بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

فرشاد حقی

درباره

سن: ۳۱
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (شيعه)
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۳ آذر ۱۳۹۴
محل: کرج، استان البرز، ايران، زندان رجایی شهر
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: قتل
سن در زمان ارتکاب جرم: ۲۲

ملاحظات

آقای حقی فردی شوخ‌طبع، اجتماعی، دلسوز و خانواده دوست بود و به خصوص به همسر و فرزندش علاقه زیادی داشت و برای آینده زندگی‌ خانوادگی‌اش برنامه می‌ریخت.

خبر و اطلاعات در خصوص اعدام آقای فرشاد حقی، فرزند حسین از طریق مصاحبه‌ی‌ بنیاد عبدالرحمن برومند با سه نفر از آشنایان آقای حقی در تاریخ‌های ۲۹ اردیبهشت، ۲۳ و ۲۹ خرداد، ۵ و ۱۵ تیر ۱۳۹۸ به دست آمده است. خبر این اعدام همچنین در روزنامه‌ی ایران (۴ آذر ۱۳۹۴)، وبسایت جوان آن‌لاین (۴ آذر ۱۳۹۴) و ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران – هرانا (۳ آذر ۱۳۹۴) به چاپ رسید. اطلاعات تکمیلی مربوط به این اعدام از سازمان حقوق بشر ایران (۲۳ آذر ۱۳۹۴) به دست آمده است.

آقای حقی ۵ خرداد ۱۳۶۳ در شهر ری در جنوب استان تهران متولد شد. او دارای مدرک دیپلم بود. او مدتی جوشکار بود و سپس همراه با پدرش به کار پیمانکاری راهسازی مشغول شد. او متاهل و دارای فرزند بود. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت و ۱۵ تیر ۱۳۹۸؛ سازمان حقوق بشر ایران)

آقای حقی فردی شوخ‌طبع، اجتماعی، دلسوز و خانواده دوست بود و به خصوص به همسر و فرزندش علاقه زیادی داشت و برای آینده زندگی‌ خانوادگی‌اش برنامه می‌ریخت. او به ورزش بدنسازی علاقه‌مند بود و در اوقات فراغتش به مسافرت و تفریح با دوستانش می‌پرداخت. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ‌۲۹ اردیبهشت و ۱۵ تیر ۱۳۹۸)

پرونده آقای حقی به مرگ یک نفر در یک درگیری در ۱۹ شهریور ۱۳۸۵ مرتبط است. 

دستگیری و بازداشت

بنا به اطلاعات موجود، آقای حقی پیش از ظهر روز ۲۰ شهریور ۱۳۸۵ با معرفی خودش به پلیس ۱۱۰، توسط ماموران پلیس دولت‌آباد شهرری در منزل یکی از اقوامش در منطقه ۱۸ تهران دستگیر شد. او ابتدا به آگاهی شاهپور منتقل شد و حدود یک ماه در آن‌جا نگهداری شد. به گفته فرد مصاحبه شونده آقای حقی در این مدت مورد شکنجه قرار گرفت. در زمان حضور آقای حقی در بازداشتگاه بارها از طرف برخی ماموران بازداشتگاه به نزدیکان‌ او پیشنهاد شد تا برای تغییر وضعیت پرونده‌اش و تخفیف در اتهام وارد شده رشوه بدهند. اما خانواده او به دلیل باورهای اخلاقی و اعتقاد به این‌که آن‌چه رخ داده یک «اتفاق» بوده و آقای حقی مستحق بخشش است، از این کار اجتناب کردند. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت، ۲۳ خرداد و۱۵ تیر ۱۳۹۸؛ سازمان حقوق بشر ایران)

