بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

بهمن جنابی‌

درباره

سن: ۱۹
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
محل دفن مشخص است: بله
محل: تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح پر‌شده از گلوله‌های فلزی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن

ملاحظات

بهمن جنابی‌، جوانی ۱۹ ساله، در جریان اعتراضات ۱۳۸۸ در تهران با شلیک گلوله کشته شد. خانواده‌اش پس از سه روز پیکر او را یافتند، اما پیگیری‌های حقوقی برای عدالت بی‌نتیجه ماند.

خبر و اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای بهمن جنابی، فرزند حبیب الله از طریق آژانس ایران خبر (۷ تیر ۱۳۸۸)، جنبش راه سبز (۷ اردیبهشت ۱۳۸۹؛ ۲۷ خرداد ۱۳۹۰) و روز آنلاین (۲۷ تیر ۱۳۹۰) به دست آمده است.

آقای بهمن جنابی‌، فرزند حبیب‌الله، در ۹ آذرماه ۱۳۶۸متولد شد. او فرزند دوم خانواده و دارای سه برادر بود که در شهر تهران زندگی می‌کردند. پدر آقای جنابی کارمند بازنشسته بانک ملی بود و به گفته برادر آقای جنابی آنها در یک خانواده با «حقوقی کارمندی و با سلامت» بزرگ شده بودند. برادر بزرگ او در وصفش گفت: «بهمن برای ما بسیار با ارزش بود، دانش‌آموز همیشه ممتاز و آدم اهل کاری که به درد جامعه می‌خورد.». او تحصیلات متوسطه خود را در رشته تاسیسات در یکی از مدارس فنی‌وحرفه‌ای تهران به پایان رساند و سپس در رشته برق صنعتی وارد بازار کار شد. وی فعالیت حرفه‌ای خود را در مغازه‌ای کوچک که شخصاً اداره می‌کرد، آغاز کرد. این مغازه در زمینه تاسیسات و نصب پکیج و آبگرمکن فعال بود و در خیابان خوش، تقاطع هاشمی در شهر تهران واقع شده بود. (جرس-۲۷ تیر ۱۳۹۰؛ صفحه به یاد سهراب اعرابی، ۱۴ اسفند ۱۳۹۲)

آقای جنابی هم‌زمان با اشتغال، فرایند اعزام به خدمت سربازی را نیز دنبال کرد. او دفترچه اعزام به خدمت خود را به سازمان نظام وظیفه ارائه کرده بود و قرار بود در دی‌ماه سال ۱۳۸۸ به خدمت سربازی اعزام شود. (جرس-۲۷ تیر ۱۳۹۰)

اعدام خودسرانه آقای جنابی به اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ مربوط است.

خلاصه رویدادهای ایران پس از انتخابات ۱۳۸۸ 

پس از اعلام پیروزی مجدد محمود احمدی‌نژاد با اکثریت ۶۳/۶۲ درصدی آرا در دهمین دوره انتخابات رییس جمهوری ایران، که در تاریخ جمعه ٢٢ خرداد ١٣٨٨ برگزار شد، اعتراض‌های سراسری مردم به نتیجه انتخابات شروع شد. سرویس پیامک تلفن‌های همراه در ایران، از ساعت ١١ شب پنج‌شنبه (٢١ خرداد ١٣٨٨) قطع شد. این اختلال در سرویس پیامک در طول برگزاری انتخابات و تا دهم تیرماه ادامه داشت. در هنگام برگزاری انتخابات، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران اعلام کرد که تجمع هواداران نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور غیرقانونی است. عصر همان روز مانوری به نام مانور اقتدار در میدان‌های مختلف شهر تهران و با هدف «برقراری نظم و امنیت در شعب و صندوق‌های اخذ رأی» در تهران انجام شد. در حالی‌که وزیر کشور ایران گفته بود اعلام تدریجی نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از اذان صبح (حدود ساعت چهار صبح) آغاز خواهد شد، رئیس ستاد انتخابات کشور کمی پس از نیمه شب اعلام نتایج را آغاز کرد.

