بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

کامبیز صادق‌زاده میلانی

درباره

ملیت: ايران
مذهب: بهائی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۳۰ مرداد ۱۳۵۹
محل: تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: ناپدید‌شدن اجباری
اتهامات: اتهام نامعلوم
سن در زمان ارتکاب جرم: ۴۲

ملاحظات

خبر و اطلاعات در خصوص ربوده و ناپدید شدن آقای کامبیز صادق‌زاده میلانی فرزند میراحمد به همراه ۱۰ نفر دیگر(۱) از مصاحبه‌ی فرزند ایشان، آقای نیکان صادق‌زاده‌ میلانی، که در وب‌سایت نسل‌کشی آرام (تاریخ شفاهی آزار و اذیت بهاییان در ایران) انتشار یافته، بدست آمده است. اطلاعات تکمیلی در این باره از وب‌سایت‌ خانه‌ی بهایی ستیزی در ایران و همچنین مقاله‌‌ای به قلم آقای سپهر عاطفی در وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی (۲۰ مهر ۱۳۹۴) کسب شده است.

آقای صادق‌زاده میلانی یکی از ٢٠۶ نفری است که نامش در گزارش سال ١٩٩٩ جامعه جهانی بهائی منتشر شده است. عنوان این گزارش «طرح مخفیانه ایران برای نابودی یک جامعه مذهبی» است که در آن به آزار اعضای جامعه بهائیان ایران توسط جمهوری اسلامی اشاره شده و لیستی از بهائیانی که از سال ١٣۵٧ در ایران کشته شده‌اند را شامل می‌شود.

آقای صادق‌زاده میلانی در سال ۱۳۱۷ در یک خانواده‌ی بهائی به دنیا آمد. در سال ۱۳۴۶ و پس از اخذ مدرک دکترا در رشته‌ی پزشکی از دانشگاه تهران، به آمریکا رفت و در رشته‌ی روانپزشکی فارغ‌التحصیل شد. در آمریکا مطب خود را تأسیس و مشغول به کار شد، اما پس از مدتی به ایران بازگشت و یک مطب روانپزشکی در تهران افتتاح کرد. آقای صادق‌زاده میلانی متأهل و دارای فرزند بود. فرزندانش او را پدری بسیار بامحبت، دلسوز و خوش‌اخلاق توصیف می‌کنند و او را نمونه‌ی یک انسان واقعی می‌شناسند. 

آقای صادق‌زاده میلانی به دلیل اعتقاد به آئین بهائی اغلب تحت فشار و آزار بود. در۴ فروردین سال ۱۳۵۸، منزل و محل کارش مورد حمله قرار گرفت. آقای صادق‌زاده میلانی در سال ۱۳۵۹ به عضویت محفل روحانی ملی(۲) بهائیان انتخاب شد.

وضعیت بهائیان در جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی جامعه بهائیان ایران را (که با حدود سیصد هزار عضو در سال ۱٣۵٧(۳)، یکی از پر‌شمارترین اقلیت‌های مذهبی کشور است) به صورت مداوم و سیستماتیک تحت آزار و سرکوب قرار داده و بهاییان را از اساسی‌ترین حقوق بشر محرومشان کرده است. قانون اساسی دین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد و مقامات کشور، این دین را الحادی تلقی می‌کنند. در نتیجه بهائیان از حقوق رسمی یک اقلیت مذهبی برخوردار نیستند. آنها نمی‌توانند مذهب‌شان را آشکار کنند و یا مراسم مذهبی خود را به جا آورند. آنان از هرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع شده‌اند و از حق تحصیل در دانشگاه‌ها و حق اشتغال در ادارات دولتی یا وابسته به دولت محرومند. (۴)

دستگیری و بازداشت

در ساعت حدود چهار بعدازظهر روز ۳۰ مرداد ۱۳۵۹ عده‌ای پاسدار با هجوم به محل تشکیل جلسه‌ی محفل روحانی ملی بهائیان واقع در خیابان نفت در تهران، آقای صادق‌زاده میلانی را به همراه سایر اعضای محفل دستگیر و با خود به مکان نامعلومی بردند. آقای صادق‌زاده میلانی پس از دستگیری هیچ تماس و ملاقاتی با خانواده‌اش نداشت. (مصاحبه‌ی فرزند آقای صادق‌زاده میلانی، وب‌سایت خانه‌ی اسناد بهائی ستیزی در ایران) در مورد سایر جزئیات دستگیری و بازداشت ایشان اطلاعی در دست نیست.

