بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

طاها صفری پالنگری

درباره

سن: ۱۶
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۳ دی ۱۴۰۴
محل دفن مشخص است: بله
محل: ازنا، استان لرستان، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن
سن در زمان ارتکاب جرم انتسابی: زیر ۱۸ سال

ملاحظات

طاها تنها  ۱۶ سال داشت و دانش آموز بود.

خبر و اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای طاها صفری پالنگری، ۱۶ ساله، فرزند  سمانه و احمدرضا از طریق وبسایت‌های خبرگزاری جمهوری اسلامی-ایرنا(۱۲ بهمن ۱۴۰۴)، وبسایت‌های ایران‌وایر (۱۳ و ۱۴ دی ۱۴۰۴)، سازمان حقوق بشری هه‌نگاو (۱۵ دی ۱۴۰۴)، بی‌بی‌سی فارسی (۱۷ دی ۱۴۰۴)، آموزشکده توانا (۱۵ دی ۱۴۰۴) به دست آمده است. 

همچنین نام آقای طاها صفری پالنگری در ردیف ۵۳۴  فهرستی که نهاد ریاست جمهوری ایران منتشر کرد قرار دارد. (پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴)

آقای  صفری پالنگری متولد ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ در روستای پالنگری از توابع شهرستان کامفیروز استان فارس و ساکن شهر ازنا در استان لرستان بود. او دانش‌آموز مقطع هنرستان در رشته حسابداری بود. طاها به دلیل جدایی والدین، در طول سال تحصیلی نزد مادرش در شهر ازنا زندگی می‌کرد و در تعطیلات تابستان به روستای محل سکونت پدرش در روستای پالنگری بازمی‌گشت. آقای صفری پالنگری به ورزش بوکس علاقه داشت و آن را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کرد. (ایران‌وایر، ۱۳ دی ۱۴۰۴؛ بی‌بی‌سی فارسی، ۱۷ دی ۱۴۰۴؛ هه‌نگاو، ۱۵ دی ۱۴۰۴)

آقای صفری پالنگری در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در تجمعات اعتراضی شهر ازنا شرکت کرد. این اعتراضات در پی اعتصاب بازاریان و گسترش اعتراضات سراسری به وخامت شرایط اقتصادی، کاهش ارزش ریال و تورم بالا شکل گرفت.

پیش‌زمینه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

(این پیش‌زمینه بر اساس اطلاعات اولیه شروع اعتراضات تهیه شده و در اولین فرصت به‌روز رسانی خواهد شد.)

در تاریخ ۷ دی ۱۴۰۴، بازاریان بازار بزرگ تهران در اعتراض به وخامت شرایط اقتصادی کشور دست به اعتصاب زدند. این اعتراض‌ها در پی کاهش سریع ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا ـ که تا اواخر دسامبر به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید ـ همراه با تورم بالا شکل گرفت. تا ۹ دی، اعتراض‌ها به نیمی از استان‌های ایران گسترش یافت، از جمله البرز، خوزستان، فارس، همدان، کرمانشاه، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، هرمزگان، چهارمحال و بختیاری، مرکزی، اصفهان، زنجان و یزد. بر اساس گزارش هرانا ، تا پانزدهمین روز اعتراض‌ها، تجمعات اعتراضی دست‌کم در ۵۸۵ نقطه در ۱۸۶ شهر و در تمامی ۳۱ استان ایران برگزار شده بود.

اگرچه مشکلات اقتصادی در ابتدا جرقه این اعتراض‌ها را زد، اما مطالبات معترضان به‌تدریج به درخواست‌هایی برای پایان دادن کامل به حکومت دینی گسترش یافت. در چندین شهر شعارهایی چون «مرگ بر خامنه‌ای» ثبت شد، همچنین «مرگ بر دیکتاتور»، «ما جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم»، «می‌میریم، ایران را پس می‌گیریم» و «جاوید شاه».

