بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

عماد مودتی‌پور

درباره

سن: ۲۸
ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۰ دی ۱۴۰۴
محل دفن مشخص است: بله
محل: تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی » از فاصله نزدیک

ملاحظات

پدر آقای مودتی‌پور پس از گشتن میان حدود ۴۰۰ پیکر و باز کردن کیسه‌ها، دیگر توان نگاه کردن به صورت‌ها را نداشت و فقط مچ دست چپ پیکرها را نگاه می‌کرده، چون عماد روی مچ دست چپش تتو داشت.

اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای عماد مودتی‌پور، فرزند پری و منصور، ۲۸ ساله، مجرد، معلم زبان، از طریق مصاحبه بنیاد برومند با یک منبع مطلع (مصاحبه بنیاد، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵) به دست آمده است. همچنین نام آقای عماد مودتی‌پور در ردیف ۲۸۱۲ فهرستی که نهاد ریاست جمهوری ایران از جانباختگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ایران منتشر کرد قرار دارد. (پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران،‌ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴)

عماد مودتی‌پور، در ۸ فروردین ۱۳۷۶ در شهر تهران به دنیا آمد و در همین شهر زندگی می‌کرد. او عضو یک خانواده چهار نفره بود و یک خواهر داشت.

آقای مودتی‌پور در دبیرستان رشته ریاضی خوانده بود. پس از آن در دانشگاه سراسری بوئین‌زهرا در رشته مهندسی صنایع پذیرفته شد و همچنین در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در رشته آموزش ریاضی قبول شد. اما به گفته یم منبع مطلع، به دلیل ناتوانی در پاسخ به چند پرسش مذهبی در مصاحبه عقیدتی این دانشگاه رد شد. 

آقای مودتی‌پور پس از آن ناچار به دانشگاه بوئین‌زهرا رفت و در  رشته مهندسی صنایع تا مقطع فوق‌دیپلم ادامه تحصیل داد.

آقای مودتی‌پور از کودکی و نوجوانی زبان انگلیسی آموخته بود و دوره‌های خود را در کانون زبان گذرانده بود. به گفته منبع مطلع، او زبان انگلیسی را در سطحی حرفه‌ای می‌دانست و با پایان خدمت سربازی، یادگیری زبان آلمانی را آغاز کرد و  قصد داشت به آلمان مهاجرت کند.

با این حال، به گفته این منبع مطلع، هر بار که موضوع مهاجرت پیش می‌آمد، او می‌گفت «شاید شرایط کشور بهتر شود و بتواند بماند. »

آقای مودتی‌پور از نگاه نزدیکان انسانی به‌شدت صلح‌طلب، مهربان و حساس نسبت به رنج موجودات زنده بود. او در پنج سال آخر زندگی‌اش گیاه‌خوار شده بود، تنها به این دلیل که نمی‌خواست به حیوانات آسیب برسد. پس از مرگ یکی از اعضای نزدیک خانواده در سال ۱۳۹۷، عماد برای تسکین اندوه خانواده یک سگ به خانه آورد که پس از مرگ او نیز همچنان نزد خانواده نگهداری می‌شد. 

او علاقه زیادی به حیوانات، طبیعت و کوهنوردی داشت. صبح‌ها بسیار زود برای کوهنوردی می‌رفت تا طلوع آفتاب را در کوه ببیند و مدیتیشن کند. او اهل صلح و گفت‌وگوی آزاد بود و باور داشت زبان سیاست، زبان سالمی نیست. با این حال، از ابتدای سال ۱۴۰۴ و تحت تاثیر شرایط اجتماعی و اقتصادی و خبرهای مربوط به بازداشت افراد، به‌ویژه افراد زیر سن قانونی، به شکل جدی‌تری اخبار ایران را دنبال کرد و نسبت به مسائل سیاسی حساس‌تر شد. 

پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، آقای مودتی‌پور بیشتر به تحلیل‌ها گوش می‌داد، تحقیق می‌کرد و درباره وضعیت کشور و آینده آن فکر می‌کرد. به گفته منبع مطلع، نتیجه این پیگیری‌ها و بررسی‌ها، او را به انتخابی رساند که در اعتراضات دی‌ماه شرکت کند. (مصاحبه بنیاد، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵)

پیش‌زمینه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

(این پیش‌زمینه بر اساس اطلاعات اولیه شروع اعتراضات تهیه شده و در اولین فرصت به‌روز رسانی خواهد شد.)

در تاریخ ۷ دی ۱۴۰۴، بازاریان بازار بزرگ تهران در اعتراض به وخامت شرایط اقتصادی کشور دست به اعتصاب زدند. این اعتراض‌ها در پی کاهش سریع ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا ـ که تا اواخر دسامبر به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید ـ همراه با تورم بالا شکل گرفت. تا ۹ دی، اعتراض‌ها به نیمی از استان‌های ایران گسترش یافت، از جمله البرز، خوزستان، فارس، همدان، کرمانشاه، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، هرمزگان، چهارمحال و بختیاری، مرکزی، اصفهان، زنجان و یزد. بر اساس گزارش هرانا ، تا پانزدهمین روز اعتراض‌ها، تجمعات اعتراضی دست‌کم در ۵۸۵ نقطه در ۱۸۶ شهر و در تمامی ۳۱ استان ایران برگزار شده بود. 

اگرچه مشکلات اقتصادی در ابتدا جرقه این اعتراض‌ها را زد، اما مطالبات معترضان به‌تدریج به درخواست‌هایی برای پایان دادن کامل به حکومت دینی گسترش یافت. در چندین شهر شعارهایی چون «مرگ بر خامنه‌ای» ثبت شد، همچنین «مرگ بر دیکتاتور»، «ما جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم»، «می‌میریم، ایران را پس می‌گیریم» و «جاوید شاه».

تا پایان هفته نخست اعتراض‌ها، واکنش مقام‌های ایرانی به خشونت کشیده شد. شبکه ABC نخستین مورد کشته شدن یک معترض را در اول ژانویه مستند کرد. در  ۱۸ دی ۱۴۰۴، دولت ایران قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. در حوالی ۲۰ دی  و هم‌زمان با این قطعی اینترنت، تصاویر و ویدئوهایی از اجساد ده‌ها نفر در یک سردخانه موقت در مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران به‌صورت آنلاین منتشر شد. شهادت‌هایی که ABC به دست آورده نشان می‌دهد نیروهای امنیتی از مسلسل و دیگر انواع مهمات جنگی علیه معترضان استفاده کرده‌اند. همچنین گزارش شده است که به معترضان از ناحیه قلب، گلو یا سر شلیک شده است. در موارد دیگر، معترضان با ساچمه‌های تفنگ شکاری (ساچمه پرندگان) از ناحیه چشم‌ها و اندام تناسلی هدف قرار گرفته‌اند.

به دلیل تداوم قطع اینترنت، تا زمان نگارش این گزارش در ۲۶ دی ۱۴۰۴، تعیین تعداد دقیق کشته‌شدگان دشوار است، اما برآوردهای اولیه از تلفات بسیار بالا حکایت دارد؛ دست‌کم چند صد نفر و احتمالاً هزاران نفر کشته شده‌اند. در این مقطع، به نظر می‌رسد شدت و دامنه فعالیت‌های اعتراضی نیز کاهش یافته است.

اظهارات رسمی در آغاز اعتراض‌ها متفاوت بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در ۲۶ دی ۱۴۰۴ اعلام کرد که به وزیر کشور دستور داده است «برای رسیدگی به مطالبات مشروع معترضان، با نمایندگان آنان وارد گفت‌وگو شود». در واکنش به گزارش‌ها درباره کشته شدن معترضان به دست نیروهای امنیتی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در ۱۱ دی ۱۴۰۴۶ در شبکه تروث سوشال نوشت: «اگر ایران به‌طور خشونت‌آمیز معترضان مسالمت‌جو را بکشد… ایالات متحده به کمک آن‌ها خواهد آمد. ما کاملاً آماده‌ایم و در حالت آماده‌باش هستیم».

