بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

مانی صفرپور چفلی

درباره

سن: ۱۸
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۹ دی ۱۴۰۴
محل دفن مشخص است: بله
محل: تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی

ملاحظات

مانی صفرپور چفلی جوان ۱۸ ساله‌ای که تنها یک ماه از تولدش گذشته بود و به‌جای آغاز زندگی، نام او در فهرست قربانیان اعدام خودسرانه ثبت شد.

خبر و اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای مانی صفرپور چفلی، فرزند حبیب و زهرا، از طریق وبسایت‌های ایران‌وایر (۲۱ بهمن ۱۴۰۴)، بی‌بی‌سی فارسی (۵ بهمن ۱۴۰۴)، دادبان (۵ اسفند ۱۴۰۴)، ایران اینترنشنال (۳ اسفند ۱۴۰۴)، صفحه اینستاگرام سازمان حقوق بشری و محیط زیستی هیرکانی (۶ بهمن ۱۴۰۴)، صفحه اینستاگرام مانی صفرپور (۱ اسفند ۱۴۰۴) و صفحه ایکس کاربر جلال امیر (۲۳ بهمن ۱۴۰۴) به دست آمده است. 

همچنین نام آقای مانی صفرپور چفلی در ردیف ۱۷۹ فهرستی که نهاد ریاست جمهوری ایران منتشر کرد قرار دارد. (پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴)

آقای صفرپور چفلی، متولد ۱۲ آذر ۱۳۸۶، ساکن محله سلسبیل تهران بود. او در خانواده‌ای کارگری پرورش یافت و دارای دو خواهر بود. آقای صفرپور چفلی به فوتبال علاقه‌مند بود و از هواداران تیم فوتبال پرسپولیس تهران به‌شمار می‌رفت. (ایران وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴؛ اینستاگرام طاها صفرپور، ۱ اسفند ۱۴۰۴؛ ایران اینترنشنال،‌ ۳ اسفند ۱۴۰۴)

پیش‌زمینه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

(این پیش‌زمینه بر اساس اطلاعات اولیه شروع اعتراضات تهیه شده و در اولین فرصت به‌روز رسانی خواهد شد.)

در تاریخ ۷ دی ۱۴۰۴، بازاریان بازار بزرگ تهران در اعتراض به وخامت شرایط اقتصادی کشور دست به اعتصاب زدند. این اعتراض‌ها در پی کاهش سریع ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا ـ که تا اواخر دسامبر به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید ـ همراه با تورم بالا شکل گرفت. تا ۹ دی، اعتراض‌ها به نیمی از استان‌های ایران گسترش یافت، از جمله البرز، خوزستان، فارس، همدان، کرمانشاه، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، هرمزگان، چهارمحال و بختیاری، مرکزی، اصفهان، زنجان و یزد. بر اساس گزارش هرانا ، تا پانزدهمین روز اعتراض‌ها، تجمعات اعتراضی دست‌کم در ۵۸۵ نقطه در ۱۸۶ شهر و در تمامی ۳۱ استان ایران برگزار شده بود.

اگرچه مشکلات اقتصادی در ابتدا جرقه این اعتراض‌ها را زد، اما مطالبات معترضان به‌تدریج به درخواست‌هایی برای پایان دادن کامل به حکومت دینی گسترش یافت. در چندین شهر شعارهایی چون «مرگ بر خامنه‌ای» ثبت شد، همچنین «مرگ بر دیکتاتور»، «ما جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم»، «می‌میریم، ایران را پس می‌گیریم» و «جاوید شاه».

تا پایان هفته نخست اعتراض‌ها، واکنش مقام‌های ایرانی به خشونت کشیده شد. شبکه ABC نخستین مورد کشته شدن یک معترض را در اول ژانویه مستند کرد. در  ۱۸ دی ۱۴۰۴، دولت ایران قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. در حوالی ۲۰ دی  و هم‌زمان با این قطعی اینترنت، تصاویر و ویدئوهایی از اجساد ده‌ها نفر در یک سردخانه موقت در مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران به‌صورت آنلاین منتشر شد. شهادت‌هایی که ABC به دست آورده نشان می‌دهد نیروهای امنیتی از مسلسل و دیگر انواع مهمات جنگی علیه معترضان استفاده کرده‌اند. همچنین گزارش شده است که به معترضان از ناحیه قلب، گلو یا سر شلیک شده است. در موارد دیگر، معترضان با ساچمه‌های تفنگ شکاری (ساچمه پرندگان) از ناحیه چشم‌ها و اندام تناسلی هدف قرار گرفته‌اند.