تا پایان هفته نخست اعتراض‌ها، واکنش مقام‌های ایرانی به خشونت کشیده شد. شبکه ABC نخستین مورد کشته شدن یک معترض را در اول ژانویه مستند کرد. در  ۱۸ دی ۱۴۰۴، دولت ایران قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. در حوالی ۲۰ دی  و هم‌زمان با این قطعی اینترنت، تصاویر و ویدئوهایی از اجساد ده‌ها نفر در یک سردخانه موقت در مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران به‌صورت آنلاین منتشر شد. شهادت‌هایی که ABC به دست آورده نشان می‌دهد نیروهای امنیتی از مسلسل و دیگر انواع مهمات جنگی علیه معترضان استفاده کرده‌اند. همچنین گزارش شده است که به معترضان از ناحیه قلب، گلو یا سر شلیک شده است. در موارد دیگر، معترضان با ساچمه‌های تفنگ شکاری (ساچمه پرندگان) از ناحیه چشم‌ها و اندام تناسلی هدف قرار گرفته‌اند.

به دلیل تداوم قطع اینترنت، تا زمان نگارش این گزارش در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۵، تعیین تعداد دقیق کشته‌شدگان دشوار است، اما برآوردهای اولیه از تلفات بسیار بالا حکایت دارد؛ دست‌کم چند صد نفر و احتمالاً هزاران نفر کشته شده‌اند. در این مقطع، به نظر می‌رسد شدت و دامنه فعالیت‌های اعتراضی نیز کاهش یافته است.

اظهارات رسمی در آغاز اعتراض‌ها متفاوت بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در ۲۶ دی ۱۴۰۴ اعلام کرد که به وزیر کشور دستور داده است «برای رسیدگی به مطالبات مشروع معترضان، با نمایندگان آنان وارد گفت‌وگو شود». در واکنش به گزارش‌ها درباره کشته شدن معترضان به دست نیروهای امنیتی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در ۱۱ دی ۱۴۰۴۶ در شبکه تروث سوشال نوشت: «اگر ایران به‌طور خشونت‌آمیز معترضان مسالمت‌جو را بکشد… ایالات متحده به کمک آن‌ها خواهد آمد. ما کاملاً آماده‌ایم و در حالت آماده‌باش هستیم».

در خطبه‌های نماز جمعه ۱۳ دی، آیت‌الله علی خامنه‌ای گفت: «مسئولان باید با معترضان صحبت کنند»، اما افزود: «اغتشاشگران باید سر جای خود نشانده شوند». در ۱۵ دی، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، اعلام کرد که حکومت هیچ‌گونه «مماشاتی» با معترضان نخواهد داشت و خواستار تسریع روندهای قضایی شد. رضا پهلوی، فرزند تبعیدی آخرین شاه ایران، نیز چندین بیانیه صادر کرد که بازتاب‌دهنده اظهارات رئیس‌جمهور ترامپ درباره در راه بودن کمک خارجی بود و برای ۲۰ و ۲۱ دی خواستار اعتصاب‌ها و تجمعات بیشتر شد و گفت: «هدف ما دیگر صرفاً آمدن به خیابان‌ها نیست؛ هدف، آماده شدن برای تصرف مراکز شهرها و در دست گرفتن آن‌هاست».

در ۲۰ دیه، رئیس‌جمهور پزشکیان گفت «اغتشاشگران» عوامل خارجی هستند و اظهار داشت: «این افراد هم در داخل و هم در خارج از کشور آموزش دیده‌اند. تروریست‌های خارجی را برای به آتش کشیدن مساجد، بازارها و فضاهای عمومی وارد کرده‌اند. آن‌ها با سلاح مردم را کشته‌اند، برخی را سوزانده و عده‌ای دیگر را سر بریده‌اند. واقعاً چنین جنایاتی کار مردم ما نیست.» در همان روز، بیانیه‌ای که از سوی هیئت دولت ایران منتشر شد، «رژیم صهیونیستی و آمریکا‌ی جنایتکار» را به «تحریک آشوب» از طریق «به‌کارگیری مزدوران و تروریست‌ها در سراسر کشور برای حمله به شهروندان عزیز ما و به شهادت رساندن شمار زیادی از آنان» متهم کرد.

در ۲۲ دی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بار دیگر از معترضان خواست به اعتراض‌ها ادامه دهند و در تروث سوشال نوشت: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید — نهادهای خود را تصرف کنید!!! نام قاتلان و آزاردهندگان را حفظ کنید. آن‌ها بهای سنگینی خواهند پرداخت» و افزود: «کمک در راه است». در مصاحبه‌ای با شبکه فاکس‌نیوز آمریکا در ۲۳ دی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گزارش‌ها درباره کشته شدن هزاران معترض به دست نیروهای امنیتی را «اغراق‌آمیز» خواند و گفت شمار جان‌باختگان «فقط چند صد نفر» بوده است.

