بنیاد برومند  
 
A project of the Abdorrahman Boroumand Foundation

یک سرگذشت
آقای محسن خواجه نوری

مشخصات

سن ۶۳

ملیت ايراني

مذهب اسلام (شيعه)

وضعیت خانوادگی متاهل

تحصیلات مدرک دانشگاهي

شغل قانونگزار

مرتبه و موقعیت اقای خواجه نوری قبل ازانقلاب در سمت سناتور انتخابی از تهران خدمت می نمود.


مورد حقوقی

تاریخ اعدام ۲ مهر ۱۳۵۸

محل زندان اوين، تهران, ايران

نحوه اعدام تيرباران

اتهامات مفسد في الارض; همکاري با رژيم طاغوت

ملاحظات

خبر اعدام آقای محسن خواجه نوری در روزنامه کیهان مورخ ۲ مهر ماه ۱۳۵۸ ( ۲۴ سپتامبر ۱۹۷۹) به چاپ رسید. آقای خواجه نوری که از جمله سناتور های نظام سابق بودند همراه با دو سناتور دیگر آقایان ایرج مطبوعی و جمشید اعلم محاکمه و به اعدام محکوم شدند. روزنامه کیهان در شماره های ۲۸ شهریور تا دوم مهرماه گزارش جلسات دادگاه سه متهم را به چاپ رساند. در این پرونده بر مطالب روزنامه کیهان، شهادت نزدیکان متهم نیز اضافه شده است.

دستگیری و بازداشت

آقای خواجه نوری در فروردین ماه سال ۱۳۵۸ بازداشت و زندانی شدند. وی در ابتدا در زندان قصر محبوس و سپس به زندان اوین منتقل گردید.

دادگاه

دادگاه انقلاب اسلامی مرکزدر چهار جلسه به اتهامات آقای خواجه نوری و دو متهم دیگر رسیدگی نمود. دادگاه غیر علنی بود و به اعضای خانواده متهمین اجازه حضور داده نشده بود. محل دادگاه در زندان اوین بود.

اتهامات

اتهامات عنوان شده علیه آقای خواجه نوری به شرح زیر است : "، محسن خواجه نوری ... مدیر عامل عمران و شهرسازی شمیران نو، مدیر فنی کل وزارت کار، مدیر عامل سازمان بیمه های اجتماعی کارگران، از مؤسسان حزب ضد ملی ایران نوین و فعال در کودتای ۲۸ مرداد، حیف و میل بیت المال مسلمین در طول خدمت در مجلسین، ترویج فساد و عیش و نوش با خاندان پهلوی و غصب و تجاوز به به اراضی مردم، شرکت در تصویب قانون کاپیتولاسیون، عضویت در لژ فراماسونری، فعالیت و کوشش درکودتای ۲۸ مرداد..... عده زیادی از اهالی لواسانات و شمیرانات از متهم شکایت کرده اند که زمینهای کشاورزی آنها را به شکارگاه سلطنتی واگذار کرده است و از این راه خسارات بسیار زیاد به روستائیان وارد کرده است و زمینهای بعضی از روستائیان را جزو پیست اسکی کرده است که از این بابت خسارات زیاد متوجه روستائیان شده است.... " همچنین دادستان شکایت محمدرضا رهنما کمک داروساز بیمه های اجتماعی را که در پرونده ضبط شده بود را قرائت کرد، رهنما شکایت کرده است که در سال ۱۳۴۴ زمانیکه محسن خواجه نوری مدیر عامل سازمان بیمه های اجتماعی بوده ایشان را بدون کوچکترین بهانه ای از بیمه های اجتماعی اخراج کرده است.... با توجه به موارد عرض شده تقاضای اشد مجازات می نمایم."

مدارک و شواهد

گذشته از موارد اتهامی که به مشاغل آقای خواجه نوری در نظام سابق مربوط بود، دادستان انقلاب به یک شکایت جمعی از ۲۸ نفر از ساکنین حوزه ی انتخاباتی متهم و شکایتی از یکی از مستخدمین سابق بیمه های اجتماعی اشاره نمود. رئیس دادگاه یه متهم اجازه نداد که مدارک و شواهد خود را دال بر خدماتش در حوزه انتخاباتیش ارائه دهد. همچنین به ساکنین این منطقه که مایل به استشهاد برله متهم بودند اجازه حضور در دادگاه داده نشد.

