بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

مسعود خسروی محمد دوست

درباره

سن: ۴۵
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۵ خرداد ۱۳۸۸
محل دفن مشخص است: بله
محل: خیابان آزادی، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن

ملاحظات

کارمند صادق سازمان تاکسیرانی و پدری مهربان، تنها برای خرید دارو از خانه بیرون رفت، اما هرگز بازنگشت. گلوله‌ای از میان آشوب خشونت‌بار نیروهای امنیتی، جان او را گرفت و خانواده‌اش را در بهتی همیشگی فرو برد.

خبر و اطلاعات در مورد اعدام خودسرانه آقای مسعود خسروی محمد دوست، از طریق خبرگزاری فارس (۹ تیر ۱۳۸۸) و کانون حمایت از خانوادگان جان‌باختگان و بازداشت‌شدگان (۱۵ بهمن ۱۳۸۸) به‌دست آمده است. برای تکمیل این پرونده، از وب‌سایت‌ها و منابع خبری دیگر از جمله جنبش راه سبز–جرس (۲۳ تیر ۱۳۸۹ و ۲۱ دی ۱۳۹۰)، رادیو فردا (۳ اسفند ۱۳۹۲)، ندای سبز آزادی (۸ بهمن ۱۳۸۹)، روزآنلاین (۵ مهر ۱۳۸۹)، پرچم (۱۱ مهر ۱۳۸۸) و خبرگزاری هرانا (۳۰ تیر و ۶ مرداد ۱۳۸۸) استفاده شده است.

آقای خسروی محمد دوست، ۴۵ ساله، اهل تهران، متاهل، دارای یک پسر ۱۷ ساله، کارمند سازمان تاکسیرانی و ساکن شهریار بود. (خبرگزاری فارس، ۹ تیر ۱۳۸۸)

آقای خسروی محمد دوست، در شب شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، پس از پایان کار و خروج از سازمان تاکسیرانی، به قصد تهیه دارو به داروخانه‌ای واقع در خیابان یادگار امام تهران مراجعه کرد. (کانون حمایت از خانوادگان جان‌باختگان و بازداشت‌شدگان، ۱۵ بهمن ۱۳۸۸) در آن روز، تجمعات اعتراضی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، در محل در جریان بود و فضای عمومی  متأثر از تنش‌های پس از انتخابات بود.

به گفته همسر آقای خسروی دوست محمد در مصاحبه‌هایی با رسانه‌های مختلف، او انسانی «عدالت‌طلب، صادق، محبوب، فداکار، رازدار و مهربان بود و همواره در حل مشکلات دیگران پیش‌قدم بود». (جرس، ۲۳ تیر ۱۳۸۹؛ ندای سبز آزادی، ۸ بهمن ۱۳۸۹)

خلاصه رویدادهای ایران پس از انتخابات ۱۳۸۸

پس از اعلام پیروزی مجدد محمود احمدی‌نژاد با اکثریت ۶۳/۶۲ درصدی آرا در دهمین دوره انتخابات رییس جمهوری ایران، که در تاریخ جمعه ٢٢ خرداد ١٣٨٨ برگزار شد، اعتراض‌های سراسری مردم به نتیجه انتخابات شروع شد. سرویس پیامک تلفن‌های همراه در ایران، از ساعت ١١ شب پنج‌شنبه (٢١ خرداد ١٣٨٨) قطع شد. این اختلال در سرویس پیامک در طول برگزاری انتخابات و تا دهم تیرماه ادامه داشت. در هنگام برگزاری انتخابات، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران اعلام کرد که تجمع هواداران نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور غیرقانونی است. عصر همان روز مانوری به نام مانور اقتدار در میدان‌های مختلف شهر تهران و با هدف «برقراری نظم و امنیت در شعب و صندوق‌های اخذ رأی» در تهران انجام شد. در حالی‌که وزیر کشور ایران گفته بود اعلام تدریجی نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از اذان صبح (حدود ساعت چهار صبح) آغاز خواهد شد، رئیس ستاد انتخابات کشور کمی پس از نیمه شب اعلام نتایج را آغاز کرد.

