل است در شماری از معاهدات بین المللی نیز ممئوع شناخته شده. طبق مادۀ 5 «اعلامیۀ جهانی حقوق بشر»- اعلامیه ای که ایران آن را پذیرفته و تصویب کرده است- «هیچ کس نباید آماج شکنجه یا کیفرهای بی رحمانه، غیربشری، یا تحقیرآمیز شود. «میثاق حقوق مدنی و سیاسی بشر نیز - میثاقی که به تصویب ایران رسیده است- با زبانی مشابه اِعمال چنین کیفرهائی را تحریم کرده. مخالفت ژرف جامعۀ جهانی با این گونه کیفرها و رفتارها در «میثاق علیه شکنجه و دیگر کیفرها و رفتارهای بی رحمانه، غیربشری و تحقیرآمیز» (میثاق علیه شکنجه) بازتابی روشن یافته است. این میثاق شکنجه را چنین تعریف می کند: «هر رفتار عمدی که به قصد مجازات فرد برای عملی که از اوسرزده، یا ممکن است سرزده باشد، و به درد و رنج شدید جسمانی یا روانی اش منجر شود. گرچه جمهوری اسلامی ایران تا کنون به میثاق علیه شکنجه نپیوسته، ممنوعیت استفاده از شکنجه امروز از سوی اکثر اعضای جامعۀ بین المللی به عنوان یک اصل مسلم حقوقی و در نتیجه یکی از موازین مسلم عرف بین المللی شناخته شده است. افزون براین، گرچه اصل تحریم کیفر بدنی هنوز در حقوق بین الملل عمومی به تصریح تأئید نشده، قرائن و امارات روزافزون حاکی از آن است که اِعمال این گونه کیفرها ناقض حقوق بین الملل بشری شمرده می شود. [1] در قضیۀ آزبورن علیه جامائیکا، کمیتۀ علیه شکنجه (مرکب از گروهی از متخصصان مأمور نظارت بر اجرای اصول مندرج در «میثاق شکنجه») تأئید کرد که باید «هرنوع کیفر بدنی را باید رفتاری بی رحمانه، غیرانسانی و توهین آمیز، و در نتیجه ناقض اصل هفتم «میثاق علیه شکنجه»، شمرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد تخطّی مستمر جمهوری اسلامی ایران را از تعهداتی که در مورد اجرای اصول حقوق بین الملل بر عهده گرفته است بارها مورد رسیدگی قرار داده است, از جمله در دسامبر سال ۲۰۰۷. در قطعنامۀ شماره ۶۲/۱۶۸، مجمع نامبرده نگرانی عمیق خود را نسبت به تخطی مدام این دولت از موازین حقوق بین المللی بشر اعلام کرد به ویژه با اشاره به «موارد مسلم شکنجه و رفتار بی رحمانه، غیرانسانی و توهین آمیز با متهمان و مجرمان و سنگسار کردن، شلّاق زدن و قطع دست و پای آنان.»


[1] ن. ک. به: Rodley, The Treatment of Prisoners Under International Law, p. 309