|
مشخصات
سن ۲۱ ملیت آرژانتين مذهب يهود وضعیت خانوادگی — تحصیلات — شغل دانشجو مرتبه و موقعیت —
مورد حقوقی تاریخ اعدام ۲۷ تیر ۱۳۷۳ محل بوئنوس ايرس, آرژانين نحوه اعدام بمب گزاري اتهامات —
ملاحظات
خانم «پائولا سارا چیزفسکی» یکی از ٨٥ قربانی بمبگذاری دفتر انجمن تعاونی یهودیان آرژانتین (آمیا) در ٢٧ تیرماه ١٣٧٣ در بوئنوس آیرس بوده است. در ساعت ٩ و ٥ دقیقه صبح آن روز وانتی که حامل ٢٧٥ کیلوگرم مواد منفجره بود، در خیابان «نورگوی» منفجر شد و این دفتر را منهدم کرد، ساختمانهای اطرافش را آسیب رساند و١٥١ نفر را نیز مجروح کرد. از جمله قربانیان این انفجار، رهگذران و ساکنان ساختمانهای اطراف بودند. این انجمن تعاونی سرشناسترین سازمان یهودیان در آرژانتین بود و این انفجارعظیمترین بمبگذاری در تاریخ آرژانتین و مرگبارترین حمله به یهودیان این کشور پس از پایان جنگ جهانی دوم. این بمبگذاری به دنبال حملۀ مشابهی به سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس در مارس ١٩٩٢ انجام گرفت که در آن ٢٩ نفر کشته شده بودند.
خانم چیزفسکی دانشجوی سال سوم رشته حقوق بود. پیش از آن، وی برای شرکت حسابداری والدینش کار میکرد. بعد از آن تصمیم گرفت مدرک حقوق بگیرد. از خانوادۀ وی، پدر و مادر و دو خواهرش باقی ماندهاند که دربارۀ او چنین میگویند: «او قادر بود هر باری را بردوش بکشد و به نحو احسنی به مقصد برساند.» وی به طور تصادفی هنگام انفجار در ساختمان آمیا بود.
نام خانم چیزفسکی از آنجا در یادبود امید آمده است که انبوهی از قرائن و شواهد نقش دولت ایران را در این بمبگذاری تأئید میکند. اطلاعات مربوط به این بمبگذاری در گزارش رسمی اعضای «واحد تحقیقات مالی: پرونده آمیا» به تاریخ ٢٥ اکتبر ٢٠٠٦ (برابر با ٣ آبان ١٣٨٥) آورده شده است. یافتههای دولت آرژانتین زمانی تایید شد که پلیس بینالملل (اینترپل) احکام دستگیری شش مظنون از جلمه چند مقام بلندپایه ایرانی را صادر کرد. این شش نفر عبارت بودند از: عماد فیاض مغنیه، علی فلاحیان، محسن ربانی، احمدرضا اصغری، احمد وحیدی و محسن رضائی. در این دوران، فلاحیان وزیر اطلاعات و رضائی رئیس سپاه پاسداران انقلاب ایران بودند.*
پس از بمبگذاری، دولت آرژانتین تحقیقات دربارۀ این واقعه را به سرپرستی قاضی «خوزه گالیانو» محول کرد. این تحقیقات از ابتدا یکسره از بودجۀ لازم و حمایت دولتی محروم بود. اگر چه گالینو نهایتاً چند نفر را متهم به بمبگذاری کرد، اما تحقیقات وی به نتیجه نرسید و با چنان ناهنجاریهائی آلوده شده بود که سرشناسترین گروه قربانیان فاجعه به کمیسیون بین الآمریکایی حقوق بشر شکایت بردند (١٦ ژوئیه ١٩٩٩ برابر با ٢٥ تیر ١٣٧٨) و دولت آرژانتین را به سهل انگاری و عدم اتخاذ تدابیر لازم برای پیشگیری از وقوع انفجار و نیز سر باز زدن از مسئولیت خود نسبت به تأمین عدالت برای قربانیان این پرونده متهم کردند. دیری نگذشت که، در سال ٢٠٠٤ گالینو را از ادامۀ رسیدگی