 پس از اعلام نتیجه، مردم با اعتقاد بر اینکه تقلب انجام گرفته است در روز ٢٣ خرداد به خیابان‌ها رفته و اعتراض خود را ابراز کردند. موسوی، کروبی و رضایی، رقیبان احمدی‌نژاد در این انتخابات، اعلام کردند که تخلفات زیادی در انتخابات انجام گرفته است و به نتیجه اعتراض کردند. آنها شکایت خود را به شورای نگهبان ارایه کردند و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد شدند. در عین حال، ولی فقیه ایران، آیت‌الله خامنه‌ای قبل از بررسی نتیجه توسط شورای نگهبان، پیروزی محمود احمدی‌نژاد را تبریک گفت. تعداد زیادی از افرادی که در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی فعالیت داشتند بازداشت شدند. 

روز ۲۵ خرداد، راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در خیابان‌های مرکزی تهران برگزار شد. به نقل از شهردار تهران، گفته می‌شود حدود سه میلیون نفر در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند. در هنگام پایان گرفتن راهپیمایی، عده‌ای از مردم توسط  نیروهای شبه‌نظامی، کشته و زخمی شدند. دولت ایران برای جلوگیری از انتشار اخبار، خبرنگاران خارجی را اخراج و خبرگزاری‌ها را از فرستادن اخبار منع کرد. در سه روز بعد نیز، راهپیمایی‌های گسترده و آرام با شرکت معترضان در تهران برگزار شد. به دنبال اعلام حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در نماز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨ و هشدار وی به معترضان مبنی بر اینکه مسئولیت هرج و مرج و تبعات آن به عهده خودشان است، و سازمان عفو بین‌الملل که آن را «مشروعیت بخشیدن به اعمال خشونت توسط نیروهای انتظامی» برای سرکوب معترضان خواند، سرکوب‌ها صورت جدیدی به خود گرفت. در روز ۳۰ خرداد و پس از آن، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به سرکوب معترضان پرداختند. هر گونه تجمع مردمی غیرقانونی اعلام شد و توسط پلیس و لباس شخصی‌ها به خشونت کشیده شد.

نیروهای شبه‌نظامی موسوم به لباس شخصی، گروه‌هایی هستند که در جریان تجمع‌ها و فعالیت‌های صنفی، دانشجویی، انتخاباتی واعتراضی برای سرکوب مردم استفاده می‌شوند. از اینکه این گروه‌ها چگونه سازماندهی می‌شوند یا از چه کسانی دستور می‌گیرند، اطلاعات زیادی در دست نیست. این نیروها لباس معمولی بر تن می‌کنند و فاقد یونیفرم مشخص هستند. آنها گاه با چوب و چماق و گاه با زنجیر و چاقو یا با باتوم و اسلحه گرم تجهیز می‌شوند و زمانی که حکومت قصد سرکوب مردم را دارد ظاهر می‌شوند. آنچه روشن است، این است که نیروهای انتظامی اگر با آنها همراهی نکنند، هیچ واکنشی برای مهار خشونت آنها نشان نمی‌دهند و لباس شخصی‌ها آزادانه در میان نیروهای انتظامی رفت و آمد می‌کنند و در برابر پلیس اقدام به ضرب و شتم وحشیانه معترضان می‌کنند. در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ماه ١٣٨٨، مردم با قرار دادن عکس این افراد در اینترنت، تعدادی از آنها را شناسایی کردند و مدارکی دال بر رابطه این افراد با بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی ارائه دادند. در بیست پنجم شهریور ماه ۱۳۸۸ جانشین فرمانده سپاه سیدالشهداء استان تهران شرکت فعال نیروی مقاومت بسیج و نقش تعیین‌کننده آنها را در سرکوب مردم تایید کرد و گفت: «بسيجی‌ها با حضور خود در حوادث اخير چشم فتنه‌گران را كور كردند و بايد از آن‌ها قدردانی شود... دشمنان اسلام با غبارآلود کردن فضا می‌خواستند در حوادث اخير سوء استفاده كنند اما بحمدالله با روشنگری مقام معظم رهبری در مقابل اين فتنه پیروز شدیم.»  وی همچنین تاکید کرد که: «جوانان غيور و ولايت‌مدار بسيجي كه نسل دوم و سوم انقلاب بودند در اين صحنه موفق شدند و پيروز ميدان بودند.» 

در جریان اعتراضات خسارت‌هایی به اموال شهروندان وارد شد. در آن زمان، مقام‌های مسئول و رادیو و تلویزیون دولتی سعی کردند این تخریب‌ها را به معترضان نسبت دهند و سرکوب را توجیه کنند. این در حالی بود که عکس‌ها و فیلم‌هایی در اینترنت منتشر شد که نیروهای انتظامی را در حال تخریب، در خیابان‌های فرعی و جاهای خلوت و دور از جریان اعتراض‌های مردمی نشان می‌دادند. همچنین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در تاریخ ٢٨ مهر ١٣٨٨ در همایش عمومی فرماندهان و مدیران فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، تخریب اموال شهروندان توسط نیروهای انتظامی را اذعان داشت و مسئولیت آن‌را پذیرفت.