آقای حقی در پاییز سال ۱۳۸۵ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. یک فرد آشنا با آقای حقی حال روحی او را در روزهای اول ورود به زندان «خیلی خراب» توصیف کرده و گفته است: «او تا مدتی کاملا گیج بود و حتی نمی‌دانست چطور می‌تواند با خارج از زندان تماس بگیرد.» آقای حقی حدود ۲ ماه بعد از دستگیری‌اش برای اولین بار با خانواده‌اش تماس گرفت. او کمتر از ۶ ماه بعد از دستگیری به صورت کابینی با خانواده‌اش ملاقات کرد. در آن زمان فرزندش حدودا ۲ ماهه بود. او از آن به بعد تا حدود ۹ سال بعد که در زندان بود تقریبا به طور مرتب ۲ یا ۳ بار در هفته با خانواده‌اش تماس می‌گرفت، ماهی یک بار به صورت کابینی و حدود هر ۳ یا ۴ ماه یک بار به طور حضوری با خانواده‌اش دیدار داشت. او تا حدود ۵ سال بعد از دستگیری‌اش و قبل از درخواست همسرش برای طلاق، هر ۲ تا ۳ ماه یک بار از ملاقات شرعی استفاده می‌کرد. به گفته فرد آشنا با آقای حقی، ملاقات حضوری در یک فضای کوچک با تعداد زیادی زندانی و خانواده زندانیان انجام می‌شد و هیچ کدام از خانواده‌ها فضای خصوصی کافی و امکان گفت‌وگوی راحت نداشتند. به گفته این فرد در مدتی از نگهداری آقای حقی در زندان، در حین ملاقات حضوری حتی امکان تماس نزدیک فرد زندانی با خانواده‌اش نیز وجود نداشت. این فرد همچنین به بدرفتاری زندان‌بانان با زندانیان از جمله آقای حقی در مقابل خانواده‌شان اشاره کرد. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت و ۵ تیر ۱۳۹۸)

آقای حقی در مدت حضورش در زندان بارها به دلایل مختلف مانند داشتن موبایل یا بروز درگیری در زندان به انفرادی منتقل شد و چند روز تا یک هفته در انفرادی ماند. در زمان انتقال آقای حقی به انفرادی، او امکان اطلاع‌رسانی به خانواده‌اش را نداشت و گاهی از طریق هم‌بندی‌هایش برای خانواده‌اش پیام می‌فرستاد. افراد آشنا با آقای حقی او را بعد از هر بار انفرادی «پرخاشجو، عصبی و انزواطلب» توصیف کرده‌اند. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت و ۲۳ خرداد ۱۳۹۸)

آقای حقی در طول دوران زندانی بودنش به خصوص در ماههای آخر از بلاتکلیفی‌اش «خسته» شده بود و بارها برای تعیین تکلیف خود درخواست مکتوب داده بود. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۱۵ تیر ۱۳۹۸)

آقای حقی در خلال تماس‌های تلفنی و ملاقات‌هایش بارها از وضعیت بهداشت، غذا و امنیت زندان شکایت کرده بود. او همچنین گفته بود برای تامین سیستم گرمایشی و سرمایشی در داخل بندهای زندان ناچار به پرداخت پول هستند و افرادی مانند او که توان مالی زیادی نداشتند از این امکانات برخوردار نیستند. او از وجود مواد مخدر در داخل بندهای زندان نیز خبر داده بود. آقای حقی از شلوغی زندان گلایه داشت و بارها به اطرافیان‌اش گفته بود «آرزو دارم لااقل برای چند روز در یک محیط آرام باشم. این‌جا هیچ زمانی از شبانه روز آرامش نیست.»‌ (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت و۲۳ خرداد ۱۳۹۸)

آقای حقی تقریبا تا یک سال آخر دوران زندان خود به آزادی امید داشت و در زندان به ورزش بدنسازی مشغول بود. به گفته یک فرد آشنا با آقای حقی او تا پیش از ملاقات آخر، بدن ورزیده خود را حفظ کرده بود، «اما آن روز مشخص بود که چند کیلو اضافه وزن پیدا کرده است.» (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ خرداد و ۵ تیر ۱۳۹۸)

آقای حقی اول آذرماه ۱۳۹۴ با دستبند و پابند، برای آخرین بار با تعدادی از خواهران و برادرانش دیدار کرد. خانواده او تا آخرین لحظه نمی‌دانستند که آن دیدار،‌ آخرین دیدار آن‌هاست. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۵ تیر ۱۳۹۸)