به این پرونده بازداشتند. گرچه دولت ایران برکناری گالینو را نشان اقرار به ساختگی بودن ادعای ارتباطش با بمبگذاری تلقی کرد، اما شواهد به روشنی نشان میدهند که انگیزۀ گالینو، نه پرونده سازی برای دولت ایران بلکه جلوگیری از تحقیقات جامعی بود که میتوانست حقایق ناخوشایندی را دربارۀ شیوع فساد در بالاترین ردههای دولت آرژانتین برملا کند. پس از برکناری گالیانو، «آلبرتو نیسمن» به سمت قاضی کلّ تحقیقات در این پرونده برگزیده شد. قاضی جدید که از بودجۀ بیشتر و حمایت پرزیدنت «نستور کیرچنر» برخوردار بود، بر اساس تحقیقات کامل و معتبری که انجام داد توانست موافقت پلیس بین الملل را برای صدور احکام بینالمللی دستگیری جلب کند.
نخستین انگیزۀ ایران برای اقدام به بمبگذاری را باید تصمیم دولت آرژانتین به قطع کمک به طرح هستهای ایران و تغییر مسیر سیاست خارجی این کشور نسبت به ایالات متحده آمریکا دانست، از آن جمله ارسال کشتیهای جنگی در حمایت از ائتلافی که به رهبری ایالات متحده در نخستین جنگ خلیج فارس شکل گرفته بود. عوامل مؤثر دیگر در این انگیزه، عدم واکنش جدی آرژانتین به بمبگذاری سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس در سال ١٩٩٢ و تنش بین دولت سوریه و حکومت آرژانتین بود که خود روشنگر نقش حزب الله، سازمانی که تحت حمایت سوریه و ایران فعالیت میکند، در این بمبگذاری است . بنا به تحقیقات مقامات قضایی آرژانتین، تصمیم به انجام این بمبگذاری در بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی صورت گرفته بود. کمیتۀ ویژهای متشکل از علی خامنهای، رهبر رژیم، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور، علی فلاحیان، وزیر اطلاعات، و برخی دیگر از مقامات عالیرتبۀ دولتی در تاریخ ٢٣ مرداد ١٣٧٢ در مشهد طراحی و تصویب این بمبگذاری را برعهده گرفت. مسئولیت کلی عملیات به فلاحیان و احمد وحیدی فرماندۀ شاخۀ ویژۀ سپاه پاسداران جمهوری اسلامی واگذار گردید.
بمبگذاری توسط گروهی از عوامل حزب الله با کمک دیپلماتهای ایرانی در سفارت بوئنوس آیرس در آرژانتین اجرا شد. این عوامل به رهبری عماد مغنیه با پاسپورتهای جعلی در روز ١٠ تیرماه ١٣٧٣ وارد بوئنوس آیرس شده بودند. سیل مکالمات تلفنی رد آنها را از فرودگاه تا «فوزدوایگوازو» در ناحیۀ «سه مرز» که میان آرژانتین، برزیل و پاراگوئه قرار دارد، تأئید میکند. این ناحیه از کنترل امنیتی چندانی برخوردار نیست و از همین رو به آسانی میتواند مورد بهره جوئی برای مقاصد تروریستی واقع شود. قرائن دال بر آن است که دو دیپلمات ایرانی در بوئنوس آیرس فعالانه به حزب الله کمک میکردند. محسن ربانی، رایزن فرهنگی تازه منصوب شدۀ ایران در سفارت، مسئول عملیات و تدارکات بود. (گرچه وی یازده سال در آرژانتین اقامت داشت، اما تنها در ماه مارس همان سال از مصونیت دیپلماتیک بهره مند شده بود.) دستیار وی احمد اصغری، منشی سوم سفارت و عضو سپاه پاسداران انقلاب بود.