اطلاع دقیقی از تعداد کشته‌شدگان، زخمی‌ها و ناپدید‌شده‌ها در دست نیست. بنا بر گزارش‌های مختلف، تعداد قربانیان این راهپیمایی‌ها در سراسر ایران، صدها نفر است که نام بیش از ٧٠ نفر گزارش شده است. همچنین مقام‌های مسئول، خانواده برخی از قربانیان را تهدید کرده‌اند که سکوت اختیار کنند و با رسانه‌‌ها مصاحبه نکنند. گفته می‌شود که شرایط پس دادن جسد به خانواده‌ها، عوض کردن علت فوت در گواهی پزشکی قانونی به علل طبیعی مانند سکته قلبی و...، سلب حق شکایت از بستگان کشته شده‌ها و خودداری از برگزاری مراسم یادبود برای عزیزان‌شان بوده است. بر طبق اعلام منابع دولتی، پس از ۲۲ خرداد، بیش از ۴٠٠٠ نفر در سراسر کشور بازداشت شدند که تعداد زیادی از آنها در بازداشتگاه کهریزک بدون رعایت حقوق زندانیان و حداقل امکانات بهداشتی نگهداری شدند. گزارش‌های متعددی در مورد خشونت، شکنجه و تجاوز به بازداشت‌شدگان منتشر شده است. تعدادی از بازداشت‌شدگان در اثر ضرب و شتم در دوران بازداشت و شرایط سخت و طاقت‌فرسا و شکنجه‌هایی که در  زندان کهریزک متحمل شدند، جان سپردند.

اعدام خودسرانه آقای مسعود خسروی محمد دوست

آقای مسعود خسروی محمد دوست در جریان اعتراضات سراسری پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸، با اصابت گلوله در یکی از تجمعات اعتراضی در خردادماه ۱۳۸۸ کشته شد. (خبرگزاری فارس، ۹ تیر ۱۳۸۸؛ هرانا، ۳۰ تیر و ۶ مرداد ۱۳۸۸؛ کانون حمایت از خانوادگان جان‌باختگان، ۱۵ بهمن ۱۳۸۸؛ جنبش راه سبز، ۲۱ دی ۱۳۹۰؛ ندای سبز آزادی، ۸ بهمن ۱۳۸۹؛ رادیو فردا، ۳ اسفند ۱۳۹۲)

درباره زمان و محل کشته شدن آقای خسروی محمد دوست، گزارش‌های متفاوتی ارائه شده است. بنابر گزارش هرانا، او روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی، ابتدای بزرگراه محمدعلی جناح، بر اثر تیراندازی اعضای پایگاه مقاومت بسیج مقداد کشته شد. (هرانا، ۶ مرداد ۱۳۸۸؛ ۳۰ تیر ۱۳۸۸)

بر اساس اطلاعات موجود، آقای خسروی محمد دوست  پس از خروج از محل کار و مراجعه به داروخانه‌ای در خیابان یادگار امام، در میان تجمعات اعتراضی از پشت سر هدف تیراندازی قرار گرفت. (کانون حمایت از خانوادگان جان‌باختگان و بازداشت‌شدگان، ۱۵ بهمن ۱۳۸۸)

به گفته همسر آقای خسروی دوست محمد ، قتل او در روز ۲۵خرداد ۱۳۸۸ در منطقه‌ای شلوغ روی داد و کسبه و ساکنان محل دیده بودند که فردی با لباس شخصی از داخل یگان ویژه به سمت معترضان  شلیک کرد و او از ناحیه صورت هدف گلوله قرار گرفت. با وجود این، ضارب شناسایی نشد و به دلیل فضای امنیتی، هیچ‌یک از شاهدان حاضر به شهادت رسمی نشدند. (جرس، ۲۱ دی ۱۳۹۰)

به گفته همسر آقای خسروی محمد دوست، او کارمند بود و طبق معمول می‌بایست غروب به خانه بازمی‌گشت، اما در غروب ۲۵خرداد ۱۳۸۸خبری از او نشد و تماس‌های خانواده‌اش به دلیل اختلال در شبکه تلفن همراه بی‌نتیجه ماند. خانواده‌اش روز بعد به بیمارستان‌های مختلف مراجعه کردند تا نهایتاً در یکی از بیمارستان‌ها به آن‌ها گفته شد که فردی با مشخصات مشابه به پزشکی قانونی منتقل شده است. (جرس، ۲۳ تیر ۱۳۸۹؛ رادیو فردا، ۳ اسفند ۱۳۹۲)