دادگاه

دادسرای شهر ری تشکیل پرونده آقای حقی را بر عهده داشت و شعبه ۷۴ دادگاه کیفری به پرونده او رسیدگی کرد. از تعداد جلسات دادگاه آقای حقی اطلاع دقیقی در دست نیست. به گفته یک فرد آشنا با آقای حقی، او در یکی از جلسات دادگاه به دلیل استرس و اضطراب زیاد با لرزش بدن مواجه شده بود، اما قاضی به او اجازه نشستن و صحبت کردن نداد. آقای حقی معمولا وقتی دچار اضطراب می‌شد می‌خندید و همین موضوع در دادگاه باعث برخورد شدید قاضی با او شد. خانواده آقای حقی در دادگاه‌های اولیه او حضور داشتند. اما او به دلیل بیماری والدین‌اش و به منظور جلوگیری از ناراحت شدن آن‌ها از دیدن او با دستبند و پابند، از مطلع کردن آن‌ها برای سایر جلسات دادگاه‌ خودداری کرد. آقای حقی تنها در اولین جلسه دادگاه وکیل تسخیری داشت. او در اولین جلسه دادگاه با دوستانش که برای ادای شهادت آمده بودند درگیری لفظی پیدا کرد. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت و ۲۳ خرداد ۱۳۹۸؛ روزنامه ایران)

اتهامات

اتهام آقای حقی «قتل» عنوان شد. (روزنامه‌ی ایران)‌

شامگاه ۱۹ شهریور ۱۳۸۵، آقای حقی به همراه تعدادی از دوستان‌اش به عروسی دعوت شده بود. به گفته‌ی افراد آشنا با آقای حقی، او و فرد مقتول که از دوستان صمیمی‌‌اش بود و نسبت دور خانوادگی نیز با او داشت، هر کدام ترک یک موتور، کاروان عروس و داماد را همراهی می‌کردند. طبق روایتی که از خود آقای حقی نقل شده است دو موتورسوار در مسیر راه با هم تصادف کردند و این موضوع به دعوای آن‌ها و سرنشینان‌شان، آقای حقی و فرد مقتول، منجر شد. مدتی بعد، دعوا در مقابل منزل عروس و داماد ادامه پیدا کرد و تبدیل به یک دعوای گروهی بین حدود ۱۵ نفر از شرکت کنندگان در عروسی شد. فرد مقتول با برخورد شیشه نوشابه شکسته‌ای به گردنش به شدت زخمی شد. آقای حقی گفته است که نوشابه را قبل از دعوای گروهی از سوپرماکت خریده بود. یکی از افراد آشنا با آقای حقی به بنیاد برومند گفت: «هدف او از داشتن شیشه نوشابه، ضربه زدن به فرد مقتول نبوده است، بلکه او صرفا قصد ترساندن او را داشت.» (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸)‌

آقای حقی به قتلی متهم بود که در یک دعوای گروهی اتفاق افتاد. اما هیچ کدام از افرادی که با او در این دعوا حضور داشتند محاکمه نشدند.

رسانه‌های رسمی ماجرای قتل را عمدی و در یک «دعوای ناگهانی در کنار خانه عروس و داماد» عنوان کرده‌اند. به گفته این منابع آقای حقی «در شب عروسی پسر ۲۰ ساله‌ای از میهمانان را با ضربه شیشه نوشابه به سر از پای درآورد. این دو پسر در شب عروسی فامیلشان با موتور، کارناوال عروسی را همراهی می‌کردند که ناگهان کنار خانه عروس و داماد آنها با هم درگیر شده و فرشید دوستش را به قتل رساند.» (روزنامه‌ی ایران، سایت جوان آن‌لاین)

آقای حقی و دوستانش فرد مقتول را به درمانگاه بردند، اما برای مراقبت پزشکی ناچار شدند او را به بیمارستان منتقل کنند. فرد مقتول در بیمارستان فوت کرد. بعد از مرگ فرد مقتول، ماموران آگاهی شاهپور تمام افراد حاضر در درگیری را به جز آقای حقی که آن شب را در منزل یکی از اقوامش در بیرون از شهر گذراند، دستگیر کردند. فردای روز حادثه و با دستگیری آقای حقی، سایر دستگیر‌شدگان آزاد شدند. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت و ۲۳ خرداد ۱۳۹۸)‌

