بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

حسام حنیفه

درباره

سن: ۱۹
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۵ خرداد ۱۳۸۸
محل دفن مشخص است: بله
محل: خیابان آزادی، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه » سلاح گرم/ تهاجمی » هدف قرار دادن اندام‌های حیاتی بدن

ملاحظات

او تنها ۱۹ سال داشت و کمک خرج خانواده فقیر با پدری کارگر بود. در حالی‌که روزها در یک شرکت نقشه‌کشی در تهران کار می‌کرد تا بخشی از هزینه‌های خانواده را تامین کند، آینده‌اش ناگهان در هیاهوی یک اعتراض خاموش شد.

اطلاعات در مورد اعدام خودسرانه و زندگی آقای حسام حنیفه فرزند نادر، از طریق  وبسایت پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی (۹ دی ۱۳۹۶)، خبرگزاری فارس (۹ تیر ۱۳۸۸) بدست آمده است. برای تکمیل این پرونده از وبسایت‌های جوان آنلاین (۱۰ دی ۱۳۹۱)، رادیو فردا (۱۲ آذر ۱۳۸۸؛ ۲۸ آذر ۱۳۹۳)، روز آنلاین (۳ تیر ۱۳۸۹؛۲۷ خرداد ١٣٩٠)، پرچم (۱۱ مهر ۱۳۸۸)، پژواک ایران (۵ مرداد ۱۳۸۸) استفاده شده است. 

آقای حسام حنیفه، ۱۹ ساله، اهل مرند در آذربایجان شرقی و ساکن ساكن كیان‌مهر كرج بود. او با مدرک دیپلم (پژواک ایران، ۵ مرداد ۱۳۸۸)، کارمند یک شرکت نقشه‌كشی در میرداماد تهران بود (خبرگزاری فارس، ۹ تیر ۱۳۸۸).  او با توجه به اینکه پدرش کارگر بود و خانواده وضعیت مالی مناسبی نداشت، بخشی از مخارج زندگی خانواده را تأمین می‌کرد. (رادیو فردا، ۲۸ آذر ۱۳۹۳)

در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، راهپیمایی اعتراضی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، در تهران برگزار شد و آقای حنیفه به همراه دوستش در این راهپیمایی شرکت کرد. (رادیو فردا، ۲۸ آذر ۱۳۹۳)

خلاصه رویدادهای ایران پس از انتخابات ۱۳۸۸

پس از اعلام پیروزی مجدد محمود احمدی‌نژاد با اکثریت ۶۳/۶۲ درصدی آرا در دهمین دوره انتخابات رییس جمهوری ایران، که در تاریخ جمعه ٢٢ خرداد ١٣٨٨ برگزار شد، اعتراض‌های سراسری مردم به نتیجه انتخابات شروع شد. سرویس پیامک تلفن‌های همراه در ایران، از ساعت ١١ شب پنج‌شنبه (٢١ خرداد ١٣٨٨) قطع شد. این اختلال در سرویس پیامک در طول برگزاری انتخابات و تا دهم تیرماه ادامه داشت. در هنگام برگزاری انتخابات، جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران اعلام کرد که تجمع هواداران نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور غیرقانونی است. عصر همان روز مانوری به نام مانور اقتدار در میدان‌های مختلف شهر تهران و با هدف «برقراری نظم و امنیت در شعب و صندوق‌های اخذ رأی» در تهران انجام شد. در حالی‌که وزیر کشور ایران گفته بود اعلام تدریجی نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور پس از اذان صبح (حدود ساعت چهار صبح) آغاز خواهد شد، رئیس ستاد انتخابات کشور کمی پس از نیمه شب اعلام نتایج را آغاز کرد. 