 فردی که شاهد تیر خوردن آقای خسروی محمد دوست بود، با تلفن همراه او با خانواده‌اش تماس گرفت و خبر کشته شدن او را به آنها اطلاع داد. این شخص سپس گوشی را به یکی از اقوام آقای خسروی دوست محمد تحویل داد  و محل را ترک کرد و تلاش های خانواده آقای خسروی دوست محمد  برای پیدا کردن این شخص بی نتیجه ماند. (ندای سبز آزادی، ۸ بهمن ۱۳۸۹)

پسر ۱۷ ساله آقای خسروی محمد دوست شخصاً برای شناسایی پیکر پدرش اقدام کرد و اجازه نداد کسی مانع او شود. همسر آقای خسروی اظهار کرد که پسرش قصد داشت از مادرش محافظت کند و با وجود تلاش دیگران برای جلوگیری، اصرار داشت که خودش جسد را شناسایی کند. پسرش در پزشکی قانونی عکس‌ها را مشاهده و پدرش را شناسایی کرد. (جرس، ۲۳ تیر ۱۳۸۹)

پس از شناسایی، دوستان و بستگان موضوع را به‌تدریج به همسر آقای خسروی دوست محمد اطلاع دادند. او بعداً تصویر پیکر همسرش را نیز مشاهده کرد. به گفته او، «گلوله به گوشه سمت راست صورت آقای خسروی اصابت کرده و از پشت سر خارج شده بود». (رادیو فردا، ۳ اسفند ۱۳۹۲؛ جرس، ۲۳ تیر ۱۳۸۹)

پیکر آقای خسروی دوست محمد سه روز بعد به خانواده تحویل داده شد و در آرامستان بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد. (هرانا، ۳۰ تیر ۱۳۸۸؛ جرس، ۲۳ تیر ۱۳۸۹؛ ندای سبز آزادی، ۸ بهمن ۱۳۸۹)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در گزارشی که در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۸ منتشر شد، مسعود خسروی محمد دوست را به عنوان «بسیجی» معرفی کرد و مدعی شد که او در تاریخ ۲۵ خرداد در میدان آزادی توسط افراد ناشناس مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. 

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در گزارشی در ۹ تیر ۱۳۸۸ آقای مسعود خسروی محمد دوست را «بسیجی» معرفی کرد و در عین حال مدعی شد که  خانواده او از برگزارکنندگان اعتراضات سال ۱۳۸۸، به‌ویژه آقای میرحسین موسوی، یکی از نامزدان ریاست جمهوری معترض به نتیجه انتخابات، شکایت کردند. (خبرگزاری فارس، ۹ تیر ۱۳۸۸)

این ادعا در شرایطی مطرح شد که خانواده‌ی آقای خسروی دوست محمد، برخلاف این روایت، مانند بسیاری از خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات سال ۱۳۸۸، پیگیری‌های مستمری برای شناسایی عاملان  قتل او انجام داده‌اند، اما این تلاش‌ها بی‌نتیجه مانده است و مقامات قضایی تنها به این جمله بسنده کردند که «ضارب شناسایی نشده است».  (جرس، ۲۱ دی ۱۳۹۰)

نیروهای امنیتی و قضایی، درخواست وکیل خانواده آقای مسعود خسروی محمد دوست برای دسترسی به فیلم‌های دوربین‌های مداربسته در محل وقوع حادثه را رد کردند و از ارائه‌ی هرگونه تصویر یا مدرک مرتبط با لحظه‌ی کشته‌شدن او خودداری نمودند. (رادیو فردا، ۳ اسفند ۱۳۹۲)

واکنش خانواده

خانواده‌ی آقای خسروی محمد دوست بلافاصله پس از کشته‌شدن او، شکایت رسمی خود را با هدف شناسایی عامل شلیک ثبت کردند و برای پیگیری حقوقی، وکیلی را نیز استخدام کردند. به توصیه‌ی وکیلشان، در ابتدا از گفت‌وگو با رسانه‌ها خودداری کردند تا پرونده را از مسیر قانونی دنبال کنند. (جرس، ۲۳ تیر ۱۳۸۹؛ رادیو فردا، ۳ اسفند ۱۳۹۲)