دفتر ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فهرستی از مشخصات ۲۹۸۶ جانباختگان اعتراضات را منتشر کرد. این فهرست در ۱۴ بهمن به ۳۰۳۸ نفر افزایش یافت. (ایرنا، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴) دولت ایران در بیانیه‌ای تاکید کرد که این فهرست « با تجمیع اسامی که توسط پزشکی قانونی کشور تهیه و با سامانه سازمان ثبت احوال تطبیق داده شده است. علت اختلاف ۱۳۱ نفر، با آمار اعلام شده قبلی مربوط به مجهول الهویه بودن تعدادی افراد و مغایرت در ثبت شناسه ملی تعدادی از جانباختگان با سامانه ثبت احوال بوده است که به محض اصلاح در فهرست تکمیلی ارائه خواهد شد.» در زمان انتشار این لیست، فهرست در حال تکمیل بنیاد برومند شامل نامهایی بود که در فهرست دولت یافت نمی‌شدند. مجموعه فعالان حقوق بشر نیز گزارش کرده بود که تعداد بیش از ۶۰۰۰ جانباخته مستند کرده است. 

اعدام خودسرانه آقای طاها صفری پالنگری

بنا بر اطلاعات موجود، آقای طاها صفری پالنگری شامگاه جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی شهر ازنا هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت و کشته شد. گزارش‌ها حاکی از آن است که اعتراضات درحوالی محله «پیچ سنگگ» آغاز شد و سپس با افزایش جمعیت و مداخله نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد. (ایران‌وایر، ۱۳ دی ۱۴۰۴؛ بی‌بی‌سی فارسی، ۱۷ دی ۱۴۰۴)

یک شاهد عینی درباره روند وقایع آن شب به تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی گفت: «جمعیت که بیشتر شد، از چند جهت گاز اشک‌آور زدند و چند نفر حال‌شان بد شد و مردم آنها را روی دست بلند کردند. این اتفاق مردم را عصبانی کرد چون تجمع مسالمت‌آمیز بود. جمعیت زیاد شد و مامورها به سمت نیروی انتظامی در بلوار جهاد عقب رفتند. از دور آتش را دیدیم و ۲ ماشین پلیس می‌سوخت. صدای تیراندازی ممتد آمد؛ صدها تیر شلیک شد و خودم هم ساچمه خوردم. طاها هم تیر خورده بود، اما او را بازداشت کردند. خانواده‌اش نتوانستند نام او را در بیمارستان پیدا کنند تا اینکه روز یکشنبه ۱۳ دی خبر دادند کشته شده است. ما معتقدیم او در بازداشت نیروهای امنیتی جان باخت.» (بی‌بی‌سی فارسی، ۱۷ دی ۱۴۰۴)

«پیکری با اصابت گلوله به سر به خانواده نشان داده شد؛ چهره قابل شناسایی نبود و تنها از طریق کاپشن او را شناختند.»

بر اساس گزارش‌ها، آقای صفری پالنگری پس از زخمی شدن، بازداشت شد و خانواده تا مدتی از سرنوشت او بی‌خبر بودند. صبح روز شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴، اداره اطلاعات خرم‌آباد به خانواده اطلاع داد که این نوجوان جان باخته است.(هه‌نگاو، ۱۵ دی ۱۴۰۴) صبح همین روز ماموران اداره اطلاعات ازنا با سه خودرو به منزل مادر آقای صفری پالنگری یورش برده و خانواده را تهدید کردند که پیکر او باید بدون برگزاری مراسم و بدون اطلاع‌رسانی عمومی به خاک سپرده شود. (ایران‌وایر، ۱۳ دی ۱۴۰۴)

پدر آقای صفری پالنگری که در روستای پالنگری سکونت داشت برای تحویل پیکر او به ازنا مراجعه کرد، اما به‌دلیل وضعیت شدید جراحات، هویت او در نهایت از طریق آزمایش دی‌ان‌ای تایید شد. با این حال نیروهای امنیتی بدون ارائه توضیح مشخصی از تحویل پیکر به خانواده خودداری کردند. (ایران‌وایر، ۱۴ دی ۱۴۰۴)