پس از اعلام نتیجه، مردم با اعتقاد بر اینکه تقلب انجام گرفته است در روز ٢٣ خرداد به خیابان‌ها رفته و اعتراض خود را ابراز کردند. موسوی، کروبی و رضایی، رقیبان احمدی‌نژاد در این انتخابات، اعلام کردند که تخلفات زیادی در انتخابات انجام گرفته است و به نتیجه اعتراض کردند. آنها شکایت خود را به شورای نگهبان ارایه کردند و خواستار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد شدند. در عین حال، ولی فقیه ایران، آیت‌الله خامنه‌ای قبل از بررسی نتیجه توسط شورای نگهبان، پیروزی محمود احمدی‌نژاد را تبریک گفت. تعداد زیادی از افرادی که در ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی فعالیت داشتند بازداشت شدند.

روز ۲۵ خرداد، راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در خیابان‌های مرکزی تهران برگزار شد. به نقل از شهردار تهران، گفته می‌شود حدود سه میلیون نفر در این راهپیمایی شرکت کرده‌اند. در هنگام پایان گرفتن راهپیمایی، عده‌ای از مردم توسط  نیروهای شبه‌نظامی، کشته و زخمی شدند. دولت ایران برای جلوگیری از انتشار اخبار، خبرنگاران خارجی را اخراج و خبرگزاری‌ها را از فرستادن اخبار منع کرد. در سه روز بعد نیز، راهپیمایی‌های گسترده و آرام با شرکت معترضان در تهران برگزار شد. به دنبال اعلام حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در نماز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨ و هشدار وی به معترضان مبنی بر اینکه مسئولیت هرج و مرج و تبعات آن به عهده خودشان است، و سازمان عفو بین‌الملل که آن را «مشروعیت بخشیدن به اعمال خشونت توسط نیروهای انتظامی» برای سرکوب معترضان خواند، سرکوب‌ها صورت جدیدی به خود گرفت. در روز ۳۰ خرداد و پس از آن، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به سرکوب معترضان پرداختند. هر گونه تجمع مردمی غیرقانونی اعلام شد و توسط پلیس و لباس شخصی‌ها به خشونت کشیده شد. 

نیروهای شبه‌نظامی موسوم به لباس شخصی، گروه‌هایی هستند که در جریان تجمع‌ها و فعالیت‌های صنفی، دانشجویی، انتخاباتی واعتراضی برای سرکوب مردم استفاده می‌شوند. از اینکه این گروه‌ها چگونه سازماندهی می‌شوند یا از چه کسانی دستور می‌گیرند، اطلاعات زیادی در دست نیست. این نیروها لباس معمولی بر تن می‌کنند و فاقد یونیفرم مشخص هستند. آنها گاه با چوب و چماق و گاه با زنجیر و چاقو یا با باتوم و اسلحه گرم تجهیز می‌شوند و زمانی که حکومت قصد سرکوب مردم را دارد ظاهر می‌شوند. آنچه روشن است، این است که نیروهای انتظامی اگر با آنها همراهی نکنند، هیچ واکنشی برای مهار خشونت آنها نشان نمی‌دهند و لباس شخصی‌ها آزادانه در میان نیروهای انتظامی رفت و آمد می‌کنند و در برابر پلیس اقدام به ضرب و شتم وحشیانه معترضان می‌کنند. در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ماه ١٣٨٨، مردم با قرار دادن عکس این افراد در اینترنت، تعدادی از آنها را شناسایی کردند و مدارکی دال بر رابطه این افراد با بسیج، سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی ارائه دادند. در بیست پنجم شهریور ماه ۱۳۸۸ جانشین فرمانده سپاه سیدالشهداء استان تهران شرکت فعال نیروی مقاومت بسیج و نقش تعیین‌کننده آنها را در سرکوب مردم تایید کرد و گفت: «بسيجی‌ها با حضور خود در حوادث اخير چشم فتنه‌گران را كور كردند و بايد از آن‌ها قدردانی شود... دشمنان اسلام با غبارآلود کردن فضا می‌خواستند در حوادث اخير سوء استفاده كنند اما بحمدالله با روشنگری مقام معظم رهبری در مقابل اين فتنه پیروز شدیم.»  وی همچنین تاکید کرد که: «جوانان غيور و ولايت‌مدار بسيجي كه نسل دوم و سوم انقلاب بودند در اين صحنه موفق شدند و پيروز ميدان بودند.»

