بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

سعید گرگیج

درباره

ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (سنی)
وضعیت تأهل: نامعلوم

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۸ مهر ۱۴۰۱
محل: مسجد جامع مکی، زاهدان، استان سيستان و بلوچستان، ايران
نحوه کشته‌شدن: اعدام‌ خودسرانه » شلیک خودسرانه

ملاحظات

سرگذشت آقای سعید گرگیج کامل نیست، اما تحقیقات اولیه بنیاد عبدالرحمن برومند حاکی از آن است که او قربانی سرکوب اعتراضات شده است.

ما را در تکمیل این سرگذشت در «یادبود امید» یاری دهید. جزئیات مربوط به مرگ این قربانی و هرگونه اطلاعات از زندگی او کمک بسیار ارزشمندی در تکمیل مستند‌سازی این سرگذشت خواهد بود. 

ارسال این اطلاعات مانع از این خواهد شد که فاجعه کشتن یک انسان به فراموشی سپرده شود؛ با تکیه بر اطلاعات شماست که ما می‌توانیم هر یک از موارد نقض حقوق بشر را در مورد قربانیان آشکار کنیم؛ روا نیست که واقعیت زندگی و مرگ آنان در سکوت زمانه مدفون شود و روایت مقامات دولتی، که جانبدارانه، و اکثراً نادرست و ای‌بسا توهین‌آمیز است، تنها روايت ماندگاری باشد که برای داوری جامعه و تاریخ بر جای می‌ماند. با کمک به مستند کردن و ثبت این سرگذشت شما نیز در تدوین تاریخ خشونت دولتی در ایران سهیم خواهید شد، تدوین این تاریخ برای دادخواهی و اجرای عدالت در آینده و نیز اصلاحات دموکراتیک در کشور ضروری است؛ شما همچنین عضوی از جنبش مدنی حقیقت‌طلبی و حقیقت‌گویی خواهید شد که امروز در سخت ترین شرایط، زمینه‌ساز فردایی است که در آن حقوق بشر همه شهروندان ایران تضمین شود. 

برای تکمیل این سرگذشت اطلاعات خود را از طریق این فرم ارسال کنید.

از طرف گروه پژوهش «امید» بنیاد برومند از حمایت و همکاری شما بسیار سپاسگزاریم. 

______

پیش‌زمینه اعتراضات سال ۱۴۰۱ (مهسا امینی)

اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ ایران از روز ۲۵ شهریور، به دنبال انتشار خبر مرگ ژینا (مهسا) امینی،  دختر ۲۲ ساله اهل کردستان، در بازداشت پلیس آغاز شد. ژینا (مهسا) امینی که در ۲۲ شهریور‌ماه توسط پلیس امنیت اخلاقی، موسوم به گشت ارشاد در تهران بازداشت شده بود، چند ساعت بعد از بازداشت توسط ماموران پلیس، پس از بیهوشی به بیمارستان منتقل شد. مرگ این دختر جوان، خشم مردم از گشت ارشاد و حجاب اجباری و همچنین اظهارات گمراه‌کننده مسئولان درباره‌ی علت مرگ ژینا (مهسا)‌ امینی، همین‌طور مصونیت ماموران از مجازات، به اعتراضات سراسری منجر شد. این اعتراضات که ابتدا در فضای مجازی آغاز شده بود، با تجمع اعتراضی در مقابل بیمارستان کسری و سپس در شهر سقز (استان کردستان)، محل دفن خانم امینی، ادامه یافت. شعار «زن، زندگی، آزادی» که اولین بار در مراسم تدفین خانم امینی سر داده شد، ضمن استقبال گسترده‌ از سوی جوانان، به شعار محوری این اعتراضات تبدیل شد. اعتراضات با به آتش‌کشیدن روسری‌ها و فریاد شعار «زن، زندگی، آزادی» آغاز شد، اما خیلی زود به مطالبه سرنگونی جمهوری اسلامی تغییر یافت.  

