بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

صدرا سلطانی

درباره

سن: ۲۴
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۹ دی ۱۴۰۴
محل دفن مشخص است: بله
محل: تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن

ملاحظات

«منزل  صدرا سلطانی، این دانشجوی کارشناسی ارشد معماری در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل تخریب شد اما او در منزل نبود و جان به در برد. از آن زمان زندگی برایش معنای جدیدی پیدا کرد.»

اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای صدرا سلطانی فرزند طاهره و امیر،‌ ۲۴ ساله، از طریق مصاحبه با یکی از نزدیکان  (۹ بهمن ۱۴۰۴)‌ و تحقیقات بنیاد برومند به دست آمده است. همچنین برای تکمیل یادبود امید آقای سلطانی از وبسایت‌های ایران اینترنشنال (۱۹ بهمن ۱۴۰۴؛ ۱ اسفند و ۷ اسفند ۱۴۰۴)، و تلویزیون منوتو (۲۱ بهمن ۱۴۰۴) استفاده شده است. 

همچنین نام آقای صدرا سلطانی در ستون شماره ۲۵۱۵ اسامی که دولت جمهوری اسلامی از جانباختگان اعتراضات دی۱۴۰۴ منتشر کرد قرار دارد. (پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران،‌ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴)

آقای صدرا سلطانی،‌ در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۰ در تهران به دنیا آمد و در یک خانواده فرهنگی رشد کرد. او عضو یک خانواده چهار نفره بود. آقای سلطانی ساکن تهران و دانش‌آموخته رشته معماری بود که به‌تازگی دوره کارشناسی خود را به پایان رسانده و تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد در گرایش معماری داخلی ادامه می‌داد. آقای سلطانی علاقه فراوانی به رشته تحصیلی خود داشت و به دنبال ادامه تحصیل در خارج از کشور بود. او به فرهنگ و معماری ایرانی علاقه‌مند بود و تلاش می‌کرد این میراث فرهنگی را در کار حرفه‌ای خود بیشتر بشناسد و از آن الهام بگیرد. (مصاحبه بنیاد، ۹ بهمن ۱۴۰۴)

آقای صدرا سلطانی علاوه بر فعالیت‌های علمی، به هنر و موسیقی نیز علاقه داشت. گیتار می‌نواخت، در کلاس‌های آواز شرکت می‌کرد و گاه همراه دوستانش هم‌نوازی و آوازخوانی می‌کرد. صدرا حتی به ترانه‌سرایی نیز علاقه داشت و دوست داشت روزی در این زمینه نیز فعالیت کند. (مصاحبه بنیاد، ۹ بهمن ۱۴۰۴)

خانه خانواده سلطانی در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل که در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد هدف اصابت موشک قرار گرفت، اما در آن شب هیچ‌یک از اعضای خانواده در منزل حضور نداشتند و به شکل معجزه‌آسایی از این حادثه جان سالم به در بردند. این تجربه تاثیر عمیقی بر صدرا گذاشت و باعث شد نگاه او به زندگی و آینده تغییر کند. او بارها از این موضوع سخن گفته بود که چگونه به‌طور اتفاقی از مرگ نجات یافته است و از این‌که یادبودی شایسته برای قربانیان آن جنگ برگزار نشده بود، احساس ناراحتی می‌کرد. (مصاحبه بنیاد، ۹ بهمن ۱۴۰۴)

او همواره به اطرافیان خود توجه داشت و بدون انتظار پاداش، در حل مشکلات آنان کمک می‌کرد. بسیاری از دوستان و آشنایانش او را فردی با روحیه‌ای گرم، دقیق و مسئولیت‌پذیر می‌دانستند.

آقای سلطانی پس از آن حادثه، بیش از پیش به مسائل اجتماعی و سرنوشت کشور توجه نشان می‌داد و در مکالمات خود از آرزوی ایرانی آزاد و آباد برای همه مردم سخن می‌گفت. او در صفحات شخصی خود از جان‌باختگان جنبش‌های اعتراضی سال‌های اخیر یاد می‌کرد و تلاش می‌کرد دانش سیاسی و تاریخی خود را درباره ایران و جهان افزایش دهد.

نزدیکان صدرا او را فردی شوخ‌طبع، مهربان و قابل اعتماد توصیف کرده‌اند که برای دوستان و خانواده‌اش تکیه‌گاهی مهم بود. 

آقای سلطانی به همراه پدر، مادر و برادرش در محله نارمک تهران زندگی می‌کرد و در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ شرکت کرد. (مصاحبه بنیاد، ۹ بهمن ۱۴۰۴)

پیش‌زمینه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

(این پیش‌زمینه بر اساس اطلاعات اولیه شروع اعتراضات تهیه شده و در اولین فرصت به‌روز رسانی خواهد شد.)