در جریان اعتراضات خسارت‌هایی به اموال شهروندان وارد شد. در آن زمان، مقام‌های مسئول و رادیو و تلویزیون دولتی سعی کردند این تخریب‌ها را به معترضان نسبت دهند و سرکوب را توجیه کنند. این در حالی بود که عکس‌ها و فیلم‌هایی در اینترنت منتشر شد که نیروهای انتظامی را در حال تخریب، در خیابان‌های فرعی و جاهای خلوت و دور از جریان اعتراض‌های مردمی نشان می‌دادند. همچنین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در تاریخ ٢٨ مهر ١٣٨٨ در همایش عمومی فرماندهان و مدیران فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، تخریب اموال شهروندان توسط نیروهای انتظامی را اذعان داشت و مسئولیت آن‌را پذیرفت.

اطلاع دقیقی از تعداد کشته‌شدگان، زخمی‌ها و ناپدید‌شده‌ها در دست نیست. بنا بر گزارش‌های مختلف، تعداد قربانیان این راهپیمایی‌ها در سراسر ایران، صدها نفر است که نام بیش از ٧٠ نفر گزارش شده است. همچنین مقام‌های مسئول، خانواده برخی از قربانیان را تهدید کرده‌اند که سکوت اختیار کنند و با رسانه‌‌ها مصاحبه نکنند. گفته می‌شود که شرایط پس دادن جسد به خانواده‌ها، عوض کردن علت فوت در گواهی پزشکی قانونی به علل طبیعی مانند سکته قلبی و...، سلب حق شکایت از بستگان کشته شده‌ها و خودداری از برگزاری مراسم یادبود برای عزیزان‌شان بوده است. بر طبق اعلام منابع دولتی، پس از ۲۲ خرداد، بیش از ۴٠٠٠ نفر در سراسر کشور بازداشت شدند که تعداد زیادی از آنها در بازداشتگاه کهریزک بدون رعایت حقوق زندانیان و حداقل امکانات بهداشتی نگهداری شدند. گزارش‌های متعددی در مورد خشونت، شکنجه و تجاوز به بازداشت‌شدگان منتشر شده است. تعدادی از بازداشت‌شدگان در اثر ضرب و شتم در دوران بازداشت و شرایط سخت و طاقت‌فرسا و شکنجه‌هایی که در  زندان کهریزک متحمل شدند، جان سپردند. 

اعدام خودسرانه آقای حسام حنیفه

 آقای حنیفه در روز۲۵ خرداد ١٣٨٨، با تیراندازی ماموران بسیجی از پایگاه بسیج مقداد در نزدیکی خیابان آزادی تهران کشته شد. (رادیو فردا، ۲۸ آذر ۱۳۹۳؛ روز آنلاین،۳ تیر ۱۳۸۹؛ سایت پرچم ،۱۱ مهر ۱۳۸۸)

بر اساس اطلاعات موجود، آقای حنیفه در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ همراه با معترضان در مقابل پایگاه بسیج مقداد، نزدیک خیابان آزادی حضور داشت که نیروهای مسلح مستقر بر پشت‌بام این پایگاه به‌سوی جمعیت تیراندازی کردند و او هنگام فرار در میان معترضان از ناحیه چانه هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. (رادیو فردا، ۲۸ آذر ۱۳۹۳؛ پژواک ایران ، ۵ مرداد ۱۳۸۸)

به گفته مادر آقای حنیفه در گفت‌وگو با روزآنلاین، حسام در جریان اعتراضات همراه دوستانش بود. پس از حادثه، یکی از دوستانش با خانواده تماس گرفت و اطلاع داد که شاهد گلوله خوردن او بوده است. (روزآنلاین، ۳ تیر ۱۳۸۹)

