بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

احسان طوفان

درباره

سن: ۴۰
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۹ دی ۱۴۰۴
محل دفن مشخص است: بله
محل: بندرعباس، استان هرمزگان، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن

ملاحظات

آقای احسان طوفان، مدیر نمایندگی یک شرکت خصوصی پست در  بندرعباس، در ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مقابل صدا و سیمای هرمزگان بر اثر اصابت گلوله جنگی به سر کشته شد. پیکر او پس از پیگیری‌های متعدد خانواده تحویل داده شد.

 

خبر و اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای احسان طوفان، فرزند زهرا و حسن از طریق مصاحبه بنیاد برومند با یک منبع مطلع  (۸ و ۱۰ بهمن ۱۴۰۴) و جواز دفن ارسالی به بنیاد برومند به دست آمده است. 

آقای طوفان در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۶۴ در شهر عنبرآباد استان کرمان، متولد شد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

او متاهل و دارای یک فرزند بود. آقای طوفان  مدرک دیپلم داشت و مدیر نمایندگی یک شرکت خصوصی پست در بندرعباس بود. (مصاحبه بنیاد برومند، ۸ و۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

به گفته منبع مطلع، آقای طوفان از نظر مالی هیچ‌گونه مشکل یا نیاز اقتصادی نداشت و  دغدغه اصلی او «آزادی» بود. او تحولات سیاسی را دنبال می‌کرد و در بحث‌های سیاسی، برای اطرافیان خود مرجع فهم «مفهوم آزادی» بود. او از حامیان گرایش پادشاهی‌خواهی بود و فراخوان‌ها و مواضع آنها را پیگیری می‌کرد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۸ بهمن ۱۴۰۴)

یکی از نزدیکانش او را فردی «بسیار باهوش، آگاه و علاقه‌مند به مسائل سیاسی» توصیف می‌کند. (مصاحبه بنیاد برومند، ۸ بهمن ۱۴۰۴) 

آقای طوفان در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در تجمعات اعتراضی شرکت کرد. این اعتراضات در پی اعتصاب بازاریان و گسترش اعتراضات سراسری به وخامت شرایط اقتصادی، کاهش ارزش ریال و تورم بالا شکل گرفت.

پیش‌زمینه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

(این پیش‌زمینه بر اساس اطلاعات اولیه شروع اعتراضات تهیه شده و در اولین فرصت به‌روز رسانی خواهد شد.)

در تاریخ ۷ دی ۱۴۰۴، بازاریان بازار بزرگ تهران در اعتراض به وخامت شرایط اقتصادی کشور دست به اعتصاب زدند. این اعتراض‌ها در پی کاهش سریع ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا ـ که تا اواخر دسامبر به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید ـ همراه با تورم بالا شکل گرفت. تا ۹ دی، اعتراض‌ها به نیمی از استان‌های ایران گسترش یافت، از جمله البرز، خوزستان، فارس، همدان، کرمانشاه، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، هرمزگان، چهارمحال و بختیاری، مرکزی، اصفهان، زنجان و یزد. بر اساس گزارش هرانا ، تا پانزدهمین روز اعتراض‌ها، تجمعات اعتراضی دست‌کم در ۵۸۵ نقطه در ۱۸۶ شهر و در تمامی ۳۱ استان ایران برگزار شده بود.

اگرچه مشکلات اقتصادی در ابتدا جرقه این اعتراض‌ها را زد، اما مطالبات معترضان به‌تدریج به درخواست‌هایی برای پایان دادن کامل به حکومت دینی گسترش یافت. در چندین شهر شعارهایی چون «مرگ بر خامنه‌ای» ثبت شد، همچنین «مرگ بر دیکتاتور»، «ما جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم»، «می‌میریم، ایران را پس می‌گیریم» و «جاوید شاه».

تا پایان هفته نخست اعتراض‌ها، واکنش مقام‌های ایرانی به خشونت کشیده شد. شبکه ABC نخستین مورد کشته شدن یک معترض را در اول ژانویه مستند کرد. در ۱۸ دی ۱۴۰۴، دولت ایران قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. در حوالی ۲۰ دی  و هم‌زمان با این قطعی اینترنت، تصاویر و ویدئوهایی از اجساد ده‌ها نفر در یک سردخانه موقت در مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران به‌صورت آنلاین منتشر شد. شهادت‌هایی که ABC به دست آورده نشان می‌دهد نیروهای امنیتی از مسلسل و دیگر انواع مهمات جنگی علیه معترضان استفاده کرده‌اند. همچنین گزارش شده است که به معترضان از ناحیه قلب، گلو یا سر شلیک شده است. در موارد دیگر، معترضان با ساچمه‌های تفنگ شکاری (ساچمه پرندگان) از ناحیه چشم‌ها و اندام تناسلی هدف قرار گرفته‌اند.