به دلیل تداوم قطع اینترنت، تا زمان نگارش این گزارش در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۵، تعیین تعداد دقیق کشته‌شدگان دشوار است، اما برآوردهای اولیه از تلفات بسیار بالا حکایت دارد؛ دست‌کم چند صد نفر و احتمالاً هزاران نفر کشته شده‌اند. در این مقطع، به نظر می‌رسد شدت و دامنه فعالیت‌های اعتراضی نیز کاهش یافته است.

اظهارات رسمی در آغاز اعتراض‌ها متفاوت بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در ۲۶ دی ۱۴۰۴ اعلام کرد که به وزیر کشور دستور داده است «برای رسیدگی به مطالبات مشروع معترضان، با نمایندگان آنان وارد گفت‌وگو شود». در واکنش به گزارش‌ها درباره کشته شدن معترضان به دست نیروهای امنیتی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در ۱۱ دی ۱۴۰۴۶ در شبکه تروث سوشال نوشت: «اگر ایران به‌طور خشونت‌آمیز معترضان مسالمت‌جو را بکشد… ایالات متحده به کمک آن‌ها خواهد آمد. ما کاملاً آماده‌ایم و در حالت آماده‌باش هستیم».

در خطبه‌های نماز جمعه ۱۳ دی، آیت‌الله علی خامنه‌ای گفت: «مسئولان باید با معترضان صحبت کنند»، اما افزود: «اغتشاشگران باید سر جای خود نشانده شوند». در ۱۵ دی، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، اعلام کرد که حکومت هیچ‌گونه «مماشاتی» با معترضان نخواهد داشت و خواستار تسریع روندهای قضایی شد. رضا پهلوی، فرزند تبعیدی آخرین شاه ایران، نیز چندین بیانیه صادر کرد که بازتاب‌دهنده اظهارات رئیس‌جمهور ترامپ درباره در راه بودن کمک خارجی بود و برای ۲۰ و ۲۱ دی خواستار اعتصاب‌ها و تجمعات بیشتر شد و گفت: «هدف ما دیگر صرفاً آمدن به خیابان‌ها نیست؛ هدف، آماده شدن برای تصرف مراکز شهرها و در دست گرفتن آن‌هاست».

در ۲۰ دیه، رئیس‌جمهور پزشکیان گفت «اغتشاشگران» عوامل خارجی هستند و اظهار داشت: «این افراد هم در داخل و هم در خارج از کشور آموزش دیده‌اند. تروریست‌های خارجی را برای به آتش کشیدن مساجد، بازارها و فضاهای عمومی وارد کرده‌اند. آن‌ها با سلاح مردم را کشته‌اند، برخی را سوزانده و عده‌ای دیگر را سر بریده‌اند. واقعاً چنین جنایاتی کار مردم ما نیست.» در همان روز، بیانیه‌ای که از سوی هیئت دولت ایران منتشر شد، «رژیم صهیونیستی و آمریکا‌ی جنایتکار» را به «تحریک آشوب» از طریق «به‌کارگیری مزدوران و تروریست‌ها در سراسر کشور برای حمله به شهروندان عزیز ما و به شهادت رساندن شمار زیادی از آنان» متهم کرد.

در ۲۲ دی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بار دیگر از معترضان خواست به اعتراض‌ها ادامه دهند و در تروث سوشال نوشت: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید — نهادهای خود را تصرف کنید!!! نام قاتلان و آزاردهندگان را حفظ کنید. آن‌ها بهای سنگینی خواهند پرداخت» و افزود: «کمک در راه است». در مصاحبه‌ای با شبکه فاکس‌نیوز آمریکا در ۲۳ دی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گزارش‌ها درباره کشته شدن هزاران معترض به دست نیروهای امنیتی را «اغراق‌آمیز» خواند و گفت شمار جان‌باختگان «فقط چند صد نفر» بوده است.