گستردگی و تداوم از ویژگی‌ها بارز این اعتراضات بود، به طوری‌ که حتی اقدامات اولیه حاکمیت مانند جمع‌آوری خودروهای گشت ارشاد و دستگیری پیشگیرانه بسیاری از روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی نیز نتوانست مانع تداوم آن شود. دامنه اعتراضات تا اواسط آذر‌ماه آن سال به ۱۶۴ شهر و شهرستان (حتی شهرهایی که پیش‌تر سابقه‌ی اعتراضی نداشتند) و ۱۵۰ دانشگاه و دبیرستان تسری یافت و اقشار مختلف از جمله دانشگاهیان، دانش‌آموزان و همچنین گروه‌های صنفی مانند کارکنان صنعت نفت، تجار بازار تهران و برخی دیگر از شهرها، آموزگاران، وکلای دادگستری (که تا تاریخ ۱۲ بهمن ماه ۱۴۰۱، دست‌کم ۴۹ نفر از آنان بازداشت شدند)، هنرمندان، ورزشکاران و پزشکان به این اعتراضات پیوستند. این همراهی به بازداشت شماری از آنها منجر شد.

سرانجام حکومت با اعمال خشونت شدید و اقدامات سرکوب‌گرانه از جمله بازداشت‌های گسترده، قطع شبکه تلفن همراه و اینترنت و با توسل به نیروهای سرکوبِ مجهز به انواع سلاح از جمله گاز اشک‌آور، تفنگ ساچمه‌ای، تپانچه و سلاح‌های جنگی توانست این اعتراضات را که کمابیش تا پایان دی‌ ماه نیز در جریان بود، سرکوب کند. 

هرچند اقدامات سرکوب‌گرانه حاکمیت مانند سانسور، ارعاب و تهدید بازماندگان قربانیان این اعتراضات ثبت و جمع‌آوری اسناد و مدارک درباره‌ قربانیان و ابعاد جنایات صورت گرفته را با چالش‌های جدی مواجه کرد، اما گزارش‌های بسیاری حاکی از آن است که نیروهای سرکوب سر و سینه معترضان را هدف قرار دادند و از فاصله نزدیک یا از پشت سر به معترضان شلیک کردند. همچنین شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای و پینت‌بال باعث آسیب‌های چشمی و نابینایی صدها نفر از معترضان شد. حتی بنا به برخی گزارش‌ها در مواردی اندام تناسلی زنان هدف قرار گرفت.

استان سیستان و بلوچستان از آغاز اعتراضات، به‌ویژه پس از انتشار خبر تجاوز یک فرمانده انتظامی به دختر ۱۵ ساله بلوچ در مهر ۱۴۰۱، به صحنه اعتراضات خونین بدل شد. برخلاف سایر استان‌ها، در بلوچستان نیروهای مسلح تنها از سلاح جنگی استفاده کردند.

در روز ۸ مهر ۱۴۰۱ نمازگزاران مسجد مکی خواستار بررسی شفاف این تجاوز جنسی و پاسخ‌گویی مسئولان شدند، گروه کوچکی از نمازگزاران با سردادن شعارهای اعتراضی به سوی کلانتری ۱۶ زاهدان حرکت کردند و با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی و لباس شخصی مواجه شدند. نیروهای مسلح حتی به نمازگزاران مسجد تیراندازی کردند و دست‌کم ۹۷ نفر را کشتند. پس از آن، شهرهای مختلف بلوچستان از جمله خاش، سراوان و راسک شاهد تجمعات اعتراضی بودند.

پاسخ حکومت به معترضان خاش در روز  ۸ آبان ۱۴۰۱ شدید بود، پس از نماز جمعه نیروهای امنیتی با سلاح جنگی به معترضان و حتی رهگذران شلیک کردند. دست‌کم ۱۸ نفر از جمله دو کودک را کشتند و شمار زیادی را زخمی کردند.