برای تهیه وسیله نقلیه برای بمبگذاری، ربانی به «خوزه ریبلی» عضو پلیس ناحیۀ بوئنوس آیرس روی آورده بود. ریبلی علاوه بر مقامش در نیروی انتظامی یک شبکۀ پرسود دزدی اتومبیل را نیز هدایت میکرد. وی به نوبۀ خویش از کمکهای «کارلوس تلدین» برای یافتن وسیلۀ نقلیه، که نهایتاً یک نیسان سفید رنگ بود، بهره جست. راننده انتحاری «ابراهیم حسین بارو»، عضو حزب الله لبنان، همراه مغنیه وارد آرژانتین شده بود.
دخالت ایران در این بمبگذاری با رفتار گذشتهاش سازگاری داشت. در واقع، جمهوری اسلامی در بمبگذاریهای ستادهای نیروی دریایی آمریکا و فرانسه در بیروت در سال ١٩٨٣، و نیز بمبگذاری «برجهای خوبار» عربستان سعودی در سال ١٩٩٦، نقش تسهیل کنندۀ عملیات را ایفا کرده بود. ایران در بمبگذاریهای پیدرپیای که پاریس را در سال ١٩٨٦ به لرزه انداخته بود دست داشت. هدف ایران از این بمبگذاریها از جمله تحت فشار قرار دادن دولت فرانسه بود برای عفو «انیس نقاش»، تروریست لبنانی که پس از یک اقدام ناموفق علیه جان نخست وزیر پیشین ایران، شاپور بختیار در سال ١٩٨٠، که منجر به قتل دو شهروند فرانسوی شده بود، در فرانسه به حبس ابد محکوم شده بود. انیس نقاش بالاخره در سال ١٩٩٠ توسط «فرانسوا میتران»، رئیس جمهور وقت فرانسه، عفو شد و به ایران رفت. افزون براین، دولت ایران، تا این تاریخ، مظنون به ترور دست کم ١٦٢ نفر از مخالفانش در ١٤ کشور جهان است.
بمبگذاری آمیا نه تنها یک عمل شنیع تروریستی، بلکه جنایتی علیه بشریت بود. اگرچه مفهوم جنایت علیه بشریت معمولاً در چارچوب مخاصمات مسلحانه مطرح شده، اما در سالهای اخیر تعمیم یافته و جنایاتی نظیر بمبگذاری آمیا را نیز دربرگرفته است. دادگاههای جنایات جنگی اخیر در یوگوسلاوی سابق و رواندا و ایجاد دادگاه بینالمللی کیفری از عوامل اصلی این تعمیم بودهاند. بنابر مقررات دادگاه بینالمللی کیفری، عملی جنایت علیه بشریت شمرده میشود که:
١) مستلزم ارتکاب فعل مشخّصی نظیر قتل، تجاوز و برده داری باشد،
٢) بخشی از یک حمله سازمان یافته و گسترده شمرده شود،
٣) علیه مردم غیرنظامی صورت گیرد، و
٤) با قصد وعلم قبلی انجام شود.
بمبگذاری آمیا هر چهار عنصر یادشده را دربرمیگیرد. این جنایت در قالب یک دهه سیاست جمهوری اسلامی برای استفاده از ترور به عنوان وسیلهای جهت خاموش ساختن منتقدان، و وادار کردن دولتهای خارجی به تغییر سیاستشان نسبت به ایران ارتکاب شده است. سابقۀ جمهوری اسلامی در خشونت فراقضائی، از جمله کشتن مخالفان و بمبگذاریها، در روزنامهها، کتابها و پروندههای قضائی گوناگون در طول سالها و در گوشههای مختلف جهان به روشنی مستند و محرز شده است. عملیات آمیا کار فرد یا گروه خودسری از مقامات دولتی که به تنهایی عمل کرده باشند، نبوده است. این جنایت محصول برنامهریزی و تدارکات دقیق و مورد تأیید بالاترین مقامات دولتی ایران بوده است.
