بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

فرزاد انصاری (تزمی‌پور)

درباره

سن: ۲۷
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (شيعه)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۵ آبان ۱۳۹۸
محل دفن مشخص است: بله
محل: بهبهان، استان خوزستان، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن
سن در زمان ارتکاب جرم انتسابی: ۲۷

ملاحظات

فرزاد انصاری‌فر، کارگر ساختمانی که از پشت سر مورد هدف قرار گرفت و کشته شد.

اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای فرزاد انصاری‌فر، فرزند آقای امین انصاری‌فر و خانم مریم بهتری‌پور از طریق مصاحبه بنیاد برومند با یک منبع مطلع (۱۴ اسفند ۱۳۹۹) به دست آمده است. همچنین برای تکمیل صفحه یادبود امید آقای انصاری‌فر از وبسایت‌های ایران وایر (۹ آذر ۱۳۹۸؛ ۱ آبان ۱۴۰۱)، رادیو فردا (۱۳ آذر ۱۳۹۸)، خبرگزاری هرانا (۳ دی ۱۳۹۸)، مانیتورینگ حقوق بشر (۵ اسفند ۱۴۰۰) و رادیو زمانه (۱۱ مرداد ۱۴۰۱) استفاده شده است.

آقای فرزاد انصاری‌فر در ۸ اسفند ۱۳۷۰ در شهر بهبهان، استان خوزستان  متولد شد. خانواده وی از نظر اقتصادی جزو طبقه ضعیف جامعه محسوب می‌شدند و در شرایط مالی سختی زندگی می‌کردند. آقای انصاری‌فر تا مقطع دوم دبیرستان تحصیل کرد اما به دلیل نیاز به کار برای حمایت از خانواده، تحصیل را رها کرد و به کار ساختمانی مشغول شد. او مجرد بود و در یک خانواده با فضایی شاد و صمیمی بزرگ شد، جایی که علی‌رغم محدودیت‌های مالی، روابط خانوادگی گرم و مثبت حاکم بود. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹)

آقای انصاری‌فر در ابتدا با پدرش کار می‌کرد و سپس به طور مستقل به کارهای ساختمانی مانند کاشی‌کاری و موزاییک‌کاری مشغول شد. از نظر شخصیتی اطرافیانش او را فردی سالم، بی‌حاشیه و اخلاق‌مدار توصیف می‌کنند، آقای انصاری‌فر به ورزش علاقه‌مند بود و به طور منظم به باشگاه ورزشی می‌رفت. او همچنین به موسیقی علاقه مند بود. او  چهارمین فرزند خانواده بود و به همراه خانواده در شهر بهبهان استان خوزستان زندگی می‌کرد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹)

اعدام خودسرانه فرزاد انصاری‌فر در ارتباط با اعتراضات سراسری نسبت به افزایش شدید قیمت بنزین در  آبان ۱۳۹۸ است.  

پیش‌زمینه اعتراضات آبان ۱۳۹۸ 

درست قبل از نیمه شب ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۸، دولت ایران افزایش شدید قیمت بنزین (۵۰٪ برای بنزین سهمیه‌ای و ۲۰۰٪ برای بنزین آزاد) را اعلام داشت. متعاقب این اعلامیه دولت، اعتراضات سراسری در کشور در روز ۲۴ آبان ماه آغاز شد. بر اساس گزارشات و ویدیوهای موجود، معترضان به طور مسالمت‌آمیز در روزهای ۲۴ و ۲۵ آبان در مکان‌های عمومی گرد‌هم آمده و با مسدود کردن برخی از جاده‌ها، ترافیک شدیدی ایجاد کردند. تظاهرکنندگان همزمان شعارهای ضد دولتی سر می‌دادند. معترضان در اقصی نقاط کشور از هموطنان خود می‌خواستند خودروهای خود را خاموش کرده و شعارهای ضد حکومتی* سر دهند. طبق گزارشات، تا پایان روز ۲۵ آبان، بانک‌ها در برخی مناطق به آتش کشیده شده بودند و در تعدادی از ویدیوها صدای تیراندازی به گوش می‌رسید. از همان شب، دولت ایران اینترنت را در سراسر کشور به مدت دست کم ده روز قطع کرد. عدم دسترسی مردم به اطلاعات، توانایی معترضان در سازماندهی اعتراضات و خبررسانی در خصوص برخورد بی‌رحمانه حکومت با تظاهرکنندگان را به شدت ضعیف کرد.**

