بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

مومنی

درباره

ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۴ بهمن ۱۳۸۲
محل: شهر بابک، استان کرمان، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی

ملاحظات

آقای مومنی از کارگران کارخانه ذوب مس خاتون‌آباد شهربابک، در جریان اعتراضات کارگران به اخراج دسته‌جمعی و وضعیت نامشخص استخدام، در روز چهارم بهمن ۱۳۸۲ بر اثر شلیک مستقیم نیروهای انتظامی کشته شد.

خبر و اطلاعات مربوط به شلیک خودسرانه به آقای مومنی، کارگر، از طریق خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا – ۵ و ۶ بهمن ۱۳۸۲)، گزارش ویژه‌ی وبسایت کولبر نیوز (۴ بهمن ۱۴۰۱)، یادداشت منتشر شده در پلتفرم بالاترین (۲۰ تیر ۱۳۹۹)، پست اینستاگرام صفحه‌ی کاربر «پیروز جم» در اینستاگرام (۴ بهمن ۱۴۰۱) و گزارش تحلیلی کرمان خبر (۲۳ مهر ۱۳۸۴) تنظیم شده است

پیش‌زمینه اعتراضات کارگران شهربابک

سال ۱۳۸۲ در شهر بابک واقع در استان کرمان پروژه مس خاتون‌آباد شروع به کار کرد که  به احداث نیروگاه و پالایشگاه مس مرتبط بود. این پروژه‌ شامل احداث نیروگاه گازی و همچنین توسعه و تکمیل پروژه‌های مرتبط با صنعت مس بود  که هدف اصلی آن تأمین برق و فرآوری مس بود.

در این پروژه  تعداد زیادی از کارگران محلی به صورت پیمانکاری به کار گرفته شدند. با پایان عملیات ساختمانی و آغاز فاز تولید، مدیریت مجتمع با وجود معوقه ماندن حقوق بسیاری از کارگران اقدام به اخراج آنها کرد. . کارگران  پس از آن  بارها به اداره کار، فرمانداری، سازمان تامین اجتماعی و نمایندگان مجلس مراجعه کردند، اما پاسخی نگرفتند. به گفته سهیلا جلودارزاده، عضو وقت هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی، این کارگران پس از هشت ماه بی‌حقوقی و مواجهه با اخراج، چاره‌ای جز اعتراض نداشتند.

مهندس کاربخش، مسئول وقت دبیرخانه کارگر کرمان در این باره گفت: «تشکل‌های کارگری از قدرت قانونی کافی برخوردار نیستند؛ در حالی‌ که در بسیاری از کشورها اتحادیه‌ها امور صنفی، حقوقی و امنیت شغلی کارگران را پیگیری می‌کنند، در کشور ما اختیارات آن‌ها بسیار محدود است.»

بنا بر گزارش‌ها نخستین تجمع‌ها در نیمه دی‌ماه سال ۱۳۸۲ شکل گرفت. کارگران در برابر مجتمع و جاده‌های منتهی به آن تحصن کردند. وعده‌های مسئولان برای رسیدگی، عملی نشد. روز ۲۸ دی ۱۳۸۲، بار دیگر همراه خانواده‌هایشان در جاده منتهی به خاتون‌آباد گرد آمدند. صبح سوم بهمن، نیروهای یگان ویژه و انتظامی وارد عمل شدند و به آنها حمله کردند که به گفته منابع غیررسمی در نتیجه آن یک نفر جان خود را از دست داد.

فردای آن روز، ۴ بهمن ۱۳۸۲، اعتراضات به داخل شهر بابک کشیده شد. جمعی از کارگران و خانواده‌ها مقابل فرمانداری تجمع کردند. نیروهای امنیتی در واکنش به این تجمع به سوی آنان تیراندازی کردند. در نتیجه ۷ نفر از جمله چهار تن از کارگران و یک دانش آموز کشته و ده‌ها تن زخمی شدند. منابع رسمی بدون اعلام هویت قربانیان تعداد آنها را چهار نفر عنوان کردند. 