با بررسی جریان بمبگذاری آمیا از یک منظر گستردهتر، مشخص میشود که خانم چیزفسکی قربانی تصادفی خشونتی فجیع نبوده است. وی قربانی دیگری است از عملیات خونین و مستمر جمهوری اسلامی ایران برای خاموش کردن منتقدان و پیشبرد اهداف سیاست خارجیاش.
* صرفنظر از تحقیقات رسمی دادستان آرژانتین (نیسمن)، نوشتههای متعددی در روزنامهها و نشریههای پژوهشی، پروندههای قضائی و کتابها به روشن کردن زوایای گوناگون این مسئله پرداختهاند. برخی از این منابع عبارتاند از:
«تلاشهای گستردۀ ایالات متحده برای مسدود کردن منابع مالی تروریستها در منطقه آمریکای لاتین»، نیویورک تایمز، ٢١ دسامبر ٢٠٠٢؛ «رابط تهران»، مجلۀ تایم، ٢١ مارس ١٩٩٤؛ رام، «سرکوب مخالفان: دشمنان جمهوری اسلامی ایران»، مجله خاور میانه، جلد ٤٦، شماره ٣ (تابستان ١٩٩٢)؛ ماگنوس رانستورپ، «حزبالله در لبنان: واکنشهای سیاسی به بحران گروگانگیری غربیان»؛ و «دعوای پیترسن علیه ایران»: شکایت علیه ایران در دادگاه فدرال آمریکا برای انفجار مقر سربازان آمریکایی در بیروت (۱٩٨٣) منجر به محکومیت دولت ایران در سپتامبر سال ٢۰۰٧ شد.
|
نقض حقوق بشر در این موردچهار چوب قانونی
دادگاهها
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، دادگاه های فوق العاده ای به نام دادگاه انقلاب اسلامی تشکیل شد که تا کنون به فعالیت خود ادامه داده است. صلاحیت این دادگاه ها فهرست طولانی از جرائم، از جمله همکاری یا حمایت از نظام سابق، تقویت نفوذ بیگانه در مملکت، مخالفت با انقلاب، خرید و فروش مواد مخدر، قتل و احتکار، را در بر می گیرد. در طول دهه شصت، در کنار دادگاههای انقلاب، دادگاهها ی جنائی آغاز به فعالیت کردند که مسئولیت رسیدگی به بعضی از جرائم، که در قوانین جمهوری اسلامی جزای آن اعدام است ، از قبیل دزدی و زنا را به عهده گرفتند. بنا به قانون مصوب ۱۳ تیر ۱۳۵۸، احکام دادگاه های انقلاب به استثنای حکم اعدام و ابد، قطعی است. حکم اعدام صادره به وسیله محاکم مذکور پس از تأیید شورای عالی قضایی قابل اجرا می باشد.
قضات
دادستان و قضاتی که بر کرسی قضا نشسته اند الزاماً حقوقدان نیستند. در اولین سالهای پس از انقلاب، قوه قضائیه و کانون وکلا به دستور مقامات انقلابی تصفیه گردید و به جای حقوق دانان تحصیل کرده طلاب حوزه های علمیه که الزاماً به درجه اجتهاد نرسیده بودند و تجربه قضاوت نداشتند، همراه با افرادی که به دلیل گرایشات سیاسی و نه صلاحیت حقوقی منصوب شده بودند جانشین حقوقدانان اخراجی گشتند (در سال ۱۳۶۸ تعداد این افراد در قوه قضائیه به دو هزار نفر تخمین زده می شد
).