در خطبه‌های نماز جمعه ۱۳ دی، آیت‌الله علی خامنه‌ای گفت: «مسئولان باید با معترضان صحبت کنند»، اما افزود: «اغتشاشگران باید سر جای خود نشانده شوند». در ۱۵ دی، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، اعلام کرد که حکومت هیچ‌گونه «مماشاتی» با معترضان نخواهد داشت و خواستار تسریع روندهای قضایی شد. رضا پهلوی، فرزند تبعیدی آخرین شاه ایران، نیز چندین بیانیه صادر کرد که بازتاب‌دهنده اظهارات رئیس‌جمهور ترامپ درباره در راه بودن کمک خارجی بود و برای ۲۰ و ۲۱ دی خواستار اعتصاب‌ها و تجمعات بیشتر شد و گفت: «هدف ما دیگر صرفاً آمدن به خیابان‌ها نیست؛ هدف، آماده شدن برای تصرف مراکز شهرها و در دست گرفتن آن‌هاست».

در ۱۶ دی ۱۴۰۴ غلامحسین اژه‌ای، رئیس وقت قوه قضائیه در «چهاردهمین جلسه قرارگاه انتظامی امام علی» با اشاره به تشکیل «شعب ویژه» برای رسیدگی «سریع و قاطع» به پرونده معترضان، اعلام کرد که قضات مجرب مامور رسیدگی «مستقیم و میدانی» به این پرونده‌ها شده‌اند. او با متهم کردن کشورهای خارجی به حمایت مستقیم از معترضان، مدعی شد که معترضان دیگر نمی‌توانند ادعا کنند «فریب خورده‌اند» و تصریح کرد که برخلاف سال‌های گذشته، برای متهمان این پرونده‌ها «هیچ ارفاقی» در نظر گرفته نخواهد شد. در همین روز رئیس وقت قوه قضائیه در جلسه «شورای عالی قوه قضائیه» همچنین دستور به تسریع رسیدگی به پرونده متهمان مربوط به اعتراضات داد و گفت: «در مرحله دادسرا پرونده‌های روشن را خیلی معطل نکنیم، دادگاه‌ها هم همینطور. از همین الان شعبه یا شعباتی را برای بحث اغتشاشات اخیر اختصاص دهیم. تاخیر و تعلل صورت نگیرد؛ اینگونه نباشد که برای عنصر اغتشاشگری که جرائم دیگری نیز در خلال آشوب‌ها مرتکب شده، شش ماه بعد رای صادر شود؛ این امر فاقد بازدارندگی خواهد بود.»

در ۲۰ دی، رئیس‌جمهور پزشکیان گفت «اغتشاشگران» عوامل خارجی هستند و اظهار داشت: «این افراد هم در داخل و هم در خارج از کشور آموزش دیده‌اند. تروریست‌های خارجی را برای به آتش کشیدن مساجد، بازارها و فضاهای عمومی وارد کرده‌اند. آن‌ها با سلاح مردم را کشته‌اند، برخی را سوزانده و عده‌ای دیگر را سر بریده‌اند. واقعاً چنین جنایاتی کار مردم ما نیست.» در همان روز، بیانیه‌ای که از سوی هیئت دولت ایران منتشر شد، «رژیم صهیونیستی و آمریکا‌ی جنایتکار» را به «تحریک آشوب» از طریق «به‌کارگیری مزدوران و تروریست‌ها در سراسر کشور برای حمله به شهروندان عزیز ما و به شهادت رساندن شمار زیادی از آنان» متهم کرد.

در ۲۲ دی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بار دیگر از معترضان خواست به اعتراض‌ها ادامه دهند و در تروث سوشال نوشت: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید — نهادهای خود را تصرف کنید!!! نام قاتلان و آزار دهندگان را حفظ کنید. آن‌ها بهای سنگینی خواهند پرداخت» و افزود: «کمک در راه است». در مصاحبه‌ای با شبکه فاکس‌نیوز آمریکا در ۲۳ دی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گزارش‌ها درباره کشته شدن هزاران معترض به دست نیروهای امنیتی را «اغراق‌آمیز» خواند و گفت شمار جان‌باختگان «فقط چند صد نفر» بوده است.