در تاریخ ۷ دی ۱۴۰۴، بازاریان بازار بزرگ تهران در اعتراض به وخامت شرایط اقتصادی کشور دست به اعتصاب زدند. این اعتراض‌ها در پی کاهش سریع ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا ـ که تا اواخر دسامبر به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید ـ همراه با تورم بالا شکل گرفت. تا ۹ دی، اعتراض‌ها به نیمی از استان‌های ایران گسترش یافت، از جمله البرز، خوزستان، فارس، همدان، کرمانشاه، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، هرمزگان، چهارمحال و بختیاری، مرکزی، اصفهان، زنجان و یزد. بر اساس گزارش هرانا ، تا پانزدهمین روز اعتراض‌ها، تجمعات اعتراضی دست‌کم در ۵۸۵ نقطه در ۱۸۶ شهر و در تمامی ۳۱ استان ایران برگزار شده بود.

اگرچه مشکلات اقتصادی در ابتدا جرقه این اعتراض‌ها را زد، اما مطالبات معترضان به‌تدریج به درخواست‌هایی برای پایان دادن کامل به حکومت دینی گسترش یافت. در چندین شهر شعارهایی چون «مرگ بر خامنه‌ای» ثبت شد، همچنین «مرگ بر دیکتاتور»، «ما جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم»، «می‌میریم، ایران را پس می‌گیریم» و «جاوید شاه».

تا پایان هفته نخست اعتراض‌ها، واکنش مقام‌های ایرانی به خشونت کشیده شد. شبکه ABC نخستین مورد کشته شدن یک معترض را در اول ژانویه مستند کرد. در  ۱۸ دی ۱۴۰۴، دولت ایران قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. در حوالی ۲۰ دی  و هم‌زمان با این قطعی اینترنت، تصاویر و ویدئوهایی از اجساد ده‌ها نفر در یک سردخانه موقت در مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران به‌صورت آنلاین منتشر شد. شهادت‌هایی که ABC به دست آورده نشان می‌دهد نیروهای امنیتی از مسلسل و دیگر انواع مهمات جنگی علیه معترضان استفاده کرده‌اند. همچنین گزارش شده است که به معترضان از ناحیه قلب، گلو یا سر شلیک شده است. در موارد دیگر، معترضان با ساچمه‌های تفنگ شکاری (ساچمه پرندگان) از ناحیه چشم‌ها و اندام تناسلی هدف قرار گرفته‌اند.

به دلیل تداوم قطع اینترنت، تا زمان نگارش این گزارش در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۵، تعیین تعداد دقیق کشته‌شدگان دشوار است، اما برآوردهای اولیه از تلفات بسیار بالا حکایت دارد؛ دست‌کم چند صد نفر و احتمالاً هزاران نفر کشته شده‌اند. در این مقطع، به نظر می‌رسد شدت و دامنه فعالیت‌های اعتراضی نیز کاهش یافته است.

اظهارات رسمی در آغاز اعتراض‌ها متفاوت بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در ۲۶ دی ۱۴۰۴ اعلام کرد که به وزیر کشور دستور داده است «برای رسیدگی به مطالبات مشروع معترضان، با نمایندگان آنان وارد گفت‌وگو شود». در واکنش به گزارش‌ها درباره کشته شدن معترضان به دست نیروهای امنیتی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در ۱۱ دی ۱۴۰۴۶ در شبکه تروث سوشال نوشت: «اگر ایران به‌طور خشونت‌آمیز معترضان مسالمت‌جو را بکشد… ایالات متحده به کمک آن‌ها خواهد آمد. ما کاملاً آماده‌ایم و در حالت آماده‌باش هستیم».

در خطبه‌های نماز جمعه ۱۳ دی، آیت‌الله علی خامنه‌ای گفت: «مسئولان باید با معترضان صحبت کنند»، اما افزود: «اغتشاشگران باید سر جای خود نشانده شوند». در ۱۵ دی، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، اعلام کرد که حکومت هیچ‌گونه «مماشاتی» با معترضان نخواهد داشت و خواستار تسریع روندهای قضایی شد. رضا پهلوی، فرزند تبعیدی آخرین شاه ایران، نیز چندین بیانیه صادر کرد که بازتاب‌دهنده اظهارات رئیس‌جمهور ترامپ درباره در راه بودن کمک خارجی بود و برای ۲۰ و ۲۱ دی خواستار اعتصاب‌ها و تجمعات بیشتر شد و گفت: «هدف ما دیگر صرفاً آمدن به خیابان‌ها نیست؛ هدف، آماده شدن برای تصرف مراکز شهرها و در دست گرفتن آن‌هاست».