آیین دادرسی
آئین دادرسی و رویه قضائی این دادگاه ها حد اقل معیار های قضائی تعریف شده دراسناد بین المللی حقوق بشر که لازمه یک دادرسی عادلانه است را تضمین نمی کند. روش این دادگاه ها با سنن حقوقی اسلامی شیعه اثنی عشری نیز منافات دارد. علاوه براحکام اعدامی که به دستور دادگاههای انقلاب اجرا می شود، اعدام های فرا قضائی نیز به اجرا در می آید که قربانیان آن بیشتراز مخالفین نظام جمهوری اسلامی و رهبران اپوزیسیون هستند. در بعضی موارد، چه در خارج و چه در داخل کشور، اسناد و مدارکی دال بر آمریت مقامات و شرکت ماًمورین جمهوری اسلامی در این قبیل اعدام ها به دست آمده. معهذا معلوم نیست که آیا در این موارد احکام اعدام پس از یک محاکمه غیابی مخفی صادر می شود یا نه.
منابع: قضایی جمهوری اسلامی، ۱۹۹۲؛ کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، قطعنامه ۱۹۸۴/۵۴،لغو شکنجه، ایران،۲۸ نوامبر ۱۹۸۴؛ گزارش در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران به وسیله گزارشگر ویژه کمیسیون، آقای رینالدو گالیندوپل، ۲۸ ژانویه ۱۹۸۷. عفو بین الملل، جهانی حیرت زده با ناباوری می نگرد، نقض حقوق بشر، ۱۹۹۰-۱۹۸۷. خاطرات آیت الله خلخالی، قاضی شرع و رئیس دادگاه انقلاب؛ خاطرات آیت الله منتظری، جانشین برکنار شده آیت الله خمینی. گزارش نهایی در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران به وسیله گزارشگر ویژه کمیسیون، آقای رینالدو گالیندوپل، ۲ فوریه ۱۹۹۴
متن
بازگشت اعدامهای فراقضایی
مقامات جمهوری اسلامی و قتل های فرا قضایی
سازمان های بین الملل حقوق بشر به کرات جمهوری اسلامی ایران را، از بدو تأسیس تا کنون، در مورد کشتار های فرا قضایی مخالفین چه در داخل و چه در خارج ازکشور شماتت کرده اند. گرچه گزارشاتی در مورد قتل بیش از دویصت نفر دردست می باشد اما تعداد دقیق قربانیان هنوز نامعلوم است.
اعدام های فرا قضائی در ایران به ندرت پی گیری شده. چند فقره ای که در شرائط استثنایی، تحت فشار افکار عمومی، پی گیری شده به کشف مسئولیت مقامات اطلاعاتی کشور منتهی گردیده است. درخارج از کشور در ممالکی چون فیلیپین، اندونزی، ژاپن، هند و پاکستان در آسیا، و دوبی، عراق، و ترکیه در خاور میانه تا قبرس، فرانسه، ایتالیا، اطریش، سوئیس، آلمان، نروژ، سوئد و انگلستان در اروپا، و ایالات متحده آمریکا در آنسوی اقیانوس آتلانتیک، مخالفین به طرق مختلف توسط مأمورین جمهوری اسلامی مورد سؤقصد قرار گرفته و کشته شده اند. در بیشتر موارد مظنونی شناسایی نشده ومقامات محلی حکم بازداشتی صادر نکرده اند. اما شواهد، مدارک و ردپا هایی که از تحقیقات پلیس و مقامات قضایی محلی به دست آمده همه فرضیه جنایت دولتی را تأئید می کند.