دفتر ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فهرستی از مشخصات ۲۹۸۶ جانباختگان اعتراضات را منتشر کرد. این فهرست در ۱۴ بهمن به ۳۰۳۸ نفر افزایش یافت. (ایرنا، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴) دولت ایران در بیانیه‌ای تاکید کرد که این فهرست « با تجمیع اسامی که توسط پزشکی قانونی کشور تهیه و با سامانه سازمان ثبت احوال تطبیق داده شده است. علت اختلاف ۱۳۱ نفر، با آمار اعلام شده قبلی مربوط به مجهول الهویه بودن تعدادی افراد و مغایرت در ثبت شناسه ملی تعدادی از جانباختگان با سامانه ثبت احوال بوده است که به محض اصلاح در فهرست تکمیلی ارائه خواهد شد.» در زمان انتشار این لیست، فهرست در حال تکمیل بنیاد برومند شامل نامهایی بود که در فهرست دولت یافت نمی‌شدند. مجموعه فعالان حقوق بشر نیز گزارش کرده بود که تعداد بیش از ۶۰۰۰ جانباخته مستند کرده است. 

اعدام خودسرانه آقای عماد‌ مودتی‌پور

بنا بر اطلاعات موجود، آقای عماد مودتی‌پور شامگاه جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در منطقه تهرانپارس، حوالی خیابان استخر، فلکه سوم تهرانپارس و میدان پروین، هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. (مصاحبه بنیاد، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵)

به گفته یک منبع مطلع له بنیاد برومند،  آقای مودتی‌پور در شب ۱۸ دی ۱۴۰۴، به اصرار شدید مادرش، از خانه بیرون نرفت و اعتراض خود را از خانه و با شعار دادن نشان داد. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، به دلیل قطع بودن اینترنت، خانواده از ابعاد کشتار و خشونت روز ۱۸ دی و استفاده از گلوله جنگی بی‌خبر بودند. همین قطع ارتباط باعث شد آنان تصور کنند خطر اصلی در روز ۱۹ دی ساچمه و ضرب و جرح است، نه شلیک مستقیم گلوله جنگی. 

روز ۱۹ دی، از حوالی ظهر، آقای مودتی‌پور احساس مسئولیت شدیدی نسبت به اعتراضات شکل‌گرفته داشت. عصر همان روز، حدود ساعت ۷، با یکی از اعضای خانواده تماس گرفت و گفت که به سمت فلکه سوم تهرانپارس و میدان پروین می‌رود. پیش از خروج، مادرش بار دیگر به او اصرار کرد که نرود و گفت خطرناک است، اما عماد پاسخ داد: «این انتخاب من هست مامان و می‌دونم چه خطراتی وجود داره و لطفا به انتخاب من احترام بذارید.» 

به گفته این منبع، او برای رفتن به اعتراضات، دست‌هایش را با باند کشی ورزشی بسته بود، دو عدد شلوار پوشید،‌ سرش را با کلاه و گردن‌پوش بسته بود و با شیئی فلزی دور پهلو، شکم و کمرش را بسته بود تا اگر ساچمه خورد کمتر آسیب ببیند. آقای مودتی‌پور در نزدیکی خانه،‌ دوستانش را دید که آنها نیز به سمت اعتراضات می‌رفتند. دوستان او بعدتر برای خانواده روایت کردند که آنها با هم قرار گذاشتند که اگر اوضاع شلوغ شد، ساعت ۱۱ شب در کوچه‌ای مشخص همدیگر را ببینند. 