پس از اعلام نتیجه، مردم با اعتقاد بر اینکه تقلب انجام گرفته است در روز ٢٣ خرداد به خیابان‌ها رفته و اعتراض خود را ابراز کردند. موسوی، کروبی و رضایی، رقیبان احمدی‌نژاد در این انتخابات، اعلام کردند که تخلفات زیادی در انتخابات انجام گرفته است و به نتیجه اعتراض کردند. آنها شکایت خود را به شورای نگهبان ارایه کردند و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد شدند. در عین حال، ولی فقیه ایران، آیت‌الله خامنه‌ای قبل از بررسی نتیجه توسط شورای نگهبان، پیروزی محمود احمدی‌نژاد را تبریک گفت. تعداد زیادی از افرادی که در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی فعالیت داشتند بازداشت شدند.

روز ۲۵ خرداد، راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در خیابان‌های مرکزی تهران برگزار شد. به نقل از شهردار تهران، گفته می‌شود حدود سه میلیون نفر در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند. در هنگام پایان گرفتن راهپیمایی، عده‌ای از مردم توسط  نیروهای شبه‌نظامی، کشته و زخمی شدند. دولت ایران برای جلوگیری از انتشار اخبار، خبرنگاران خارجی را اخراج و خبرگزاری‌ها را از فرستادن اخبار منع کرد. در سه روز بعد نیز، راهپیمایی‌های گسترده و آرام با شرکت معترضان در تهران برگزار شد. به دنبال اعلام حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در نماز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨ و هشدار وی به معترضان مبنی بر اینکه مسئولیت هرج و مرج و تبعات آن به عهده خودشان است، و سازمان عفو بین‌الملل که آن را «مشروعیت بخشیدن به اعمال خشونت توسط نیروهای انتظامی» برای سرکوب معترضان خواند، سرکوب‌ها صورت جدیدی به خود گرفت. در روز ۳۰ خرداد و پس از آن، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به سرکوب معترضان پرداختند. هر گونه تجمع مردمی غیرقانونی اعلام شد و توسط پلیس و لباس شخصی‌ها به خشونت کشیده شد.

نیروهای شبه‌نظامی موسوم به لباس شخصی، گروه‌هایی هستند که در جریان تجمع‌ها و فعالیت‌های صنفی، دانشجویی، انتخاباتی واعتراضی برای سرکوب مردم استفاده می‌شوند. از اینکه این گروه‌ها چگونه سازماندهی می‌شوند یا از چه کسانی دستور می‌گیرند، اطلاعات زیادی در دست نیست. این نیروها لباس معمولی بر تن می‌کنند و فاقد یونیفرم مشخص هستند. آنها گاه با چوب و چماق و گاه با زنجیر و چاقو یا با باتوم و اسلحه گرم تجهیز می‌شوند و زمانی که حکومت قصد سرکوب مردم را دارد ظاهر می‌شوند. آنچه روشن است، این است که نیروهای انتظامی اگر با آنها همراهی نکنند، هیچ واکنشی برای مهار خشونت آنها نشان نمی‌دهند و لباس شخصی‌ها آزادانه در میان نیروهای انتظامی رفت و آمد می‌کنند و در برابر پلیس اقدام به ضرب و شتم وحشیانه معترضان می‌کنند. در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ماه ١٣٨٨، مردم با قرار دادن عکس این افراد در اینترنت، تعدادی از آنها را شناسایی کردند و مدارکی دال بر رابطه این افراد با بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی ارائه دادند. در بیست پنجم شهریور ماه ۱۳۸۸ جانشین فرمانده سپاه سیدالشهداء استان تهران شرکت فعال نیروی مقاومت بسیج و نقش تعیین‌کننده آنها را در سرکوب مردم تایید کرد و گفت: «بسيجی‌ها با حضور خود در حوادث اخير چشم فتنه‌گران را كور كردند و بايد از آن‌ها قدردانی شود... دشمنان اسلام با غبارآلود کردن فضا می‌خواستند در حوادث اخير سوءاستفاده كنند اما بحمدالله با روشنگری مقام معظم رهبری در مقابل اين فتنه پیروز شدیم.»  وی همچنین تاکید کرد که: «جوانان غيور و ولايت‌مدار بسيجی كه نسل دوم و سوم انقلاب بودند در اين صحنه موفق شدند و پيروز ميدان بودند.»

