بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

نورالدین درگاهی

درباره

ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۳ خرداد ۱۳۸۷
محل: پارس آباد مغان، استان اردبيل، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی

ملاحظات

آقای نورالدین درگاهی در اعتراضات به مصادره زمین‌های کشاورزی‌شان توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  کشته شد.

خبر و اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای نورالدین درگاهی، فرزند حاجی حمزه درگاهی، اهل روستای قره‌داغلو در منطقه پارس‌آباد مغان در استان اردبیل، از طریق وبسایت‌های اخبار روز (۱۶ خرداد ۱۳۸۷)، ایران امروز (۱۲ ژوئن ۲۰۰۸) و مصاحبه میدانی دویچه‌وله (۱۳ ژوئن ۲۰۰۸) گردآوری شده است.

پیش‌زمینه واقعه

اراضی حاصلخیز حاشیه رود ارس که تحت مالکیت سنتی چندین روستا از جمله قره‌داغلو، ایازکندی، بیوک‌خانلو و خلیل‌کندی بوده است، از سال‌ها پیش مورد ادعای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت. تلاش سپاه پاسدارن برای تصرف این زمین‌ها در گذشته نیز به درگیری‌های خونین انجامیده بود. با وجود حکم دیوان عالی کشور مبنی بر مالکیت قانونی روستاییان، سپاه از پذیرش این رای خودداری کرده و در سال ۱۳۸۷ بار دیگر اقدام به تصرف اراضی کرد.

به گفته منابع محلی، در روز ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ نیروهای سپاه بدون هشدار قبلی وارد محدوده روستا شدند و چادرهای نظامی برپا کردند. هنگامی که کشاورزان با خانواده‌های خود برای جلوگیری از تصرف اراضی حاضر شدند، تیراندازی مستقیم آغاز شد. روستاییان تأکید کردند که تیراندازی‌ها هدفمند و از کمر به بالا بوده و حتی زنان نیز در میان زخمی‌ها حضور داشته‌اند. زمین‌های مورد مناقشه زمین‌هایی مرغوب و مناسب برای کشت برنج و گندم بوده‌اند که منبع اصلی درآمد خانواده‌های روستایی به شمار می‌رفت.

اعدام خودسرانه آقای نورالدین درگاهی

آقای نورالدین درگاهی، روز دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۷ در جریان اعتراض روستاییان دشت مغان در استان اردبیل به تصرف زمین‌های زراعی‌شان توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد. (اخبار روز – ۱۶ خرداد ۱۳۸۷)

در آن روز، نیروهای سپاه پاسداران بدون اطلاع یا حکم قانونی وارد محدوده اراضی حاصل‌خیز ساحل رود ارس شدند و با نصب پرچم جمهوری اسلامی بر زمین‌های کشاورزان، قصد تصرف آن‌ها را داشتند. هنگامی که اهالی چند روستا از جمله قره‌داغلو، بیوک‌خانلو، خلیل‌کندی و ایازکندی با خانواده‌های خود برای جلوگیری از این اقدام به محل رفتند، میان آنان و نیروهای سپاه درگیری رخ داد. به گفته شاهدان محلی، نیروهای سپاه بدون اخطار و هشدار قبلی، مستقیماً به سوی جمعیت آتش گشودند. گلوله‌ای به نورالدین درگاهی اصابت کرد و او در همان محل جان باخت. (ایران امروز – ۲۳ خرداد ۱۳۸۷)

دایی آقای درگاهی  در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی گفت: «تیراندازی هدف‌گیری‌شده بود، هوایی نبود. گلوله به نورالدین خورد و همان‌جا جان داد. مأموران حتی بعد از کشتن او، به روستا حمله کردند و همه‌جا را جست‌وجو کردند تا هیچ تصویری از واقعه نماند.» او تأکید کرد که درگیری میان سپاه پاسداران و اهالی روستاها سابقه‌ای چند ساله داشته و این بار نیز هنگامی‌که سپاه بدون اخطار قبلی اقدام به کشت زمین‌های کشاورزان کرد، اهالی از زن و مرد، پیر و جوان برای دفاع از زمین‌های خود به محل رفتند. (دویچه‌وله، ۱۳ خرداد ۱۳۸۷)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