نهادهای امنیتی در روز یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴،  جسدی را با آثار اصابت گلوله به ناحیه سر و صورت به خانواده آقای صفری پالنگری نشان دادند که به‌دلیل شدت جراحات قابل شناسایی نبود و خانواده تنها از طریق کاپشن موفق به شناسایی او شدند. هم‌زمان از آنان خواسته شد که باید علت مرگ را «تصادف» اعلام کرده و از برگزاری مراسم عمومی خودداری کنند. (هه‌نگاو، ۱۵ دی ۱۴۰۴)

از نحوه برگزاری مراسم خاکسپاری آقای صفری پالنگری اطلاعاتی در دست نیست.

با وجود فشارهای امنیتی و محدودیت‌ها، در ادامه و پس از گذشت زمان، اهالی روستای پالنگری در منطقه کامفیروز استان فارس در مراسم چهلم این نوجوان جان‌باخته به او ادای احترام کردند. (ایران اینترنشنال، ۲۹ بهمن ۱۴۰۴)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

صبح روز شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ ماموران اداره اطلاعات ازنا با سه خودرو به منزل مادر آقای صفری پالنگری یورش برده و خانواده را تهدید کردند که پیکر باید بدون برگزاری مراسم عمومی و بدون اطلاع‌رسانی رسانه‌ای به خاک سپرده شود. (ایران‌وایر، ۱۳ دی ۱۴۰۴)

هم‌زمان، نیروهای امنیتی از تحویل فوری پیکر به خانواده خودداری کردند و روند شناسایی و تحویل جسد را تحت کنترل خود نگه داشتند. بنا بر گزارش‌ها، خانواده تنها پس از طی مراحل پیچیده از جمله آزمایش دی‌ان‌ای توانستند هویت پیکر را تایید کنند، اما حتی پس از این مرحله نیز از تحویل پیکر بدون ارائه توضیح مشخص جلوگیری شد. (ایران‌وایر، ۱۴ دی ۱۴۰۴)

نهادهای امنیتی در جریان نشان دادن جسد آقای صفری پالنگری به خانواده‌اش، آنان را تحت فشار قرار دادند تا علت مرگ را «تصادف» اعلام کنند و از برگزاری هرگونه مراسم عمومی یا اطلاع‌رسانی درباره نحوه کشته شدن او خودداری نمایند. (هه‌نگاو، ۱۵ دی ۱۴۰۴)

واکنش خانواده

خانواده در حالی پیگیر تحویل پیکر بودند که با فشارهای امنیتی برای دفن بی‌سر و صدا و اعلام علت مرگ به‌عنوان «تصادف» مواجه شدند. با وجود این محدودیت‌ها، در ادامه مراسم چهلم طاها صفری پالنگری در روستای پالنگری برگزار شد و اهالی منطقه به او ادای احترام کردند. (ایران اینترنشنال، ۲۹ بهمن ۱۴۰۴)

در جریان این مراسم، پدر طاها صفری پالنگری بر مزار او ایستاد و خطاب به فرزندش گفت: «به افتخار شهامتش… ماشالا، ماشالا بنازم به غیرتت، سربلندمون کردی، باید بیایم جلوت تعظیم کنیم.» حاضران نیز با تشویق و کل‌زدن زنان همراهی کردند. (اینستاگرام الهام اسکندری، ۱۵ بهمن ۱۴۰۴)

تأثیر بر خانواده

مادر طاها صفری پالنگری با انتشار تصویری از کودکی و سنگ مزار فرزندش در صفحه اینستاگرامش مرگ فرزندش را به کابوسی تشبه کرد و نوشت: «آخه من با نبودنت چیکار کنم. اصلا قابل تحمل نیست، دارم میمیرم نمیدونم کیم، چیم، کجام… چطور دارم زندگی می‌کنم اصلا نمیفهمم روزا چطور شب میشه، شبا چطور صبح». (صفحه اینستاگرام مادر طاها صفری پالنگری، ۱ اسفند ۱۴۰۴)

تصحیح و یا تکمیل کنید