اعدام خودسرانه آقای مومنی

بنا بر اطلاعات موجود، آقای مومنی در ۴ بهمن ۱۳۸۲ به ضرب گلوله نیروهای نظامی کشته شد. (کولبر نیوز، ۴ بهمن ۱۴۰۱؛ بالاترین، ۲۰ تیر ۱۳۹۹؛ اینستاگرام صفحه‌ی کاربر پیروز جم، ۴ بهمن ۱۴۰۱؛ کرمان خبر، ۲۳ مهر ۱۳۸۴) جزئیاتی درباره نحوه کشته‌شدن آقای مومنی در دسترس نیست.

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

علی‌اصغر احمدی، معاون امنیتی–انتظامی وقت وزارت کشور، با تایید خبر درگیری‌ بین نیروهای امنیتی و کارگران معترض  اظهار داشت رئیس‌جمهور وقت (خاتمی) هیئتی را به ریاست او مامور رسیدگی به این حادثه کرده است. او ابتدا گفت: «تا زمان تکمیل تحقیقات نمی‌توان درباره علت اصلی حادثه اظهارنظر کرد.»، اما  یک روز بعد گفت: «بر اساس شواهد موجود، یکی از کشته‌شدگان بر اثر شلیک تیر مشقی از سوی نیروهای پلیس حاضر در محل جان باخته و علت مرگ سه نفر دیگر در حال بررسی است و اکیپی متشكل از ماموران آگاهی دادسرای نظامی و یك قاضی با حضور در محل حادثه، علت آن را مورد بررسی قرار می‌دهند.» او اوضاع شهر را آرام توصیف کرد. (ایسنا، ۵ و ۶ بهمن ۱۳۸۲)

سخنگوی دولت وقت در نشست خبری همان روز، اظهار داشت: «هیئتی مامور رسیدگی به حادثه شده است و هرگونه اظهار نظر رسمی در این‌باره به بعد از ارائه گزارش این هیأت موکول می‌شود.» (ایسنا، ۶ بهمن ۱۳۸۲)

سهیلا جلودارزاده، عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی، در واکنش به کشتار کارگران معترض گفت: «کارگرانی که حدود هشت ماه حقوق دریافت نکرده بودند و سپس اخراج شدند، یکی از حقوق اولیه‌شان اعتراض بود. برخورد امنیتی و انتظامی با این‌گونه مسائل حتی به بهانه آرام کردن اوضاع صحیح نیست. کشته شدن چهار نفر انسانی که واقعاً گناهی نداشتند قابل تامل است و باید همه را متنبه کند.» او تأکید کرد: «باید هر چه سریع‌تر ریشه‌یابی و علت‌یابی شود و قصورهایی که در ادارات مسئول وجود داشته، پیگیری گردد.» (ایسنا، ۶ بهمن ۱۳۸۲)

آقای شهردارنژاد، فرماندار وقت شهربابک، با تایید ورود هیئتی از سازمان بازرسی کل کشور و هیئت اعزامی ریاست جمهوری به شهربابک از تحت کنترل قرار گرفتن شهر خبر داد و مدعی شد: «ما در حال پیگیری عوامل ناشناس درگیر با نیروهای مسلح هستیم. نیروی انتظامی هم می‌گوید در برخی از نقاط حضور نداشته است». او همچنین گفت: «هیات‌هایی از سوی وزیر کشور و استاندار برای بررسی ابعاد قضیه تشکیل شده است.» (ایسنا، ۶ بهمن ۱۳۸۲)

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به تجربه‌های مشابه در استان‌های دیگر گفت: «در تهران و شهرهای دیگر موارد بسیار حادتری از مشکلات کارگری داشته‌ایم که با مذاکره و پیگیری حل شده است. اما در شهربابک، متأسفانه به جای گفت‌وگو، از روش‌های انتظامی استفاده شد و چهار نفر جان خود را از دست دادند.» (ایسنا، ۶ بهمن ۱۳۸۲)

در گزارش‌های بعدی نیز استانداری کرمان و وزارت کشور تلاش کردند حادثه را به «حضور موتورسواران ناشناس» نسبت دهند که با تحریکات خود موجب درگیری شدند. (ایسنا، ۵ بهمن ۱۳۸۲)

واکنش خانواده

اطلاعاتی از واکنش خانواده مومنی در منابع رسمی گزارش نشده است.

تأثیر بر خانواده

از تأثیر کشته شدن آقای مومنی بر خانواده اطلاعی در دست نیست.

تصحیح و یا تکمیل کنید