پیشتر نیز در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۳، حکم مشابهی برای دو برادر زندانی اهل سرپلذهاب، شهاب و مهرداد تیموری، در همین زندان به اجرا درآمده بود. در حال حاضر نیز، دستکم دو زندانی کُرد دیگر به نامهای کسری کرمی (۴۱ ساله) و مرتضی اسماعیلیان (۴۴ ساله) با حکم قطع چهار انگشت دست در زندانهای ارومیه و تبریز محبوس هستند.
یک منبع مطلع با تایید این خبر به شبکه حقوق بشر کردستان گفت: «در ماههای گذشته، سعید نوری، معاون اجرایی دادستان ارومیه، چندینبار با این سه زندانی در زندان مرکزی ملاقات کرده و هر بار از تعیین آخرین فرصت برای جلب رضایت شاکیان پرونده خبر داده بود. نهایتاً ساعت ۱۰ شب چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، این سه زندانی به دفتر نگهبانی احضار و پس از بستن دستبند، پابند و چشمبند، به محل اجرای حکم منتقل شدند.»
به گفته این منبع، «پیش از ساعت ۱۲ شب، با حضور پیمان خانزاده، رئیس زندان، سعید نوری، معاون دادستان، و چند مقام دیگر قضایی، در اتاق اجرای احکام، پس از تزریق آمپول بیحسی، حکم قطع چهار انگشت دست راست این سه زندانی با استفاده از گیوتین اجرا شد. پس از اجرای حکم، آنان با آمبولانس به یکی از مراکز درمانی ارومیه منتقل و پس از چند ساعت پانسمان، بدون طی روند کامل درمانی، به بند پذیرش زندان مرکزی بازگردانده شدند.»
هادی رستمی متولد ۱۳۶۵ در ایلام، مهدی شرفیان متولد ۱۳۶۳ در خرمآباد، و مهدی شاهیوند متولد ۱۳۷۵، در سال ۱۳۹۴ توسط پلیس آگاهی در ارومیه بازداشت شدند. هر سه در یک پرونده مشترک، در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۸ توسط شعبه کیفری یک ویژه اطفال و نوجوانان به اتهام «سرقت» به «قطع چهار انگشت دست راست از انتها، بهنحوی که انگشت شست و کف دست باقی بماند» و همچنین «رد عین اموال مسروقه» محکوم شدند. این حکم در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ توسط شعبه ۱۳ دیوان عالی کشور به ریاست قاضی علی شوشتری تأیید شد.
هادی رستمی در فروردین ماه سال جاری، در واکنش به اعلام آخرین فرصت برای اجرای حکم، با انتشار نامهای سرگشاده از زندان ارومیه نوشت:
«اینجانب هادی رستمی، مددجو اهل ایلام، از سال ۱۳۹۶ به اتهام سرقت حدی در زندان مرکزی ارومیه در بازداشت به سر میبرم و به قطع چهار انگشت دست راستم محکوم شدهام، در حالیکه بیگناهام. بارها اعلام کردهام که از ۲۲ فقره سرقت مطرحشده در پرونده اطلاعی ندارم. اما در بازداشتگاه اداره آگاهی ارومیه، تحت شکنجه شدید، وادار به امضای برگههای سفید شدم. با وجود این شرایط، همواره بر بیگناهیام پافشاری کردهام، اما صدایم شنیده نشد. اکنون پس از ۸ سال، دادستانی ارومیه طی نامهای اعلام کرده است که اگر من و دو همپروندهام، مهدی شاهیوند و مهدی شرفیان، ظرف ۳۰ روز رضایت شاکیان را جلب نکنیم، حکم قطع دست اجرا خواهد شد. اما من چگونه میتوانم رضایت کسانی را بگیرم که هیچ آسیبی به آنها نرساندهام؟ رضایتی که میلیاردها تومان پول میطلبد، در حالی که من و خانوادهام زیر خط فقر زندگی میکنیم. چنین پولی را از کجا باید بیاورم؟ حالا هم میخواهند دستم را برای کاری که انجام ندادهام قطع کنند. از نهادهای حقوق بشری، سازمان ملل و تمامی مجامع بینالمللی میخواهم برای جلوگیری از اجرای این حکم غیرانسانی اقدام فوری کنند.»