نوع تشکیلات و اجرای این قتلها دال بر وجود الگوی واحدی است که بنا به گفته دادستان سوئیسی، رولان شاتلن، دارای پارامترها مشترک و یک برنامه ریزی دقیق می باشد.از تشابهات بین این قتل ها در کشور های مختلف چنین استنباط شده که جمهوری اسلامی ایران آمر اصلی این جنایات است. درتحقیقاتی که در باره قتل شخصیت های شناخته شده در فرانسه، آلمان و سوئیس انجام شده مدارک و اسنادی به دست آمده دال بر مشارکت و مباشرت مقامات و مستخدمین دولت جمهوری اسلامی. در فرانسه معاون وزارت پست و تلگراف جمهوری اسلامی غیاباً به جرم قتل دو تن از مخالفین ایرانی به حبس ابد محکوم شد. در آلمان (برلن) مأمورین اطلاعاتی جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان به جرم قتل چهار تن از مخالفین جمهوری اسلامی به حبس ابد محکوم شدند. در ارتباط با همین جنایت مقامات قضایی آلمان یک قرار توقیف بین المللی برعلیه وزیر اطلاعات و امنیت وقت صادر کردند. دادگاه جنایی برلن، که به این قتل رسیدگی می کرد، رسماً اعلام نمود که عالیترین مقامات دولت جمهوری اسلامی ایران دستور این قتل را صادر کرده اند. تصمیم این قتل در یک کمیته ای به نام "کمیته عملیات ویژه" اخذ شده که اعضای آن عبارتند از: رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و امنیت (وواک)، وزیر امور خارجه، نمایندگان دستگاه های امنیتی و سایر سازمان ها و سرانجام رهبر انقلاب.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی مسئولیت شماری چند از این جنایات را به عهده گرفته، در حالیکه نقش نظام را در وقوع قتل ها دیگر مصرانه تکذیب نموده اند. در طول دهه هفتاد مسئولین هرگونه دخالت را در اعدام های فرا قضایی تکذیب کرده اند. اکثر اوقات رژیم این جنایات را به اعضای اپوزیسیون نسبت می دهد. معهذا این جنایات ازنظر آرمانی و حقوقی از بدو تشکیل نظام توسط مقاماتش توجیه شده. در بهار سال هزار و سیصد و پنجاه و هشت، اولین قاضی شرع دادگاه های انقلاب اسلامی تصمیم نظام را مبنی بر اجرای اعدام های فرا قضایی رسماً اعلام نمود و این تصمیم را چنین توجیح نمود : "...این ها محکوم به اعدام شدند، در نظر ملت ایران اگر کسی بخواهد در خارج، در هر کشوری، آن ها را ترور کند، هیچ دولتی حق ندارد او را به عنوان تروریست محاکمه کند؛ زیرا او عامل اجرای حکم دادگاه انقلابی اسلامی است. لذا آن ها مهدور الدم هستند و در هر جا باشند حکم در باره آن ها همین است. افراد را در کشورهای خارجی اعدام کند، عامل اجرای حکم دادگاه محسوب خواهد شد."
این سیاست نظام در طول تاریخش تداوم داشته چنانچه بیش از ده سال پس از این اظهارات، وزیر اطلاعات و امنیت نظام در حالیکه در مورد موفقیت های نیروهای امنیتی سخن می راند در مورد حذف مخالفین چنین اشاره کرد: " بعلاوه ما موفق شدیم به بسیاری از این گروهک ها در خارج از کشور و در سر مرز ضرباتی وارد کنیم."
متن
بازگشت
بر اساس اطلاعات موجود، حقوق بشری که در زیر میآید در مورد این شخص نقض شده است:
-
حق زندگی، حق ذاتی انسان است و نباید فردی را خودسرانه از آن محروم کرد
اعلامیه جهانی حقوق بشر،
ماده ٣
؛ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،
ماده (١)٦، ماده (١)٩؛
دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی برای الغای مجازات اعدام،
ماده ١
-
حق مصونیت در مقابل مجازات بیرحمانه، غیرانسانی و اهانتآمیز
میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی،
ماده ٧؛
کنوانسیون ضد شکنجه، مجازاتهای بیرحمانه، غیرانسانی یا اهانتآمیز،
ماده ١،
ماده ٢
|