دادگاه

درباره‌ی جلسه یا جلسات دادگاه اطلاعی در دست نیست. 

اتهامات

از اتهام یا اتهامات آقای صادق‌زاده میلانی اطلاعی در دست نیست.

در شرایطی که حداقل تضمین‌های دادرسی رعایت نمی شود و متهمان از محاکمه‌ منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست. 

مدارک و شواهد

از مدارک ارائه شده علیه آقای صادق‌زاده میلانی اطلاعی در دست نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای صادق‌زاده میلانی اطلاعی در دست نیست.

بنا به اظهارات نمایندگان جامعه‌ی بهائیان، معتقدات دینی دلیل اصلی بازداشت و دادگاهی شدن پیروان مذهب بهایی است. اطلاعاتی که این نمایندگان در مورد هم‌کیشان خود کسب کرده‌اند، حاکی از این است که معمولاً درخواست متهمان برای مطالعه‌ی پرونده رد می‌شود و اگرچه متهمان قانوناً مجازند که از وکیل مدافع استفاده کنند، اما وکلای دادگستری تحت فشار قرار دارند تا موکل بهایی نپذیرند.

نمایندگان جامعه‌ی بهائیان اتهاماتی از قبیل فعالیت سیاسی ضد انقلابی یا جاسوسی را که همواره در دادگاه‌ها به بهائیان وارد می‌شود تکذیب کرده و یادآوری می‌کنند که اصول اساسی دین‌شان، وفاداری به حکومت و فرمانبرداری از آن را تکلیف شمرده و آ‌‌ن‌ها را از هرگونه دخالت در امور سیاسی منع می‌نماید. این منابع اضافه می‌کنند که جاسوسی برای اسرائیل نیز اتهامی بی‌اساس است  که مبنای آن استقرار مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل است. حال آن که این مرکز سال‌ها قبل از تأسیس دولت اسرائیل دراواخر قرن نوزدهم میلادی در آن‌جا دایر شده است.

حکم

از جزئیات حکم صادر شده علیه آقای کامبیز صادق‌زاده میلانی اطلاعی در دست نیست.

از سرنوشت آقای صادق‌زاده میلانی و سایر افراد دستگیر شده اطلاعی در دست نیست و هیچ مقام رسمی مسئولیت این بازداشت‌ها را برعهده نگرفته است. تلاش‌های فراوان خانواده‌های افراد بازداشت‌شده در طی این سالها برای کسب اطلاع از وضعیت عزیزانشان بی‌نتیجه مانده است. در بخشی از نامه‌ی مورخ ۱ شهریور ۱۳۵۹ که خانواده‌های افراد بازداشت شده برای دادستان کل انقلاب، دادستان کل کشور، دفتر آیت‌الله خمینی، ریاست دیوان عالی کشور، وزیر کشور، رئیس جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی ارسال کرده بودند، آمده است: «سرپرستان خانواده‌های اینجانبان... را بازداشت و با خود برده‌اند. از تاریخ مزبور تاکنون با تجسسات توان‌فرسا معلوم نگردیده که این مظلومان را در چه محلی زندانی کرده‌اند و آنچه مسلم می‌دانیم علت بازداشت آنان تدین بدیانت بهائی است...». (وب‌سایت خانه‌ی اسناد بهائی ستیزی در ایران)