اعتراضات زاهدان هر جمعه برای ماه‌ها ادامه یافت و نهایتا در پی فشارها، ۱۱ نفر از اعضای نیروهای مسلح به اتهام «شلیک منجر به مرگ و جرح» و ۱۵ نفر به اتهام «سوءاستفاده از موقعیت و شلیک برخلاف مقررات» در یک دادگاه غیرعلنی محاکمه شدند و پس از دو سال، تنها چند مامور رده‌پایین به ۱۰ سال حبس محکوم شدند و به خانواده‌های جان‌باختگان «دیه» پیشنهاد شد. هیچ‌یک از فرماندهان یا آمران اصلی کشتار تحت پیگرد قرار نگرفتند.

هرانا، خبرگزاری فعالان حقوق بشر تا روز ۱۲ بهمن ۱۴۰۱، ۱۲۶۲ مورد تجمع اعتراضی را در سراسر کشور ثبت کرد و درباره مرگ ۵۲۷ شهروند، شامل معترضان و رهگذران گزارش داد. ۷۱ نفر از کشته‌شدگان کودک بودند. همچنین، از میان آمار دست‌‌کم ۲۲ هزار نفر بازداشتی (که شماری از  آنها به هنگام بازداشت زخمی بودند)، ۷۶۶ نفر به جرایم مختلف محکوم شدند و  بیش از ۱۰۰ نفر از آنها در معرض خطر اعدام قرار داشتند. چهار نفر از معترضان بازداشتی در آذر و دی ۱۴۰۱، بدون رعایت معیارهای حداقلی دادرسی عادلانه، اعدام شدند. 

به ادعای مقامات حکومتی ۷۰ نفر از نیروهای حکومتی نیز در جریان این اعتراضات جان باختند. بنا به گزارش‌های تأییدشده، از برخی از خانواده‌های معترضان کشته شده تحت فشار یا تطمیع از سوی مقامات حکومتی خواسته شد که هویت عزیزان را به‌دروغ، در زمره نیروهای حکومتی گزارش کنند.

منابع مختلف شامل گروه‌های حقوق بشری و رسانه‌ها، موارد متعددی از ضرب و شتم، شکنجه (جهت اجبار افراد به اعتراف) و تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان را گزارش کرده‌اند. بنا بر این گزارش‌ها، بازداشت‌شدگان در خلال بازجویی و محاکمه از دسترسی به وکیل محروم بودند و از اعتراف‌های آنها تحت فشار و شکنجه به عنوان ادله اثبات جرم در دادگاه استفاده شده بود.

در این اعتراض‌ها حمایت عمومی و همبستگی جامعه جهانی نیز بی‌سابقه بود؛ به طوری که هشتگ #مهساامینی به زبان‌های فارسی و انگلیسی رکورد‌های جهانی را شکست. در تاریخ ۳ آذر ۱۴۰۱، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای تصویب کرد و خواستار تشکیل یک کمیسیون حقیقت‌یاب برای رسیدگی جامع و مستقل به موارد نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی در این اعتراضات، به‌ویژه نقض حقوق زنان و کودکان شد.

ــــــــــــــــــــ

جمعه خونین 

شهر زاهدان در استان سیستان و بلوچستان که محل زندگی اقلیت بلوچِ‌ اهل تسنن است، در روز جمعه، هشتم مهر ۱۴۰۱محل وقوع یک قتل‌عام بود.

این قتل‌عام موسوم به جمعه خونین زاهدان، متاثر از اعتراضات سراسری پس از مرگ در بازداشت ژینا (مهسا) امینی و پس از انتشار خبر تجاوز فرمانده نیروی انتظامی شهرستان راسک به یک دختر ۱۵ ساله رخ داد. روز پنجم مهر، خطیب جمعه محل با تایید این خبر، جرقه اعتراضات را زده بود.

اعتراض‌های روز پنجم مهر به فراخوانی برای تظاهرات گسترده در سراسر استان «در همبستگی با تمام مبارزان در سراسر ایران و کردستان» منجر شد. روز هشتم مهر روحانیون محلی و نمازگزاران مصلای بزرگ در نزدیکی مسجد مکی زاهدان خواستار بررسی شفاف این تجاوز جنسی و پاسخگویی مسئولان شدند.