نیروهای امنیتی چند روز پس از کشته شدن آقای حنیفه با خانواده‌‌اش تماس گرفته و جنازه او را به پدرش تحویل دادند. جنازه آقای حنیفه در امامزاده عبدالله کرج دفن شد. (پژواک ایران ، ۵ مرداد ۱۳۸۸)

قوانین مرتبط با کنترل اعتراضات

تاکنون موارد قابل توجهی از کشته شدن اشخاص در تظاهرات‌ انتقادی در ایران گزارش شده است. در اغلب این موارد نیروهای مسلح برای سرکوب اعتراضات با استفاده از سلاح گرم به روی تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده‌اند. در حقوق ایران تیراندازی ماموران مسلح در تظاهرات‌ دارای ضوابطی است. همچنین قوانین ایران در جهت مجازات مامورانی که برخلاف قانون اقدام به تیراندازی می‌کنند و نحوه جبران خسارت از قربانی، مقرراتی را وضع کرده‌اند:

بر طبق قوانین ماموران مسلح در برخی موارد اجازه استفاده از سلاح گرم را دارند. یکی از این موارد جلوگیری از ناآرامی و اغتشاشات است. در مورد اینکه ناآرامی و اغتشاش چیست قوانین تعریف مشخصی ارائه نداده‌اند. قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری مصوب سال ۱۳۷۳ ضوابطی را برای استفاده از سلاح مشخص کرده است. مهمترین اصلی که این قانون در نظر گرفته اصل ضرورت است. بدین معنی که ماموران مسلح فقط در شرایط اضطراری می‌توانند شلیک کنند. در مورد تظاهرات‌ ماده ۴ و ۵ این قانون به ماموران اجازه داده است که تحت شرایطی برای اعاده نظم و فرونشاندن ناآرامی‌ها از سلاح خود استفاده کنند. ماده ۴ مقرر کرده است: «مامورین انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمائی‌های غیر قانونی، فرونشاندن شورش و بلوا و ناآرامی‌هایی که بدون بکارگیری سلاح‌، مهار آنها امکان‌پذیر نباشد، حق بکارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات، در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

الف - قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و موثر واقع نشده باشد. ب - قبل از بکارگیری سلاح، با اخلالگران و شورشیان نسبت به بکارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد. تبصره ۱- تشخیص ناآرامی‌های موضوع ماده ۴ حسب مورد بر عهده رئیس شورای تامین استان و شهرستان و در غیاب هر یک بر عهده معاون ‌آنان خواهد بود و در صورتی‌که فرماندار معاون سیاسی نداشته باشد این مسئولیت را به یکی از اعضای شورای تامین محول خواهد نمود.‌ تبصره ۲- در مواردی که برای اعاده نظم و امنیت موضوع این ماده نیروی نظامی طبق مقررات قانونی ماموریت پیدا نمایند از لحاظ مقررات بکارگیری سلاح مشمول این ماده می‌باشند...» این ماده به روشنی اشاره کرده است که ماموران باید ابتدا از وسایل دیگر استفاده کرده و در صورتی که وضعیت کنترل نشود از سلاح استفاده کنند و ضمنا به تظاهرات‌کنندگان هشدار بدهند. قانونگذار مصادیق وسایل دیگر را ذکر نکرده اما منطقا می‌توان گفت که منظور وسایلی غیر‌کشنده همچون آب پاش، گاز اشک‌آور، باتوم و مواردی از این قبیل است. این ماده در مورد تظاهرات‌ غیر‌مسلحانه است. در مورد راهپیمایی‌های مسلحانه ماده ۵ مقرر کرده است: « مامورین نظامی و انتظامی برای اعاده نظم و امنیت در راهپیمائی‌های غیر‌قانونی مسلحانه و ناآرامی‌ها و شورش‌های مسلحانه مجازند از‌سلاح استفاده نمایند. مأمورین مذکور موظفند به دستور فرمانده عملیات و بدون تعلل نسبت به برقراری نظم و امنیت، خلع سلاح و جمع‌آوری مهمات ‌و دستگیری افراد و معرفی آنان به مراجع قضایی اقدام نمایند.»