در شرایطی که حداقل تضمین‌های دادرسی رعایت نمی شود و متهمان از یک محاکمه‌ی منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست. سازمان‌های بین المللی حقوق بشر به گزارش‌هایی اشاره می کنند مبنی بر اینکه مقامات جمهوری اسلامی ایران، در برخی موارد اتهامات کاذبی از قبیل قاچاق مواد مخدر یا ارتکاب جرائم عمومی و جنسی را به مخالفان خود (از جمله فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و یا اقلیت‌های قومی و مذهبی) نسبت داده و آنان را همراه با محکومان عادی دیگر اعدام می کنند. هر سال صدها نفر در دادگاه‌های ایران به اعدام محکوم می‌شوند اما شمار افرادی که بر اساس اینگونه اتهامات کاذب به اعدام محکوم شده‌اند معلوم نیست.

مدارک و شواهد

شهادت تعدادی از افراد حاضر در درگیری و اعترافات آقای حقی به عنوان مدارک و شواهد علیه او استفاده شده است. همچنین چند روز بعد از دستگیری، آقای حقی با حضور در محل حادثه، صحنه قتل را بازسازی کرد. به گفته‌ی افراد آشنا با آقای حقی پزشکی قانونی مستی او در زمان حادثه را تایید کرده بود. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت و ۲۳ خرداد ۱۳۹۸)‌

دفاعیات

آقای حقی بلافاصله بعد از حادثه در تماس با یکی از دوستان صمیمی خود و بعد از آن در دادگاه و در گفت‌وگو با خانواده‌اش بارها گفته بود که در زمان وقوع حادثه مست بوده، جزئیات حادثه را بخاطر نداشته و اطمینان ندارد که ضربه منجر به مرگ را به مقتول زده باشد. او همچنین تاکید کرده بود که اتفاقی که افتاده با نقشه‌ی قبلی نبوده و تنها یک حادثه تلخ بوده است.‌ آقای حقی همچنین بارها گفته بود که تمام افرادی که در دعوا حضور داشتند و بعدا در دادگاه علیه او شهادت دادند در زمان حادثه مست بودند و شهادت آن‌ها نمی‌تواند دقیق باشد. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت، ۲۳ خرداد و ۱۵ تیر ۱۳۹۸؛ سازمان حقوق بشر ایران)‌

یک فرد آشنا با آقای حقی گفته است که او در دادگاه «دفاع زیادی از خود نکرد.» او همچنین از دوستانش که معتقد بود در درگیری حضور داشتند شکایت نکرد. او در این مورد به نزدیکانش گفته بود «همه چیز بر علیه من است. این‌که آن‌ها هم مدتی را در زندان بگذرانند کمکی به پرونده من نمی‌کند.» با این‌حال او از این‌که دوستانش که در درگیری منجر به قتل همراه او بودند، «او را تنها گذاشته‌اند» اظهار ناراحتی کرده بود. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت، ۲۳ خرداد و ۱۵ تیر ۱۳۹۸)‌

وکیل آقای حقی به دلیل این‌که او به وقوع حادثه اعتراف کرده بود تنها در جلسه‌ی اول دادگاه حاضر شد و از ادامه دفاع از او در سایر جلسات دادگاه انصراف داد. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۳ خرداد ۱۳۹۸)‌