بر اساس شهادت شاهدان عینی، گزارش‌های رسانه‌ای و بررسی ویدیوها و عکس‌های واقعه توسط گروه‌های حقوق بشری، هنگامی که گروه کوچکی از نمازگزاران غیرمسلح، نزدیک به ظهر و پیش از پایان نماز جمعه از مسجد بیرون آمدند و با سردادن شعارهای ضدحکومتی به سوی کلانتری راه افتادند، نیروهای امنیتی مسلح (به علاوه تعدادی از لباس شخصی‌ها) که در پشت‌ بام‌های کلانتری شانزده، روبه‌روی مصلای بزرگ و ساختمان‌های اطراف مستقر بودند، شروع به تیراندازی کردند.

نیروهای امنیتی با گلوله‌های جنگی، گلوله‌های ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور به سمت معترضان و عابران شلیک کردند و در مقابل معترضان به‌سوی کلانتری سنگ پرتاب می‌کردند. افزون بر این، تک‌تیراندازها به نمازگزاران در مصلی و اطراف آن تیراندازی کردند و تعداد زیادی، از جمله کودکان و دست‌کم یک نمازگزار زن را کشتند. به گفته پزشکان، بسیاری از قربانیان بر اثر اصابت گلوله به سر، پشت سر و گردن، بالاتنه، قلب و شکم جان خود را از دست دادند.

 به دنبال این تیراندازی‌ها، تنش در چند محله دیگر زاهدان و اطراف آن از جمله اطراف مسجد مکی افزایش یافت. مقامات گزارش دادند که در آن روز سه کلانتری در زاهدان مورد حمله معترضان قرار گرفت. در ششم آبان‌ماه، شورای تامین استان سیستان و بلوچستان با انتشار بیانیه‌ای مدعی شد که شش نفر از نیروهای امنیتی و ۳۵ نفر دیگر از جمله نمازگزاران و عابران کشته شدند و معترضان را به حمله به پاسگاه پلیس با سنگ و سلاح گرم متهم کرد. در این بیانیه آمده است که رئیس کلانتری ۱۶ و فرمانده انتظامی زاهدان به دلیل «سهل‌انگاری» از سمت خود برکنار شدند. 

تا نیمه آبان ۱۴۰۱، علاوه بر صدها زخمی، تعداد کشته‌شدگان جمعه خونین زاهدان یا افرادی که بر اثر جراحات در روزها و هفته‌های بعد جان خود را از دست دادند، بین ۶۶ تا ۹۷ نفر برآورد شده بود.

سرگذشت آقای سعید گرگیج کامل نیست.

ما را در تکمیل این سرگذشت در «یادبود امید» یاری دهید. جزئیات مربوط به مرگ این قربانی و هرگونه اطلاعات از زندگی او تصویر کامل‌تری از زندگی‌اش به دست خواهد داد.

ارسال این اطلاعات مانع از این خواهد شد که فاجعۀ کشتن یک انسان به فراموشی سپرده شود؛ با تکیه بر اطلاعات شماست که ما می‌توانیم هر یک از موارد نقض حقوق بشر را در مورد قربانیان آشکار کنیم؛ روا نیست که واقعیت زندگی و مرگ آنان در سکوت زمانه مدفون شود و روایت مقامات دولتی، که جانبدارانه، و اکثراً نادرست و چه بسا توهین‌آمیز است، تنها روايت ماندگاری باشد که برای داوری جامعه و تاریخ بر جای می‌ماند. 

با کمک به مستند کردن و ثبت این سرگذشت شما نیز در تدوین تاریخ خشونت دولتی در ایران سهیم خواهید شد، تدوین این تاریخ برای دادخواهی و اجرای عدالت در آینده و نیز اصلاحات دموکراتیک در کشور ضروری است؛ شما همچنین عضوی از جنبش مدنی حقیقت‌طلبی و حقیقت‌گویی خواهید شد که امروز در سخت ترین شرایط، زمینه‌ساز فردایی است که در آن حقوق بشر همه شهروندان ایران تضمین شود. 

 برای تکمیل سرگذشت آقای سعید گرگیج اطلاعات خود را از طریق این فرم ارسال کنید.

از حمایت و همکاری شما سپاسگزاریم. 

تصحیح و یا تکمیل کنید