در جریان اعتراضات خسارت‌هایی به اموال شهروندان وارد شد. در آن زمان، مقام‌های مسئول و رادیو و تلویزیون دولتی سعی کردند این تخریب‌ها را به معترضان نسبت دهند و سرکوب را توجیه کنند. این در حالی بود که عکس‌ها و فیلم‌هایی در اینترنت منتشر شد که نیروهای انتظامی را در حال تخریب، در خیابان‌های فرعی و جاهای خلوت و دور از جریان اعتراض‌های مردمی نشان می‌دادند. همچنین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در تاریخ ٢٨ مهر ١٣٨٨ در همایش عمومی فرماندهان و مدیران فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، تخریب اموال شهروندان توسط نیروهای انتظامی را اذعان داشت و مسئولیت آن‌را پذیرفت.

اطلاع دقیقی از تعداد کشته‌شدگان، زخمی‌ها و ناپدید‌شده‌ها در دست نیست. بنا بر گزارش‌های مختلف، تعداد قربانیان این راهپیمایی‌ها در سراسر ایران، صدها نفر است که نام بیش از ٧٠ نفر گزارش شده است. همچنین مقام‌های مسئول، خانواده برخی از قربانیان را تهدید کرده‌اند که سکوت اختیار کنند و با رسانه‌‌ها مصاحبه نکنند. گفته می‌شود که شرایط پس دادن جسد به خانواده‌ها، عوض کردن علت فوت در گواهی پزشکی قانونی به علل طبیعی مانند سکته قلبی و...، سلب حق شکایت از بستگان کشته شده‌ها و خودداری از برگزاری مراسم یادبود برای عزیزان‌شان بوده است. بر طبق اعلام منابع دولتی، پس از ۲۲ خرداد، بیش از ۴٠٠٠ نفر در سراسر کشور بازداشت شدند که تعداد زیادی از آنها در بازداشتگاه کهریزک بدون رعایت حقوق زندانیان و حداقل امکانات بهداشتی نگهداری شدند. گزارش‌های متعددی در مورد خشونت، شکنجه و تجاوز به بازداشت‌شدگان منتشر شده است. تعدادی از بازداشت‌شدگان در اثر ضرب و شتم در دوران بازداشت و شرایط سخت و طاقت‌فرسا و شکنجه‌هایی که در  زندان کهریزک متحمل شدند، جان سپردند.

اعدام خودسرانه آقای بهمن جنابی‌

آقای بهمن جنابی در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، حدود ساعت ۹ شب در حوالی خیابان خوش جنوبی تقاطع آذربایجان در جریان اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری با شلیک مستقیم گلوله به قلبش کشته شد. (روز آنلاین -۲۷ تیر ۱۳۹۰) 

همزمان با اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸، در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ حوالی ساعت ۶ بعد از ظهر آقای جنابی با پدرش تماس گرفت و از مشاهداتش مبنی بر شلوغی خیابان در نتیجه اعتراضات مردمی سخن گفت. به گفته برادرش، محل وقوع حادثه در حوالی خیابان بوستان، چهارراه بالایی فروشگاهی بوده که خانواده جنابی آن را اداره می‌کردند. آن‌طور که کسبه محل نقل کرده‌اند، آقای جنابی با اصابت مستقیم گلوله‌ای به سینه و برخورد به قلبش کشته شد. از ساعت ۶ که او با پدر تماس گرفت تا حدود ساعت ۹ شب که کشته شد، خانواده اطلاعی دقیق از جزئیات واقعه به دست نیاوردند. (جرس، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۹)