واکنش مقامات ایران به معترضان، سریع، بی‌تناسب، افراطی، و مرگبار بود. در همان روزهای آغازین، یعنی تا پایان روز ۲۵ آبان، سران جمهوری اسلامی در بیانات خود انگشت اتهام را به سوی ملت نشانه رفته و نشان دادند هیچ گونه ابراز مخالفت و شکایتی را از جانب مردم بر نمی‌تابند. تظاهرکنندگان به «شرارت» و «ارتباط با نیروهای خارج از کشور» متهم شدند و به آنان اخطار شد که در صورت وارد آوردن خسارت به اموال عمومی، مجازات سختی در انتظارشان خواهد بود. خبر نخستین کشته در روز ۲۴ آبان گزارش شد. در روز دوم تظاهرات، در ادامه تیراندازی نیروهای انتظامی و امنیتی به روی مردم در چندین شهر کشور، تعداد تلفات افزایش یافت. در ویدیوهایی که از ایران ارسال شده، نیروهای انتظامی و امنیتی را می‌توان در حال شلیک سلاح گرم به سوی تظاهرکنندگان مشاهده کرد در شرایطی که به نظر نمی‌رسد خطر جانی متوجه‌شان باشد. نیروهای لباس شخصی نیز در حال ضرب و شتم و دستگیری ملت دیده می‌شوند. در برخی موارد، تظاهرکنندگان جاده‌ها را مسدود و یا در مقابل کلانتری‌ها و ساختمان‌های دولتی تجمع کردند، و یا نیروهای انتظامی و امنیتی را با پرتاب سنگ دور کردند. در چندین استان، بانک‌ها و دیگر ساختمان‌های عمومی به ظاهر توسط معترضان خشمگین به آتش کشیده شد و نیروهای انتظامی نیز در برخی از ویدیوها در حال خسارت زدن به اموال عمومی دیده می‌شوند. تظاهرات که به ده‌ها شهر (۱۲۰)، جاده، و مکان‌های خارج از مناطق شهری گسترش یافته بود، ظرف چند روز سرکوب شد.

تا زمان نگارش متن حاضر، شمار دقیق تلفات مشخص نیست. در اکثر موارد، ماموران، معترضانی را که کشته و زخمی شده بودند با خود بردند. این مقامات در تلاش برای پنهان ساختن حقیقت، از خانواده‌های جان باخته‌گان تعهد گرفتند که در ازای استرداد اجساد عزیزانشان، سکوت اختیار کنند و برخی را مجبور کردند اجساد را در سیاهی شب و تحت کنترل ماموران امنیتی به خاک بسپارند. از برخی دیگر نیز درخواست پرداخت وجوه مختلف کردند. در روز ۱۱ آذر ماه ۱۳۹۸، سازمان عفو بین‌الملل تعداد کشته‌شدگان را دست‌کم ۲۰۸ تن اعلام کرد. بسیاری از تظاهرکنندگان از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بودند. صدها تن دیگر زخمی شدند و از سرنوشت تعداد بسیاری هم خبری در دست نیست. دولت ایران کشته شدن پنج عضو نیروهای انتظامی و امنیتی را تایید کرد. طبق اظهارات یکی از نمایندگان مجلس، دست‌کم ۷۰۰۰ نفر در حین اعتراضات و پس از آن، دستگیر شدند. فقدان شفافیت در خصوص دستگیری‌ها و گزارشات رسمی درباره «اعترافات» بازداشت‌شدگان متعاقب اعتراضات که طی آن خود را مقصر قلمداد می‌کردند، و نیز گزارشات رسیده در خصوص زندان‌ها و بازداشتگاه‌هایی که بسیار بیش از ظرفیت‌شان زندانی پذیرفته بودند، نگرانی‌های جدی‌ درباره امنیت بازداشت‌شدگان ایجاد کرد. 

