بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

ستار سلیمی

درباره

سن: ۱۸
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱ مرداد ۱۳۸۵
محل دفن مشخص است: بله
محل: تبريز، استان آذربايجان شرقی، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام فراقضایی » نحوه اعدام فراقضایی نامشخص

ملاحظات

ماموران گفتند او هنگام فرار در رود ارس غرق شد و جان باخت. روایتی که خانواده قبول نکردند.

اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای ستار سلیمی، ساکن تبریز، از طریق سایت میللی شورا (۲۰ بهمن ۱۳۸۶) و اخبار روز (۲۱ بهمن ۱۳۸۶) به دست آمده است.

آقای سلیمی متولد سال ۱۳۶۷ در تبریز بود. او دانش‌آموز هنرستان اکبریه در محله‌ی «سامان‌میدانی» این شهر و از خانواده‌ای کم‌درآمد بود. (اخبار روز، ۲۱ بهمن ۱۳۸۶)وی در سال ۱۳۸۴ با جریان موسوم به «حرکت ملی آذربایجان» آشنا شد و به یادگیری زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی علاقه‌مند بود و در کلاس‌های غیررسمی آموزش زبان مادری شرکت می‌کرد. (میللی شورا، ۲۰ بهمن ۱۳۸۶)

اعدام خودسرانه آقای سلیمی مربوط به اعتراضات به چاپ کاریکاتور در روزنامه ایران در سال ۱۳۸۵ است.

پیش‌زمینهٔ اعتراضات سال ۱۳۸۵ آذربایجان

روزنامهٔ دولتی «ایران» در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ در ویژه‌نامهٔ جمعهٔ خود کاریکاتوری منتشر کرد که در آن، یک سوسک در پاسخ به کودکی که با او صحبت می‌کرد، به زبان ترکی آذربایجانی گفت: «نمنه؟» [به معنی «چی؟»]. بسیاری از مخاطبان آذری این کاریکاتور را به‌عنوان تشبیه قوم ترک به سوسک تلقی کرده و آن را توهینی آشکار به جامعهٔ آذربایجانی ایران دانستند.

رویکردهای حاکمیت در ممانعت از آموزش به زبان مادری در مدارس، از پیش سبب ایجاد تنش‌هایی میان آذری‌ها شده بود. خبر انتشار این کاریکاتور و عدم واکنش مسئولان به اعتراضات اولیه ــ که عمدتاً از دانشگاه‌ها آغاز شده بود ــ منجر به شروع موج تظاهرات خیابانی از ابتدای خرداد ۱۳۸۵ شد. بسیاری از معترضان در شهرهای تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، مرند، مراغه، اهر، خلخال، خوی، میانه و سولدوز (نقده) شعارهایی از جمله «هارای هارای، من تورکم» [فریاد فریاد، من ترک هستم] سر دادند و خواستار توقیف روزنامهٔ «ایران» و عذرخواهی رسمی مقامات عالی‌رتبه شدند.

با بالا گرفتن اعتراضات، در ۲ خرداد ۱۳۸۵ هیئت دولت رسماً انتشار این کاریکاتور را تقبیح کرد و آن را «توهین به ملت ایران» خواند. دستگاه قضایی نیز دستور توقیف روزنامهٔ «ایران» و بازداشت سردبیر ویژه‌نامه و کاریکاتوریست را صادر کرد و حتی طرح استیضاح وزیر فرهنگ و ارشاد در مجلس مطرح شد. این اقدامات اگرچه با هدف فروکش‌کردن اعتراضات انجام گرفت، اما نتوانست خشم عمومی را فرو بنشاند.

در ۳ خرداد، با شدت‌گرفتن تظاهرات در تبریز، محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور وقت ایران، آمریکا را به «توطئه برای ایجاد تفرقهٔ قومی» متهم کرد. دادگستری و نیروی انتظامی آذربایجان شرقی بیش از ۵۰ نفر را در ارتباط با تظاهرات بازداشت کردند. مقام‌های ایرانی ادامهٔ این حرکت‌های اعتراضی را به دخالت عوامل خارجی نسبت دادند و هشدار دادند که با تجمع‌های اعتراضی در آذربایجان به‌شدت برخورد خواهد شد.

در ۴ خرداد ۱۳۸۵، در شهر نقده (واقع در استان آذربایجان غربی)، نیروهای انتظامی و بسیج مستقیماً به‌سوی معترضانی که قصد حرکت به‌سوی ساختمان فرمانداری داشتند تیراندازی کردند. در واکنش به این سرکوب، روز بعد هزاران نفر در تبریز به ساختمان‌های دولتی و بانک‌ها سنگ‌پرانی کردند. نیروهای ضد شورش پلیس در شهرهای مختلف با پرتاب گاز اشک‌آور، باتوم و در مواردی شلیک گلولهٔ جنگی با مردم مقابله کردند.

بنا به گفتهٔ فعالان آذری و سازمان عفو بین‌الملل، این اعتراضات دست‌کم ۲۰ کشته و ده‌ها مجروح برجای گذاشت. در حالی که فرمانده وقت نیروی انتظامی آذربایجان غربی، سرتیپ حسن کرمی، از کشته‌شدن ۴ نفر و زخمی‌شدن ۴۳ نفر خبر داد.