در ۲۰ دیه، رئیس‌جمهور پزشکیان گفت «اغتشاشگران» عوامل خارجی هستند و اظهار داشت: «این افراد هم در داخل و هم در خارج از کشور آموزش دیده‌اند. تروریست‌های خارجی را برای به آتش کشیدن مساجد، بازارها و فضاهای عمومی وارد کرده‌اند. آن‌ها با سلاح مردم را کشته‌اند، برخی را سوزانده و عده‌ای دیگر را سر بریده‌اند. واقعاً چنین جنایاتی کار مردم ما نیست.» در همان روز، بیانیه‌ای که از سوی هیئت دولت ایران منتشر شد، «رژیم صهیونیستی و آمریکا‌ی جنایتکار» را به «تحریک آشوب» از طریق «به‌کارگیری مزدوران و تروریست‌ها در سراسر کشور برای حمله به شهروندان عزیز ما و به شهادت رساندن شمار زیادی از آنان» متهم کرد.

در ۲۲ دی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بار دیگر از معترضان خواست به اعتراض‌ها ادامه دهند و در تروث سوشال نوشت: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید — نهادهای خود را تصرف کنید!!! نام قاتلان و آزاردهندگان را حفظ کنید. آن‌ها بهای سنگینی خواهند پرداخت» و افزود: «کمک در راه است». در مصاحبه‌ای با شبکه فاکس‌نیوز آمریکا در ۲۳ دی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گزارش‌ها درباره کشته شدن هزاران معترض به دست نیروهای امنیتی را «اغراق‌آمیز» خواند و گفت شمار جان‌باختگان «فقط چند صد نفر» بوده است.

دفتر ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فهرستی از مشخصات ۲۹۸۶ جانباختگان اعتراضات را منتشر کرد. این فهرست در ۱۴ بهمن به ۳۰۳۸ نفر افزایش یافت. (ایرنا، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴) دولت ایران در بیانیه‌ای تاکید کرد که این فهرست « با تجمیع اسامی که توسط پزشکی قانونی کشور تهیه و با سامانه سازمان ثبت احوال تطبیق داده شده است. علت اختلاف ۱۳۱ نفر، با آمار اعلام شده قبلی مربوط به مجهول الهویه بودن تعدادی افراد و مغایرت در ثبت شناسه ملی تعدادی از جانباختگان با سامانه ثبت احوال بوده است که به محض اصلاح در فهرست تکمیلی ارائه خواهد شد.» در زمان انتشار این لیست، فهرست در حال تکمیل بنیاد برومند شامل نامهایی بود که در فهرست دولت یافت نمی‌شدند. مجموعه فعالان حقوق بشر نیز گزارش کرده بود که تعداد بیش از ۶۰۰۰ جانباخته مستند کرده است. 

اعدام خودسرانه آقای صدرا سلطانی

بنا بر اطلاعات موجود، شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، آقای صدرا سلطانی در اعتراضات مردمی در محله نارمک تهران مورد هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. (مصاحبه بنیاد، ۹ بهمن ۱۴۰۴)

آقای سلطانی در شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ به همراه پدر و مادرش به تجمع اعتراضی مردمی در محله نارمک تهران پیوست. در جریان این تجمع، هنگامی که نیروهای امنیتی شروع به تیراندازی کردند، آقای سلطانی تلاش می‌کرد اعضای خانواده خود را از محل دور کند و آنان را از خطر خارج سازد. در همین زمان او از ناحیه پشت و کمر هدف اصابت گلوله قرار گرفت. پدر و مادر او پس از انجام اقدامات اولیه امدادی جان او را نجات دهند و سپس او را به بیمارستان انصاری نارمک منتقل کردند. 

به دلیل ازدحام شدید مجروحان در بیمارستان، آقای سلطانی بر روی زمین قرار داده شد و تلاش‌هایی برای احیای قلبی او انجام گرفت، اما این اقدامات مؤثر واقع نشد. به گفته پدر و مادرش، نبض صدرا بسیار ضعیف بود و احتمالاً پیش از رسیدن به بیمارستان جان باخته بود. 