اعدام خودسرانه آقای فرزاد انصاری‌فر

بنا بر اطلاعات موجود، فرزاد انصاری‌فر، در روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در شهر بهبهان، استان خوزستان، طی اعتراضات در این شهر هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹)

صبح آن روز، حدود ساعت  ۱۱ قبل از ظهر، درگیری‌هایی در نقاط مختلف شهر بهبهان، به‌ویژه در میدان شیراز که حدود ۲۰۰ متر با خانه آقای انصاری‌فر فاصله داشت، رخ داد. گزارش‌ها حاکی از دود غلیظی بود که از بانک ملی در این میدان بلند شده بود. آقای انصاری‌فر در آن زمان در منطقه‌ای خارج از محدوده مرکزی شهر مشغول نصب کاشی‌بود. او حوالی  ظهر ، در حالی که شدت اولیه درگیری‌ها فروکش کرده بود، به خانه بازگشت. اما همچنان تنش‌ها به‌صورت پراکنده در شهر ادامه داشت. مادرش به دلیل شرایط  شهر به او توصیه کرد از خانه خارج نشود، اما آقای انصاری‌فر تصمیم گرفت برای مشاهده اوضاع به خیابان برود. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹)

او به‌تنهایی و پیاده از خانه خارج شد و به سمت خیابانی نزدیک رودخانه فاضلاب شهری حرکت کرد. این مسیر، که در نزدیکی خیابان اصلی منتهی به میدان شیراز قرار داشت. در محل که درمانگاه و فروشگاه‌هایی در آن قرار داشت، چند شهروند دیگر حضور داشتند و به‌صورت ناظر به درگیری‌های پراکنده در خیابان اصلی نگاه می‌کردند. طولی نکشید که تیراندازی از پشت سر به سمت این شهروندان انجام شد و گلوله‌ای به پشت سر آقای انصاری‌فر اصابت کرد و او در دم جان باخت. پیکر او بلافاصله توسط مردم به درمانگاه مجاور محل واقعه منتقل شد. کادر درمان درمانگاه به خانواده گفتند گلوله از پشت وارد سر شده بود. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹)

حدود یک ساعت بعد، خبر  تیر خوردن افرادی در آن منطقه پخش شد. خانواده که برای ساعاتی از سرنوشت فرزندشان  بی‌اطلاع بودند مضطرب به خیابان رفتند و به دنبال آقای انصاری‌فر گشتند. تا حدود ساعت ۸ شب، جستجوها به سردخانه بیمارستان منتهی شد. حدود ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب، خانواده آقای انصاری‌فر پیکر او را در سردخانه شناسایی کردند. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹)

به گفته منبع مطلع، پدر آقای انصاری‌فر در سردخانه مشاهده کرد که گلوله از پشت سر از سمت راست، وارد شده و به چشم چپ اصابت کرده، که منجر به تخریب بخشی از صورت او شد. مادرش توان مشاهده  پیکر فرزندش را نداشت  و تنها با  روایت پدر از وضعیت فرزاد مطلع شد. طبق گزارش پزشکی قانونی «اصابت شیء برنده» علت مرگ عنوان شد. پیکر آقای انصاری‌فر جهت کالبد شکافی به اهواز منتقل و پس از دو روز در ساعات پایانی دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ به بهبهان برگردانده شد و پس از صدور مجوز دفن پیکر آقای انصاری‌فر در تاریخ ۲۸ آبان ۱۴۰۱ با حضور گسترده مردم در قبرستان بهبهان به خاک سپرده شد.  (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹؛ ایران وایر ۹ آذر ۱۳۹۸)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در ظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب: الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

پس از کشته‌شدن فرزاد انصاری‌فر،‌ افرادی از سوی اداره اطلاعات و فرمانداری شهر بهبهان با مراجعه به منزل پدری آقای انصاری‌فر با خانواده او دیدار کردند و با ابراز تاسف از وقوع این حادثه، اظهار داشتند که این رویداد ناشی از خطاهای سیستمی بوده و هدفمند نبوده است. آن‌ها اعلام کردند که در شرایط ناآرامی‌های اجتماعی، چنین اتفاقاتی ممکن است رخ دهد و از خانواده عذرخواهی کردند. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۴ اسفند ۱۳۹۹)