در ۷ خرداد، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با استفاده از واژهٔ «دشمن» معترضان را مرتبط با بیگانگان دانست و گفت: «دشمنان آذربایجان را نمی‌شناسند؛ آذربایجان صاحب انقلاب است.» این موضع در روزهای بعد از سوی دیگر مقامات حکومتی تکرار شد. در ۸ خرداد، وزیر کشور نیز آمریکا را به برانگیختن ناآرامی‌ها متهم کرد. سخنگوی وقت دولت عامل این اعتراضات را تحریک برخی افراد و گروه‌ها از طریق کانال‌های ماهواره‌ای دانست. رئیس قوهٔ قضاییهٔ آذربایجان شرقی نیز از دستگیری ۳۳۰ نفر در ارتباط با این اعتراضات خبر داد و برخی از بازداشت‌شدگان را به «اقلیت مذهبی بهایی»، «حزب توده» و حتی «ارتباط با اسرائیل» متهم کرد. بسیاری از بازداشتی‌ها طی ماه‌های بعد با اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ تجزیه‌طلبی» و «تحریک قومیتی» محاکمه شدند.

از سوی دیگر، دادسرای نظامی ارومیه پس از گذشت نزدیک به دو سال از شکایت خانواده‌های جان‌باختگان نقده علیه ماموران نیروی انتظامی و بسیج، در شهریور ۱۳۸۷ با صدور قرار منع تعقیب، به‌کارگیری سلاح توسط ماموران را «مطابق قانون» تشخیص داد و تنها دولت را مسئول پرداخت دیه معرفی کرد. همچنین شکایت جداگانهٔ خانواده‌ها علیه فرماندار وقت نقده در دادسرای کارکنان دولت تهران رد و فرماندار تبرئه شد. هرچند فشار بر خانواده‌ها و محدودیت در برگزاری جمعیِ مراسم یادبود قربانیان تا سال‌ها ادامه یافت.

دستگیری و بازداشت

آقای ستار سلیمی در جریان اعتراضات خرداد ماه ۱۳۸۵ در تبریز بازداشت شد. نیروهای امنیتی او را در تظاهرات دستگیر کردند و به یکی از بازداشتگاه‌های مخفی وابسته به وزارت اطلاعات تبریز منتقل کردند. خانواده‌ی وی از همان روز بازداشت تا پانزده روز هیچ اطلاعی از سرنوشت فرزندشان نداشتند. آن‌ها پس از جست‌وجوهای مکرر در رفت و آمد به نهادهای قضایی، از  طریق دادگستری تبریز مطلع شدند که فرزندشان در بازداشت به سر می‌برد و بعد از طی شدن مراحل قانونی  به‌زودی آزاد خواهد شد. (میللی شورا، ۲۰ بهمن ۱۳۸۶؛ اخبار روز، ۲۱ بهمن ۱۳۸۶)

آقای سلیمی در سال ۱۳۸۴ با جنبش «حرکت ملی آذربایجان» آشنا شد و به یکی از فعالین این جنبش بدل شد.

با وجود این اطلاع رسمی، خانواده تا دو ماه بعد اجازه‌ی ملاقات یا تماس با او را نیافتند و آقای سلیمی از برقراری تماس با خانواده محروم بود. بنا به گزارش‌ها، آقای سلیمی در این مدت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت بازجویی قرار داشت. (اخبار روز، ۲۱ بهمن ۱۳۸۶)

اعدام خودسرانه آقای ستار سلیمی

بنا بر اطلاعات موجود، در تاریخ یکم مرداد ۱۳۸۵، دو ماه پس از بازداشت آقای سلیمی، مقامات وزارت اطلاعات تبریز پیکر بی‌جان آقای سلیمی را به خانواده‌اش تحویل دادند. به گفته‌ی مقامات رسمی، او هنگام «فرار از بازداشتگاه» در رود ارس «غرق شده است». این روایت از سوی مقامات اطلاعاتی به خانواده اعلام شد. (میللی شورا، ۲۰ بهمن ۱۳۸

منابع محلی و فعالان مدنی آذربایجان اما معتقدند که ستار سلیمی در بازداشتگاه بر اثر شکنجه جان خود را از دست داده است. آن‌ها روایت رسمی از غرق‌شدن را «غیرواقعی و غیرممکن» دانستند، زیرا مسیر زندان تبریز تا رود ارس بیش از ۱۵۰ کیلومتر فاصله دارد و هیچ گزارشی از فرار یا انتقال او به آن منطقه وجود نداشت. (اخبار روز، ۲۱ بهمن ۱۳۸۶)

خانواده‌ی آقای سلیمی پس از دریافت پیکر فرزندشان، در سکوت کامل و تحت نظارت ماموران، او را به خاک سپردند. به آن‌ها اجازه‌ی برگزاری مراسم ترحیم در مسجد محله داده نشد و ناچار شدند مراسم کوچکی را در منزل خود در محله‌ی «میسیرقهوه‌سی» تبریز برگزار کنند. منابع نزدیک به خانواده گزارش داده‌اند که نیروهای امنیتی در زمان برگزاری مراسم در محل حضور داشتند و از هرگونه اطلاع‌رسانی یا حضور گسترده‌ی مردم جلوگیری کردند. (اخبار روز، ۲۱ بهمن ۱۳۸۶؛ میللی شورا، ۲۰ بهمن ۱۳۸۶)

واکنش مسئولان

بنا به اظهار مقامات رسمی، علت مرگ آقای سلیمی «غرق شدن در رود ارس» عنوان شد. همچنین، ماموران وزارت اطلاعات پس از تحویل پیکر، خانواده را تهدید کردند که از گفت‌وگو با رسانه‌ها پرهیز کنند و به آنها اجازه برگزاری مراسم در ترحیم در مسجد محله را ندادند. (میللی شورا، ۲۰ بهمن ۱۳۸۶)

واکنش خانواده

از واکنش آقای سلیمی اطلاعی در دست نیست.

تأثیر بر خانواده

از تاثیر مرگ آقای سلیمی بر خانواده اطلاعی در دست نیست.

تصحیح و یا تکمیل کنید