دفتر ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فهرستی از مشخصات ۲۹۸۶ جانباختگان اعتراضات را منتشر کرد. این فهرست در ۱۴ بهمن به ۳۰۳۸ نفر افزایش یافت. (ایرنا، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴) دولت ایران در بیانیه‌ای تاکید کرد که این فهرست « با تجمیع اسامی که توسط پزشکی قانونی کشور تهیه و با سامانه سازمان ثبت احوال تطبیق داده شده است. علت اختلاف ۱۳۱ نفر، با آمار اعلام شده قبلی مربوط به مجهول الهویه بودن تعدادی افراد و مغایرت در ثبت شناسه ملی تعدادی از جانباختگان با سامانه ثبت احوال بوده است که به محض اصلاح در فهرست تکمیلی ارائه خواهد شد.» در زمان انتشار این لیست، فهرست در حال تکمیل بنیاد برومند شامل نامهایی بود که در فهرست دولت یافت نمی‌شدند. مجموعه فعالان حقوق بشر نیز گزارش کرده بود که تعداد بیش از ۶۰۰۰ جانباخته مستند کرده است. 

اعدام خودسرانه آقای مانی صفرپور چفلی

آقای مانی صفرپور چفلی، شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در اعتراضات محله سلسبیل تهران به ضرب گلوله جنگی نیروهای امنیتی کشته شد. (ایران وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

بر اساس روایت اهالی محله سلسبیل، پیش از شروع اعتراضات شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، فضای عمومی محل «شاد و امیدوار» بود و مردم از ساعاتی قبل در رفت‌وآمد و گفت‌وگو درباره حضور در اعتراضات بودند. بسیاری از مغازه‌های سلسبیل از قبل تعطیل بوده یا صرفاً سفارش‌های محدود بیرون‌بر می‌پذیرفتند و خودروهای عبوری موسیقی اعتراضی پخش می‌کردند. در منطقه سلسبیل تهران اینترنت از حوالی ساعت ۷:۳۰ شب، پیش از شروع اعتراضات قطع شد و از حوالی ساعت ۹ شب نیز پیامک‌ها ارسال نمی‌شد. هم‌زمان با اختلال در تماس‌ها و ارتباطات چراغ‌های شهر خاموش شد و در «تاریکی مطلق» تیراندازی آغاز شد. (ایران‌وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

بر اساس روایت‌ اهالی، چند لایه نیروی امنیتی در مسیرها مستقر شدند و «آرایش جنگی» گرفتند. پس از خاموش کردن چراغ‌های شهری و در تاریکی، تردد دشوار شده بود و در برخی معابر «به‌زحمت، چشم چشم را می‌دید». شاهدان گفتند تیراندازی «شروع شد و قطع نشد» و شلیک‌ها برای حدود «یک ساعت‌ونیم تا ۲ساعت» بدون وقفه ادامه داشت. (ایران‌وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

به گفته شاهدان عینی، شدت سرکوب به‌گونه‌ای توصیف شده که فضای محله «هولناک» بود و از آتش‌های متعدد در خیابان، سوختن یک بانک و نمای بیرونی یک مسجد، و آتش زدن یک ون و یک موتور پلیس سخن گفته شده است. این روایت‌ها همچنین به حضور افراد سالخورده و کودکان در خیابان و دشواری فرار در میان تیراندازی اشاره کرده‌اند. (ایران‌وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

آقای صفرپور چفلی در جریان این اعتراضات و سرکوب خشونت‌آمیز مورد هدف گلوله اسلحه جنگی نیروهای امنیتی قرار گرفت و کشته شد. (ایران‌وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

شاهدان عینی در توصیف لحظات پس از سرکوب همان شب گفتند خیابان بسته شد، در حالی که «کف خیابان خون بود»، «ون‌های سفید» برای نیروهای سرکوب در ظرف‌های یک‌بارمصرف غذا آوردند و میان آنان توزیع کردند. (ایران‌وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

در روز بعد، جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، به گفته شاهدان، سلسبیل «سوت‌وکور» بوده و پس از سرکوب سنگین «اجازه ندادند مغازه‌ها باز شوند» و «کل راسته بازار فقط نظامی‌ها بودند». صبح جمعه آثار خون بر دیوارها و رد خون بر پیاده‌روها دیده می‌شده و مردم پوکه‌های گلوله جنگی و ساچمه‌ای را از کف خیابان جمع می‌کردند. (ایران‌وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

مانی صفرپور چفلی به فوتبال علاقه‌مند بود و از هواداران تیم فوتبال پرسپولیس تهران به‌شمار می‌رفت.