به گفته پدر آقای انصاری‌فر، مسئولان امنیتی تنها یک بار به دیدن آنها رفتند و به جای شناسایی و محاکمه ضارب، وعده دادند که «احتمال» دارد آقای انصاری‌فر شهید حساب شود. (رادیو فردا، ۱۳ آذر ۱۳۹۸)

در تاریخ ۲ دی ۱۳۹۸ از سوی نهادهای امنیتی با خانواده تماس گرفته و از آمدن «یک هیئت از تهران برای انجام مصاحبه» به منزل پدری آقای انصاری‌فر خبر دادند که با مخالفت خانواده مواجه شد. (خبرگزاری هرانا، ۳ دی ۱۳۹۸)

در آستانه دومین سالگرد کشته شدن آقای انصاری‌فر،‌ پدر او به فرمانداری شهر بهبهان احضار و خانواده را به بهانه «همه‌گیری ویروس کرونا» از برگزاری مراسم عمومی منع و تهدید کردند اگر مشکلی پیش بیاید مسئولیت آن با خانواده است. (ایران وایر، ۱ آبان ۱۴۰۱)

خانم فرزانه انصاری‌فر، خواهر آقای انصاری‌فر در ۲۶ تیر ۱۳۹۹ در شهر بهبهان بازداشت و پس از ۹ روز از زندان سپیدار اهواز با قید ضمانت آزاد شد. او در تاریخ ۱۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۰ در شعبه اول دادگاه انقلاب بندر ماهشهر، بابت دو اتهام مورد محاکمه قرار گرفت و به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام» به ۳ سال و ۶ ماه حبس محکوم شد. (مانیتورینگ حقوق بشر، ۵ اسفند ۱۴۰۰)

آقای امین انصاری‌فر، پدر فرزاد انصاری‌فر، در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ پس از مراجعه به دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان و در پی احضار برای دفاع از خود در برابر اتهام «تبلیغ به نفع گروه‌ها یا سازمان‌های مخالف نظام»، بازداشت و به زندان مرکزی بهبهان منتقل شد. چند روز پس از آن، آقای آرمان انصاری‌فر، برادر فرزاد، در تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۰ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت و ابتدا به بازداشتگاه این نهاد و سپس به زندان بهبهان منتقل شد. پرونده این دو نفر در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان، به ریاست قاضی کاظم طیب بررسی و به شعبه اول دادگاه انقلاب بندر ماهشهر ارجاع شد. در این دادگاه، که به ریاست قاضی سید مهران مهمان‌نواز برگزار شد، امین و آرمان انصاری‌فر به اتهام «تبلیغ علیه نظام» هر یک به سه ماه حبس تعزیری و پنج سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شدند. با تسلیم به رای، مدت حبس آن‌ها به یک‌چهارم کاهش یافت. در نهایت، امین انصاری‌فر در روز شنبه ۴ تیر ۱۴۰۱ و آرمان انصاری‌فر در روز یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱ جهت اجرای حکم خود به زندان بهبهان منتقل شدند. (رادیو زمانه، ۱۱ مرداد ۱۴۰۱)

در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۱ ماموران امنیتی برای بازداشت خانم فرزانه انصاری‌فر به منزل خانواده او یورش بردند و ضمن بازداشت برادر کوچکتر او امید انصاری‌فر، خانواده وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. (رادیو زمانه، ۱۱ مرداد ۱۴۰۱)

واکنش خانواده

خانواده‌ی آقای انصاری‌فر بر بی‌گناهی فرزندشان تاکید کردند و خواهان شناسایی و مجازات قاتل او شدند. (رادیو فردا، ۱۳ آذر ۱۳۹۸)

آقای انصاری‌فر همچنین از ثبت شکایت در رابطه با قتل فرزندشان در دادگستری بهبهان خبر داد، شکایتی که تاکنون به آن رسیدگی نشده است. او گفت: «به آنها گفتیم فقط بگویید چه کسی دستور قتل فرزندمان را داده است؟ اما هنوز جواب ما را نداده‌اند». پدر آقای انصاری‌فر می‌گوید ماموران تمام دوربین‌ها را بررسی کردند تا ثابت کنند فرزندشان از معترضان بوده ولی چرا به دنبال سرنخی از ضارب نیستند؟ «چه فرق می‌کند او معترض بوده یا رهگذر؟ آیان ماموران آن روز حق کشتن داشتند».  (رادیو فردا، ۱۳ آذر ۱۳۹۸)