همزمان، سازمان عفو بینالملل نیز با صدور فراخوان اقدام فوری نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع این احکام هشدار داده و از جامعه بینالمللی خواسته بود جمهوری اسلامی ایران را برای لغو این مجازات بیرحمانه تحت فشار بگذارند. در این بیانیه، عفو بینالملل حکم قطع انگشتان را «بیرحمانه و غیرقابل بازگشت» توصیف کرده و آن را «نمایشی وحشیانه» خوانده بود. به گفته این سازمان، سه زندانی یادشده در مرداد ۱۳۹۶ بازداشت و در سال ۱۳۹۸ در دادگاهی ناعادلانه و بر پایه اعترافات اخذشده تحت شکنجه، شلاق، ضربوشتم و تهدید به تجاوز جنسی، به این مجازات محکوم شدند؛ اعترافاتی که در دادگاه نیز آنها را رد کرده بودند.
عفو بینالملل همچنین تأکید کرده بود که این افراد در مرحله تحقیقات از حق دسترسی به وکیل محروم بودهاند و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی و دیوان عالی کشور نیز از رسیدگی به ادعاهای شکنجه خودداری کردهاند. طبق اطلاع این سازمان، دادستانی در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۴۰۳ به این سه زندانی اعلام کرده بود که حکم آنها باید پیش از ۲۲ فروردین اجرا شود. این سازمان همچنین هشدار داده بود که هادی رستمی به دلیل شرایط غیرانسانی و تهدید مکرر به اجرای حکم، بارها دست به خودکشی زده و هر سه زندانی نیز با اعتصاب غذا نسبت به وضعیت خود اعتراض کردهاند.
در جمهوری اسلامی ایران، صدور و اجرای احکام قطع عضو، از جمله قطع دست بهعنوان مجازات سرقت، مصداق آشکار نقض اصل کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بینالمللی این کشور است. بر اساس ماده ۷ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران نیز به آن پیوسته، هیچکس نباید تحت شکنجه یا مجازاتها و رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد. با اینحال، جمهوری اسلامی همچنان از مجازاتهای بدنی از جمله شلاق، سنگسار و قطع عضو در سیستم قضایی خود استفاده میکند، در حالی که به کنوانسیون بینالمللی منع شکنجه نپیوسته و نظارتپذیری بینالمللی در این حوزه را نپذیرفته است.
در سالهای اخیر نهتنها روند صدور و اجرای احکام قطع عضو در ایران متوقف نشده، بلکه بهگفته غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بیشترین تعداد اجرای این احکام طی سه سال اخیر صورت گرفته است. اژهای که در آذر ماه ۱۴۰۳ در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد سخنرانی میکرد، این مجازات را «حکم الهی» خواند و با افتخار از اجرای آنها علیرغم فشارهای داخلی و بینالمللی دفاع کرد.
این در حالی است که سازمان ملل متحد، عفو بینالملل و دیگر نهادهای حقوق بشری بارها خواهان توقف فوری این احکام غیرانسانی شدهاند. آمار اعلامشده توسط دفتر حقوق بشر سازمان ملل (تیر ۱۴۰۱) حاکی از آن است که تنها در دو دهه گذشته، دستکم ۲۳۷ نفر در ایران به مجازات قطع عضو محکوم شدهاند که از این میان، حداقل ۱۲۹ حکم به اجرا درآمده است.
تذکر بنیاد برومند
ماهیت احکام مجرمیت در نظام قضائی جمهوری اسلامی ایران
در نظام دادرسی کیفری در جمهوری اسلامی ایران ضوابط پذیرفته شدۀ دادرسی، از جمله بی طرفی، انصاف و سرعت در کار قضا، مدام شکسته می شوند. زندانیان اغلب از هر نوع ارتباط با دنیای خارج محروم اند و از دلائل بازداشت خویش بی خبر و پیش از آغاز دادرسی نیز به بررسی مدارک و شواهد مورد استناد دادستان مجاز نیستند. در مواردی وکلای متهم از حضور در دادگاه محروم می شوند. افزون بر این، اقرار ناشی از عنف و شکنجه به عنوان سند مثبِتۀ جرم متهم تلقی می شود. از آن جا که دادگاه های جمهوری اسلامی ایران اغلب خود را ملزم به رعایت موازین و ضوابط ضروری برای انجام یک دادرسی منصفانه نمی دانند، در اعتبار قانونی احکام مجرمیتی که از سوی این گونه دادگاه ها صادر می شود تردید رواست.