به دلیل تداوم قطع اینترنت، تا زمان نگارش این گزارش در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۵، تعیین تعداد دقیق کشته‌شدگان دشوار است، اما برآوردهای اولیه از تلفات بسیار بالا حکایت دارد؛ دست‌کم چند صد نفر و احتمالاً هزاران نفر کشته شده‌اند. در این مقطع، به نظر می‌رسد شدت و دامنه فعالیت‌های اعتراضی نیز کاهش یافته است.

اظهارات رسمی در آغاز اعتراض‌ها متفاوت بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در ۲۶ دی ۱۴۰۴ اعلام کرد که به وزیر کشور دستور داده است «برای رسیدگی به مطالبات مشروع معترضان، با نمایندگان آنان وارد گفت‌وگو شود». در واکنش به گزارش‌ها درباره کشته شدن معترضان به دست نیروهای امنیتی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در ۱۱ دی ۱۴۰۴۶ در شبکه تروث سوشال نوشت: «اگر ایران به‌طور خشونت‌آمیز معترضان مسالمت‌جو را بکشد. ایالات متحده به کمک آن‌ها خواهد آمد. ما کاملاً آماده‌ایم و در حالت آماده‌باش هستیم».

در خطبه‌های نماز جمعه ۱۳ دی، آیت‌الله علی خامنه‌ای گفت: «مسئولان باید با معترضان صحبت کنند»، اما افزود: «اغتشاشگران باید سر جای خود نشانده شوند». در ۱۵ دی، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، اعلام کرد که حکومت هیچ‌گونه «مماشاتی» با معترضان نخواهد داشت و خواستار تسریع روندهای قضایی شد. رضا پهلوی، فرزند تبعیدی آخرین شاه ایران، نیز چندین بیانیه صادر کرد که بازتاب‌دهنده اظهارات رئیس‌جمهور ترامپ درباره در راه بودن کمک خارجی بود و برای ۲۰ و ۲۱ دی خواستار اعتصاب‌ها و تجمعات بیشتر شد و گفت: «هدف ما دیگر صرفاً آمدن به خیابان‌ها نیست؛ هدف، آماده شدن برای تصرف مراکز شهرها و در دست گرفتن آن‌هاست».

در ۲۰ دیه، رئیس‌جمهور پزشکیان گفت «اغتشاشگران» عوامل خارجی هستند و اظهار داشت: «این افراد هم در داخل و هم در خارج از کشور آموزش دیده‌اند. تروریست‌های خارجی را برای به آتش کشیدن مساجد، بازارها و فضاهای عمومی وارد کرده‌اند. آن‌ها با سلاح مردم را کشته‌اند، برخی را سوزانده و عده‌ای دیگر را سر بریده‌اند. واقعاً چنین جنایاتی کار مردم ما نیست.» در همان روز، بیانیه‌ای که از سوی هیئت دولت ایران منتشر شد، «رژیم صهیونیستی و آمریکا‌ی جنایتکار» را به «تحریک آشوب» از طریق «به‌کارگیری مزدوران و تروریست‌ها در سراسر کشور برای حمله به شهروندان عزیز ما و به شهادت رساندن شمار زیادی از آنان» متهم کرد.

در ۲۲ دی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بار دیگر از معترضان خواست به اعتراض‌ها ادامه دهند و در تروث سوشال نوشت: «میهن‌پرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید — نهادهای خود را تصرف کنید!!! نام قاتلان و آزاردهندگان را حفظ کنید. آن‌ها بهای سنگینی خواهند پرداخت» و افزود: «کمک در راه است». در مصاحبه‌ای با شبکه فاکس‌نیوز آمریکا در ۲۳ دی، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گزارش‌ها درباره کشته شدن هزاران معترض به دست نیروهای امنیتی را «اغراق‌آمیز» خواند و گفت شمار جان‌باختگان «فقط چند صد نفر» بوده است.

دفتر ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فهرستی از مشخصات ۲۹۸۶ جانباختگان اعتراضات را منتشر کرد. این فهرست در ۱۴ بهمن به ۳۰۳۸ نفر افزایش یافت. (ایرنا، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴) دولت ایران در بیانیه‌ای تاکید کرد که این فهرست « با تجمیع اسامی که توسط پزشکی قانونی کشور تهیه و با سامانه سازمان ثبت احوال تطبیق داده شده است. علت اختلاف ۱۳۱ نفر، با آمار اعلام شده قبلی مربوط به مجهول الهویه بودن تعدادی افراد و مغایرت در ثبت شناسه ملی تعدادی از جانباختگان با سامانه ثبت احوال بوده است که به محض اصلاح در فهرست تکمیلی ارائه خواهد شد.» در زمان انتشار این لیست، فهرست در حال تکمیل بنیاد برومند شامل نامهایی بود که در فهرست دولت یافت نمی‌شدند. مجموعه فعالان حقوق بشر نیز گزارش کرده بود که تعداد بیش از ۶۰۰۰ جانباخته مستند کرده است. 