یکی از برادران آقای جنابی که در زمان وقوع حادثه در دوران خدمت سربازی به سر می‌برد، در  مورد روند جست‌وجو خانواده برای یافتن پیکر برادرش اظهار داشت : «حدود ۲۰ روز بود که به خانه بازنگشته بودم. فردای روزی که بهمن شهید شد، چند نفر از اقوام برای اطلاع‌رسانی نزد من آمدند. به همراه آن‌ها به جست‌وجو پرداختیم و تمام بیمارستان‌ها را زیر پا گذاشتیم، به کلانتری‌ها و زندان‌ها سر زدیم، اما هیچ خبری از او نبود.» این جست‌وجوها تا دوم تیرماه ۱۳۸۸ ادامه یافت تا اینکه تماسی از بیمارستان لولاگر با خانواده برقرار شد. وسایل شخصی او شامل کیف و تلفن همراهش به خانواده تحویل داده شد؛ پرستاران شماره تماس خانواده را از گوشی موبایل او یافته بودند. اما پیکر وی در آن بیمارستان نبود. (جرس، ۲۷ خرداد ۱۳۹۰)

خانواده آقای جنابی که همچنان در بلاتکلیفی به‌سر می‌بردند، جست‌وجوی خود را ادامه دادند. برادرش در مصاحبه با وبسایت جرس عنوان کرد: «پدرم به کلانتری مراجعه کرد و پرسید: "فرزند ما کجاست؟ چه اتفاقی برایش افتاده؟" پاسخ دادند که شاید در پزشکی قانونی کهریزک باشد. ما هم فوراً به آنجا رفتیم و متأسفانه پیکر بهمن را همان‌جا یافتیم.» (جرس، ۲۷ خرداد ۱۳۹۰)

بنا به گزارش وب سایت جرس، آقای جنابی در حوالی خیابان خوش جنوبی، تقاطع آذربایجان و در نزدیکی مسجد لولاگر هدف گلوله قرار گرفت. منابع این خبرگزاری احتمال دادند که او همانند تعدادی دیگر از جان‌باختگان اعتراضات آن روز، توسط نیروهای وابسته به پایگاه بسیج مسجد لولاگر کشته شدند. این منابع همچنین گفتند او به دلیل نصب پارچه سبز بر روی موتور سیکلتش، به نشانه حمایت از جنبش سبز، هدف قرار گرفت. (جرس، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۹)

در گواهی فوت علت مرگ «اصابت گلوله» عنوان شد. (صفحه به یاد سهراب اعرابی، ۱۴ اسفند ۱۳۹۲)

پیکر آقای بهمن جنابی در بهشت زهرای تهران قطعه ۲۵۶ ردیف ۱۳۷ شماره ۲۸ به خاک سپرده شد. (آژانس ایران خبر ۷ تیر ۱۳۸۸)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

در روزهای ابتدایی پس از کشته شدن بهمن جنابی در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸، چند فرد ناشناس به منزل خانواده او مراجعه کردند و با طرح پرسش‌هایی درباره فرزندشان، اقدام به یادداشت‌برداری کردند. خانواده جنابی نمی‌دانند این افراد به چه نهادی وابسته بوده‌اند. (روز آنلاین، ۲۷ تیر ۱۳۹۰)

به گفته نزدیکان خانواده، نیروهای امنیتی با فشار و تهدید تلاش کردند که آقای جنابی را به عنوان «بسیجی» معرفی کنند و آنها را از پیگیری قتل فرزندشان منصرف کنند. همچنین، در آستانه دومین سالگرد کشته شدن آقای جنابی فشارها از سوی نهادهای امنیتی بر خانواده شدت گرفت و از آن‌ها خواسته شد تا مراسم سالگرد را بدون اعلام عمومی و تنها در حضور اعضای خانواده برگزار کنند. این مراسم در روز جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ در بهشت زهرای تهران، بر سر مزار آقای جنابی، در فضایی امنیتی و تحت نظارت ماموران برگزار شد. (جرس، ۲۷ خرداد ۱۳۹۰)

مسئولین قضایی به پرونده شکایت خانواده در رابطه با مرگ فرزندشان رسیدگی نکردند و از خانواده خواستند تا خودشان قاتل را معرفی کنند. مسئولین دادسرای جنایی به خانواده اعلام کردند فرزندشان به وسیله یک گلوله «۸ میلی‌متری» کشته شده است. (روز آنلاین، ۲۷ تیر ۱۳۹۰)