کیفر بدنی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران
در قانون کیفری جمهوری اسلامی برای طیفی گسترده از جرائم کیفر بدنی مقرّر شده است از آن جمله: مصرف نوشابه های الکلی، سرقت، زنا، رفتار منافی با عفّت عمومی، آمیزش زن و مرد در علن. تعیین کیفر بدنی بر محکوم به اعدام با قاضی دادگاه است. در چنین مواردی، قبل از اجرای حکم اعدام کیفر شلّاق به قصد تشدید درد مجرم جاری می شود. افزون بر کیفر شلّاق، نظام حقوقی جمهوری اسلامی قطع دست یا پای مرتکب به سرقت را نیز مجاز می داند. در چنین مواردی، دست یا پای محکوم پس از انتقال وی به بیمارستان و بی حس کردنش بریده می شود. پس از اجرای این کیفر، راه رفتن محکوم حتی به کمک عصا یا چوب بغل نیز دشوار خواهد بود.
تخطّی مستمرّ جمهوری اسلامی از تعهدات ناشی از حقوق بین الملل
استفاده از کیفرهای بدنی نه تنها منافی با اصول حقوق بین الملل است در شماری از معاهدات بین المللی نیز ممئوع شناخته شده. طبق مادۀ 5 «اعلامیۀ جهانی حقوق بشر»- اعلامیه ای که ایران آن را پذیرفته و تصویب کرده است- «هیچ کس نباید آماج شکنجه یا کیفرهای بی رحمانه، غیربشری، یا تحقیرآمیز شود. «میثاق حقوق مدنی و سیاسی بشر نیز - میثاقی که به تصویب ایران رسیده است- با زبانی مشابه اِعمال چنین کیفرهائی را تحریم کرده. مخالفت ژرف جامعۀ جهانی با این گونه کیفرها و رفتارها در «میثاق علیه شکنجه و دیگر کیفرها و رفتارهای بی رحمانه، غیربشری و تحقیرآمیز» (میثاق علیه شکنجه) بازتابی روشن یافته است. این میثاق شکنجه را چنین تعریف می کند: «هر رفتار عمدی که به قصد مجازات فرد برای عملی که از اوسرزده، یا ممکن است سرزده باشد، و به درد و رنج شدید جسمانی یا روانی اش منجر شود. گرچه جمهوری اسلامی ایران تا کنون به میثاق علیه شکنجه نپیوسته، ممنوعیت استفاده از شکنجه امروز از سوی اکثر اعضای جامعۀ بین المللی به عنوان یک اصل مسلم حقوقی و در نتیجه یکی از موازین مسلم عرف بین المللی شناخته شده است. افزون براین، گرچه اصل تحریم کیفر بدنی هنوز در حقوق بین الملل عمومی به تصریح تأئید نشده، قرائن و امارات روزافزون حاکی از آن است که اِعمال این گونه کیفرها ناقض حقوق بین الملل بشری شمرده می شود. [1] در قضیۀ آزبورن علیه جامائیکا، کمیتۀ علیه شکنجه (مرکب از گروهی از متخصصان مأمور نظارت بر اجرای اصول مندرج در «میثاق شکنجه») تأئید کرد که باید «هرنوع کیفر بدنی را باید رفتاری بی رحمانه، غیرانسانی و توهین آمیز، و در نتیجه ناقض اصل هفتم «میثاق علیه شکنجه»، شمرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد تخطّی مستمر جمهوری اسلامی ایران را از تعهداتی که در مورد اجرای اصول حقوق بین الملل بر عهده گرفته است بارها مورد رسیدگی قرار داده است, از جمله در دسامبر سال ۲۰۰۷. در قطعنامۀ شماره ۶۲/۱۶۸، مجمع نامبرده نگرانی عمیق خود را نسبت به تخطی مدام این دولت از موازین حقوق بین المللی بشر اعلام کرد به ویژه با اشاره به «موارد مسلم شکنجه و رفتار بی رحمانه، غیرانسانی و توهین آمیز با متهمان و مجرمان و سنگسار کردن، شلّاق زدن و قطع دست و پای آنان.»
[1] ن. ک. به: Rodley, The Treatment of Prisoners Under International Law, p. 309