در ویدیویی که از داخل پزشکی قانونی کهریزک در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، پدر آقای صفرپور چفلی در حالی که پیکر بی‌جان فرزندش را درون کیسه‌ای مشکی در آغوش گرفته بود و با گریه می‌گفت «مانی، بابا تو برو من میام». ویدئویی که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد و احساسات عمومی را جریحه دار کرد.(بی‌بی‌سی فارسی، ۵ بهمن ۱۴۰۴)

پیکر آقای صفرپور چفلی در روستای لفمجان از توابع شهر لاهیجان به خاک سپرده شد. (هیرکانی، ۶ بهمن ۱۴۰۴)

از جزئیات مراسم خاکسپاری اطلاعی در دست نیست.

مراسم بزرگداشت چهلم آقای صفرپور چفلی با حضور پرشمار مردم و خانواده‌اش برگزار شد. خواهرش در این مراسم سخنرانی کرد و مردم در حمایت از خانواده بارها آنها را تشویق کردند و بر علیه حکومت شعار دادند. (اینستاگرام مانی صفرپور، ۱ اسفند ۱۴۰۴)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

پس از خاکسپاری آقای صفرپور چفلی، ماموران حکومتی اعلامیه‌های ترحیم او را پاره کردند. (ایران‌وایر، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴) آنها همچنین در روز مراسم خاکسپاری آقای صفرپور چفلی، دایی او را دستگیر و در بازداشت تحت شکنجه قرار دادند. (دادبان، ۵ اسفند ۱۴۰۴)

واکنش خانواده

در مراسم بزرگداشت چهلمین روز آقای صفرپور (۱ اسفند ۱۴۰۴)، خانواده با حضور بر مزار و بیان سخنرانی، واکنش خود را به‌صورت علنی و در قالب یک روایت یادمانی و دادخواهانه بیان کردند. خواهر وی با تاکید بر «به ناحق» و «بی‌رحمانه» بودن قتل برادرش اعلام کرد خانواده تنها برای سوگواری گرد هم نیامده‌اند، بلکه برای «شهادت دادن به پاکی»، «صداقت» و «قلب روشن» آقای صفرپور در برابر جمع حاضر ایستاده‌اند. او همچنین با قدردانی از حاضران، از طرف مادر، پدر، خواهرش و خود، از همراهی و حضور مردم تشکر کرد و این حضور را نشانه‌ای دانست که «نام عزیزان در تنهایی گم نمی‌شود». در پایان، خانواده با بیان جمله‌هایی درباره ایستادگی و «آرام نگرفتن»، بر استمرار یاد و نام فرزندشان و پیوند دادن آن با آرمان جمعی تاکید کردند و سخنشان را با شعر «ما زنده به آنیم که آرام نگیریم،‌ موجیم که آسودگی ما عدم ماست» و شعار «زنده باد ایران» به پایان رساندند. (اینستاگرام مانی صفرپور، ۱ اسفند ۱۴۰۴) 

تأثیر بر خانواده

خواهر آقای صفرپور سوگ خانواده را با تصویرسازی‌های عاطفی توصیف کرده است: «شاخه‌ای در این خانه خشک شد ولی ریشه‌ها هنوز زنده‌اند» و «نبودنش به اندازه یک قرن سنگین است». او همچنین گفت خانواده «با چشمان خود دیدند که جان از جان ما جدا شد» و این فقدان را امری «بی‌رحمانه» دانست. (اینستاگرام مانی صفرپور، ۱ اسفند ۱۴۰۴)

«مانی ۱۸ سال زندگی کرد، اما آن‌قدر عمیق و پررنگ که نبودنش به اندازه یک قرن سنگین است. او را به ناحق از ما گرفتند؛ اما نامش تا وقتی شرافت و صداقت زنده است، زنده خواهد ماند.»

تصحیح و یا تکمیل کنید