همسر آقای خسروی محمد دوست در مصاحبه‌ای دیگر با رادیو فردا، تأکید کرده است که «اگر همسر من جزو معترضین بوده، طبق چه قانونی به او شلیک شده است؟» او همچنین اظهار داشت که چرا پلیس و نهادهای امنیتی با وجود دوربین‌های متعدد در سطح شهر، قادر به شناسایی ضارب یا ارائه فیلم‌ها به خانواده نبودند. (رادیو فردا، ۳ اسفند ۱۳۹۲)

در ادامه‌ تلاش‌های خانواده آقای خسروی دوست محمد، همسرش از شاهدی که در زمان تیراندازی حضور داشته، درخواست کرد با او تماس بگیرد و اطلاعاتی درباره لحظه شلیک و وضعیت همسرش ارائه دهد. او حتی از طریق یوتیوب تلاش کرد با این فرد تماس برقرار کند، اما بی نتیجه ماند. (ندای سبز آزادی، ۸ بهمن ۱۳۸۹)

وکیل خانواده آقای خسروی دوست محمد، در مصاحبه با روزآنلاین اعلام کرده است که خانواده از فرد یا ارگان خاصی شکایت نکرده‌اند و شکایت ناظر بر خودِ جرم است. وی اظهار داشت دایره مظنونان گسترده است و احتمال حضور نیروهای نظامی نیز در این جمع مطرح است. با وجود پیگیری‌های مداوم، تاکنون نتیجه‌ای حاصل نشده است. (روزآنلاین، ۵ مهر ۱۳۸۹)

تاثیر بر خانواده

قتل آقای مسعود خسروی محمد دوست تأثیر عمیق و ماندگاری بر خانواده‌اش به‌جای گذاشت. همسر او اظهار داشت:«واقعاً من و پسرم و خانواده همسرم اصلاً حالمان خوب نبود و اصلاً یادمان نیست که چی بر ما گذشت».  (رادیو فردا، ۳ اسفند ۱۳۹۲)

همسرش: « من و پسرم هیچ نشانی از قاتلش پیدا نکردیم. هنوز هم، با گذشت سال‌ها، از مردم می‌پرسیم: کسی هست که لحظه‌ی افتادنش را دیده باشد؟»

مرگ آقای خسروی محمد دوست تأثیر زیادی بر روان فرزندش گذاشت. به گفته‌ی مادرش، او برای مدت‌ها توان تمرکز بر درس را از دست داد و می گفت: « من نمی خواهم به مدرسه بروم، اصلا چرا باید بروم. بگذار توی حال خودم باشم ، می خواهم فقط به پدرم فکر کنم، این حال را از من نگیرید. من نمی توانم از فکر پدرم بیرون بیایم». به گفته همسر آقای خسروی دوست محمد،‌  پسرش بعدها با درکی عمیق از نوع مرگ پدرش، به او دلداری می‌داد و می‌گفت اگر پدر در تصادف می‌مرد، داغش برای او سنگین‌تر می‌بود، اما «نحوه‌ی کشته‌شدن پدرم و شهید خواندن او باز جانب مردم باید ما را آرام کند». (جرس، ۲۳ تیر ۱۳۸۹)

همسر آقای خسروی محمد دوست نیز دوران بسیار دشواری را سپری کرد. برای او از دست دادن همسرش و در عین حال، ایفای نقش پدر و مادر برای فرزندش، باری مضاعف بود. او شب‌های بسیاری در خواب، نحوه مرگ و کشته شدن همسرش را دید. 

همسرش در روایت‌هایش از یک حس سنگین بلاتکلیفی گفت، احساسی که با گذشت سال‌ها هنوز خانواده‌اش را رها نکرده است. او عنوان کرد: «همیشه آرزو می‌کنم کاش کسی پیدا شود و بگوید آیا همسرم را در لحظه‌ی آخر، وقتی گلوله خورد و به زمین افتاد، دیده است. من و پسرم هیچ نشانی از قاتل او پیدا نکردیم و هنوز هم سوال‌های بی‌جوابمان را از مردم می‌پرسیم». (جرس، ۲۳ تیر ۱۳۸۹)

همسر آقای خسروی محمد دوست در کنار درد عمیق فقدان، تلاش کرد تا با کار در یک خیریه و حمایت از کودکان بی‌سرپرست، هم روح خود را آرام کند و هم الگویی برای فرزندش باشد. (ندای سبز آزادی، ۸ بهمن ۱۳۸۹)

تصحیح و یا تکمیل کنید