_____________________________

(۱) اسامی سایر افراد دستگیرشده به همراه آقای کامبیز صادق‌زاده میلانی عبارتند از: (۱) آقای منوچهر قائم مقامی، (۲) آقای عبدالحسین تسلیمی، (۳) آقای حسین نجی، (۴) آقای ابراهیم رحمانی، (۵) آقای یوسف قدیمی، (۶) آقای عطاءالله مقربی، (۷) خانم بهیه نادری، (۸)آقای هوشنگ محمودی، (۹) آقای یوسف عباسیان، (۱۰) آقای حشمت‌الله روحانی.
(۲) در دیانت بهائی، وظایف اداری جامعه -که در ادیان دیگر به‌ طور سنتی در حوزه‌ی مسئولیت طبقه‌ی روحانیون قرار دارد- از طریق «محافل روحانی» انجام می‌شود. محافل روحانی، شوراهایی ۹ نفره هستند که اعضای آن هر سال از طریق انتخابات برگزیده می‌شوند و اداره امور جامعه‌ی بهائی را در دو سطح «محلی» و «ملی» بر عهده دارند.
(۳) «مرگ تدریجی بهائیان ایران» نوشته ریچارد ن. اوستلینگ، مجله تایم به تاریخ ٢۰ فوریه ۱٩٨۴؛ و «تضییقات بهائیان ایران ۱۹٨۴־۱٨۴۴» نوشته داگلاس مارتین، پژوهش بهائی جلد ١٣/١۲ چاپ سال ۱۹٨۴، ص ۳. تعداد جمعیت فعلی بهائیان در ایران مشخص نیست. 
(۴) در قوانین کیفری ایران برای بهائیان هیچ حقی پیش‌بینی نشده است و آنان همواره در معرض سوءاستفاده و اعمال خشونت قرار دارند. چنانچه قربانی آزار و حمله شوند و مورد سرکوب قرار‌گیرند یا به قتل برسند، دادگاهی برای آنها حق تظلم و دادخواهی قائل نیست. مقامات قضایی ایران با استناد به فتوا‌ی بعضی مراجع تقلید که به موازات مجلس از منابع قانون گذاری محسوب می‌شوند، بهائیان را در زمره‌ مرتدین که تحت حمایت قانون نیستند قرار می‌دهند. یکی از این مراجع، آیت‌الله روح‌‌‌‌الله خمینی است که برای جرم ارتداد حکم اعدام تعیین کرده است و اعلام کرده که یک مسلمان نباید به جرم کشتن مرتد اعدام شود. 
قوانینی که بهائیان را از شرکت در هرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع می‌کند به زندگی حرفه‌ای، اجتماعی و اقتصادی آن‌ها صدمات سنگینی زده است. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، وزارت کار جمهوری اسلامی دستور داد که افراد وابسته به «فرق منحرف» و یا اعضاء سازمانهایی که به زعم مسلمین پیرو «مکاتب الحادی»اند و یا در اساسنامه خود وحی و ادیان توحیدی را نفی می‌کنند باید از همه مشاغل دولتی برکنار شوند. از طرف دیگر ضرورت اعلام مذهب، در درخواست‌نامه‌ها، فرمها و مدارک رسمی (که اخیراً در بعضی موارد، تحت فشار بین المللی حذف شده است)، آزادی بهائیان را به صورت جدی محدود کرده وآنها را از فرصت‌های موجود درهمه ابعاد زندگی خصوصی از جمله ازدواج، طلاق، ارث، راه‌یابی به دانشگاه وانجام سفر محروم می‌نماید. 
در عمل از سال ١٣۵٨ تا کنون هزاران بهائی شغل، مقرری و حقوق بازنشستگی، اموال، کسب و کار و بالاخره امکان تحصیل را از دست داده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی با انحلال تشکیلات بهائیان، آنها را از حق گردهم‌آیی، انتخاب و اداره مؤسسات دینی خود در سطح منطقه‌ای و ملی محروم کرده‌اند.  پس از وقوع انقلاب اسلامی حد اقل دویست بهائی اعدام شده و تعداد زیادی از آنها زندانی و تحت شکنجه و فشار قرار گرفته اند تا شاید از دین خود بازگشته به اجبار به اسلام بگروند.
به سبب اعتراض‌های شدید بین‌المللی به آزار و سرکوب این اقلیت مذهبی غیر سیاسی و آرام، مقامات دولت ایران در بیشتر اوقات علت اصلی فشار و اعدام بهائیان را پنهان کرده و ادعا می‌کنند که اینان به اتهاماتی نظیر «فعالیتهای ضد انقلابی»، «حمایت از رژیم سابق»، «جاسوسی برای صهیونیسم» و «فحشا، زنا و فساد اخلاقی» محکوم و مجازات می‌شوند.

تصحیح و یا تکمیل کنید