در روزهای نخست پس از کشته‌شدن آقای نورالدین درگاهی در جریان اعتراض روستاییان منطقه‌ی پارس‌آباد مغان، نیروهای سپاه و امنیتی با حضور در روستای قره‌داغلو و روستاهای اطراف، تمامی مسیرهای ارتباطی این روستاها را مسدود کردند و از ورود خبرنگاران، فعالان حقوق بشر و حتی بستگان مجروحان به بیمارستان‌ها جلوگیری نمودند. طبق گزارش منابع محلی، ماموران ناشناس در روزهای بعد به منازل خانواده‌های درگاهی، بدلی و مرادی مراجعه کرده و ضمن طرح پرسش‌هایی درباره‌ی حادثه، از آنان خواستند در این‌باره با هیچ رسانه‌ای گفت‌وگو نکنند. (اخبار روز – ۱۶ خرداد ۱۳۸۷)

به گفته‌ی نزدیکان خانواده، نیروهای امنیتی با تهدید و ارعاب، تلاش کردند روایت رسمی حادثه را «درگیری مسلحانه میان مردم و نیروهای انتظامی» جلوه دهند و خانواده‌ی آقای درگاهی را از پیگیری قضایی منصرف کنند. پدر او که در پی اطلاع از وضعیت فرزندش به بیمارستان پارس‌آباد مراجعه کرده بود، در همان‌جا مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و بازداشت شد. محل نگهداری او تا مدت‌ها نامعلوم باقی ماند و خانواده از هرگونه پیگیری محروم شدند. مادر قربانی نیز از سوی ماموران امنیتی مورد ضرب و جرح قرار گرفت. (اخبار روز – ۱۶ خرداد ۱۳۸۷؛ ایران امروز – ۲۳ خرداد ۱۳۸۷)

مقامات قضایی به شکایت خانواده‌ی آقای درگاهی در رابطه با قتل او و درخواست آن‌ها برای انجام تحقیقات مستقل توجهی نکردند و هیچ اقدامی برای رسیدگی به پرونده انجام ندادند. مسئولان محلی در استان اردبیل نیز از هرگونه اظهار نظر درباره‌ی حادثه خودداری کردند و تلاش کردند موضوع را مسکوت بگذارند. به گفته‌مدایی قربانی،«سپاه پس از کشتن نورالدین همه‌چیز را پنهان کرد، آنها همه جا را جستجو کردند تا مدرکی از این واقعه باقی نماند.» (دویچه‌وله – ۲۴ خرداد ۱۳۸۷)

در روزهای بعد از دفن پیکر آقای درگاهی نیز، نیروهای امنیتی با حضور گسترده در روستاهای منطقه، از برگزاری هرگونه مراسم عمومی یا یادبود جلوگیری کردند و تنها اجازه دادند خانواده، در سکوت و زیر نظارت مأموران، بر مزار او حاضر شوند. این فضای امنیتی تا هفته‌ها پس از حادثه ادامه یافت و هیچ گزارش رسمی از سوی فرمانداری، استانداری اردبیل یا نهادهای قضایی منتشر نشد. (دویچه‌وله – ۲۴ خرداد ۱۳۸۷؛ ایران امروز – ۲۳ خرداد ۱۳۸۷)

واکنش خانواده

خانواده‌ آقای درگاهی پس از کشته شدن او، در مراجع قضایی شکایت ثبت کردند و خواستار انجام تحقیقاتی مستقل از سوی نهادهای قضایی شدند. (دویچه‌وله، ۱۳ خرداد ۱۳۸۷)

دایی آقای درگاهی گفت تیراندازی سپاه پاسداران «هدف‌گیری شده» بود و نه به به صورت هوایی. (دویچه‌وله، ۱۳ خرداد ۱۳۸۷)

تأثیر بر خانواده

به گفته‌ی دایی آقای درگاهی، مردم منطقه پس از حادثه در ترس و سکوت زندگی می‌کردند و از تماس یا صحبت درباره‌ی ماجرا خودداری داشتند. او گفت: «مردم طوری تهدید شده‌اند که نمی‌توانند حرف بزنند… اما اکثریت روستایی‌ها می‌خواهند زمین‌شان را داشته باشند و از دست ندهند.» (دویچه‌وله، ۱۳ خرداد ۱۳۸۷)

تصحیح و یا تکمیل کنید