واکنش خانواده

خانواده آقای جنابی با مراجعه به دادسرای جنایی تهران شکایتی رسمی ثبت کردند و خواستار رسیدگی به پرونده قتل فرزندشان شدند. آنها نیت خود از ثبت شکایت را «نه تنها اقدامی حقوقی، بلکه تلاشی برای روشن شدن حقیقت و ثبت مظلومیت عزیزشان در تاریخ» عنوان کردند. آنها دو سال پس از قتل فرزندشان در مصاحبه‌ای اعلام کردند که پی‌گیری حقوقی بی‌نتیجه مانده است. برادر وی در توضیح گفت در دادسرای جنایی تهران، مسئولین به خانواده گفتند «شما قاتل را معرفی کنید» که خانواده در پاسخ گفتند «اگر قاتل را می‌شناختیم پیش شما نمی‌آمدیم.» (روز آنلاین، ۲۷ تیر ۱۳۹۰)

برادر آقای جنابی در واکنش به قتل برادرش گفت بهمن و دیگر جان‌باختگان اعتراضات «تنها اعضای یک خانواده نبودند، بلکه بخشی از سرمایه‌های انسانی کشور به شمار می‌رفتند.» به باور او، جوانانی چون آقای جنابی همان جایگاهی را دارند که «قهرمانان تاریخی ایران» در حافظه جمعی این سرزمین به خود اختصاص داده‌اند. او گفت نسل امروز، «رستم‌ها و سهراب‌های» تازه‌ای بودند که می‌توانستند آینده کشور را دگرگون کنند، اما پیش از آنکه فرصت شکوفایی بیابند، از جامعه گرفته شدند. از نگاه خانواده، این فقدان صرفاً یک داغ شخصی نیست، بلکه ضربه‌ای به پیکره جامعه است. (روز آنلاین، ۲۷ تیر ۱۳۹۰)

تأثیر بر خانواده

پس از کشته‌شدن آقای جنابی در اعتراضات وضعیت روحی مادر او وخیم شد و همواره درگیر خاطرات تلخ آن روزهاست. (جرس، ۲۷ خرداد ۱۳۹۰)

برادر بزرگ‌تر وی که در زمان حادثه در خدمت سربازی بود، درباره تاثیر این واقعه بر خانواده گفت: «ما از مسیر عادی  زندگی خارج شده‌ایم؛ هم روحی، هم مالی. خانواده‌مان از هم پاشیده... پدر و مادرم شبیه مرده‌های متحرکند، و ما فقط تلاش می‌کنیم وانمود کنیم قوی هستیم تا بیشتر نشکنند.» (روز آنلاین، ۲۷ تیر ۱۳۹۰)

برادر آقای جنابی‌: «بهمن برای ما بسیار با ارزش بود، دانش‌آموز همیشه ممتاز و آدم اهل کاری که به درد جامعه می‌خورد.»

برادر آقای جنابی در توصیف وضعیت خانواده پس از کشته‌شدن بهمن گفت: «بعد از بهمن، پدر ما به طور کامل از دست رفت. مادر شاید با اشک و گریه و یا نفرین بتواند خودش را آرام کند، ولی پدرم هیچ حرفی نمی‌زند، از درون خودش را می‌خورد. ما یک خانواده‌ی شش‌نفری بودیم، وقتی بهمن رفت، انگار هر شش نفرمان رفتیم… مادر ما جوان است، ولی بعد از بهمن مدام اصرار می‌کرد که من را در قبر دو طبقه‌ای بگذارید که کنار بهمن باشم. مادرم سنی ندارد. یعنی یکی از خواسته‌های انسانی که در این جامعه باید با امید زندگی کند، این شده که برود قبر برای خودش بخرد...» (صفحه به یاد سهراب اعرابی، ۱۴ اسفند ۱۳۹۲)

تصحیح و یا تکمیل کنید