خانم فرزانه انصاری‌فر، خواهر آقای انصاری‌فر به خاطر دادخواهی بارها توسط نهادهای امنیتی بازداشت شد. او می‌گوید «من نه سیاسی هستم و نه به جایی وابسته. فقط دادخواه خون برادرم هستم.» خانم انصاری فر با کنایه به نهادهای امنیتی می‌گوید «شما نباید بپرسید چه کسی فرزاد را کشته! باید سکوت کنید و سرنوشت‌تان را بپذیرید!» او همچنین از روند دادخواهی خود میگوید «می‌گویند ما نمی‌دانیم چه کسی کشته، مردم یا اشرار کشته‌اند. پاسخ ما این است که اگر مردم و اشرار کشتند، چرا شما پیگیر پرونده نیستید؟ چرا ما را تهدید به سکوت می‌کنید؟»  (ایران وایر، ۱ مرداد ۱۴۰۱)

فرزانه انصاری‌فر: «می‌گویند ما نمی‌دانیم چه کسی کشته، مردم یا اشرار کشته‌اند. پاسخ ما این است که اگر مردم و اشرار کشتند، چرا شما پیگیر پرونده نیستید؟ چرا ما را تهدید به سکوت می‌کنید؟»  

خانم انصاری‌فر با بازگو کردن تجربه خود در یکی از بازداشت‌هایش با اشاره به اینکه نمی‌داند به چه اتهامی در خیابان بازداشت شده گفت «تنها چیزی که می‌دانم این است که من در مورد خون برادرم دادخواهی کرده‌ام و همه این مصیبت‌ها، پیامد همین درخواست به‌حق من است.» (ایران وایر، ۱ مرداد ۱۴۰۱)

تأثیر بر خانواده

پس از برگزاری مراسم چهلم کشته شدن آقای انصاری‌فر، خانه و خودروی شخصی خواهر او در بهبهان توسط افراد ناشناس به آتش کشیده شد. (ایران وایر، ۱ مرداد ۱۴۰۱)

مرگ آقای انصاری‌فر تأثیر قابل‌توجهی بر خانواده‌اش گذاشته است. به گفته خواهر او، فرزاد نقش مهمی در تامین معیشت خانواده و حمایت از پدرش داشت و از کودکی در کنار او به حرفه سرامیک‌کاری مشغول بود. با گذشت دو سال از درگذشت فرزاد، اعضای خانواده، به‌ویژه پدر و مادرش، همچنان با غیبت او کنار نیامده‌اند. پدرش دوران دشواری را پشت سر می‌گذارد و مادرش نیز در سکوت و انزوا دچار آسیب‌های روانی شده است. جای خالی فرزاد در زندگی روزمره و مناسبات خانوادگی همچنان محسوس است. (ایران وایر، ۱ مرداد ۱۴۰۱)

------------------------------------------------

* شعارها شامل موارد زیر می‌شد: «همه خسته‌ایم»، «چه اشتباهی کردیم که انقلاب کردیم»، «رضا شاه، روحت شاد»، «مرگ بر دیکتاتور»، «حقمونو می‌گیریم، ذلت نمی‌پذیریم»، «تا کی پول من، پول من و شمای ایرانی بره تو جیب غزه و لبنان»، «ما مردمیم نه اوباش، بنزین باید ارزون شه».
** دسترسی به اینترنت در اکثر استان‌ها (به جز خوزستان و سیستان و بلوچستان) تا حدودی برقرار شد اما شهروندان تا اواسط آذر ماه به اینترنت جهانی از طریق موبایل‌های خود دسترسی نداشتند. در طول این مدت، ارتباطات از طریق  خدمات تلفنی و اینترنت ملی، که کنترل آن توسط حکومت آسان‌تر است، برقرار بود.

تصحیح و یا تکمیل کنید