در تمامی حالات فوق لازم است که مامورین اولا چاره‌ای جز بکارگیری سلاح نداشته باشند، ثانیاً در صورت امکان مراتب : الف- تیر هوایی. ب- تیراندازی کمر به پایین. ج- تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند. (تبصره ۳ ماده ۳)

در صورتی‌که ماموری مطابق مقررات فوق اقدام به تیراندازی کند و قربانی نیز بی‌گناه شناخته نشود هیچ مسئولیتی بر عهده مامور و سازمان متبوع وی نخواهد بود ( ماده ۱۲) اما اگر مامور برخلاف مقررات مذکور عمل کند مجازات خواهد شد. اگر مامور مسلح بدون رعایت قوانین و به صورت عمدی اقدام به تیراندازی کرده و در اثر این تیراندازی شخصی مجروح یا کشته شود، خود ایشان به قصاص یا دیه و یا حبس حسب مورد محکوم می‌شود. ماده ۴۱ قانون جرایم نیروهای مسلح در این زمینه مقرر کرده است:« هر نظامی که در حین خدمت یا مأموریت برخلاف مقررات و ضوابط‌ عمداً مبادرت به تیراندازی نماید علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از سه ماه تا یک ‌سال محکوم می‌شود و درصورتی که منجر به قتل یا جرح شود علاوه بر مجازات مذکور،‌حسب مورد به قصاص یا دیه محکوم می‌گردد و چنانچه از مصادیق مواد (۶۱۲) و (۶۱۴)‌ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵/۳/۲ باشد به مجازات مندرج در مواد مذکور‌محکوم خواهد شد.»

قانون فرض دیگری نیز مطرح کرده و آن اینکه مامور تمامی تشریفات مذکور را رعایت کند اما قربانی در محاکم دادگستری بی‌گناه شناخته شود.

تبصره ۱ – چنانچه تیراندازی مطابق مقررات صورت گرفته باشد مرتکب از‌مجازات و پرداخت دیه و خسارت معاف خواهد بود و اگر مقتول یا مجروح مقصر نبوده و‌بی‌گناه باشد دیه از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. بر طبق ماده ۱۳ قانون بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح در موارد ضروری: «در صورتی‌که ماموران با رعایت مقررات این قانون سلاح بکار گیرند و در نتیجه طبق آراء محاکم صالحه، شخص یا اشخاص بی‌گناهی‌مقتول و یا مجروح شده یا خسارت مالی بر آنان وارد گردیده باشد، پرداخت دیه و جبران خسارت بر عهده سازمان مربوط خواهد بود و دولت مکلف‌است همه ساله بودجه‌ای را به این منظور اختصاص داده و حسب مورد در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد»

واکنش مسئولان

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشت که آقای حنیفه در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران در راه رفتن به كرج  بود كه بر اثر اصابت گلوله «شهید» شد و خانواده‌اش از آقای میر حسین موسوی (یکی از نامزدان ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ معترض با نتیجه انتخابات) شکایت کردند. (خبرگزاری فارس،۹ تیر ۱۳۸۸)

ماموران امنیتی در حین تحویل جنازه آقای حنیفه، خانواده‌اش را تهدید کردند که حق علنی کردن کشته شدن او در حین اعتراضات را ندارند (پژواک ایران ،۵ مرداد ۱۳۸۸)، و به آنها گفتند که قاتل او را زود پیدا می کنند، اما هیچ اقدامی انجام ندادند و هیچ دادگاهی برای پیگیری و بررسی پرونده‌ شکایت خانواده‌اش تشکیل ندادند. (رادیو فردا، ۲۸ آذر ۱۳۹۳)