دفاعیات

آقای محسن خواجه نوری و دو متهم دیگر حاضر در دادگاه از خدمات وکیل مدافع محروم بودند. بخشی از دفاعیات ایشان در روزنامه کیهان به شرح زیر به چاپ رسید : ".... من در تمام طول خدمتم در مجلس شورایملی و سنا غیر از حقوق نمایندگی خود مبلغی دیگر دریافت نمی داشتم من هیچگونه سوء استفاده ای در طول مدت خدمتم نکرده ام. من درطول ۸ سال نمایندگی مجلس شورایملی، برابر حقوق دریافتیم از مجلس برای موکلان خود در شمیران خدمت نموده ام. چندین درمانگاه به خرج خودم و با کوشش مستقیم من برای اهالی دهات شمیرانات ساختم ومشکل آب آشامیدنی روستائیان را حل کردم. حاکم شرع گفت : این مطالب هیچ گونه نقشی در دفاعیات شما ندارد، اینها نمی تواند شمار از کیفر برهاند. شما در سال ۴۲ وکیل بودید، زمانیکه آقایان عظام نوشته بودند و انتخابات را تحریم کرده بودند، شما محاربا و مفسدا در این جریان شرکت کردید، شما در حاشیه خدمت خود به طاغوت کارهایی نیز انجام داده اید... ... متهم دامه داد: تمام دارایی من از پدر و مادرم به ارث رسیده است. .... متهم در دنباله دفاعیات خود افزود علت اینکه من عضویت در لژ ابن سینای فراماسونری را پذیرفتم، سابقه ای بود که سید جمال الدین اسد آبادی و سید نصراله تقوی و مرحوم دکتر مصدق در این لژ عضویت داشته اند، بود. هیچگاه فراماسونری وابستگی ما به خارج نبود. فراماسونها مشعلدار آزادی بودند. آنها پیروی از اصول دموکراسی را شعار خود قرار داده بودند. من بعلت گرفتاری مدت کمی عضو آن مؤسسه بودم و بعلت نپرداختن حق عضویت، مستعفی شناخته شدم. فراماسونری در ایران این بود که عرض کردم و بمن گفتند که چنین کسانی در این لژ عضو بودند. نوشته های اسد آبادی و عکسهای اورا در لباس مخصوص به ما نشان دادند. این مدارک در کتابخانه مجلس شورایملی وجود دارد... جرج واشنگتن همراه با جفرسن که پرچمدار آزادی آمریکا بودند، فراماسون بودند. آنها قهرمانان آزایخواهی کشور خود بودند. ... کمونیست ها سرسخت ترین دشمن فراماسونری بودند. آنها در اولین مرحله لژ های فراماسونری را داغان می کردند. این دستگاه میتواند با کمونیست مبارزه نماید. .... وزارت کاردر زمان صدارت قوام السلطنه برای مبارزه با کمونیزم بوجود آمد. و من برای خدمت به میهن و برای مبارزه با کمونیزم به این سازمان رفتم من یک سرباز مخالف با کمونیزم هستم. به هر قیمتی که میخواهد برایم تمام شود. ... کمونیست ها مخالف دموکراسی هستند. متن پیشنهادی من برای سازمان های بیمه های اجتماعی به دکتر مصدق، مورد قبول وی واقع گرید. و متن پیشنهادی من بعنوان سند بیمه های اجتماعی در این مملکت موجود است. در زمان روی کار آمدن زاهدی من از مقام خود استعفا دادم و ۸ سال خانه نشین بودم..." در مورد شاکیان خصوصی آقای خواجه نوری در دفاعیات خود گفت: "در مورد اقای محمد رضا رهنما باید عرض کنم که در تاریخ ۱۳۴۴ من مدیر عامل سازمان بیمه های اجتماعی نبودم.... حدود شکارگاه سلطنتی را وزارت دربار معین می کرد نه شخص من، من نه شکارچی بودم و نه علاقه ای به شکار داشتم... در مورد پیست اسکی باید بگویم که حدود آنرا نیز فدراسیون اسکی تعیین میکرد و من هیچگونه دخالتی ... نداشتم... در مورد اراضی مورد عمل شرکت ساختمانی شمیران نو که من مدیر عامل آن بودم باید عرض کنم، زمین های مورد بحث متعلق به کشاورزان گلندوک و شوکا بود ما این زمینهای مزروعی را از قرار هر متری چهار و نیم تومان از زارعین خریدیدم و سند این معامله در دفتر اسناد رسمی ۱۷ موجود می باشد، خود زارعین داوطلب شدند و من نمیدانم چطور از بین آنهمه فروشنده زمین تنها دو نفر از آنها از من شکایت کره اند ...." آقای خواجه نوری در دفاعیات خود افزود که به لایحه کاپیتولاسیون رأی نداده بود.

حکم

پس از چهار جلسه و سه روز شور پیرامون اتهامات، دادگاه انقلاب اسلامی مرکز آقای خواجه نوری را مفسد فی الارض و محارب با خدا شناخت و ایشان را به مرگ محکوم کرد. شب قبل از اعدام بین ساعت ده و یازده شب آقای محسن خواجه نوری اجازه یافت که در یک ملاقات نیم ساعته با همسرش وداع کند. زن و شوهر برای آخرین باریکدیگر را در اغوش کشیدند. آقای خواجه نوری همسرش را تسلی داد و به وی گفت که هر کسی را سرنوشتی است و از او خواست که گریه نکند. وی افزود که هیچ خلافی از او سرنزده و ازاعمال و رفتارش پشیمان نیست، در خانه اش همیشه به روی نیازمندان باز بوده. سحرگاه روز بعد آقا خواجه نوری تیرباران شد.




 
 

نقض حقوق بشر در این مورد

چهار چوب قانونی

دادگاهها، قضات و دادرسی

متن

بازداشتها، بازجوییها و دادگاه ها طی سالهای ۱۳۵۹-۱۳۵۸

شرایط بازداشت، محاکمه و محکومیت

متن


 

کپی رایت بنیاد عبدالرحمن برومند بالای صفحه

Foundation Memorial Farsi Foundation Memorial English Library Memorial Farsi Library Memorial English Foundation Library Farsi Library Foundation English