این منبع در ادامه به بنیاد برومند گفت، وقتی آقای مودتی‌پور و دوستانش به حوالی میدان پروین نزدیک شدند، جمعیت و درگیری بیشتر شد. دوستانش گفتند اوضاع جلو خطرناک است و بهتر است برگردند، اما آقای مودتی‌پور پاسخ داد که برای کمک آمده‌اند و باید آنجا باشند؛ شاید کسی در آنجا گرفتار شده باشد و حضور جمعیت بیشتر بتواند مانع بازداشت یا بردن او شود. عماد جلوتر رفت و همراه یک معترض دیگر در حال کمک به مجروحان بود که در همان ازدحام، ناگهان روی زانو افتاد و گفت: «تیر خوردم.»

به گفته یک منبع مطلع پس از تیر خوردن آقای مودتی‌پور، او را به خانه‌ای در همان حوالی بردند و تلاش کردند جلوی خونریزی را بگیرند، اما کمتر از ۱۰ دقیقه بعد و حدود ساعت ۱۰ شب عماد نفسش قطع شد و نبضش از کار افتاد. 

خانواده از حدود ساعت ۱۱ شب، وقتی دیدند فرزندشان برنگشته و گوشی‌اش خاموش است، جست‌وجو برای یافتن او را آغاز کردند. 

آنها تمام شب در محدوده تهرانپارس و حکیمیه به دنبال عماد گشتند، به کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس، کلانتری حکیمیه، بیمارستان آرش، بیمارستان تهرانپارس و بیمارستان نیکان حکیمیه مراجعه کردند. به گفته این منبع، این مراکز پر از خون و مجروح بودند، اما هیچ‌کدام آقای مودتی‌پور را شناسایی نکردند. در یکی از کلانتری‌ها، سربازی به خانواده گفت اگر او آنجا نیست، احتمالاً بازداشت شده و باید صبح به پلیس پیشگیری انقلاب مراجعه کنند. 

حدود ساعت ۶ صبح، تلفن همراه عماد برای لحظاتی روشن شد و چند بوق خورد و سپس قطع شد. چند دقیقه بعد، یکی از ساکنان ساختمانی که عماد را در آنجا جان‌باخته بود با خانواده تماس گرفت و از آنها خواست به آنجا مراجعه کنند. خانواده وقتی به آن ساختمان رسیدند با پیکر عماد که در پتو پیچیده شده بود مواجه شدند. اعضای خانواده پیکر عماد را داخل خودرو گذاشتند و به خانه خود منتقل کردند و با پلیس تماس گرفتند.

ماموران پلیس پس از مراجعه محل سکونت خانواده آقای مودتی‌پور از پیکر او و محل اصابت گلوله فیلم گرفتند و مشاهدات را ثبت کردند. سپس از یکی از اعضای خانواده خواستند به کلانتری برود و تشکیل پرونده دهد تا آمبولانس اجازه انتقال پیکر به پزشکی قانونی را پیدا کند. با تشکیل پرونده اولیه در کلانتری، پیکر آقای مودتی پور با آمبولانس  به پزشکی قانونی منتقل شد. 

به گفته این منبع،‌ وقتی پدر آقای مودتی‌پور برای تحویل پیکر به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کرد با جمعیتی «وصف‌نشدنی» از پیکرها روبه‌رو شد و تا غروب در میان صدها جنازه به دنبال عماد گشت. 

این منبع در ادامه افزود پدر عماد مودتی‌پور پس از گشتن میان حدود ۴۰۰ پیکر و باز کردن کیسه‌ها، دیگر توان نگاه کردن به صورت‌ جان‌باختگان را نداشت و چون عماد روی مچ دست چپش تتو داشت  فقط مچ دست چپ پیکرها را نگاه می‌کرد و از همین طریق پیکر فرزندش را شناسایی کرد. در نهایت پس از معاینه پیکر آقای مودتی‌پور مجوز دفن صادر شد. به گفته پدر او، «خون از کیسه‌های متعدد پیکرها جاری بود و بوی مرگ در هوا پیچیده بود.»

به گفته منبع مطلع، گلوله از پهلوی عماد وارد و از انتهای ستون فقرات خارج شده بود. 