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی هم نوشت آقای حنیفه بر اثر اصابت گلوله‌های غیر سازمانی «شهید» و به هم این دلیل خانواده‌اش از سازمان دهندگان اعتراضات و آقای موسوی شکایت کردند. (پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۹ دی ۱۳۹۶)

یک نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی در مجلس، آقای حنیفه را به عنوان بسیجی معرفی کرد. (رادیو فردا، ۲۸ آذر ۱۳۹۳)  

صدا و سیمای جمهوری اسلامی در اوایل کشته شدن آقای حنیفه، با خانواده‌اش مصاحبه کردند، اما این مصاحبه را پخش نکردند. (روز آنلاین ،۳ تیر ۱۳۸۹) از محتوای این مصاحبه اطلاعی در دست نیست.

بر اساس اطلاعات موجود، نمایندگانی از بنیاد شهید به منزل خانواده آقای حنیفه مراجعه و اعلام کردند که او به‌عنوان شهید شناخته شده و برای وی کارت شهید صادر خواهد شد. آن‌ها مدعی شدند که آقای حنیفه به‌صورت اتفاقی هدف گلوله قرار گرفته و در راهپیمایی حضور نداشته است و مسئول قتل او آقای موسوی (نامزد معترض ریاست جمهوری) است. بنیاد شهید همچنین وعده داد که بر مزارش سنگ قبر نصب خواهند کرد، اما این وعده‌ هرگز عملی نشد. (روزآنلاین، ۳ تیر ۱۳۸۹)

واکنش خانواده

خانواده آقای حنیفه به خاطر تهدید نیروهای امنیتی از علنی کردن خبر شهادت فرزندشان خودداری کردند. (پژواک ایران، ۵ مرداد ۱۳۸۸) 

 خانواده آقای حنیفه با شکایت در دادسرای جنایی تهران خواستار شناسایی عامل قتل فرزندشان شدند و ادعاهای رسانه‌ها و نهادهای وابسته به حکومت درباره شکایت آن‌ها از آقای موسوی را تکذیب کردند. (روزآنلاین، ۳ تیر ۱۳۸۹) آن‌ها تأکید کردند که اجازه نخواهند داد از خون فرزند شهیدشان بهره‌برداری سیاسی شود. (روزآنلاین، ۲۷ تیر ۱۳۹۰)

مادرش: «حاضر نیستم خون فرزندم را با پول معامله کنیم. می‌گویند حسام اتفاقی کشته شده، بیایند بگویند چه کسی او را کشته است.»

خانواده آقای حنیفه با قاطعیت اعلام کردند که حاضر به دریافت دیه و معامله خون فرزندشان با پول نیستند و به‌رغم وضعیت دشوار اقتصادی، تنها خواسته آن‌ها روشن شدن حقیقت است. مادرش  در مصاحبه با روزآنلاین گفت: «با اینکه همسرم کارگر است و زندگی سختی داریم، هرگز حاضر نیستم خون فرزندم را با پول معامله کنم... اگر می‌گویند حسام به‌طور اتفاقی کشته شده، بیایند بگویند چه کسی بچه مرا زد. بچه من که کاره‌ای نبود». (روزآنلاین، ۳ تیر ۱۳۸۹)

تاثیر بر خانواده

کشته شدن آقای حنیفه، خانواده‌اش را در سوگی عمیق و بی‌پایان فرو برد. مادرش در مصاحبه با روزآنلاین اظهار داشت:« حسام برای همیشه در دل من خواهد ماند. سرنوشتش این بود که در راه آزادی و میهنش جان بدهد. به تقدیر ایمان دارم و شکایتم را به خدا می‌برم؛ چون او داور واقعی است. در این رنج، تنها پناه من خداست. دردهایم را با او در میان می‌گذارم، چون می‌دانم فقط او با عدالت قضاوت می‌کند». (روزآنلاین، ۳ تیر ۱۳۸۹)

تصحیح و یا تکمیل کنید