اعدام خودسرانه آقای احسان طوفان

آقای احسان طوفان پنجشنبه شب ۱۸ دی ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات سراسری در مقابل ساختمان صدا و سیمای مرکز هرمزگان واقع در بلوار خمینی، خیابان شیلات بندرعباس بر اثر اصابت گلوله کشته شد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۸ و ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

به گفته یک منبع مطلع، آقای طوفان در اعتراضات  دی‌ماه ۱۴۰۴ بندرعباس شرکت کرد. در جریان اعتراضات، ماموران امنیتی اقدام به تیراندازی به سمت معترضان کردند و آقای طوفان بر اثر اصابت یک گلوله جنگی از فاصله‌ای نزدیک به ناحیه سمت چپ سر در بالای شقیقه و نزدیک به گوش او، کشته شد. گلوله از پشت سر او خارج شد. در جواز دفن آقای طوفان، علت مرگ «آسیب شدید مغزی» و «اصابت گلوله ساچمه‌ای» ثبت شده است. این درحالیست که به گفته این منبع مطلع، آثار هیچ ساچمه یا جسم خارجی بر بدنش وجود نداشت. (مصاحبه و جواز دفن ارسال شده به بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴) 

«گلوله جنگی از فاصله نزدیک به بالای شقیقه‌اش اصابت کرد و از پشت سر خارج شد.»

بر اساس گفته منبع مطلع به بنیاد برومند، پیکر آقای طوفان پس از کشته شدن توسط نیروهای امنیتی به مکانی نامعلوم منتقل شد و خانواده‌اش هیچ اطلاعی از سرنوشت او نداشتند. (مصاحبه بنیاد برومند، ۸ بهمن ۱۴۰۴)

در روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، خانواده آقای طوفان به کلانتری‌ها، زندان‌ها، بیمارستان‌ها و سردخانه‌های شهر بندرعباس مراجعه کردند و جسدش را در سردخانه‌«باغو» در بندرعباس شناسایی کردند. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

پس از شناسایی پیکر، خانواده برای پیگیری وضعیت جسد و وسایل شخصی‌اش به کلانتری ۱۱ بندرعباس مراجعه کردند. به گفته این منبع مطلع، ماموران در این کلانتری تلفن همراه آقای طوفان را به خانواده او تحویل ندادند و اعلام کردند که تلفن در اختیار وزارت اطلاعات است. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

در روز شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴، خانواده به واسطه یک آشنا به دفتر معاون دادستان بندرعباس (اتاق ۱۰۶) مراجعه کردند. به گفته منبع مطلع، معاون دادستان به آنان اعلام کرد که «در حال حاضر نباید اجساد تحویل داده شوند» و افزود که جلسات سری برگزار شده و تا پایان اعتراضات، هیچ جسدی به خانواده‌ها تحویل داده نخواهد شد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

پس از آن، خانواده با پیگیری همان واسطه به دیدار مدیرکل دادگستری استان رفتند. بر اساس گفته منبع مطلع به بنیاد برومند، وی طی تماس تلفنی دستور تحویل پیکر برای انتقال به شهرستان را صادر کرد، اما تحویل جسد همچنان به تعویق افتاد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

در نهایت، با تماس دادستان بندرعباس، در حدود ساعت ۱۱ صبح روز یکشنبه، پیکر آقای طوفان به خانواده تحویل داده شد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

پیکر آقای طوفان برای خاکسپاری به شهر عنبرآباد منتقل و مراسم تشییع و خاکسپاری او در آن شهر با حضور مردم برگزار شد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعیه رسمی از سوی مقامات محلی یا کشوری درباره نحوه کشته شدن آقای احسان طوفان منتشر نشده است. (مصاحبه بنیاد برومند، ۸ بهمن ۱۴۰۴)

مقامات قضایی در بندر عباس در جریان پیگیری خانواده برای تحویل پیکر اعلام کرده بودند که «تا پایان اغتشاشات هیچ جسدی تحویل داده نخواهد شد» و این تصمیم در چارچوب جلسات محرمانه اتخاذ شده است. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

همچنین مأموران از تحویل تلفن همراه آقای طوفان به خانواده خودداری کرده و اعلام کردند که این وسیله در اختیار وزارت اطلاعات است. (مصاحبه بنیاد برومند، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

پس از تحویل پیکر، نیروهای امنیتی تنها با عموی آقای طوفان گفت‌وگو کردند و به خانواده او هشدار دادند که در مراسم تشییع جنازه «هیچ شعاری داده نشود»، زیرا به گفته مقامات، رسانه‌های خارجی از آن سوءاستفاده خواهند کرد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۸ بهمن ۱۴۰۴)

واکنش خانواده

از واکنش حقوقی خانواده آقای طوفان به قتل او اطلاعی در دست نیست.

تأثیر بر خانواده

به گفته منبع مطلع، کشته شدن آقای احسان طوفان و روند طولانی و دشوار شناسایی و تحویل پیکر، خانواده او را در شرایطی از اندوه و فشار روحی قرار داد. (مصاحبه بنیاد برومند، ۸ و ۱۰ بهمن ۱۴۰۴)

تصحیح و یا تکمیل کنید