خلاصه‌ای از ایرادات حقوقی دادرسی آقای فرشاد حقی

بر اساس اطلاعات موجود آقای فرشاد حقی در روز حادثه مشروبات الکلی مصرف کرده بود. مصرف مشروبات به حدی بوده است که ایشان جزئیات واقعه را فراموش کرده و در مورد اینکه خود ضربه نهایی را به مقتول وارد کرده بود یا نه مردد بود. گرچه آقای حقی اعتراف به قتل کرده و برخی حاضرین نیز علیه او شهادت داده‌اند، اما از طرف دیگر مست بودن وی محرز بوده، به حدی که دادگاه نیز او را به اتهام «شرب خمر» به مجازات شلاق محکوم کرده است. مطابق ماده ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی وقت:«  قتل در حال مستی موجب قصاص است مگر اینکه ثابت شود که در اثر مستی به کلی مسلوب الاختيار بوده و قصد از او سلب شده است و قبلا برای چنين عملی خود را مست نکرده باشد و در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه و یا خوف شده و یا بيم تجری مرتکب و یا دیگران گردد موجب حبس تعزیری از ۳ تا ۱۰ سال خواهد بود.» گرچه صرف شرب خمر و مستی رافع مسئولیت نیست، اما به نظر می‌رسد در این پرونده لازم بود تحقیقات بیشتر و تخصصی‌تری در مورد اینکه آیا قاتل به هنگام قتل مسلوب الاراده بوده یا نه انجام می‌شد. چرا که قاتل با مقتول دوست نزدیک بوده و هیچ اختلاف جدی‌ای با یکدیگر نداشته‌اند. درگیری گروهی نیز نشانگر این است که عده‌ای جوان تحت تاثیر هیجانات و مصرف الکل اقدام به زد و خورد داشته‌اند. این نوع درگیری‌ها معمولا بدون نقشه‌ی قبلی و ناشی از حالت غیر طبیعی انجام می‌شود. اما به نظر می‌رسد دادگاه توجه چندانی به مساله میزان اراده قاتل در وقوع قتل نداشته است. 

حکم

شعبه‌ی ۷۴ دادگاه کیفری آقای فرشاد حقی را به اتهام «مستی» به ۲۰۰ ضربه شلاق و به اتهام قتل به اعدام محکوم کرد. حکم اعدام وی در شعبه‌ی ۲۸ دیوانعالی کشور تایید شد. (روزنامه‌ی ایران)

آقای فرشاد حقی صبح روز ۲ آذر سال ۱۳۹۴ به همراه ۴ نفر دیگر در زندان رجایی‌شهر کرج به دار آویخته شد. (روزنامه‌ی ایران، سایت هرانا، مصاحبه‌ی بنیاد برومند با افراد آشنا با آقای حقی)

حکم شلاق آقای حقی حدود یک سال پیش از اجرای حکم‌ اعدام، به اجرا درآمده بود. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۳ خرداد ۱۳۹۸)‌ خانواده آقای حقی از راه‌های مختلف تلاش کرده‌ بودند تا رضایت خانواده مقتول را که نسبت خانوادگی دور با آن‌ها داشتند جلب کنند. آن‌ها از طریق یک مددکار اجتماعی هم که از طرف آقای حقی به خانواده‌اش معرفی شده بود با خانواده مقتول مذاکره کرده بودند. آن‌ها برای آخرین بار چند ساعت پیش از اجرای حکم به خانواده مقتول مراجعه کرده بودند تا آن‌ها را از اجرای حکم منصرف کنند. با این‌حال مسئولان زندان زمان دقیق اجرای حکم اعدام را به خانواده‌ی آقای حقی اعلام نکردند. آن‌ها به صورت اتفاقی و از طریق تماس یکی از همبندی‌های آقای حقی متوجه زمان دقیق اجرای حکم شدند. به گفته فرد آشنا با آقای حقی، خود او نیز در لحظه اعدام از خانواده مقتول طلب بخشش کرد. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت، ۲۳ خرداد و ۲۹ خرداد ۱۳۹۸)‌

خانواده‌ی مقتول زمانی اعدام آقای حقی را به جریان انداختند که به دلیل نبود درخواست اجرای حکم‌‌اش توسط شاکی، خانواده‌ی او قصد داشتند از طریق دادستانی و با سند، زمینه‌ی آزادی او را فراهم کنند. آقای حقی پیش از به جریان افتادن حکم اعدامش بارها با مسئولان قضایی برای تعیین تکلیف خود و همچنین برای درخواست تجدید نظر در حکمش مکاتبه کرد. او تا چند روز پیش از اجرای حکمش به اجرا نشدن حکم و آزادی‌اش امیدوار بود. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۲۹ اردیبهشت و ۲۳ خرداد ۱۳۹۸)‌

پیکر آقای حقی چند ساعت بعد از اعدام به خانواده‌ی او تحویل داده شد. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند، ۵ تیر ۱۳۹۸)‌

تصحیح و یا تکمیل کنید