پس از صدور جواز دفن، به دلیل حجم بالای پیکرها و ازدحام، پیکر عماد مودتی‌پور با دو روز تاخیر به بهشت زهرا منتقل شد و نهایتا پیکر او ساعت ۵ عصر روز ۲۲ دی ۱۴۰۴، با شعار «با غیرت، با غیرت» روی دست جمعیت تشییع شد و در شماره ۴۵ ردیف ۱۱۰ قطعه ۲۴۹ بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد. (مصاحبه بنیاد، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

مامور پلیسی که برای تشکیل پرونده و بررسی پیکر آقای مودتی‌پور به منزل خانواده او مراجعه کرده بود، ابتدا اعلام کرد که سلاح ضارب احتمالاً «برنو» یا «شاه‌کش» بوده و ممکن است کار گروه «کومله» باشد. پزشکی قانونی بعدتر به‌صورت تلویحی استفاده از اسلحه کلت برتا و گلوله ۹ میلی‌متری را تایید کرد. 

به گفته منبع مطلع، در پیگیری‌های غیررسمی در اداره آگاهی به وکیل خانواده گفته شد که نوع اسلحه‌ای که احتمالاً در قتل آقای مودتی‌پور به کار رفته، یعنی برتا، معمولاً در اختیار پلیس کلانتری نیست و بیشتر در اختیار اطلاعات سپاه قرار دارد. (مصاحبه بنیاد، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵)

واکنش خانواده

خانواده آقای مودتی‌پور در رابطه با قتل فرزندشان شکایت قضایی ثبت کردند و برای پیگیری پرونده یک وکیل انتخاب کردند. (مصاحبه بنیاد، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵)

«آقای مودتی‌پور از نگاه نزدیکان انسانی به‌شدت صلح‌طلب، مهربان و حساس نسبت به رنج موجودات زنده بود. او در پنج سال آخر زندگی‌اش گیاه‌خوار شده بود، تنها به این دلیل که نمی‌خواست به حیوانات آسیب برسد.»

تأثیر بر خانواده

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، پس از ۱۹ دی ۱۴۰۴، خانه همچنان در وضعیت انتظار مانده است؛ گویی اعضای خانواده هنوز منتظرند عماد در را باز کند و به خانه بازگردد. وسایل شخصی، عادت‌های غذایی و نشانه‌های روزمره حضور او، از جمله اتاقش، سگش «کوکو»، و خوراکی‌هایی که دوست داشت، برای خانواده به یادآورهای دائمی فقدان او تبدیل شده‌اند. 

این فقدان، به‌ویژه برای پدر و مادر عماد، با نوعی ناباوری پایدار همراه است. مادر او گاهی تصور می‌کند عماد زنده است اما امکان تماس ندارد. خانواده هر پنجشنبه برای دیدار با او بر مزارش حاضر می‌شوند. منبع نزدیک به خانواده می‌گوید زندگی آنان «حول محور عماد» می‌چرخید و اکنون نمی‌دانند چگونه باید با نبود او زندگی کنند. (مصاحبه بنیاد، ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵)

*اظهارات دونالد جی. ترامپ در ۱۲ تا ۱۴ دی ۱۴۰۴:
«اگر ایران به سوی معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آنها را به خشونت بکشد — که این شیوه همیشگی آنهاست — ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملاً آماده و مهیای اقدام هستیم. از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم! رئیس‌جمهور دونالد جی. ترامپ.» (۱۲ دی ۱۴۰۴ | تروث سوشال)
«اوباما دو دهه پیش در حمایت از معترضان آزادی‌خواه ایران شکست خورد، اما ترامپ اکنون آن اشتباه را جبران کرده است.»(۱۳ دی ۱۴۰۴ | تروث سوشال)
«بررسی خواهیم کرد. ما اوضاع را بسیار از نزدیک زیر نظر داریم. اگر آنها شروع به کشتن مردم کنند، همان‌طور که در گذشته انجام داده‌اند، فکر می‌کنم با واکنش بسیار سخت ایالات متحده روبه‌رو خواهند شد.» (۱۴ دی ۱۴۰۴ | گفت‌وگوی کوتاه با خبرنگاران در هواپیمای ایر فورس وان)

تصحیح و یا تکمیل کنید