بر اساس بررسی پزشکان، سوراخ کوچکی در ناحیه قفسه سینه و حفره‌ای همراه با خونریزی شدید در ناحیه پشت بدن صدرا مشاهده شده بود که نشان می‌دهد احتمالاً از بالای ساختمان به سمت او شلیک شده بود. این حادثه حوالی ساعت ۱۰:۳۰ شب رخ داد. (مصاحبه بنیاد، ۹ بهمن ۱۴۰۴)

صبح روز بعد، در ۱۹ دی ۱۴۰۴ پدر آقای سلطانی به همراه دایی او برای تحویل پیکر به بیمارستان مراجعه کردند اما به آنان اطلاع داده شد که پیکر به بهشت زهرا منتقل شده است. در بهشت زهرا آنان را به پزشکی قانونی کهریزک ارجاع دادند. در آنجا خانواده مجبور شدند پیکر صدرا را در میان حدود ۵۰۰ جسد شناسایی کنند. پس از شناسایی، کدی به پیکر صدرا اختصاص داده شد تا امکان تحویل آن در روز بعد فراهم شود. در تاریخ ۲۰ دی ۱۴۰۴ خانواده از ساعت ۷:۳۰ صبح در بهشت زهرا حضور یافتند و سرانجام حوالی ساعت ۱۴:۳۰ موفق شدند پیکر صدرا را تحویل بگیرند. آقای سلطانی در بهشت زهرا تهران، قطعه ۶۶، ردیف ۹۰، شماره ۵۳ به خاک سپرده شد. 

به گفته یک‌ منبع مطلع در جواز دفن علت مرگ آقای سلطانی «اصابت اجسام پرتابه‌ای پر سرعت به بدن» عنوان شده است. (مصاحبه بنیاد، ۹ بهمن ۱۴۰۴)

«حفره‌ای به اندازه یک سیاهچاله در قلب ماست؛ هر روز بزرگ‌تر می‌شود. اما امیدواریم خون همین بچه‌ها، صدراهای ما، به‌زودی نتیجه بدهد.»

پدر صدرا سلطانی در ویدئویی لحظه شلیک به فرزندش را اینگونه توصیف کرد: «صدرا بغل من بود. دقیقا بغل من بود … کسی که به اصطلاح اینکارو کرد انتخاب کرد. منو و صدرا رو دید. دید یک پسر جوان با یک فرد مسن و مو سفید. یک پسر قد بلند به اصطلاح ورزشکار و یک پیرمرد. انتخاب کرد از بالای پشت بوم با تک تیرانداز صاف زد رو سینه‌اش.» (ایران اینترنشنال، ۷ اسفند ۱۴۰۴)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

از واکنش مسئولان به مرگ آقای سلطانی اطلاعی در دست نیست.

واکنش خانواده

پدر آقای سلطانی در مراسم بزرگداشت او با اشاره به حضور پرشمار دوستان و آشنایان گفت که این جمعیت «فقط به خاطر وجود خود صدرا» گرد هم آمده‌اند و اگر افتخاری در این میان وجود داشته باشد «فقط به خاطر خود صدراست». او همچنین تأکید کرد که فرزندش آگاهانه مسیر حضور در اعتراضات را انتخاب کرده بود و این تصمیم حاصل آگاهی و باورهای او بوده است. آقای سلطانی در واکنش به قتل فرزندش و جنگ ۱۲ روزه که خانه‌شان در آن آسیب دیده بود گفت: « صدرا به شکل معجزه‌آسا جان سالم برده بود اما در نهایت به دست جمهوری اسلامی کشته شد.» آقای سلطانی با اشاره به جانباختگان اعتراضات گفت: «امیدواریم و مثل روز برامون روشنه که به همین زودی نتیجه خون‌های ریخته همین بچه‌ها صدراهای ما همگی نتیجه بده.» (تلویزیون من و تو، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

در مراسم دیگری که به مناسبت تولد آقای سلطانی بر سر مزار او برگزار شد، گفت: «تولد پسر منه، من باید فوت کنم… نمی‌دونم این چه حکمتیه»، و در ادامه آرزو کرد که ایران از «ظلم و فساد و تباهی» رهایی یابد.  (ایران اینترنشنال، ۱۹ بهمن ۱۴۰۴)

تأثیر بر خانواده

پدر آقای سلطانی در سخنانی درباره این فقدان، از اندوهی سخن گفته که به گفته او برای خود و همسرش ماندگار و همیشگی است. او با توصیفی از این سوگ گفته است که نبود صدرا «حفره‌ای به اندازه یک سیاهچاله» در قلب او و مادرش ایجاد کرده است؛ خلائی که به گفته او نه تنها با گذشت زمان کاهش نیافته بلکه «هر روز بزرگ‌تر می‌شود». (تلویزیون من و تو، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴)

تصحیح و یا تکمیل کنید