امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
منوچهر
منوچهر
وحید
وحید
فرهاد
فرهاد
جمال
جمال
مرتضی
مرتضی
عباس
عباس
مسعود
مسعود
سیلوانا
سیلوانا
خورهه
خورهه
مویسس گابریل
مویسس گابریل
کارلوس
کارلوس
یانینا
یانینا
نائوم
نائوم
سباستیان
سباستیان
هوگو نوربرتو
هوگو نوربرتو
۱۸۸۰۶
قربانی خشونت دولتی در امید
هر یک روزی به بی‌داد و نامردمی از زندگی محروم شده‌اند

یادبود امید

اقدام شما مؤثراست
با یاری به ما در ثبت تاریخ مشارکت کنید

زنان و مردانی که با سرگذشتشان در این صفحه آشنا می شوید امروز شهروندان شهری خاموش اند که امید نام دارد. در این شهر قربانیان جبر و ستم از یاد و خاطره حیاتی دیگر یافته اند.

این‌ جا شهروندان را اصل، نسب، مذهب، قومیت و ملیت های گوناگون است، با کردار و پندارهای گوناگون و گاه متضاد. اما پیوندشان را درامید انسانیت و حقوق طبیعی شان قوام می بخشد. دلیل اشتراکشان در شهروندی این است که هر کدام یک روز به بی‌داد و نامردمی از حق حیات محروم شده اند. و آن روزکه سرنوشتی به تباهی کشیده می شد، زندگی خانواده ای متلاشی می گردید و دردی توصیف ناپذیر بر آنان تحمیل می شد، این همه را جهان دورادور نظاره می کرد.

ریسان سواری…

آقای سواری معلم مدرسه راهنمایی، از فعالان عرب اهواز و عضو حزب الوفاق بود.

ادامه

کارون حاجی زاده (پورحاجی زاده)…

درسخوان و مهربان بود، او می گفت اگر تنها موزهایم را بخورم از گلویم پایین نمی رود، و موزهایش را با دوستانش تقسیم می کرد.

ادامه

بهرام یلدایی…

یکی از بهائیان شیراز و حسابدار یک بیمارستان و استادیار دانشگاه بود. آیا ممکن است که یکی از اتهامات او "مجرد بودن" بوده باشد؟

ادامه